مروری سیستماتیک بر تجارب جهانی در پیشگیری از خشونت خانگی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 49-62
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727995
حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم
چکیده خشونت خانگی یکی از مشکلات عمده سلامت افراد به شمار میاید. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین مدیریت موارد خشونت خانگی در دنیا بهعنوان یک اولویت مهم سلامت مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مداخلات انجام شده و تجارب جهانی در زمینه پیشگیری از بروز خشونت خانگی و بررسی اثربخشی آن است. روش: این مطالعه از نوع مطالعات کیفی- توصیفی به روش مروری و با جستجوی نظاممند مقالات موجود در بانکهای اطلاعاتی معتبر و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انگلیسی و فارسی، با مرور و تحلیل مداخلات انجام شده در زمینه خشونت خانگی و میزان اثربخشی آنها تحلیل شد. یافتهها: بعضی مداخلات در زمینه خشونت خانگی در بسیاری از کشورها شامل مداخلات متمرکز بر افراد آسیبدیده خصوصاً زنان و کودکان که شامل راهکارهایی از قبیل آموزش، جلب حمایت و مشاورههای روانی و درمانی افراد در معرض خطر است. مداخلات دیگر متمرکز بر کارکنان سیستم خدمات بهداشتی درمانی و سازمانهای حمایتی بهمنظور آموزش و توانمندسازی آنان در زمینه تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی است. بحث: توانمندسازی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی برای غربالگری، تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی و نیز آموزش کلیه افراد در زمینه عوامل زمینهساز بروز خشونت، کسب مهارتهای ارتباطی و سازگاری و انتخاب صحیح رفتارهای جایگزین در مواجهه با موقعیتهای خشونت زا میتواند گامهایی مهم در پیشگیری یا کاهش خشونت خانگی باشد که این یافتهها با بسیاری از مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف همسو بوده است.
تبیین الگوی خانواده در باروری با رویکرد تحلیلی و استناد برآموزههای قرآنی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
فاطمه فرهادیان، نرگس افشار
چکیده براساس دادههای منتشر شده از سوی سازمانهای مختلف جمعیتشناختی، نرخ باروری در بسیاری از کشورهای جهان و از جمله در ایران در حال کاهش است. این امر میتواند ناشی از دلایل متعددی باشد. با وجود این، دگرگونیهای فرهنگی طی چند دهه اخیر، در میان سایر تغییرات، بیشتر از همه خودنمایی میکنند. رشد فردگرایی و تفکرات اومانیستی، تغییرات باورها و نگرشها، رشد سکولاریسم، دگرگونی در ارزشهای خانوادگی و تحول خواهی در زمره مهمترین تحولات مرتبط با باروری است. هدف از این پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر در باروری در حوزههای فردی، خانوادگی و اجتماعی و تبیین الگویی برای خانواده در زمینه باروری با استناد بر شواهد معتبر و با تکیه بر آموزه های دینی است. برایناساس، روش تحقیق در این مطالعه، از نوع کیفی و به صورت فراتحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه کاملاً معناداری میان متغیرهای فردگرایی، مدرنیزاسیون، دینداری، سکولاریسم و ارزشهای خانوادگی در خانواده ها و باروری وجود دارد؛ بهاین معنا که هر چه میزان التزام به باورهای دینی خانواده بیشتر، سطوح سکولاریسم و فردگرایی کمتر و هر چه میزان توجه به ارزشهای خانوادگی بیشتر باشد، نرخ باروری در آن خانوادهها بیشتر است. در این میان مدرنیزه شدن و تبعات متأثر از آن بر خانواده و بهویژه زنان سهم زیادی در تغییر نگرشها داشته است. بنابراین مهم ترین اصل، تغییر در نگرش، باور و ارزش و کنش در سه سطح فرد، خانواده و جامعه است. نگرش ها در طول زمان و یک فرایند تحولی شکل میگیرند و سپس به به باورها و ارزشها و نهایتاً به کنش تبدیل میشوند و زمانی که شکل گرفتند تغییر آنها به سادگی امکان پذیر نمی باشد از این رو باید در این زمینه اقدامات مؤثری شکل بگیرد.
مقایسه باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
فریده انصافداران، مهناز محمدی زاده، کاظم خرم دل
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی بود پژوهش حاضر از نوع علی -مقایسهای و جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان مطلقه تحت پوشش سازمان بهزیستی و زنان عادی شهر شیراز بود. گروه نمونه متشکل از 120 نفر در دو گروه (60 زن مطلقه 60 زن عادی) بود. برای تعیین حجم نمونه در گروه زنان مطلقه از روش نمونهگیری در دسترس و برای زنان عادی از روش هدفمند بهمنظور همتاسازی گروه زنان عادی با زنان مطلقه استفاده شد. پرسشنامه باورهای غیرمنطقی توسط جونز، پرسشنامه خودپنداره راجرز، پرسشنامه بهزیستی معنوی پولوتزین و الیسون مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیهوتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ باورهای غیرمنطقی در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی بالاتر است و میانگین متغیرهای خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی پایینتر است؛ میانگین باورهای غیرمنطقی و ابعاد آن (شامل درماندگی در برابر تغییر، توقع تائید از دیگران، اجتناب از مشکل و بیمسئولیتی هیجانی) در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی بالاتر است؛ بین خودپنداره در زنان با سابقه طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میانگین بهزیستی معنوی و ابعاد آن (سلامت وجودی و سلامت مذهبی) در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی پایینتر است. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر لزوم توجه به باورهای غیرمنطقی خودپنداره و بهزیستی معنوی پیشنهاد میشود این سازهها در قالب کلاسهای آموزشی قبل از ازدواج بهمنظور پیشگیری از بروز مشکلات در زندگی مشترک صورت گیرد.
نقش زنان در پیشگیری از رفتارهای ناهنجار در جامعه با رویکرد اسلامی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 65-82
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065369.1000
زهرا عباسی
چکیده نقش زنان در پیشگیری از گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی، یکی از مؤلفههای بنیادین در ارتقاء سلامت فرهنگی و اخلاقی جامعه بهشمار میآید. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد نظری، تاریخی و کاربردی این نقش از منظر آموزههای دینی انجام شده و با روش کیفی و مروری–تحلیلی، به تحلیل منابع اسلامی، مطالعات پیشین و ارائه راهکارهای عملی پرداخته است. در ابتدا، مفهوم ناهنجاری اجتماعی و عوامل مؤثر در شکلگیری آن از منظر جامعهشناسی، روانشناسی و دینشناسی تبیین شد. سپس با بررسی مبانی دینی و مفهومی مانند نقش زن در تربیت نسل، کارکرد اجتماعی زن و جایگاه زن در اسلام، ظرفیتهای زنان در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تحلیل گردید. در بخش پیشینه، مطالعات داخلی و خارجی نشان دادند که تقویت باورهای دینی، حمایتهای خانوادگی و حضور اجتماعی فعال زنان تأثیر معناداری در کاهش ناهنجاریهایی چون خشونت، اعتیاد، فروپاشی خانواده و بیهویتی جوانان دارد. همچنین، با بررسی نمونههای الگویی از تاریخ اسلام مانند حضرت زهرا، حضرت زینب و زنان متفکر معاصر، کنشگری مؤثر زن در مدیریت بحرانهای اخلاقی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفت. در بخش پایانی، راهکارهایی در سه سطح تربیتی، فرهنگی و نهادی پیشنهاد شده است که میتواند به تقویت نقش زنان در مهار ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند. نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که زن، در منظومه دینی، نهتنها عامل پایداری خانواده بلکه عنصر فعال تحول اجتماعی است؛ بنابراین، بهرهگیری هدفمند از ظرفیتهای فکری، اخلاقی و تربیتی زنان، مسیری مؤثر در پیشگیری از گسترش آسیبهای اجتماعی در جامعه خواهد بود.
نگاهی روانشناختی به جنبههای سببشناسی، پیامدها و درمان اختلال واژینیسموس (مطالعهی مروری)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
شیوا زارع، سوده دشتیانه، زهرا شمالی
چکیده واژینیسموس از رایج ترین اختلالات جنسی در بین زنان می باشد و تأثیر قابل توجهی بر زنان و همچنین زوج های جوان دارد. مقاله مروری پیش رو با نگاهی روانشناختی به جنبه های سبب شناسی، پیامدها و درمان این اختلال انجام شد. مطالعۀ حاضر از نوع پژوهش مروری سیستماتیک بود. بدین منظور کلیدواژههای روانشناسی واژینیسموس، اختلال واژینیسموس، اختلال درد / دخول، تناسلی، درد، در پایگاه داده های Springer، Science Direct، PubMed، SID، Magiran، Noormags و Civilica جستوجو و مجموعه مقالات مرتبط از 1940 تا ۲۰۲۱ استخراج شد. در بررسی مقالات مرتبط مشخص شد اختلال درد / دخول تناسلی از رایج ترین اختلالات در زنان می باشد. این اختلال در کیفیت رابطه ی جنسی و همچنین سلامت روان زوجین بسیار تأثیرگذار است. با توجه به بررسی های انجام شده تغییر در سبک تفکر و تربیتی والدین و فرهنگ سازی در یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همچنین آموزش صحیح در خصوص رابطه ی جنسی به دختران و پسران نوبلوغ و تهیه ی محتوا و ابزار آموزشی بسیار مفید خواهد بود.
واکاوی ضوابط روایی اِعمال اصل منع اضرار در حوزه خانواده
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 22 مرداد 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728350
زینب سنچولی
چکیده در اسلام، حفظ زندگی خانوادگی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بطوریکه شارع مقدس برای تضمین سلامت خانواده، حقوق و وظایف هر یک از زوجین را به دقت مشخص کرده است. و قانونگذار نیز، برای حفظ کیان و بقای خانواده، قوانین مختلفی را وضع کرده و بر ایجاد جامعه خانواده محور و تحکیم و تقویت بنیان خانواده مبتنی بر آموزه های دینی و محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات تأکید کرده است. بر همین اساس، مبتنی بر شأن صدور روایاتِ مربوط به اِعمال اصل منع اضرار، یکسری ملاک هایی از احادیث استخراج می گردد که ضابطه اِعمال ضرر در حوزه خانواده قرار می گیرد؛ به طوری که تعدّی از این ملاک ها، چالش های اساسی در حوزه خانواده را به دنبال دارد. ضرورت انجام تحقیق را می توان این چنین بیان کرد که: در فرایند تشکیل خانواده، حیات و انحلال آن، مبتنی بر شأن صدور احادیث و روایات قاعده لاضرر، بروز برخی رفتارها می تواند مصداق ضرر در حوزه خانواده باشد که ضرورت دارد با بازنگری در قوانین، به قانونگذاری جدید در این زمینه پرداخت و در سایه فقه پویا و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد، از دریچه ای نو به این مسائل نگریست. در این پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که مبتنی بر شأن صدور روایات، یکسری ضوابط قوی و منطقی از احادیث و روایات، از جمله وجوب حفظ حریم و امنیت خانواده، جلوگیری از خسارت معنوی بر اعضای خانواده، رازداری در محیط خانواده و پرهیز از تضییع مالی حقوق زنان یا تحمیلی مالی به آنان در ازای رضایت به طلاق، رعایت عدالت مالی بین وراث، حمایت مالی و عاطفی پدرو مادر از فرزندان ...، قابل استخراج است که می تواند مبنای قانونگذاری احکام جدید قرار بگیرد و از بروز رفتارهای ضرری در حوزه خانواده جلوگیری کند.
