نوع مقاله: مقاله پژوهشی
روان‌شناسی صنعتی و سازمانی

بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به فضاهای تعاملی: مطالعه موردی محوطۀ کافه - رستوران‌های مجتمع تجاری رویال

دوره 7، شماره 1، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725517

مهدی فلاحی، راضیه فتحی، علی عسگری

چکیده دلبستگی مکانی یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات روان‌شناسی محیطی و جغرافیای انسانی است که به پیوندهای عاطفی، اجتماعی و عملکردی افراد با مکان‌ها اشاره دارد. فضاهای عمومی شهری، به‌ویژه مکان‌هایی که بستری برای تعاملات اجتماعی و تجربه‌های مشترک فراهم می‌کنند، می‌توانند موجب تقویت این دلبستگی شوند. محوطۀ کافه - رستوران‌ مجتمع تجاری رویال سعادت‌آباد یکی از این فضاهاست که به دلیل ویژگی‌های خاص خود، مورد توجه دانشجویان دختر قرار گرفته و به مکانی برای تجمع، تعامل و گذران اوقات فراغت تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به این فضا انجام شده است و می‌کوشد تا تأثیر ویژگی‌های کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و فردی را بر میزان این دلبستگی تبیین کند. روش تحقیق این مطالعه ترکیبی از روش‌های کیفی و کمی است. در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ دانشجوی دختر که به‌طور مستمر از این محوطۀ کافه - رستوران‌ استفاده می‌کردند، انجام شد و تحلیل محتوای آن‌ها به شناسایی مهم‌ترین مؤلفه‌های تأثیرگذار بر دلبستگی مکانی منجر گردید. سپس، با طراحی پرسشنامه‌ای بر اساس یافته‌های کیفی، اطلاعات ۲۰۰ دانشجو گردآوری شد. داده‌های به‌دست‌آمده از طریق آمار توصیفی و آزمون‌های همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت تا میزان تأثیر هر یک از عوامل شناسایی‌شده مشخص شود. نتایج نشان داد که دلبستگی مکانی در این فضا تحت تأثیر ترکیبی از عوامل کالبدی، اجتماعی و تجربی قرار دارد. در میان این عوامل، ویژگی‌های کالبدی مانند طراحی فضا، نورپردازی و چیدمان، امکان تعاملات اجتماعی، و خاطرات مشترک و تجربه‌های گذشته بیشترین تأثیر را در ایجاد این دلبستگی داشتند. عامل اجتماعی که شامل حضور گروه‌های مشابه، احساس راحتی در تعاملات و امکان تجربه‌ی جمعی بود، به شکل معناداری در تکرار حضور دانشجویان در این مکان نقش داشت. همچنین، تجربه‌های گذشته و خاطرات مثبت ایجادشده در این فضا موجب افزایش حس تعلق کاربران شد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که دلبستگی به مکان صرفاً یک واکنش فردی نیست، بلکه نتیجه تعاملات اجتماعی، خاطرات مشترک و کیفیت کالبدی محیط است که در گذر زمان شکل می‌گیرد.

روان‌شناسی زن و خانواده

راهکارهای سوره نور در نهادینه‌سازی عفت جنسی در جامعه ‌ایمانی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728074

خدیجه احمدی بیغش، مریم حاجی کاظم

چکیده عفت، نیرویی درونی کنترل نفس از امور ناشایست، همواره مورد توجه اسلام بوده است. خداوند متعال با طرح تدریجی سیاست‌های کلان خویش زیست عفیفانه را در جامعه ‌اسلامی تقویت، تثبیت و نهادینه‌سازی کرده است. بدین شیوه که علی‌رغم طرح مباحث مرتبط با عفت در ابعاد گوناگون آن، در سور مکی، تقویت و تثبیت احکام عفت جنسی را به مدینه و در اوضاعى که جامعه‌اى با حاکمیت اسلام برپا شود، واگذار نمود. تحقیق پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که سوره مدنی نور چه راهکارهایی را جهت نهادینه‌سازی عفت جنسی در جامعه ایمانی پیش گرفته است. بررسی توصیفی تحلیلی سوره نور، بر اساس منابع کتابخانه‌ای نشان می‌دهد پروردگار در شرایط استقرار جامعه اسلامی مدنی، به‌منظور تقویت عفت جنسی در قلوب مؤمنان، ابتدا با طرح احکام پیشگیرانه از انحرافات جنسى، مانند تنبیه شدید زناکاران و شرایط سنگین اثبات قضایى آن، نهى از نگاه‌ها حرام، امر به ازدواج، لزوم عفت‌ورزى جوانان و... موضوع حجاب در جامعه ایمانی را پیش کشیده، تربیت روح عفاف را مطرح کرده است. سپس به‌منظور تثبیت احکام عفت جنسی در دو ساحت خانوادگی و اجتماعی، پایبندی به احکام عفاف الهى، رعایت آداب حریم خصوصی والدین، گذشتن از خواهش‌هاى نفسانى، تقویت خوف و خشیت از خدا، نفوذ نور احکام در دل مؤمنان، تبعیت محض از خدا و رسول ، و... را در راستای نهادینه‌سازی عفت جنسی در قلوب مؤمنان طرح داشته است که جز از طریق حفظ حریم‌های محرم و نامحرم، خانواده، والدین، رسول‌الله، میسر نخواهد بود.

روان‌شناسی زن و خانواده

عوامل معنوی و اعتقادی موثر در کاهش نشانه‌های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 19-28

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071731.1036

پیمان حاتمیان، فاطمه شرفی، زهرا احمدیان، زهرا سماواتی، فاطمه فتحی

چکیده معنویت و عوامل اعتقادی یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند افراد را در برابر مشکلات مختلف جسمانی و روان‌شناختی محافظت کند، بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل معنوی و اعتقادی مؤثر در کاهش نشانه‌های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهش‌های کیفی و به روش تحلیل محتوای نهفته بود. جامعه هدف پژوهش شامل 7 نفر از متخصصان سلامت روان و 7 نفر از زنان ایرانی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با آن‌ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل یافته‌ها منجر به کشف 5 طبقه اصلی از قبیل داشتن امید و انگیزه، باور و اعتقاد درونی به خدا، پایبندی به اصول مذهبی، آرامش و سعه‌صدر و داشتن معنا در زندگی شد. نتایج بیانگر آن است که می‌توان از مؤلفه‌های معنوی-مذهبی در جهت کاهش مشکلات روان‌شناختی همچون اختلالات سوماتیک سمپتوم و به‌ویژه اختلال اضطراب بیماری در زنان به شکل مؤثری استفاده نمود.

روان‌شناسی زن و خانواده

پیش‌بینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده کودکان بر اساس فرآیندهای ارتباطی خانواده و روان بنه‌های ناسازگار اولیه مادران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 21-33

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068044.1023

مژگان باقری، قدرت باقری، سید فیض اله افرازی زاده، سید مسعود درخشانیان

چکیده این پژوهش با هدف پیش‌بینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده کودکان بر اساس همدلی، فرآیندهای ارتباطی خانواده و روان‌بنه‌های ناسازگار اولیه مادران انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کودکان مقطع ابتدایی شهرستان یاسوج در سال تحصیلی 1401-1402 به همراه مادران آن‌ها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 361 نفر به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های الگوهای ارتباطی فیتزپاتریک و ریچی (1994)، طرح‌واره‌های ناسازگار یانگ (YSQ) و مشکلات رفتاری کودک آخنباخ (CBCL) استفاده شد. بعد از جمع‌آوری و استخراج داده‌ها، نمرات شرکت‌کنندگان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و به‌وسیله نرم‌افزار آماری spss-24 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خرده مقیاس همنوایی با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده همبستگی مثبت معنادار و بین خرده مقیاس گفت‌وشنود با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده همبستگی منفی معنادار برقرار است. همچنین بین مؤلفه‌های روان بنه‌های ناسازگار اولیه (طرحواره حوزه طرد و بریدگی، طرحواره حوزه خودگردانی و عملکرد مختل، طرحواره حوزه محدودیت مختل، طرحواره حوزه دیگر جهت‌مندی و طرحواره حوطه گوش به زنگی بیش از حد) با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که مؤلفه همنوایی و خرده مقیاس‌های روان بنه‌های ناسازگار اولیه قادر به پیش‌بینی مثبت مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونی‌سازی شده در کودکان می‌باشند. این یافته‌ها می‌توانند در سبب‌‌شناسی مشکلات رفتاری و نیز راهبردهای پیشگیرانه به کار روند.

روان‌شناسی اسلامی

بازآفزینی اصل حریم و محرمیت در طراحی مسکن معاصر با تأکید بر جایگاه ارزشی زنان در اسلام

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 25-44

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725751

امیرحسین شیردل، فائزه اسدپور، محمد صابر حیدری

چکیده توجه به اصل حریم و محرمیت در طراحی مسکن پایدار، موضوعی است که به دلیل چالش‌های اجتماعی و فرهنگی متنوعی که جوامع امروزی با آن مواجه هستند، به طور فزاینده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به این دلیل است که مسکن نه‌تنها به عنوان یک فضای فیزیکی و پناهگاه، بلکه به عنوان محلی برای شکل‌گیری و تقویت هویت فردی و اجتماعی افراد، به ویژه زنان، عمل می‌کند. در جوامع اسلامی، محرمیت به عنوان یک اصل اساسی در روابط خانوادگی و اجتماعی مطرح شده و توجه به آن می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش احساس امنیت، آرامش و سلامت روانی در خانواده‌ها منجر شود، از این رو توجه کافی به حریم خصوصی و محرمیت در طراحی مسکن و تأثیرات آن بر کیفیت زندگی افراد، به ویژه زنان، به عنوان ضرورت این پژوهش محسوب می‌شود. محرمیت به عنوان یک عنصر کلیدی در ایجاد جوامع سالم و متعادل، می‌تواند روابط خانوادگی را تقویت کند و تنش‌های اجتماعی را کاهش دهد. به همین دلیل، طراحی فضاهای مسکونی که به نیازهای شخصی با حفظ محرمیت توجه دارند، می‌تواند به زنان این امکان را بدهد که در محیطی امن و آرام زندگی کنند و در عین حال نقش‌های اجتماعی خود را به شکل مؤثری ایفا کنند.این تحقیق با ماهیت کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و از طریق بررسی جامع ادبیات پژوهش و تحلیل داده‌های نظری به این نتیجه رسیده است که؛رعایت اصول محرمیت در طراحی مسکن نه تنها تأثیرات مثبتی بر کیفیت زندگی افراد دارد، بلکه می‌تواند به تقویت تعاملات اجتماعی نیز منجر شود. با ایجاد فضاهای مسکونی که به نیازهای محرمیتی پاسخ می‌دهند، می‌توان به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش مشکلات اجتماعی کمک کرد. همچنین نتایج گویای آن است که توجه به عرصه بندی، سلسله مراتب و غیره در مسکن می‌تواند به برآورده کردن هرچه بیشتر محرمیت در منزل کمک کند.لازم بذکر است، این تحقیق می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای بهبود طراحی مسکن و افزایش کیفیت زندگی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد و به ایجاد محیط‌هایی سالم‌تر و پایدارتر برای تمامی افراد، به ویژه زنان، منجر شود.

نقش شرکت‌ها بر آلودگی‌های زیست محیطی و عوارض آن بر روی سلامت و بهداشت زنان (مطالعه موردی کارکنان زن پتروشیمی‌های عسلویه)

دوره 1، شماره 1، بهار 1398

https://doi.org/10.52547/.1.1.17

سید داوود حسینی راد، هادی عبدی، سید احمد هاشمی، داود حسینی راد

چکیده هدف اصلی پژوهش بررسی نقش و تعهد اجتماعی شرکت‌ها بر آلودگی‌های زیسَت محیطی و پیامدها و عوارض آن بر روی سلامت و بهداشت کارکنان؛ مطالعه موردی کارکنان زن پتروشیمی‌های عسلویه می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه‌ی اجرای پژوهش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری در این پژوهش کارکنان پتروشیمی‌های واقع در جنوب کشور هستند که درگیر بیماری سرطان مثانه شده‌اند و بیشتر این بیماران کسانی هستند که شرایط کاری آنها به گونه‌ای است که بایستی در فضای آزاد بیرون از سایت‌ها و ساختمان‌های اداری و درگیر با آلودگی‌های صنعتی مشغول به کار باشند مانند فضای سبز، تعمیرات و غیره هستند. جامعه آماری این پژوهش شامل تعداد 38 نفر زن بیمار است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که بین نقش و تعهد اجتماعی شرکت‌ها و سلامت و بهداشت کارکنان زن و محیط زیست پیرامون آنها رابطه مستقیم و معنا داری وجود دارد. بنابراین مدیران بایستی با مسئولیت‌هایی که بر عهده دارند نقش مهمی در کاهش بیماری و سلامت کارکنان خود داشته باشند همچنین با در نظر گرفتن درآمد مالی مناسب آنها فرانشیز بیمه‌ای در قبال هزینه‌های درمان بیمار آنها را مورد حمایت قرار دهند.

مقایسۀ اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و داروی کلومی‌پیرامین در درمان اختلال وسواسی‌جبری در زنان و مردان شهرستان شیراز

دوره 2، شماره 1، بهار 1399

https://doi.org/10.52547/.2.1.23

علی درختکار، فاطمه ناجیان تبریز، حانیه مردادی، آرامه صفی خانی

چکیده هدف مطالعه مقایسۀ اثربخشی درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد و داروی کلومی‌پیرامین در درمان اختلال وسواسی‌ جبری و تعیین کارآمدترین نوع درمان از درمان‌های مورد مطالعه در این پژوهش در کاهش علائم مبتلایان به این اختلال بود. این تحقیق از نوع کاربردی و طرح پژوهشی آن هم از نوع شبه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعۀ پژوهش، شامل مبتلایان به اختلال وسواسی‌جبری مراجعه‌کننده به ده مرکز از مراکز درمانی شهر شیراز در تابستان سال ۹۷ بودند که تشخیص قطعی اختلال وسواسی‌جبری را از روان‌پزشک دریافت کرده بودند. نمونه‌گیری در این پژوهش به روش نمونه‌گیری در دسترس و شرکت‌کنندگان در سه گروه پانزده ‌نفری به ‌صورت تصادفی قرار گرفتند. آزمودنی‌ها قبل و بعد از اجرای مداخله با پرسشنامۀ ییل براون مورد سنجش قرار گرفتند. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های آماری از روش آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخۀ 21 نرم‌افزار SPSS استفاده گردید. یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که هر دو نوع درمان در پس‌آزمون بر روی بهبود علائم اختلال وسواسی‌جبری مؤثرند (P˂0/01)؛ اما در پیگیری، درمان‌ مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) اثر درمانی خود را حفظ کرد. لازم به ذکر است که در این پژوهش تفاوت بین زنان و مردان از نظر آماری معنادار نبود. یافته های این پژوهش حاکی از کارایی ماندگارتر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد دارد و این مهم به نظر می رسد به علت تلفیق تکنیک های شرقی و روان شناسی غربی هست که درمان را برای مبتلایان ایرانی کارامدتر می کند.

پیش‌بینی میزان رضایت زناشویی زنان در مقایسه با مردان بر اساس هوش معنوی در دو گروه طلاب و دانشجویان

دوره 2، شماره 2، تابستان 1399

https://doi.org/10.52547/row.2.2.29

رامین غضنفری، اسماء آبیار، مهشید تجربه کار

چکیده هدف این پژوهش، پیش بینی میزان رضایت زناشویی زنان در مقایسه با مردان براساس هوش معنوی در دو گروه طلاب و دانشجویان در شهر کرمان بود. نمونه ی این پژوهش شامل 160 نفر که 80 نفر آنها، طلاب متاهل حوزه ی علمیه شهر کرمان و 80 نفر دیگر، دانشجویان متأهل دانشگاه شهید باهنر کرمان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه هوش معنوی کینگ و پرسش نامه رضایت زناشویی اینریچ استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون، آزمون T دو گروه مستقل، رگرسیون خطی استفاده گردید، و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 23 استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین هوش معنوی و میزان رضایت زناشویی دو گروه طلاب و دانشجویان تفاوت معناداری وجود دارد و همچنین گروه طلاب نسبت به گروه دانشجویان از رضایت زناشویی بیشتری برخوردار هستند (p<./001)، لازم به ذکر است بین هوش معنوی زنان و مردان تفاوت معناداری مشاهده نشد. با توجه به اینکه هوش معنوی شکل دهنده رفتارهای فرد در اجتماع است و در حل مشکلات زندگی تأثیرگذار می باشد، هدف از این پژوهش، روشن ساختن اهمیت معنویت و هوش معنوی برمیزان رضایت زناشویی می باشد. بنابراین می توان با تقویت هوش معنوی در این دو گروه تاثیرگذار در جامعه، به افزایش رضایت زناشویی و توانمندسازی آنها کمک نمود.

اثر بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر معنادرمانی بر احساس تنهایی و افسردگی مادران دارای فرزند اختلال یادگیری

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399

https://doi.org/10.52547/row.2.3.9

محسن نظری فر، ندا قانعی فرد

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر معنادرمانی بر کاهش احساس تنهایی و افسردگی مادران دارای فرزند اختلال یادگیری بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری کلیه ی مادران دارای فرزند اختلال یادگیری مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری ولایت در شهر اهواز بود که از بین آنها 20 نفر به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های احساس تنهایی(UCLA) و افسردگی بک (BDI) بود. جلسات گروه آزمایش به صورت مشاوره گروهی مبتنی بر معنادرمانی در طول ده جلسه 90 دقیقه ای برگزار شد. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس چندمتغیری و تک متغیری) استفاده شد. نتایج نشان داد که مشاوره گروهی مبتنی بر معنادرمانی باعث کاهش افسردگی و احساس تنهایی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال یادگیری شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که مشاوره گروهی مبتنی بر معنادرمانی می تواند به عنوان یک روش موثر جهت کمک به کاهش احساس تنهایی و افسردگی مادران دارای کودکان مبتلا به اختلال یادگیری مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی نقش تعدیلی زنان در هیئت مدیره بر ارتباط بین گرایش‌های کارآفرینانه شرکت‌ها و عملکرد مالی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

دوره 2، شماره 4، زمستان 1399

https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725862

سید داوود حسینی راد، مصطفی قاسمی، عبدالرضا محسنی

چکیده در کشورهای در حال توسعه، زنان برای ارتقای خانواده‌ و رشد و توسعه‌ کشورهای خود نقش مهمی ایفا می کنند. موفقیت زنان کارآفرین در جوامع، نه‌‌تنها باعث سودهای اقتصادی می‌شود؛ بلکه، منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می‌کند. سه دلیل مهم کشورها برای توجه به مقوله کارآفرینی، «تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد» است. پژوهش حاضر به بررسی نقش زنان در هیات مدیره بر ارتباط بین گرایش های کارآفرینانه شرکت ها و عملکرد مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. برای این منظور داده های مربوط به 140 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1391 الی 1397 جمع آوری و به روش معادلات ساختاری (PLS) مورد بررسی قرار گرفت. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد که زنان نقش تعدیلی بین معیارهای گرایش کارآفرینانه و شاخص های عملکرد شرکت دارند. بدین معنا که نقش زنان در هیات مدیره باعث بهبود ارتباط بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد مالی شرکت ها خواهد شد.

بررسی رابطه بین شفقت به خود و مدیریت بدن در زنان

دوره 3، شماره 1، بهار 1400

سید مهدی حسینی، فهیمه مومن

چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین شفقت به خود و مدیریت بدن در زنان انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان شهر شیراز در سال1400- 1399 تشکیل دادند.که تعداد 300 نفر زن از بین جامعه آماری، براساس جدول مورگان به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه شفقت به خود (SCS - SF)؛ (Raes, Pommier, Neff & Van Gucht, 2011) و پرسش نامه آگاهی از بدن شیء انگاشته (مدیریت بدن و شرم از بدن)؛ Mcinley& Hyde, 1996)) به صورت آنلاین استفاده شد. داده ها نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و به وسیله نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون در بررسی رابطه ی معنادار بین شفقت به خود با تغییرات مدیریت بدن در زنان نشان داد که بین مؤلفه های مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، ذهن آگاهی و همانندسازی افراطی با تغییرات مدیریت بدن رابطه منفی معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر بر نقش و اهمیت شفقت به خود در مواجهه با رفتارهای مرتبط با مدیریت بدن تأکید می کند که پرورش یک ذهن شفقت ورز می تواند پیامدهای رفتاری منفی مرتبط با مدیریت غیرانطباقی بدن را کنترل نماید که می تواند تلویحات کاربردی فراوانی برای زنان داشته باشد.

نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روان‌شناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان

دوره 3، شماره 2، تابستان 1400

بیتاالسادات میرغضنفری، حسن خوش اخلاق

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روان شناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان بود. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان سرپرست خانوار استان اصفهان در سال 1399 است که تعداد آنها بر اساس آمار سازمان بهزیستی این استان برابر با 1200 نفر بود. نمونه آماری شامل 330 نفر بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی واکس و همکاران(1986)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) بودند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 20 و AMOS نسخه 22 و روش آماری تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی به میزان 1/21 درصد به مسیر بین بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی می‌افزاید. همچنین نتایج بیانگر آن بود که حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روان شناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان نقش واسطه ای جزئی دارد(211/0=β و (05/0>p)). بهزیستی روان‌شناختی بر روی کیفیت‌زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان اثر مستقیم دارد (350/0=β و (05/0>p)).

روابط بین زن و مرد و فرزندان با تاکید برآثار درونی و بیرونی مدارا با رویکردی بر آموزه های دینی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1400

سکینه گنج خانلو، مریم علیزاده

چکیده مدارا یکی از صفات برجسته انسانی است که خداوند این ویژگی را در قرآن به عنوان نعمت و رحمت الهی قلمداد فرمود مدارا به عنوان یک فضیلت والای اخلاقی که دارای اثری به سزا در حوزه ی اخلاق فردی و اجتماعی است از اصولى است که در بهبود و رشد روابط انسان با دیگران، تأثیر شگرفى داشته و رعایت آن برای ارامش عمومی جامعه ضروری است به همین مناسبت در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به بررسی روابط بین زن و مرد و فرزندان با تاکید برآثار درونی و بیرونی مدارا با رویکردی بر آموزه های دینی پرداخته شده است. مدارا دارای نتایج درونی و بیرونی است، مدارا به عنوان فضیلت اخلاقی از جمله صفاتی است که آدمی را در دنیا و آخرت به مراتب بلند و درجات ارجمند می رساند و نقش بسیار سازنده‌ای در زندگی خانوادگی و اجتماعی انسان دارد زنـدگـى پر از ناگواری‌هایى است که انسان با آن رو برو مى‌شود اگر انسان بنا را بر مدارا کردن با مردم نگذارد و در مشکلات و ناهمواری‌ها، با دیگران به تندى و خشونت رفتار کند، هـم بـه اعـتـبـار اجـتـمـاعـى و هـم بـه سلامت دینى و اخلاقى خود لطمه خواهد زد.

اثربخشی آموزش گروهی والدگری‌ مثبت به مادران و تأثیر آن بر پرخاشگری و مهارت‌های اجتماعی کودکان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1400

سید مجتبی عقیلی، آرزو اصغری، میترا نمازی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی والدگری‌ مثبت به مادران و تأثیر آن بر پرخاشگری و مهارت‌های اجتماعی کودکان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون با گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران کودکان پیش‌دبستانی مدارس منطقه یک شهر گرگان در سال 1397 بودند. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای بود، بدین ترتیب که از بین مدارس مقطع پیش‌دبستان، منطقه یک شهر گرگان، به‌تصادف 2 مدرسه انتخاب شد و در مرحله بعدی از هر مدرسه 2 کلاس به‌صورت تصادفی انتخاب شدند و از جامعه آماری، 60 مادر انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جای‌دهی شدند. گروه آزمایش به مدت 4 هفته، هفته‌ای 2 جلسه مورد آموزش قرار گرفتند و در گروه گواه مداخله‌ای انجام نشد. در پایان پس‌آزمون اجرا و ۳ ماه بعد پیگیری انجام شد. داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان‌دهنده آن است که برنامه آموزشی والدگری ‌مثبت بر هر چهار مؤلفه پرخاشگری و مهارت‌های اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی اثربخش بوده است (05/0>P). نتایج نشان داد که آموزش والدگری مثبت از کارایی لازم برای کاهش پرخاشگری و افزایش مهارت‌های اجتماعی کودکان پیش‌دبستانی برخوردار است.

ارائه روش نظریه زمینه‌ای برای مدل‌سازی مفهومی پیامدهای ختنه زنان در کرمانشاه: مطالعه موردی شهرستان‌های اورامانات

دوره 4، شماره 1، بهار 1401

عثمان محمودی

چکیده پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی باهدف بررسی پدیدارشناسانه تجارب زیسته زنان قربانی ختنه زنان است، برای ایجاد یک چارچوب مفهومی کل‌نگر (مبتنی بر شواهد) برای متخصصانی است به مطالعه و درمان پیامدهای ختنه زنان بر بازماندگان می پردازند. جامعه پژوهش حاضر را تمامی زنانی تشکیل می‌دادند که ختنه شده بودند. مشارکت‌کنندگان به‌صورت نمونه‌گیری گلوله‌برفی تا حد اشباع (20 نفر مشارکت‌کننده) انتخاب گردیدند، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته کیفی با 20 زن بازمانده ختنه زنان انجام شد. داده‌ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق، جمع‌آوری و با روش نظریه زمینه‌ای و باتوجه‌به مراحل سه‌گانه کدگذاری تجزیه‌وتحلیل گردیدند. فرهنگ، مذهب، نقش مردان، فقدان تحصیلات، هویت زنانه و فریبکاری به‌عنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بر درک بازماندگان از ختنه زنان و پیامدهای آن شناسایی شدند. تجربیات بازماندگان از ختنه زنان، همچنین تحت‌تأثیر مفهوم‌سازی آنها از این عمل، منجر به تأثیراتی بر زندگی عاطفی، روابط، هویت و جسم آنها شد. ترس ناشی از ختنه زنان که بازماندگان توصیف کردند بر توانایی تاب‌آوری آنها تأثیر گذاشت. تمام مقوله‌های اصلی پیامدهای عاطفی، رابطه‌ای، هویتی و جسمی ختنه زنان، و همچنین تاب‌آوری بازماندگان، تحت‌تأثیر مراحل کلیدی زنانگی مانند قاعدگی، ازدواج و زایمان قرار داشتند و این عوامل به دلیل برآورده‌نشدن نیازهای آنها و عدم توجه سیستم بهداشتی به نیازهای بازماندگان ختنه زنان تشدید شده است. بررسی پیامدهای جسمی و روانی ختنه زنان به طور جداگانه، و بدون درنظرگرفتن بافت فرهنگی و مراحل چرخه زندگی که بازماندگان ختنه زنان در آن قرار دارند ممکن نیست. همچنین این مسئله تاب‌آوری بازماندگان برای زندگی با ختنه زنان را ضعیف‌تر می‌کند. روابط پیچیده‌ای میان پیامدهای جسمی، روان‌شناختی و اجتماعی ختنه زنان و فرهنگی که ختنه زنان در آن انجام می‌شود، وجود دارد که باید مبنای سیاست‌گذاری بهداشتی و مراقبت‌های درمانی بازماندگان جهت رفع نیازهای آنان باشد.

ارتباط انگیزش شغلی و حافظه آینده‌ نگر در پرستاران زن

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401

آزاده سلحشوری، جواد صالحی

چکیده یکی از انواع حافظه که به ویژه اهمیت زیادی در عملکرد صحیح یک پرستار دارد حافظه آینده نگر است. بسیاری از مواقع عملکرد صحیح یک پرستار و در نتیجه سلامت و جان بیماران او در گرو صحت و دقت حافظه ی اوست. هدف این مطالعه بررسی ارتباط انگیزش شغلی و جنسیت با عملکرد حافظه آینده نگر در پرستاران بود. پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه آماری تحقیق را 110 نفر از دانشجویان پرستاری شاغل در بیمارستان های شهر زنجان تشکیل داده اند. برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار تحقیق پرسشنامه رضایت شغلی هاکمن و اولدهام و تکلیف محقق ساخته بود. به منظورایجاد فراموشی درافراد درگروههای مورد مطالعه از تکلیف محقق ساخته که شامل 12 فعالیت پرستاری، شامل 6 فعالیت زمان محور و6 فعالیت رویداد محور بود استفاده شد. طرح کلی این آزمون از نرم افزار DMDX که مک فارلند و گلیسکی (2009) بـرای ارزیـابی حافظـة آینده نگر زمان محور ازآن استفاده کرده بودنـد گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t مستقل، آزمون MANOVA استفاده شد. در مجموع یافته ها نشانگر آن بود که انگیزش شغلی با حافظه آینده نگر ارتباط معناداری دارد؛ به این صورت که پرستارانی که از انگیزه شغلی بالاتری برخوردار بودند نسبت به پرستارانی که انگیزه شغلی پایین تری داشتند در تکالیف حافظه آینده نگر، چه زمان محور و چه رویداد محور عملکرد بهتری از خود نشان دادند.

صیانت از شأن اجتماعی و نقش والدینی جوانان و بنیان خانواده در عصر حاضر

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401

امین فتحی

چکیده هدف از انجام این پژوهش تبیین علل فروکاستشان اجتماعی و نقش والدینی جوانان است. روش این پژوهش، توصیفی بوده و نوع جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها کتابخانه‌ای می‌باشد. یافته‌های تحقیق حاکی بر شخصیت جنین، پنجاه درصد از مادر و 25 در صد از پدر تأثیر پذیرفته و والدین حامل بذر زامه و مامه فرزندان هستند. لذا صیانت – کمی و کیفی- از این بذرها وظیفه عقلانی و انسانی افراد و حاکمیت سیاسی است. تا نسلی پاک و سالم و جامعه‌ای مطلوب به وجود بیاید. از طرفی امروزه اوج حکومت ابلیس، سلب مشروعیت از اموال و اولاد، با ایجاد بستر غذای حرام و شبهه‌ناک و با دامن زدن به موضوع اختلاط بین زن و مرد؛ و نابودی انسان تحت عنوان سقط‌جنین می‌باشد. درنتیجه خطرى که در جهان امروز، نسل بشر را تهدید می‌کند، تقدّس زدایى از نهاد خانواده و تنزل شأن اجتماعی زن و مرد و نقش پدری و مادری جوانان است. لذا اصلاح راهبردهای بینشی، گرایشی و کنشی و سبک زندگی؛ و فروکاست تأثیرات فرهنگ اومانیستی و فمنسیتی؛ و کاربست پیشنهادات کاربردی؛ موجب افزایش ازدواج جوانان و بهبود وضعیت خانواده‌ها و فراگیر شدن عفت عمومی می‌شود.

تجربه کنترل‌پذیری اعتیاد به خودارضایی در دانش‌آموز پایه دوازدهم، یک مطالعه موردی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1401

سید جلیل جبلی، فضل الله رضایی اردانی

چکیده این پژوهش باهدف شناخت عوامل، عوارض و کنترل‌پذیری اعتیاد به خودارضایی در دانش‌آموز پایه دوازدهم انجام پذیرفت. پژوهش حاضر به لحاظ نحوه جمع‌آوری داده‌ها از نوع تجربی تک موردی. جامعه آماری این مطالعه کلیه دانش‌آموزان پسری می‌باشند که به بیان خود اعتیاد به خودارضایی دارند و با معلم خود در میان گذاشته‌اند. از میان جامعه آماری یک نفر که در طبقه شدید قرار داشت با لحاظ کردن ملاک‌های ورود و خروج پژوهش به روش هدفمند انتخاب شد که درنهایت از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته فرد به ترتیب در مراحل خط پایه، درمان و پس از درمان و پیگیری مورد سنجش قرار گرفت. پس از مصاحبه در چهار محور مشخص کرد که 1. فراوانی خودارضایی (خط پایه) از سه ماه پیش پنج مرتبه در هفته بود که مهم‌ترین دلایل؛ تنهایی، نبود فعالیت فیزیکی و تماشای فیلم عنوان شد. 2. پیامدها با شروع این رفتار، شامل افت نمرات تحصیلی، مسئولیت گریزی در منزل و انزوا در مدرسه و افت شادابی بود. در 2 محور آخر نیز، پس از دو ماه اجرای نکن یک‌های درمانی، مشخص ساخت که فراوانی این عمل نسبت به خط پایه به یک‌پنجم کاهش یافته، افت نمرات وی متوقف شده و در مدرسه اجتماعی‌تر و در خانه مسئولیت‌پذیرتر شده و نشاط وی افزایش یافته. نتیجه گرفته می‌شود که کنترل این مسئله نه‌تنها امکان‌پذیر است بلکه باعث رشد سلامت در زمینه‌های اجتماعی، تحصیلی، فردی و خانوادگی نیز می‌شود.

مدل سازی معادلات ساختاری گرایش به طلاق براساس باورهای بدکارکردی جنسی، باورهای ارتباطی با میانجی گری دلزدگی زناشویی

دوره 5، شماره 1، بهار 1402

هانا اسدی، فواد شریفی، حسین قمری کیوی

چکیده هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی برای پیش بینی میل به طلاق بر اساس باورهای بدکارکردی جنسی و باورهای ارتباطی با میانجی گری دلزدگی زناشویی در زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهراردبیل بود. روش: این پژوهش از نظر روش شناسی در زمره ی پژوهش های همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه مراجعان مراکز مشاوره شهر اردبیل بود که از این میان 290 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه پرسشنامه باورهای بد کارکردی جنسی نوبره، پنیتو وگویا (2007) ، پرسشنامه باورهای ارتباطی آیدلسون و اپشتاین (1981)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و پرسشنامه میل به طلاق روزبولت، زمبروت (1983) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS-24 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد با توجه به شاخص های برازش ارائه شده، مدل پژوهش پس از اصلاح از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین، اثر مستقیم باورهای بدکارکردی جنسی و باورهای ارتباطی بر میل به طلاق معنادار بود و در رابطه بین باورهای بدکارکردی جنسی و باورهای ارتباطی با میل به طلاق، دلزدگی زناشویی نقش میانجی داشت. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان داد که باورهای بدکارکردی جنسی و باورهای ارتباطی به صورت مستقیم تاثیر مثبت بر میل به طلاق دارد و باورهای بد کارکردی جنسی با میانجی گری دلزدگی زناشویی اثر غیرمستقیم و مثبت بر میل به طلاق دارد و باورهای ارتباطی با میانجی گری دلزدگی زناشویی اثرغیرمستقیم و مثبت بر میل به طلاق نشان می دهد. به تعبیری سرخوردگی و دلزدگی زناشویی، کاهش تدریجی دلبستگی عاطفی به همسر است که با احساس بیگانگی، بی علاقگی و بی تفاوتی به یکدیگر و جایگزینی عواطف منفی به جای عواطف مثبت همراه است بنابراین، با در نظر گرفتن پیامدهای ناشی از دلزدگی زناشویی زوجین می توان تا حد زیادی تمایل زوجین به طلاق را پیش بینی کرد.

ارزیابی کیفی کارآمدی مشاوره‌های پیش ‌از طلاق موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده بر اساس نگرش مراجعان به مراکز مشاوره استان البرز

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402

مهری الله‌وردی، محسن بدره، فاطمه پور‌مسجدیان

چکیده قانون‌گذار با وضع نهاد مشاوره پیش از طلاق، موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده در سال 1391 پیشگیری از طلاق‌های غیرضروری را هدف‌گذاری نموده است. نویسندگان تلاش نموده‌اند بر اساس نگرش زوج‌هایی که مراحل مشاوره پیش از طلاق را کاملاً از سر گذرانده‌اند، یک ارزیابی کیفی از کارآمدی این مشاوره صورت دهند. راهبرد روشی پژوهش، پدیدارشناسی است برای تحلیل مصاحبه‌ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. مصاحبه‌شوندگان ۱۵ نفر از افراد ساکن استان البرز بودند. این نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. تحلیل مصاحبه‌ها به شش مضمون اصلی زیر دست یافت: ارائه راهکارهای مورد نیاز از سوی مشاور؛ ایجاد سازش و تداوم زندگی؛ گرفتن راهنمایی حقوقی و اجتماعی از مشاور؛ تأثیرگذار بودن مشاوره به‌هنگام؛ مؤثر نبودن جلسات مشاوره در ایجاد سازش؛ معایب روند فعلی مشاوره پیش از طلاق. مصاحبه‌شوندگان در توقع از مشاوره تقریباً اجماع دارند که مشاور می‌تواند میان زوجین سازش ایجاد نماید ولی نگرش اغلب آن‌ها به کارآمدی مشاوره‌های فعلی، چندان حاکی از رضایت نیست. این عدم رضایت ابعاد مختلفی دارد ازجمله: هزینه‌های سنگین حق المشاوره و عدم پوشش دولتی هزینه‌ها، زمان‌بندی نامناسب جلسات مشاوره سبک شمردن تحکیم بنیان خانواده از سوی برخی مشاوران و بالتیع عدم تلاش در ترمیم رابطه زوجین و سبک انگاشتن تحکیم خانواده، عدم برخورداری مشاوران از تخصص کافیِ همراه با تجربه و سوگیری‌های جنسیتی برخی از مشاوران. این پژوهش به‌منظور تحقق هدف قانون‌گذار و رفع معایب وضعیت فعلی در جهت ارتقای کارآمدی الزام زوجین به مشاوره پیش از طلاق توافقی، بازنگری فصل دوم قانون حمایت خانواده را لازم می‌داند.

ارائه الگوی جایگاه زن در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402

https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725813

محسن افروغ، سعید باغستانی

چکیده انقلاب اسلامی، باعث برهم خوردن نظام دوقطبی جهان و ظهور ایده جدید حاکمیت جدیدی گردید که حاکمیت را از آن خداوند می‌داند. این نظام اصول و چارچوب‌های خود را بر اساس ایدئولوژی اسلامی بنا نموده که آرمان‌ها، اهداف، برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها بر مبنای آن‌ها طراحی و اجرا می‌گردد. حکمرانی مطلوب و عالی، یکی از اهداف عالیه نظام اسلامی است. جامعه اسلامی برای رسیدن به حکمرانی عالی و تمدن جهانی نیازمند آن است که برای تمامی عاملین و کنشگران جامعه طرح و برنامه ارائه دهد. لذا ازآنجایی‌که بیش از نیمی از جامعه را «زنان» تشکیل می‌دهند بر حکومت اسلامی لازم است تا الگویی در حکمرانی خود برای آنان داشته باشد. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی تحلیلی برای توضیح حاکمیت اسلامی و الزامات مطرح‌شده استفاده شده است. حاصل این تحقیق الگوی حکمرانی اسلامی در حوزه زنان با تشریح شاخص‌های مرتبط است. یافته‌های تحقیق را باید در مجموعه‌ای منظم و مرتبط در سه نظام معرفتی-فلسفی، ارزشی و انگیزشی و ساختاری دنبال کرد. درواقع برای رسیدن به الگوی حکمرانی زنان باید سه نظام مذکور همانند یک هندسه مشخص عمل کنند که نتیجه آن نمونه «الگوی سوم زنان» است.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و پرخاشگری دختران مبتلا به نشانگان ملال پیش از قاعدگی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402

https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725800

فرزانه شقاقی، هادی اکبری نژاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و پرخاشگری دختران مبتلا به نشانگان ملال پیش از قاعدگی انجام شد. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگری با گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانش‌آموزان دختر دبیرستانی مبتلا به نشانگان ملال پیش از قاعدگی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل داد. 30 نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب، و به‌صورت تصادفی در دو گروه (هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش درمان مختص گروه خود را در 8 جلسه 5/1 ساعته دریافت کرد؛ اما گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. هر دو گروه، پیش، پس و 4 ماه پس از مداخله به پرسشنامه‌های 19 سؤالی کیفیت خواب پیتزبورگ و 29 سؤالی پرخاشگری باس و پری پاسخ دادند. داده‌ها توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، کیفیت خواب و پرخاشگری دختران مبتلا به نشانگان ملال پیش از قاعدگی را در پس‌آزمون به‌ترتیب افزایش و کاهش داد. در مرحله پیگیری، اثر این درمان بر کیفیت خواب و پرخاشگری ماندگار بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد احتمالاً می‌تواند سبب افزایش کیفیت خواب و کاهش پرخاشگری دختران مبتلا به نشانگان ملال پیش از قاعدگی شود.

رابطه شفقت با خود و ارزیابی شناختی با عادات استرس‌زا در زنان مبتلا به مولتیپلاسکروزیس

دوره 6، شماره 1، بهار 1403

https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725793

زهره پورمیرزا لیلاکوهی، سیروان اسمایی مجد

چکیده .یکی از معضلات عمده در جوامع امروزی ناشی از سبک زندگی صنعتی، ارزیابی‌های ناکارآمد در مواجهه با چالش‌ها و تنش‌هاست که به بروز استرس منجر می‌شود لذا شناسایی عوامل مولد استرس در بیماری‌های مختلف از منظر بالینی اهمیت زیادی دارد پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ارزیابی شناختی و شفقت با خود در عادات استرس‌زا در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به عنوان یک مطالعه کاربردی – مقطعی، در دسته پژوهش‌های توصیفی-همبستگی قرار می‌گیرد. مصاحبه‌شوندگان شامل ۱۳۰ زن مبتلا به ام.اس. (عضو انجمن ام.اس. استان البرز) تعیین گردید. در تحلیل داده‌ها از آزمون رگرسیون و نرم‌افزار SPSS و جهت جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه شفقت با خود، استاندارد سنجش استرس کودرون و آزمون ارزیابی شناختی گروس و جان استفاده گردید. متغیرهای عادات استرس، ارزیابی شناختی و شفقت به خود با نمره معناداری (p≤0.01) در معادله رگرسیون اثرگذار هستند. متغیرها 5/43% واریانس عادات استرس را تبیین می‌کنند و پیش‌بینی عادات استرس‌زا بر اساس نامهربانی به خود با ضریب بتای 637/0 رابطه مستقیم دارد. همچنین مهربانی به خود و عادات استرس رابطه مثبت و شفقت به خود و عادات استرس رابطه منفی معنادار در سطح 01/0 دارند. ارزیابی شناختی و ابعاد آن نیز در سطح 05/0 معنادار هستند. توصیه می‌شود درمان‌هایی مبتنی بر شفقت، آموزش مدیریت هیجان، تمرین‌های ذهن آگاهی، تکنیک‌های آرمیدگی و شناسایی افکار خودآیند منفی و جـایگزینی افکار مثبت، شــبکه‌های حمایــت اجتمــاعی که در مدیریت استرس کارساز هستند برای کنترل استرس افراد مبتلا به ام.اس، آموزش‌های مدیریت هیجان و ارزیابی‌های شناختی اجرا شود.

بررسی تاثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود اختلالات درون سازی شده و برون سازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال شهر گرگان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403

https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725787

سید مجتبی عقیلی، صدیقه میرزایی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود اختلالات درون‌سازی شده و برون‌سازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال شهر گرگان انجام شد. روش پژوهش اثربخشی از نوع پیش‌آزمون_پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموزان سنین 8 تا 12 سال ساکن شهر گرگان بودند. حجم نمونه در نرم‌افزار Stata برابر با 44 نمونه (22 نفر در هر گروه) تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اختلال‌های رفتاری آخنباخ بود. گروه آزمایش درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقه‌ای دریافت کردند، اما گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخله‌ای دریافت نکرد. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی و تحلیل واریانس یک متغیره توسط نرم‌افزار SPSS استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر بهبود اختلالات درون‌سازی شده و برون‌سازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال اثربخش است (05/0>p). نتایج حاکی از آن است که درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش اختلالات درون‌سازی شده و برون‌سازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال می‌شود.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403

https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725780

مژگان حیاتی، شیوا کریمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان می‌باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات کمی از نوع نیمه‌ آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای مشکلات زناشویی در استان کردستان در سال 1402 با مشکلات زناشویی و افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی به تعداد 150 نفر می باشند که از بین آن‌ها تعداد 45 نفر از طریق روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه هر گروه 15 نفر گمارده شدند. در ابتدا همه آزمودنی ها پرسشنامه تحمل آشفتگی (سیمون و گاهر، 2005) و افکار خودکشی (بک، 1976)؛ را تکمیل نمودند؛ یک گروه 10 جلسه مداخله‌ درمان مبتنی بر اجتماع و گروه دیگر 8 جلسه مداخله‌ درمان هیجان‌مدار را گذراندند؛ آزمودنی‌های گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکردند. سپس بار دیگر همه آزمودنی ها ابزار پژوهش را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) و تک‌متغیره (آنکووا ) استفاده شد. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب افزایش تحمل آشفتگی‌ زنان کردستان؛ درمان هیجان مدار موجب افزایش تحمل آشفتگی زنان کردستان؛ درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب کاهش گرایش به خودکشی‌ زنان کردستان و درمان هیجان مدار موجب کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان می‌‌شود (در سطح 001/0). بنابراین می‌توان با به کار بسته آموزشی بازسازی زندگی اجتماع محور و پروتکل درﻣﺎن ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻫﻴﺠﺎن منجر به افزایش تحمل آشفتگی وکاهش گرایش به خودکشی در زنان کردستان شد.