مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.4.0
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725774
نازنین امین کاظمی، هادی اکبری نژاد، پریا فاروقی
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعهکننده به مراکز زیبایی خصوصی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان متقاضی جراحی زیبایی و (50 نفر) زنان غیرمتقاضی بود که بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای پنج عاملی نئو کاستا و مککری (1992)، روابط چندبعدی بدن-خود کش (1997) و عزتنفس روزنبرگ (1965) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادد که بین زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی از منظر ابعاد پنجگانه شخصیت و مولفههای آن (روانرنجورخویی، برونگرایی، انعطافپذیری) تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>)، اما بین ابعاد توافقپذیری و باوجدانبودن تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p)، همچنین در متغیر تصویر بدنی و مولفههای آن (اهمیتدادن به دیگران، مسئولیتپذیری، شجاعت، پذیرش خود) (05/0p>) و عزتنفس و مؤلفههای آن () (05/0p>) تفاوت معنیدار وجود ندارد. با توجه بهنتایج بهدستآمده میتوان گفت که زنان متقاضی جراحی زیبایی از نظر ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس تفاوتی با زنان غیرمتقاضی ندارند.
بررسی رویکردهای جهانی برای معکوس کردن کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج در نسل جدید
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725760
کاظم خرم دل، مهشید محمدی مهر، زهرا ظفرخواه
چکیده امروزه بسیاری از کشورهای جهان با چالشهای جمعیتشناختی کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج مواجه هستند که میتواند منجر به پیری جمعیت و کمبود نیروی کار شود. ایران یکی از کشورهایی است که تحت تأثیر این روندها قرار گرفته است. هدف از این مطالعه شناسایی و بررسی سیاستهای مؤثری است که باعث ترویج ازدواج و افزایش نرخ تولد در سطح جهانی میشود. یافتهها و تحلیلهای بهدستآمده میتواند به عنوان منبع ارزشمندی برای تشویق ازدواج در میان نسل جوان و افزایش نرخ زاد و ولد در کشور ما باشد. گردآوری این دادهها شامل بررسی سیستماتیک تحقیقات دانشگاهی معتبر، انتشارات دولتی و پایگاههای آماری کشورهای موفق در این چالش جهانی است که در دهه گذشته به این موضوع پرداختهاند. بر اساس اطلاعات جمعآوریشده، میتوان گفت که مشوقهای مالی مانند افزایش حقوق، تخفیف مالیاتی برای خانوادهها، مراقبت از کودکان با والدین شاغل و برنامههای حمایت اجتماعی مانند مرخصی سخاوتمندانه برای والدین و اولویت مسکن برای زوجها از جمله سیاستهای مؤثر هستند. همچنین، ترویج ازدواج با کمک ابتکاراتی مانند کمپینهای آشنایی اجتماعی و استفاده از رسانهها، آزادسازی رایگان دانشنامه برای متأهلین در دانشگاههای دولتی نام برد. این پژوهش گزینههای سیاستگذاری امیدوارکنندهای را برای ایران نشان میدهد و تطبیق این یافتهها با شرایط فرهنگی و مذهبی ایران و اجرای طرحهای آزمایشی قبل از مقیاسبندی ملی، میتواند به معکوس کردن روند فعلی کمک کند.
تأثیر سرمایه فرهنگی مادران بر کیفیت ازدواج دختران(تحلیل نقش میانجی مهارتهای ارتباطی)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 29-45
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071046.1033
محمد رضا حشمتی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی خانواده بر کیفیت ازدواج دختران با تأکید بر نقش میانجی مهارتهای ارتباطی انجام شده است. مسئله تحقیق بر اساس افزایش چالشهای زناشویی در جامعه معاصر ایران و نقش کلیدی نهاد خانواده در ارتقاء کیفیت ازدواج طرح شد. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و به روش پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر تهران بود که حداقل یک سال از ازدواجشان گذشته بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد برای سنجش سرمایه فرهنگی (بر مبنای نظریه بوردیو)، مهارتهای ارتباطی و کیفیت ازدواج (پرسشنامه محقق ساخته بودند. تجزیهوتحلیل دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافتهها نشان داد که سرمایه فرهنگی خانواده تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت ازدواج دختران دارد. همچنین مهارتهای ارتباطی بهعنوان متغیر میانجی، نقش مهمی در تقویت این رابطه ایفا میکنند. نتایج حاکی از آن است که دخترانی که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی بالاتر رشد یافتهاند، از سطح بالاتری از مهارتهای ارتباطی برخوردارند که این امر موجب بهبود تعاملات زناشویی و ارتقای کیفیت ازدواج آنها میشود. این پژوهش با تأکید بر نقش واسط مهارتهای ارتباطی، به شفافسازی مسیرهای علی بین متغیرها پرداخته و دلالتهایی مهم برای سیاستگذاری در حوزه خانواده و آموزش پیش از ازدواج ارائه میدهد.
جایگاه شخصیت منیژه در ظرف سفالی (مجموعه فریر گالری واشنگنتن)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 35-48
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728183
عاطفه فاضل
چکیده پژوهش حاضر به بررسی سفال نگاره مربوط به داستان بیژن و منیژه، ساخت قرن ششم هجری و متعلق به شهرری، اختصاص یافته است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی شخصیت منیژه در این اثر تصویری و تطابق آن با متن شاهنامه فردوسی است. سؤال کلیدی پژوهش به شرح زیر است: چگونه نقش منیژه در متن شاهنامه و در تصاویر سفال مجموعه فریر واشنگتن بازنمایی شده است و چه تفاوتهایی در تفسیر این شخصیت در این دو رسانه وجود دارد؟ روش تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی و تحلیل تصویری است. برای جمعآوری دادهها از منابع کتابخانهای، مراجعه به منابع معتبر داخلی و اینترنتی و مطالعه نمونههای ظرف سفالی با نقش بیژن و منیژه موجود در مجموعه فریر واشنگتن بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هنرمند سفالگر با حفظ عناصر نمادین، شخصیت منیژه را در کلیت داستان رعایت کرده است. در عین حال، تمرکز او بیشتر بر وفاداری، عشقورزی و صبر منیژه است و کمتر لایههای قهرمانی و فعالانه او در داستان نمایان است. این در حالی است که در متن شاهنامه، فردوسی منیژه را زنی شیردل، شخصیت فعال و درگیر در نجات بیژن و نماد وفاداری و عشقی قوی تصویر میکند. در پایان، نقوش ظرف سفالی، با بهرهگیری از قهرمانیهای رستم و عناصر حماسی، حساسیت حماسی داستان را حفظ کرده است، هر چند بیشتر بر جنبههای عاطفی و نمادین شخصیت منیژه تأکید دارند. این مطالعه نشان میدهد که تفاوتهایی در تفسیر و بازنمایی شخصیت منیژه در متن و تصویر وجود دارد، اما هر دو رسانه به نحوی مکمل یکدیگر نقش مهمی در تداوم میراث فرهنگی و روایتهای ملی ایران ایفا میکنند. تأکید بر اهمیت وحدت هنرهای تصویری و ادبی در حفظ و انتقال روایتهای ملی، از دستاوردهای اصلی این پژوهش است و نشان میدهد که نقش سفالینهها در ترویج و قرائت داستانهای کهن ایرانی اهمیت ویژهای دارد.
بررسی رابطه ی خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت برند و شهرت برند (حکمرانی شرکتی در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه)
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 35-49
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070288.1030
فاطمه قادری، مهرداد شفیعی، اسماعیل کلانتری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت و شهرت برند در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه و نقش آن در حکمرانی شرکتی طراحی شده است. در فضای رقابتی بازارهای آنلاین، کیفیت خدمات مشتری و سطح رضایت مشتریان از عوامل کلیدی در ایجاد تصویر مثبت برند و افزایش محبوبیت آن محسوب میشوند. این مطالعه از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره میگیرد و دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شدهاند. پرسشنامه خدمات مشتریان براساس ابزار استاندارد آلبرت کاروانا (2002)، شامل 16 سؤال پنجگزینهای با روایی تأییدشده است. پرسشنامه رضایت مشتریان از مقیاس CSS طراحی فائو و فرگوسن (2013) استفاده میکند و دارای ضریب پایایی آلفای کرونباخ 76/0 است. همچنین، پرسشنامه محبوبیت برند از 10 گویه کارول و آهویا (2006) بهره میبرد و از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 انجام شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که ارائه خدمات مشتریان با کیفیت و ارتقای رضایت مشتریان، تأثیر مثبت و معناداری بر محبوبیت و شهرت برند دارد. این یافتهها بر اهمیت مدیریت اثربخش ارتباط با مشتریان و بهکارگیری استراتژیهای هدفمند خدمات مشتری در چارچوب حکمرانی شرکتی تأکید میکنند و برای مدیران، بازاریابان و کارشناسان برندسازی راهنمای عملی در جهت تقویت جایگاه برند در بازارهای آنلاین فراهم میآورند.
تأثیر ادبیات نمایشی بر شکلگیری عزت نفس در دختران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 45-54
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725753
محمد معین صفاری، اعظم محمدی، مهسا پناهی کازرونی
چکیده یک مقاله گزارشی کوتاه، با رویکردی روانشناسی اجتماعی، به واکاوی تأثیر مشارکت خلاق دانشآموزان دختر در فرآیند تولید ادبیات نمایشی مبتنی بر خیامخوانی، با هدف تقویت عزتنفس و تحکیم پیوند با هویت فرهنگی-دینی در دوران کودکی میپردازد. مطالعه به شیوه کمی و با بهرهگیری از مقیاس استاندارد عزتنفس روزنبرگ (RSES) صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۵۰ دانشآموز دختر ۸ تا ۱۰ ساله از دبستان شهید شریف اشرف شیراز بود که در سطوح مختلف خلق، ایفای نقش و اجرای نمایشهای خیامخوانی مشارکت فعال داشتند. اجرای این برنامه که مبتنی بر رباعیات خیام بهعنوان نماد حکمت ایرانی-اسلامی است، بستر تعامل اجتماعی هدفمند، تجربه زیسته هنری و بازسازی هویت فرهنگی را برای مشارکتکنندگان فراهم ساخت. تحلیل دادهها از طریق مقایسه نمرات پیشآزمون و پسآزمون، حاکی از بهبود معنادار در شاخصهای عزتنفس بود. یافتهها نشان میدهد که درگیر شدن در فعالیتهای نمایشی مبتنی بر متون کلاسیک، میتواند بهعنوان یک مداخله فرهنگی-روانشناختی، مؤلفههای بنیادین خودپنداره مثبت، خودکارآمدی و احساس ارزشمندی را در کودکان تقویت نماید. همچنین، نتایج گواه آن است که تلفیق هنرهای نمایشی با محتوای اصیل ایرانی-اسلامی، نهتنها زمینهساز ارتقای سلامت روانی کودکان است، بلکه عاملی کلیدی در صیانت از هویت فرهنگی نسل نو محسوب میشود. بر این اساس، پیشنهاد میشود رویکردهای آموزشی نوین، از ظرفیتهای ادبیات کهن و نمایش خلاق بهمنظور ارتقای تابآوری روانی و انسجام فرهنگی دانشآموزان بهره گیرند.
بررسی میزان مسئولیتپذیری اجتماعی زنان در مقایسه با مردان (مطالعه موردی: کارکنان مالی شهر شیراز)
دوره 1، شماره 1، بهار 1398
https://doi.org/10.52547/.1.1.37
سیده زینب قائمی باب اناری، محمدرضا میگونپوری
چکیده مسئولیتپذیری اجتماعی سازمان که موضوع حساسیتبرانگیز و رو به توجه در سالهای اخیر بوده، عامل اساسی بقای هر سازمان محسوب میشود. خصوصیات جمعیتشناختی بر مسئولیتپذیری اجتماعی تأثیرگذار میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان مسئولیتپذیری اجتماعی زنان در مقایسه با مردان در میان کارکنان مالی شهر شیراز انجام شد. روش پژوهش حاضر براساس هدف از نوع تحقیقات کاربردی، به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات پیمایشی بوده و جامعه آماری شامل کارکنان مالی شهر شیراز در سال 1398 بود. حجم نمونه پژوهش، به تعداد 96 نفر تعیین گردید. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه دو قسمتی شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و مسئولیتپذیری اجتماعی کارول (1991) استفاده شد. در این مطالعه روایی و پایایی پرسشنامه تأیید و پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. جهت بررسی متغیرها از آزمون تفاوت میانگین (T مستقل) و تحلیل واریانس یکطرفه ((ANOVA استفاده شده و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 22، تجزیه و تحلیل گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که میزان مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان مالی شهر شیراز بیشتر از حد متوسط میباشد. علاوهبراین یافتههای پژوهش نشان داد که بین میزان مسئولیتپذیری اجتماعی با متغیرهای جنسیت و تحصیلات تفاوت معناداری وجود دارد. بهطوری که میزان گرایش زنان به مسئولیتپذیری اجتماعی بیشتر از مردان میباشد و درنتیجه آنها در مواجه با مشکلات، تصمیمات مسئولانهتری میگیرند و میزان مسئولیتپذیری اجتماعی در بین کارکنان مالی دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری بهطور معنیداری بیشتر از کارکنان مالی دارای مدرک کاردانی و کارشناسی است. همچنین نتایج نشاندهنده آن است که تحصیلات در دو گروه مردان و زنان تفاوت دارد بهطوریکه میانگین گروه زنان بزرگتر از میانگین گروه مردان است. اما بین میزان مسئولیتپذیری اجتماعی با وضعیت تأهل، سابقه کار و سن تفاوت معناداری وجود ندارد.
بازشناسی رویکرد دینی درزمینه اشتغال زنان در ایران : چالش ها ، فرصت ها و الزامات سیاستی
دوره 2، شماره 1، بهار 1399
https://doi.org/10.52547/.2.1.35
نادر مطیع حق شناس
چکیده اشتغال زنان، همیشه از ابعاد گوناگون مورد بحث بوده است. ایجاد پاردوکس در زمینه اشتغال زنان، اندیشه وران حوزه های اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و دینی را با پرسش هایی روبه رو کرده است. خط استدلال این مقاله این است که ببینیم رویکرد اسلام نسبت به اشتغال زنان چیست؟ موانع و چالش های فراروی مسأله اشتغال زنان دریک جامعه اسلامی کدام است؟ این پژوهش تلاش نموده به روش اسنادی و از نوع مطالعه اکتشافی، با مرور سیستماتیک مطالعات انجام شده دراین زمینه و ملاحظات نظری برگرفته شده از دیدگاه اسلام، به تحلیل وضعیت اقتصادی و معیشتی زنان با تأکید بر انطباق آن بر آموزه های اصیل دینی درکشور اسلامی ایران بپردازد که هدف اصلی آن را شکل می دهد. یافته ها نشان داد دین اسلام با اینکه اصل استقلال اقتصادی را برای زنان قائل شده، یعنی زنان هم مالک کار و تولید خود بوده و هم هیچگونه مسئولیتی در برابر اقتصاد خانواده ندارند، اما درشرایط واگذاری کار به زنان در اسلام، مصلحت جامعه، خانواده و شرایط و مسائل فردی را هم مدنظر داشته، که این محدودیتهایی را برای کار زنان بوجود می آورد. شواهد جمعیت شناختی نشان می دهد میزان مشارکت اقتصادی زنان از93/12 درصد در سرشماری 1355به 16درصد درسرشماری 1395 افزایش یافته که مبین تغییر و تکامل مشارکت زنان دراقتصاد اسلامی، تغییر هویت فردی و اجتماعی آنان است. افزایش تعداد فارغ التحصیلان زن در دورههای آموزش عالی، افزایش اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصادی و افزایش میزان فعالیت زنان در بخش های مدیریتی نسبت به دهه های گذشته حکایت از رشد قابل توجهی دارد. با این وجود، عدم فرصت و امکانات برابر با مردان دریافتن شغل، سطح دستمزد پایین تر نسبت به مردان و میزان بیکاری زنان به ویژه در سطوح آموزش عالی، وجود برخی محدودیت های اجتماعی و فرهنگی برای اشتغال زنان، طرز تلقی و نگرش نادرست جامعه نسبت به شایستگی زنان در مشاغل مختلف، گسترش نابرابری جنسیتی در دسترسی به منابع و به دنبال آن افزایش آسیب ها به لحاظ عدم آمادگی و پذیرش جامعه از بعد امنیت اجتماعی برای زنان در عرصه فعالیت اقتصادی، از مهم ترین دغدغه ها و چالش های اساسی اشتغال زنان در کشور اسلامی ایران است.
بررسی تطبیقی دیدگاه اسلام و غرب در مورد مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.41
سهیلا بی ریا
چکیده زنان نیمی از جمعیت هر کشور را تشکیل می دهند. از این رو، فعالیت اقتصادی ایشان به عنوان نیمی از نیروی کار جامعه در دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی بسیار مؤثر می باشد. جوامع مختلف دیدگاه های متفاوتی را در مورد نحوه مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی دارند. در دیدگاه غرب، زنان باید بدون هیچ قید و شرطی وارد بازار کار شوند و به فعالیت اقتصادی بپردازند. نقش شغلی آنان در درجه اول اولویت قرار دارد و از نقش مادری و همسری ایشان مهم تر است. لیکن در اسلام، ضمن تأکید بر امکان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی، بر نقش ایشان در خانواده به عنوان مادر و همسر تأکید شده است. اسلام اشتغال زنان را تحت شرایط خاصی قبول نموده است. در این پژوهش تلاش شده است این دو دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردد. سپس پیامدها و نتایج این دیدگاه ها در وضعیت کنونی زندگی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده ازداده های کتابخانه ای تدوین شده است.
بررسی ارتباط افسردگی و وسواس فکری با رضایت زناشویی در زنان باردار شهرستان ملکان در سال 1397
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.3.33
فریبا عزیزنژاد، غلام حیدر نیکخو، صبا محمدقاسم نژاد ملکی، مهسا سلیمی کیوی، حجت عزیزنژاد
چکیده رضایت زناشویی از عوامل پیشرفت و دستیابی به اهداف زندگی است؛ از طرف دیگر داشتن مشکلات روانی از قبیل افسردگی و وسواس فکری میتواند از موانع رسیدن به این اهداف باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط افسردگی و وسواس فکری با رضایت زناشویی در زنان باردار شهرستان ملکان انجام گرفت. این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل زنان نخستزا و باردار شهرستان ملکان در سال 1397 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین مراجعین به مراکز بهداشتی تعداد 100 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسش نامه بک جهت تعیین میزان افسردگی، پرسش نامه وسواس فکری مادزلی و پرسش نامه انریچ جهت تعیین میزان رضایت زناشویی بود که با انجام مصاحبه تکمیل شد. داده ها با آزمون آماری مجذور کای، فیشر، پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج رگرسیون خطی چندگانه اثر افسردگی بر رضایت زناشویی نشان داد که افسردگی با خرده مقیاس های رضایت زناشویی، ارتباط، حل تعارض و تحریف آرمانی ارتباط آماری معنی داری داشتند. هم چنین نتایج رگرسیون خطی چندگانه اثر وسواس فکری بر رضایت زناشویی نشان داد که وسواس فکری با خرده مقیاس های ارتباط و تحریف آرمانی ارتباط آماری معنی داری داشتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارتباط بین افسردگی و وسواس فکری با رضایت زناشویی به صورت معکوس می باشد. به صورتی که میزان رضایت زناشویی در زنان باردار مبتلا به افسردگی و وسواس فکری کمتر از افراد سالم بود. بنابراین باید به عنوان یکی از الویت های مهم در جهت کاهش این مشکلات اقدام شود.
اندازه گیری و مقایسه نگرش به حجاب و هوش معنوی در بین دانشجویان متأهل و مجرد (مطالۀ موردی: مؤسسۀ آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399
https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725863
اسماعیل کلانتری، فاطمه تقدسی
چکیده هدف این پژوهش اندازه گیری و مقایسه نگرش به حجاب و هوش معنوی در بین دانشجویان متأهل و مجرد بوده است. بدین منظور دانشجویان دختر در مؤسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز به عنوان مطالعه موردی انتخاب گردید. جامعه آماری کلیه دانشجویان مؤسسه در سال 1400-1399 بود که از این میان 233 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است. در این پژوهش از روش توصیفی و آزمون مقایسه میانگینِ آنووا استفاده شده و گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس سنجش هوش معنوی کینگ (SISRI) و آزمون استاندارد نگرش به حجاب انجام گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد نگرش به حجاب به صورت معنی دار در بین دانشجویان متأهل بیش از دانشجویان مجرد است. هم چنین نگرش به حجاب با افزایش سن، کم می شود. علاوه بر این هوش معنوی نیز در بین دانشجویان متأهل بیش از دانشجویان مجرد است، اما این تفاوت معنی دار نیست. هم چنین هوش معنوی با افزایش سن، بیشتر می شود. یافته های این پژوهش برای سیاست گذاران حوزۀ آموزش عالی به ویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و نیز مدیران دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی دلالت های سیاستی و مدیریتی مهمی دارد
بررسی رابطۀ نفوذپذیری و حضور زنان در شهرکهای مسکونی (نمونه موردی: شهرک مسکونی هزار دستگاه و دولتآباد تهران)
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
فاطمه خدادادی آق قلعه، علی عسگری
چکیده یکی از اصلی ترین نیازهای زنان در جامعه که نیمی از جمعیت جهان را به خود اختصاص میدهند، حضور همراه با امنیت در فضاهای شهری میباشد. در این راستا بهبود کیفیت فضاهای شهری جهت حضور همه افراد جامعه بهخصوص زنان از اهمیت شایانی برخوردار است. لذا یکی از مهمترین عواملی که تداوم حضور بانوان در فضاهای شهری را امکان میبخشد، نفوذپذیری فضاهای شهری میباشد. بهبود کیفیت نفوذپذیری فضاهای شهری، موجب ارتقاء امنیت و بهتبع آن حضور پذیری گستردهتری را نیز درپی خواهد داشت و درنهایت منجر به برقراری تعاملات اجتماعی در حوزه همگانی خواهد گشت. طرح پژوهش حاضر بر پایه روش همبستگی و بر پایه مقیاس مرکب مشاهده و مناظره، جهت درک رابطه میان حضور زنان و امنیت متأثر از نفوذپذیری شهرکهای مسکونی دولتآباد و هزار دستگاه تهران استفاده گردیده است. در این راستا براساس فرمول کوکران، گروه هایی از زنان ساکن در شهرک های مسکونی هزار دستگاه و دولت آباد با شرط حداقل سکونت در نمونه گیری تصادفی پیمایش این پژوهش شرکت داده شده و داده های و روابط متغیرها به کمک نرم افزار آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بهدستآمده در این پژوهش نشان میدهد که ساکنان شهرک مسکونی هزار دستگاه نسبت به ساکنان شهرک مسکونی دولتآباد بهطور معنیداری نفوذپذیری بالاتری را در فضاهای عمومی شهرک تجربه می کنند و احساس امنیت در بین ساکنان شهرک مسکونی هزار دستگاه 2/52 درصد در مقایسه با ساکنان شهرک مسکونی دولتآباد 37 درصد میباشد. هم چنین در بررسی رابطه میان امنیت متأثر از نفوذپذیری و حضور زنان، عواملی نظیر کنترل و دسترسی بصری و خوانایی در مرتبه نخست و سپس یکپارچگی فضایی از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد.
بررسی رابطه ناگویی هیجانی و ویژگیهای شخصیتی با شادکامی در زنان در شهر شیراز
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
سید حمید حسینی، سیده فاطمه خادم، فاطمه عبدالهی
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین ناگویی هیجانی و ویژگی های شخصیتی با شادکامی در زنان بود. جامعه آماری شامل زنان ساکن شیراز در سال 1400-1399 بودند که 180 نفر پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پنج عاملی نئو (مک گری و کاستا، 1992) و ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) و شادکامی آکسفورد (آرجیل و همکاران، 1989) استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق دو آزمون همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون با استفاده از نرم افزار spss -26 انجام گرفت. نتایج تحلیل پیرسون نشان داد، روان رنجور خویی، پیش بین منفی و معنادار شادکامی و برون گرایی، پیش بین مثبت و معنادار شادکامی بودند. هم چنین دشواری در احساسات، میزان شادکامی رابه طور معکوس و معناداری پیش بینی می کند (21/0- = β). هم چنین نتایج نشان داد، روان رنجور خویی، پیش بین منفی و معنادار شادکامی(29/0- = β) و برون گرایی، پیش بین مثبت و معنادار شادکامی بودند (26/0- = β). بر اساس یافته ها می توان بیان داشت که ویژگی های شخصیتی، بر شادکامی افراد تأثیرگذار هستند و هم چنین ابعاد ناگویی هیجانی موجب کاهش شادکامی افراد می شود. ازآنجا که زنان محور های اصلی خانواده هستند، لذا شادکامی آن ها می تواند تأثیر به سزایی در تعلیم و تربیت نسل آینده داشته باشد و این مهم، قابل توجه است.
بررسی رابطه ی الگوهای ارتباطی خانواده با معنای زندگی در دانش آموزان متوسطه اول شهر شیراز
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400
راضیه شکیبافرد، رضا چالمه
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده(گفت و شنود و همنوایی)با معنای زندگی(حضور معنا و جستجوی معنا)انجام گرفت.نمونه آماری شامل 120 دانش آموز مقطع متوسطه اول شهر شیراز(60 دختر و 60 پسر)بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند.به منظور گردآوری داده ها،از پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده(فیتزپاتریک و ریچی،1990)و پرسشنامه معنای زندگی (استگر،2010)استفاده شد.پایایی ابزارها به روش آلفای کرونباخ محاسبه شد.با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون،قدرت هریک از ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده در پیش بینی معنای زندگی مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به نتایج این پژوهش،ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده توانایی پیش بینی متغیر جستجوی معنا را داشتند و قوی ترین پیش بینی مربوط به بعد گفت وشنود بود( 05/0 >p ).اما حضور معنا توسط ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده قابل پیش بینی نبود.از آنجا که نحوه ی درست ارتباط اعضای یک خانواده نقش مهمی در ایجاد جستجوی معنا در فرزندان دارد،می توان با تقویت آن،معنا در زندگی را افزایش داد.
بررسی تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی و اقتصادی زنان شهرستان شهربابک
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
رخساره اسدی کرم
چکیده رشد نهادهای آموزشی و علمی زمینه مشارکت مؤثر افراد یک جامعه را در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فراهم میکند. دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان یکی از نهادهای آموزشی در کشور فرصتی فراهم کرده تا زنان نیز بتوانند در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقشی فعال داشته باشند و با خودباوری بتوانند نگرش جامعه را نسبت به تواناییهای زنان تغییر داده و نشان دهند که امر توسعه بدون مشارکت زنان امکانپذیر نخواهد بود. ازآنجاییکه عملکردها و پیامدهای دانشگاه آزاد اسلامی در زمینههای مختلف (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی) در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده است؛ لذا هدف تحقیق حاضر بررسی نقش و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان شهربابک در امور آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بوده است. در این راستا فرضیههای تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی زنان موردبررسی قرار گرفت. درمجموع روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی، کاربردی و مبتنی بر پیمایش بود. در این روش از گردآوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است و جامعه آماری موردمطالعه کارمندان، دانشجویان، زنان خانهدار، مشاغل آزاد و دانشآموزان ساکن شهرستان شهربابک (1395) و حجم نمونه 500 نفر میباشد که جهت ورود اطلاعات و دادهها و تجزیه تحلیل آنها نیز از نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتیجه آنکه دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی (T=79.16,P<5%) و در امور فرهنگی- اجتماعی T=60.85,P<5%)) و در امور اقتصادی ( T=93.37,P<5%) زنان در شهرستان شهربابک تأثیرگذار بوده است.
پیشبینی کیفیت روابط زناشویی زنان بر اساس ویژگیهای شخصیتی و ناگویی هیجانی
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
راضیه السادات مکیان، سمیرا کرمی، انسیه آبکار
چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت روابط زناشویی زنان بر اساس ویژگی های شخصیتی و ناگویی هیجانی اجرا شد. روش پژوهش همبستگی از نوع پیشبین بوده است و جامعه آماری آن شامل کلیه زنان متأهل خانهدار شهر یزد بود که تعداد 333 نفر بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو، سنجش صفات پنجگانه شخصیتی (NEO) و مقیاس کیفیت زناشویی باسبی و همکاران (RDAS) صورت گرفت. جهت تجزیهوتحلیل دادهها نیز از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام استفادهشده است. یافتههای پژوهش نشان داد که ویژگی های شخصیتی برونگرایی، وظیفهشناسی و تجربهپذیری بهطور مثبت و روان آزرده خویی و ناگویی هیجانی بهطور منفی قابلیت پیشبینی کیفیت روابط زناشویی زنان را دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ویژگی های شخصیتی برونگرایی، روان آزرده خویی، وظیفهشناسی، تجربهپذیری و ناگویی هیجانی قابلیت پیشبینی کیفیت روابط زناشویی زنان خانهدار را دارند.
رابطه پذیرش و ذهن آگاهی با رضایت زناشویی و پریشانی هیجانی زنان مواجه شده با خیانت زناشویی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401
سید مجتبی عقیلی، مریم همت طلب
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه پذیرش و ذهن آگاهی با رضایت زناشویی و پریشانی هیجانی زنان مواجه شده با خیانت زناشویی بود. این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مواجه شده با خیانت زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره بینش شهر گرگان، در سال 1399 بود. از این میان با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بودند از مقیاس پذیرش و عمل (بوند، 2011)، پرسشنامه مهارت های ذهن آگاهی (کنتاکی، 2004)، پرسشنامه رضایت زناشویی (انریچ، 1989) و پرسشنامه تحمل پریشانی هیجانی (سیمونز و گاهر، 2005). داده های پژوهش با ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین رابطه پذیرش و ذهن آگاهی با رضایت زناشویی و پریشانی هیجانی زنان مواجه شده با خیانت زناشویی رابطه معنی داری وجود دارد (001/0). پذیرش و ذهن آگاهی توانستند با (32/0) درصد تغیرات رضایت زناشویی را پیش بینی نمایند. برای افزایش رضایت زناشویی و کاهش پریشانی هیجانی زنان مواجه شده با خیانت زناشویی، تکنیک ها و مداخلات مبتنی بر پذیرش و ذهن آگاهی توصیه می گردد.
مقایسه شیوع اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب و زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت شهر تهران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
الهه مهدی، اصغر میرمحرابی، رضا قربان جهرمی، زهرا ذبیحی فرد
چکیده اختلال کارکرد جنسی از مشکلات شایع جنسی است که دارای اتیولوژی متعددی بوده و اختلالات روانپزشکی نقش مهمی در شکلگیری آن دارند. این مقاله با هدف مقایسه شیوع اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب و افراد فاقد اختلال شخصیت انجام شد. پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای بود. به همین منظور 1000 نفر از زنان متأهل شهر تهران در شش ماهه نخست سال 1400 پایش شدند که 145 نفر دارای نشانگان اختلالات شخصیت خوشه ب بودند که 56 نفر از ایشان به روش در دسترس بهعنوان نمونه داری اختلال انتخاب شدند و دادههای 20 نفر از افراد فاقد اختلال نیز بهعنوان گروه مقایسه تحلیل شد. از پرسشنامههای میلون (MCMI3)، اختلال عملکرد جنسی زنان (FSFI) و مردان (IIEF) برای گردآوری دادهها استفاده گردید. دادهها به روش آنالیز واریانس یکطرفه و با نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت بیشتر از میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته بود (05/0>P). میانگین کارکرد جنسی در زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت تفاوت معناداری با زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت ضداجتماعی نداشت (333/0=P). نتایج یافتهها حاکی از آن بود که اختلال کارکرد جنسی در زنان متأهل دارای اختلالات شخصیت خوشه ب بیشتر از زنان متأهل فاقد اختلال شخصیت است. لذا به متخصصان حوزه رواندرمانی پیشنهاد میشود در تشخیص و درمان اختلال کارکرد جنسی زنان، به نقش اختلالات شخصیت و مسئله همبودی توجه داشته باشند.
ارائه مدلی از درماندگی روانشناختی زنان نابارور بر اساس انعطافپذیری شناختی و سرسختی روانشناختی با توجه به نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراکشده
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
فاطمه همتی، فریده انصافداران، سید مهدی حسینی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی از تأثیر انعطافپذیری شناختی و سرسختی روانشناختی بر درماندگی روانشناختی زنان نابارور با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده، بود. روش پژوهش همبستگی از نوع الگویابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان نابارور شهر شیراز بود که از میان آنها 250 نفر با روش نمونهگیری هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه درماندگی روانشناختی لاویبوند و لاویبوند (1995)، پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز کیومرثی و همکاران (1377) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و همکاران (1998) جمعآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت. طبق یافتهها ضریب مسیر مستقیم انعطافپذیری شناختی به درماندگی روانشناختی، انعطافپذیری شناختی به حمایت اجتماعی ادراکشده و سرسختی روانشناختی به حمایت اجتماعی ادراکشده معنادار بود، ضریب دو مسیر مستقیم سرسختی روانشناختی به درماندگی روانشناختی و حمایت اجتماعی ادراکشده به درماندگی روانشناختی و همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم انعطافپذیری شناختی به درماندگی روانشناختی و سرسختی روانشناختی به درماندگی روانشناختی از طریق حمایت اجتماعی ادراکشده معنادار نشد. بهمنظور کاهش درماندگی روانشناختی زنان نابارور باید اقداماتی جهت بهبود و افزایش سرسختی روانشناختی، انعطافپذیری شناختی و حمایت اجتماعی ادراکشده صورت گیرد.
پیش بینی اختلال اضطراب فراگیر در بین زنان دانشجو با استفاده از رویکرد جنگل تصادفی
دوره 5، شماره 1، بهار 1402
زهرا غلامی، حبیبه زارع
چکیده سلامت روان یکی از بزرگترین چالش ها برای نسل کنونی است. اختلال اضطراب فراگیر (GAD) یکی از بسیاری از مشکلات سلامت روان است. افراد مبتلا به این اختلال نگرانی ها و تنش های اغراق آمیزی را در مورد رویدادهای روزمره تجربه می کنند. گزارش شده است که حدود 5 درصد از جمعیت کشورهای توسعه یافته به GAD مبتلا هستند و زنان دو برابر بیشتر از مردان به این بیماری مبتلا می شوند و یک اتفاق رو به رشد در بین زنان بالاخص زنان دانشجو است. این پژوهش با هدف پیش بینی اختلال اضطراب فراگیر در بین زنان دانشجو با رویکرد جنگل تصادفی، انجام شده است. از روش داده کاوی جهت پیش بینی استفاده شد.جامعه پژوهشی را زنان دانشجوی دانشگاه آزاد شیرازتشکیل دادند. تعداد 150 نفر از دانشجویان زن به روش تصادفی ساده انتخاب و با پرسشنامه DSM-IV, مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این فرآیند، الگوریتم جنگل تصادفی برای تولید مدل پیشبینی پیشنهاد شده است. NetBeans IDE ابزاری بود که برای ساخت این پیاده سازی استفاده شد. جاوا زبان برنامه نویسی انتخاب شده برای کدگذاری این نمونه اولیه بود و از کتابخانه WEKA در این پیاده سازی استفاده شد. نتایج نشان داد که دقت پیشبینی با روش جنگل تصادفی بالای 0.9 است که نشان میدهد رویکرد جنگل تصادفی قادر به پیشبینی دقیق اختلال اضطراب فراگیر GAD است. برای ارزیابی ویژگی، رویکرد جنگل تصادفی در پیشبینی دقیق فردی که از GAD رنج نمیبرد سازگاری نشان میدهد. نتایج بهدستآمده از نمونه اولیه در مقایسه با خط پایه که در ابزار R پیادهسازی شده است، نسبتاً سازگار است. به طور خلاصه، رویکرد جنگل تصادفی عملکرد پیشبینی بالایی تولید میکند و میتواند روابط مهم بین پارامتر پیشنهادی و پارامتر وابسته را استخراج کند.
بررسی مشروعیت کاهش جنین از منظر فقه اسلامی با نگاهی بر اهمیت مسئله افزایش جمعیت
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
کبری پورعبدالله، فاطمه اسلامی
چکیده روشهای نوین باروری قدمی مثبت و مهم در جهت درمان ناباروری و کمک به افزایش جمعیت برداشته است و بهنوعی موجبات تحکیم خانواده را فراهم آورده است، لیکن در میان روشهای متعدد درمان ناباروری و همچنین در خلال انجام امور پزشکی گاهاً تلقیح متعدد جنینها شرایط سختی را موجب میشود که زوجین را ملزم به کاهش جنین میکند. حال پرسش اینجاست آیا کاهش جنین از نظر فقهی مشروعیت دارد؟ آیا فدا شدن جنینی به نفع جنین دیگر صحیح است؟ آیا کاهش جنین هدف افزایش جمعیت کشور و مصلحت جامعه را به خطر نمیاندازد؟ در این مقاله بر آنیم تا با استفاده از روش کتابخانهای به سؤالات مذکور پاسخ دهیم و مشروعیت یا عدم مشروعیت کاهش جنین را بررسی نماییم و مصلحتهای موجود در این امر را وارسی کنیم. آنچه به نظر میرسد آن است که از منظر فقه اسلامی کاهش جنین مشروعیت داشته و مبتنی بر قواعد فقهیه ازجمله قاعده «اخف الضررین» میتوان به این نتیجه رسید که حفظ حیات مادر و کاهش جنین دارای مصلحت بیشتر و ضرر کمتر است.
تأثیر یادگیری مشارکتی بر خودکارآمدی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر کلاسهای چندپایه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725814
خدیجه اعراب شیبانی، خدیجه علیپور، امیرحسین غلامی بیناباج
چکیده پژوهش حاضر تأثیر یادگیری مشارکتی بر خودکارآمدی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دختر در درس قرآن کلاسهای چندپایه را موردبررسی قرارداد. روش پژوهش، نیمهآزمایشی و از نوع پیشآزمون_ پسآزمون با گروه کنترل بود. برای اندازهگیری متغیرها از پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی Ladd&Wheeler (1982) و آزمون پیشرفت تحصیلی استفاده شد. بهمنظور اجرای طرح پژوهش از میان مدارس چند پایه، دو کلاس به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به عنوان گروه آزمایش (n=15) و گروه گواه (n=15) در نظر گرفته شد. آزمون پیشرفت تحصیلی و پرسشنامه خودکارآمدی اجتماعی بهمنزلة پیشآزمون برای هر دو گروه انجام شد. گروه آزمایش در 15 جلسه (45 دقیقه) درس قرآن را بهصورت مشارکتی، آموزش دیدند، اما گروه گواه در طول مدت اجرا، به روش رایج آموزش دیدند. بعد از پایان دوره آموزش، از هر دو گروه پسآزمون به عمل آمد. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج، برتری معنادار گروه آزمایش را در پیشرفت تحصیلی درس قرآن نشان داد، ولی در زمینة خودکارآمدی اجتماعی، تفاوت معناداری بین گروهها مشاهده نشد.
بررسی ارتباط بین گفتوگوی جنسی با عملکرد جنسی زنان متأهل شهر شیراز
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725801
فاطمه زارعی، کاظم خرم دل، هاجر کهن سال
چکیده هدف ما در این پژوهش بررسی ارتباط بین گفتوگوی جنسی با عملکرد جنسی زنان متأهل شهر شیراز در سال 1402 بود. جامعه آماری ما زنان متأهل ساکن شهر شیراز هستند که تجربه رابطه جنسی را در حداقل شش ماه گذشته داشتند؛ که از بین آنها 200 نفر به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامهها پاسخ دادند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه الگوی ارتباط جنسی و پرسشنامه تجارب جنسی آریزونا (فرم زنان) بهعلاوه پرسشنامه جمعیت شناختی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد بین گفتگوی جنسی با عملکرد جنسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد در تبیین این یافته میتوان بیان کرد در بین زنان که گفتگوی جنسی بیشتری داشتند، در عملکرد جنسی آنها رضایت بیشتری وجود داشت.
اثربخشی آموزش شادکامی بر عاطفه مثبت و امید به زندگی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان
دوره 6، شماره 1، بهار 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725794
قدرت باقری، مژگان باقری
چکیده پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش شادکامی بر عاطفه مثبت و امید به زندگی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام شد. جامعه و نمونه آماری این تحقیق شامل کلیه زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان مراجعهکننده به مراکز بهداشت شهرستان کهگیلویه در سه ماهه اول سال 1400 است که از بین جامعه آماری به صورت تصادفی ساده 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر قرار گرفتند. بر روی هر دو گروه آزمایش و کنترل، پرسشنامه عاطفه مثبت و منفی واتسون و پرسشنامه امید به زندگی هرث اجرا شد و گروه آزمایش تحت دوره آموزشی شادکامی به صورت گروهی در 8 جلسه 120 دقیقهای قرار گرفت. سپس هر دو گروه مجدداً پرسشنامههای تحقیق را تکمیل نمودند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی و مانکوای یک راهه توسط نرمافزار SPSS تجزیهوتحلیل شد. یافتهها: نتایج حاکی از ارتباط مثبت معنادار آموزش شادکامی بر عاطفه مثبت و امید به زندگی در زنان مبتلا افسردگی پس از زایمان (05/0 P<) بود که با استفاده از تحلیل کوار یانس یک راهه معنیدار بود. بنابراین آموزش شادکامی فرایندی فعال وجهت دار و درمانی مناسب برای اختلال روانی در مراکز مراقبت اولیه است. این درمان عملکرد بیمار را بهبود میبخشد مهارتهایش را افزایش داده و به بیمار کمک میکند تا با مسائل و مشکلاتش مقابله کند.
بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متاهل شاغل در آموزش و پرورش شهر تهران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725788
مژگان فریدون نژاد، ستایش عین علی
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبکهای عشقورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل که در آموزشوپرورش شهر تهران در سال 1403 مشغول به کار میباشند را تشکیل دادند. روش نمونهگیری خوشهای و تصادفی در دسترس بود. افراد نمونه پرسشنامههای نگرش به عشق (سبکهای عشقورزی) (هندریک و هندریک، 1986)، پرسشنامه دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سازگاری (اسپانیر، 1976) را تکمیل نمودند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون و بهمنظور بررسی چگونگی این ارتباط از روش رگرسیون چند متغیره در آخرین ورژن نرمافزاری SPSS-28 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی و همچنین بین سبکهای عشقورزی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران همبستگی معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش، بین سبکهای عشقورزی اروس، استروگ، پراگما، آگاپه با سازگاری زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبکهای عشقورزی لودوس و مانیا با سازگاری زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به سطح معناداری، سبکهای عشقورزی اروس با ضریب تأثیر (284/0)، لودوس با ضریب تأثیر (14/0-)، استروگ با ضریب تأثیر (29/0)، پراگما با ضریب تأثیر (12/0)، مانیا با ضریب تأثیر (14/0-) و سبک دلبستگی ایمن با ضریب تأثیر (09/0) میتوانند سازگاری زناشویی را پیشبینی کنند، ولی سبک عشقورزی آگاپه و سبکهای دلبستگی اجتنابی و اضطرابی قادر به پیشبینی سازگاری زناشویی نمیباشند.
