بررسی تاثیر مشاوره راه حل مدار بر فرزند پروری مادران پس از طلاق
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725762
رقیه امامی، نرگس عرب مقدم
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشاوره راه حل مدار بر احساس شایستگی و فرزند پروری مادران پس از طلاق دانش اموزان دانش اموزان انجام گرفته است این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. که جامعه آماری شامل مادران مطلقه دارای فرزند در شهر شیراز بود که بهطور تصادفی انتخاب شدند. گروه آزمایش تحت مشاوره راهحلمدار، شامل ۱۰ جلسه آموزشی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج این تحقیق نشان داده است که مشاوره راهحلمدار موجب بهبود مهارتهای فرزندپروری، افزایش کیفیت ارتباطات عاطفی و کاهش استرس و اضطراب مادران شد. همچنین، مشاوره راهحلمدار میتواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای بهبود فرزندپروری و کیفیت روابط مادران مطلقه با فرزندان مورد استفاده قرار گیرد و بر اهمیت حمایتهای روانی و اجتماعی در این دوران تأکید میکند. در نهایت، گسترش برنامههای مشاورهای مشابه و ارتقاء دورههای آموزشی مستمر برای مادران مطلقه پیشنهاد میشود تا به بهبود شرایط زندگی آنها و فرزندانشان کمک کند.
نسبتسنجی نقش زنان و نهادهای اجتماعی در بازسازی نظم اجتماعی در پسابحرانهای سیاسی-اجتماعی دهه 90 و 1401 در ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 56-73
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2076927.1048
محسن افروغ
چکیده تحولات اجتماعی دهه 90 و بهویژه رخدادهای ۱۴۰۱ نشان داد که زنان به یکی از مهمترین کانونهای منازعه ادراکی و رسانهای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند؛ با این حال، تحلیلهای رایج غالباً یا زنان را به کنشگرانی احساسی و واکنشی تقلیل میدهند یا آنان را در چارچوب روایات رسانههای بیگانه بهعنوان پیشران گسست اجتماعی صورتبندی میکنند. این پژوهش با بهکارگیری روش توصیفی–تحلیلی و اتکا بر دادههای مستند، میکوشد با استفاده از یک چارچوب نظری سهسطحی شامل آسیبهای نهادی پسا بحران، الگوهای کنشگری زنان در دوره بحران و سازوکارهای بازسازی نظم اجتماعی در مرحله پسا بحران، نقش واقعی زنان را در پویشهای ادراکی و هنجاری جامعه ایران آشکار سازد. یافتهها نشان میدهد که عملیات شناختی علیه زنان از طریق برجستهسازی سوژههایی چون پوشش، کرامت، نشاط اجتماعی، نقش مادرانه و مشارکت مدنی، در پی تخریب انسجام ادراکی و ایجاد چندپارگی هویتی است؛ اما ظرفیت نرم زنان در عرصه خانواده، نهادهای اجتماعی زنانه و شبکههای محلی، این عملیات را تا حد زیادی خنثی کرده و مسیر ترمیم شکافهای ادراکی و هنجاری را تسهیل کرده است. تحلیل نتایج نشان میدهد که زنان با تقویت مرجعیتهای عاطفی، بازتعریف مرز میان اعتراض مشروع و آشوب، تثبیت روایت ملی و بازتولید سرمایه اجتماعی، به بازیگران کلیدی در عبور جامعه از بیثباتی ادراکی به سامانیابی اجتماعی تبدیل شدهاند. بر این اساس، پژوهش نتیجه میگیرد که فهم نقش زنان در ایران معاصر باید از سطح تحلیلهای احساسی عبور کرده و در چارچوب «نظمسازی پسابحران» و «مدیریت ادراک جمعی» بازتعریف شود؛ امری که تقویت جایگاه زنان در حکمرانی و نهادهای اجتماعی را به ضرورتی راهبردی برای امنیت اجتماعی و ثبات ملی بدل میسازد.
بررسی تأثیر ویژگیِ فردیِ اطمینان مالی بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی زنان
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 63-75
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065975.1014
اکرم تفتیان، مهسا کفاش پور یزدی، زهراء غنی زاده
چکیده سواد مالی زنان عاملی کلیدی در رفاه خانواده و اجتماعی شدن مالی فرزندان است، اما پژوهشها نشان داده سطح سواد مالی زنان نسبت به مردان پایینتر است. یکی از دلایل این موضوع میتواند برخی ویژگیهای فردی روانشناسی مانند اطمینان مالی باشد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اطمینان مالی بر سواد مالی زنان است. جامعه آماری کلیه زنان استان یزد طی سال 1403 است که با استفاده از فرمول معرفی شده برای معادلات ساختاری تعداد 383 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای ویژگیهای فردی با استفاده از پرسشنامههای استانداردِ علاقهمند بودن زنان به منابع و اطلاعات در دسترس، ترس از مباحث پول و وابستگیهای عاطفی شدید به مسائل پول و سرمایهگذاری گردآوری شده است. همچنین برای جمعآوری دادههای مربوط به سواد مالی، از پرسشنامه استاندارد سواد مالی با سه بعدِ دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی استفاده شده است. فرضیههای پژوهش نیز با روش مدل معادلات ساختاری و بهرهگیری از نرمافزار آماری Smart PLS پردازش شده است. نتایج نشان میدهد اطمینان مالی تأثیر مستقیم و معنیداری بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی داشته و برای بهبود سواد مالی زنان لازم است در کنار توجه به آموزشهای مالی، بر توسعهی این ویژگیها تمرکز نمود.
داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسلها (یک مطالعه فرا تحلیل)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 71-85
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725755
مرضیه محمدی، یاسر دهقانی
چکیده اضطراب اجتماعی بهعنوان یکی از رایجترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبکهای والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. هدف این پژوهش، بررسی نظاممند رابطه میان سبکهای والدگری و انتقال بیننسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاههای علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربالگری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روششناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار سی ام آ صورت گرفت. نتایج نشان داد سبکهای والدگری تأثیر قابلتوجهی بر شکلگیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبکهای سختگیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبکهای مقتدرانه، پاسخگو و گرم، بهصورت معناداری با کاهش نشانههای اضطراب اجتماعی همبسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روانشناختی همچون کاهش عزتنفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بینفردی همراه بود. یافتههای این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیبپذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید میورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم بهعنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه میگذارد.
بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی بر رابطه سرمایههای روانشناختی و نشاط اجتماعی دانشجویان دختر شهر شیراز
دوره 1، شماره 1، بهار 1398
https://doi.org/10.52547/.1.1.75
هاجر کهن سال، مریم توکلی، فاطمه پناهی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای هوش معنوی بر رابطه سرمایههای روانشناختی و نشاط اجتماعی دانشجویان دختر شهر شیراز انجام پذیرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان شهر شیراز در سال 1398 میباشد و تعداد 200 آزمودنی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامههای هوش معنوی کینگ، سرمایه روانشناختی لوتاتر و شادکامی آکسفورد استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار 23-SPSS و با کمک شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام گرفته است. نتایج نشان داد که مولفههای امیدواری، تابآوری، هوش معنوی، تفکر انتقادی، تولید معنای شخصی و بسط هوشیاری میتوانند نشاط اجتماعی را بهصورت مثبت و معناداری پیشبینی کنند. بنابراین هوش معنوی نقش معنادار و واسطهای بین امیدواری و خوشبینی با نشاط اجتماعی دارد. براساس نتایج حاضر میتوان گفت که از راههای ارتقاء هوش معنوی، یادگیری مهارتهای بالا بودن میزان نشاط اجتماعی و امیدواری در بین دانشجویان میباشد که از آنجایی که دانشجویان نیاز اساسی به این مهارتها دارند و به اهم موضوع اشاره شده است، با اجرای دورههای آموزشی برای دانشجویان در موقعیتهای مختلف میتواند موثر باشد.
پیش بینی استرس والدگری بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی زناشویی در مادران دارای کودکان با نیازهای خاص شهر شیراز
دوره 2، شماره 1، بهار 1399
https://doi.org/10.52547/.2.1.62
مریم میرزائی فنجانی، بنفشه امیدوار
چکیده هدف از این پژوهش پیش بینی استرس والدگری بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و کیفیت زندگی زناشویی در مادران دارای کودکان با نیازهای خاص شهر شیراز بود. روش پژوهش از نوع توصیفی بود. جامعه آمارى شامل تمامی مادران کودکان دارای فرزندان با نیازهای خاص شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 220 نفر انتخاب شدند و پرسش نامه هاى استرس والدین، کیفیت زندگی زناشویی و طرح واره های ناسازگار اولیه را تکمیل کردند. جهت تحلیل فرضیات از آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج بیانگر این بود که کیفیت زندگی زناشویی توانست استرس والدینی مادران دارای کودکان با نیازهای خاص را پیش بینی کند. علاوه بر این، طرح واره های ناسازگار اولیه توانست استرس والدینی مادران دارای کودکان با نیازهای خاص را پیش بینی نماید و در نهایت، دو متغیر کیفیت زندگی زناشویی و طرح واره های ناسازگار اولیه توانستند استرس والدینی مادران دارای کودکان با نیازهای خاص را پیش بینی کنند.
بررسی تأثیر یوگای خنده بر تابآوری و امید به زندگی در بحران کرونا در میان زنان منطقه 9 مشهد
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.63
صدیقه کریمی، راضیه لطفی
چکیده بحران کرونا پیامدهای روانشناختی مهمی به دنبال داشته است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر یوگای خنده بر تاب آوری و امید به زندگی با توجه به بحران کرونا در میان زنان منطقۀ 9 مشهد بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی زنان ساکن منطقه 9 مشهد بود که 20 نفر از آنان به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس و با در نظر گرفتن ملاک های ورود انتخاب شدند و سپس در گروه آزمایش قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون به مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون و امیدواری اسنایدر پاسخ دادند، سپس به مدت 16 جلسه دوساعته در معرض برنامه آموزشی یوگای خنده قرار گرفتند. در مرحله پس آزمون گروه مجدداً به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها جمع آوری و با روش آزمون تی نمونه های وابسته تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل نشان داد که یوگای خنده باعث افزایش تاب آوری و مولفه های آن شامل تصور از شایستگی فردی، اعتماد به غرایز فردی، تحمل عاطفۀ منفی، پذیرش مثبت تغییر و روابط ایمن، کنترل تأثیرات معنوی، و همچنین افزایش امید به زندگی در میان زنان منطقۀ 9 شده است. تمرین هـای یوگای خنده یک درمان منحصر به فرد با تمرکز بـر خندۀ شبیه سازی شده و تنفس عمیق است که با راه های مختلفی می تواند از طریق خندیدن، انرژی ذخیره شده ناشی از شرایط مختلف مثل بحران کرونا و حوادث ناگوار زندگی را از ذهن فرد تخلیه کند و باعـث کاهش تنش های فیزیکی، افزایش سطح سلامت و امید به زندگی شود.
راهکارهای مقابله با فروپاشی کانون خانواده در آموزههای قرآن کریم (با تکیه بر آیات سوره طلاق)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.3.55
ابراهیم کلانتری، فاطمه لایقی
چکیده تزلزل پیوند زناشویی و فروپاشی کانون خانواده ازجمله آسیب هایی است که تبعات منفی بسیاری در ابعاد مختلف زندگی بشر به دنبال داشته و فکر و اندیشه بسیاری از اندیشمندان و مصلحان اجتماعی را به خود مشغول ساخته است. قرآن کریم به عنوان وحی خالص الهی و اصلی ترین منبع اسلام راستین، راهکارهای مفیدی جهت حفظ کانون خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن عرضه نموده است. این مقاله که از نوع کتابخانه ای است در صدد است به روش استنادی به شناسایی و عرضه این راهکارها بپردازد. بر اساس این تحقیق می توان راهکارهای مقابله با فروپاشی کانون خانواده را که در سوره «طلاق» آمده است، به دو دسته 1ـ کنشی، 2ـ بینشی و گرایشی، تقسیم کرد. راهکارهای کنشی عبارتند از: «محدودیت زمانی خاص برای طلاق»، «حضور زن در منزل همسر در طول عدّه طلاق»، «جدایی شایسته»، «حضور دو شاهد عادل ناظر بر وقوع طلاق»، و راهکارهای بینشی و گرایشی عبارتند از: «یاد خدا»، «رعایت تقوا»، «حفظ حدود الهی»، «توجه به قیامت»، «عبرتگیری از عذاب سخت الهی» و «توجه به قدیر و علیم بودن خداوند».
جستاری در ریشه ها و ابعاد فرهنگی مفهوم باکرگی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399
https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725865
مرضیه زادشم، مرضیه برزوئیان
چکیده دوشیزگی و بکارت را از جنبه های گوناگون می توان مطالعه کرد؛ اگرچه این موضوع، برخاسته از خصوصیتی بیولوژیک است اما با نگاهی به تاریخ، آن را درصور و تجلیات مختلف بازمی یابیم. بکارت یا دوشیزگی، جزئی از اندام جنسی زنان است؛ اما دلالت مفهومی بکارت به فیزیولوژی زنانه محدود نمانده و به مناسبات فرهنگی و جنسیتی جوامع نفوذ کرده و در بسیاری موارد، تعیین کننده ملاک ها و معیارهای عرفی، اخلاقی و قانونی بوده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: بکارت و معنابخشی به آن در جوامع بشری، از چه منابع و ریشه-هایی، تغذیه و مایه ور شده است؟ در این راستا، بکارت در نمونه هایی از اسطوره، ادیان و مثال هایی از جوامع بدوی و کنونی، استخراج و بررسی شده است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و نتیجه به دست آمده بیانگر این است که مفاهیم بکارت در جوامع مختلف، تابعی از زمینه ها و ویژگی های اسطوره ای، تاریخی، اقتصادی و فرهنگی است و این مؤلفه ها عموما در طول تاریخ اکثر جوامع، در تأیید «باکرگی به مثابه فضیلت» عمل کرده اند.
اثربخشی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر معنای زندگی و تجربه سوگ در نوجوانان سوگوار
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
شیما شاملی، رضا چالمه، کاظم خرم دل
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بر معنای زندگی و تجربه سوگ در نوجوانان سوگوار انجام شد. روش پژوهش حاضر، شبهآزمایشی و از نوع پیشآزمون - پسآزمون بود. جامعه آماری را کلیۀ دانشآموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهرستان کازرون تشکیل میدادند که از بین آنها ۲۰ نفر که تجربه سوگ درجۀ یک داشتند به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی و مساوی در گروههای آزمایش و کنترل گمارده شدند. همه آزمودنیها در مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون، پرسشنامههای تجربه سوگ و معنای زندگی را تکمیل کردند. آموزش راهبردهای شناختی تنظیم هیجانی بر اساس مدل گرا، (۲۰۰۸) در هشت جلسه برای گروه آزمایش اجرا شدند. حاکی از آن بود که آموزش راهبردهای شناختی تنظیم هیجان بر نمرۀ کل تجربۀ سوگ و معنای زندگی و تمام مؤلفههای این دو متغیر، بهجز جستجو برای معنا، اثربخشی معنیداری داشت (05/0 < p). باتوجه به یافتههای پژوهش کنونی، میتوان استفاده از مداخلۀ تنظیم شناختی هیجان گراس را برای افزایش معنای زندگی و کاهش تجربۀ سوگ نوجوان سوگوار پیشنهاد داد.
تأثیر مؤلفه های هویت ملی مربیان زن پیش دبستانی بر میزان یادگیری مهارت های زبان آموزی نوآموزان استان سمنان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
شهاب مرادی، شکوفه همتی، سیما علیزاده، مرضیه بهاررستمی، زهرا بغیری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مؤلفه های هویت ملی مربیان پیش دبستانی بر میزان یادگیری مهارت های زبان آموزی نوآموزان استان سمنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی است و جامعه آماری این پژوهش شامل مربیان (خانم)پیش دبستانی در سال تحصیلی 1400-1399به تعداد 91نفر می باشدکه به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند . ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مهارت زبان آموزی با 9خرده مقیاس و هویت ملی با 4 خرده مقیاس است.جهت روایی صوری و محتوایی آن از نظر صاحب نظران و متخصصان حوزه کودک و تعلیم و تربیت و پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. داده های گرده آوری شده به کمک آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی(همبستگی اسپیرمن و آزمون کای دو)مورد بررسی قرار گرفتند. ارتباط آماری قوی بین "تاثیر آشنایی و احترام گذاردن به آداب و رسوم و مناسبت های دینی و ملی مربیان" با ”شکل گیری کسب توانش نسبی زبانی و ارتباطی نوآموزان (مهارت های زبان آموزی نو آموزان )"مشاهده شد (p valeu<0.05) به عبارت دیگر با افزایش آشنایی و احترام گذاردن به آداب و رسوم و مناسبت های دینی و ملی مربیان مولفه شکل گیری کسب توانش نسبی زبانی و ارتباطی نوآموزان افزایش پیدا میکند؛همچنین بین تحصیلات مربیان و هویت ملی آنها و مهارت زبان آموزی نوآموزان ارتباط معناداری وجود ندارد .(p valeu>0.05)
پیش بینی نگرش به خیانت براساس سرمایه روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400
سمیه محجوب، سید مهدی حسینی
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی زنان شهر شیراز بر اساس سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی بود. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش حاضر زنان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 250 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های نگرش به خیانت زناشویی، سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی استفاده شد که اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 23 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون همزمان بیانگر این است که سرمایه روانشناختی (04/0p< ،80/0- =)، سه مولفه ی خودکارآمدی (01/0p< ،45/0- =)، امیدواری (02/0p< ،35/0- =) و تاب آوری (05/0p< ،36- =) و همچنین بهزیستی معنوی (01/0p< ،18/0- =) دو مولفه ی سلامت مذهبی (01/0p< ،19/0- =) و سلامت وجودی (001/0p< ،22/0 =) پیش بینی کننده نگرش به خیانت زناشویی بودند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش براساس مبانی نظری و پژوهشی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش با افزایش سرمایه روانشناختی و بهزیستی معنوی در زنان نگرش به خیانت زناشویی منفی می شود و از نتایج این پژوهش می توان در مراکز مشاوره خانواده، درمان خیانت و مشاوره پیش از ازدواج استفاده کرد.
ویژگی منظر شفابخش از حیث بهرهمندی کودکان دارای اختلال درخودماندگی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
مهران وطنی، محمدرضا بمانیان، علی عسگری
چکیده کودکان دارای اختلال درخودماندگی، طبقهای حساس از جامعه کشورند که طراحی فضاهای معماری و شهرسازی، منوط بر توجه به نیازها و ویژگیهای آنهاست. در بیان دیگر صرفاً درمان این کودکان محدود به محیطهای بیمارستانی و درمانی شده و فضای شهری بهویژه فضاهای سبز نقشآفرینی مناسبی برای حضور ایشان به فضای اجتماعی ندارند. این مسئله در حالی است که در بحث فضاهای سبز، شفابخشی منظر از حیث درمان موضوعیتی قابلبحث و حائز اهمیت است که میتواند کمک شایانی به مسیر درمان و سلامتی کودکان اوتیسم دارا باشد. این پژوهش بر آن است تا با توصیف چالش درخودماندگی و مطالعه رویکردهای درمانی کودکان مبتلابه اوتیسم، ضمن بیان توصیفی از ویژگیهای این نوع کودکان در برخورد با محیط، عوامل مؤثر در خصوص حضور ایشان در منظر شهری موردتوجه قرار داده و راهبردهایی برای طراحی پارکهای شفابخش را از این دریچه مطرح سازد. این پژوهش باهدف کاربردی و بر پایه منطق توصیفی - تحلیلی و با روش کیفی ضمن بهرهمندی از مطالعات نظری پیرامون محیط و نوع بیماری، با طبقهبندی مصاحبههای صورت گرفته از پزشکان، روانشناسان و مادران کودکان دارای اختلال درخودماندگی و مشاهدات مستقیم صورت گرفته است. در پایان میتوان چنین بیان نمود که منظر شفابخش با توجه به بهرهمندی از فضایی چند حسی و مستعد در حضور اجتماع در فضای آزاد میتواند در صورت بهرهمندی از فضایی قابلکنترل و رعایت مؤلفههای کالبدی نهتنها در کاهش آسیب به کودکان بلکه درزمینهٔ درمان نیز بازدهی مناسبی داشته باشد.
نقش واسطهای شفقت به خود در رابطه خودپنداره و تصویر بدنی با اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی اصفهان
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
بهنوش هارونی، حسن خوش اخلاق
چکیده اختلال اضطراب اجتماعی به ترس آشکار و پیوسته از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی اشاره دارد. خودپنداره و تصویر بدنی در تبیین اضطراب اجتماعی نقش قابل ملاحظهای میتواند داشته باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش واسطه ای شفقت به خود در رابطه خودپنداره و تصویر بدنی با اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی اصفهان بود. مطالعه ی حاضر از نوع طرحهای همبستگی بود و از روش معادلات ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد. از جامعه دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی اصفهان با روش نمونهگیری تصادفی، نمونهای با حجم 300 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس شفقت خود نف، مقیاس خودپنداره بک و همکاران (1990)، پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (2005) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کونور و همکاران (2000) استفاده شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزارهای spss نسخه 25 و AMOS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها نشان داد، شفقت به خود به میزان 3/22 درصد از مسیر بین خودپنداره و اضطراب اجتماعی میکاهد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که شفقت به خود در رابطه خودپنداره و اضطراب اجتماعی نقش واسطه ای جزئی دارد (05/0>p). شفقت به خود در رابطه تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر نقش واسطه ای جزئی دارد(05/0>p). خودپنداره بر روی اضطراب اجتماعی دانشجویان تاثیر منفی دارد(05/0>p). تصویر بدنی بر روی اضطراب اجتماعی دانشجویان دختر اثر مستقیم دارد(05/0>p). یافته های پژوهش، نشانگر اهمیت خودپنداره و تصویر بدنی در تبیین اضطراب اجتماعی بود و شفقت به خود، بین خودپنداره و تصویر بدنی با اضطراب اجتماعی نقش میانجی دارد.
پیشبینی سلامت روان بر اساس عملکرد جنسی در زنان متأهل
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401
سید مهدی حسینی، حکیمه میرزایی
چکیده سلامت روان نقش مهم و بنیادی در بهتر زندگی کردن افراد، کارآمدی فعالیتشان و توانایی آنان برای عملکرد مؤثر در زندگیشان دارد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی سلامت روان بر اساس عملکرد جنسی زنان متأهل انجام گرفت. این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهرستان بوانات بود که ۱۳۰ نفر از زنان متأهل به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سلامت روانی کیز (2002) و عملکرد جنسی روزن و همکاران FSFI (2000) استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون استفاده شد. یافتهها نشان دادند بین سلامت روان و عملکرد جنسی زنان متأهل رابطه معنادار مثبتی وجود دارد و مؤلفههای میل و رضایتمندی قدرت بالاتری در پیشبینی سلامت روان دارند. نتایج حاصل نشان داد که هرچه زنان متأهل در روابط زناشویی، رضایتمندی و خرسندی بهتری داشته باشند، دارای سلامت روان بیشتری هستند. لذا عملکرد جنسی مطلوب می تواند بر سلامت روان زنان مؤثر باشد. مطالعه بر روی دانش جنسی زنان متأهل علاوه بر تأثیری که بر سلامت روان و سلامت جامعه دارد، موجب پایداری و انسجام خانواده و زندگی زناشویی و کاهش طلاق در جامعه خواهد شد.
رابطه انزوای فردی و اعتیاد به اینترنت با گرایش به رفتارهای پورنوگرافی در دوران کرونا
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
زهرا تنها، فاطمه بابایی مطلق
چکیده یکی از پیامدهای انزوای اجتماعی افراد، پناه بردن آن ها به فضای مجازی و استفاده از اینترنت است که ممکن است منجر به اعتیاد آ ن ها به اینترنت شود. دسترسی به رسانه های صریح جنسی و برنامه های پورنوگرافی نیز می تواند متعاقب اعتیاد به اینترنت ایجاد شود که در شرایط قرنطینه ناشی از شیوع ویروس کرونا قابل تأمل است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین انزوای اجتماعی و اعتیاد به اینترنت با رفتارهای جنسی نامتعارف در دوران کرونا است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. بدین منظور، تعداد 365 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرمآباد انتخاب شدند و به پرسش نامه های انزوای اجتماعی راسل و همکاران (1976)، اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، مقیاس استفاده از پورنوگرافی کارول و همکاران (2008)، مقیاس استفاده مشکل ساز از پورنوگرافی کر و همکاران (2014) و مقیاس اضطراب بیماری کرونا علی پور و همکاران (1398) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین انزوای اجتماعی و اعتیاد به اینترنت با رفتارهای پورنوگرافی رابطه معنی دار مثبت وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که رفتارهای پورنوگرافی از طریق انزوای اجتماعی و اعتیاد به اینترنت قابل پیشبینی است. بر این اساس، در گام اول، تقریباً 56% از واریانس پورنوگرافی از طریق اعتیاد به اینترنت تبیین شد. در گام دوم، اعتیاد به اینترنت و انزوای اجتماعی 75% از واریانس پورنوگرافی را تبیین کردند. بر این اساس، بین انزوای فردی، اعتیاد به اینترنت و گرایش به رفتارهای پورنوگرافی نقاط تلاقی نظری وجود دارد و به نظر می رسد عوامل فردی و محیطی دیگری نیز در این ارتباط دخیل باشند. با توجه به اینکه این یافته در دوره کرونا به دست آمده است، انجام مطالعات بیشتر و در مقایسه با مطالعه حاضر می تواند مد نظر محققان قرار بگیرد.
بررسی رابطه نشخوار فکری و استرس ادراکشده با رضایت از زندگی در زنان متأهل شهر شیراز
دوره 5، شماره 1، بهار 1402
فاطمه دینکانی، رضا چالمه، فاطمه عبدالهی
چکیده هدف پژوهش حاضر باهدف تبیین رابطهی نشخوار فکری و استرس ادراکشده با رضایت از زندگی در زنان متأهل شهر شیراز بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمام زنان شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 210 نفر بهعنوان حجم نمونه آماری انتخاب شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه نشخوار فکری هوکسما ومارو (1991)، پرسشنامه استرس ادارک شده کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه رضایت از زندگی داینر آمونز لارسن و گریفین (1985) استفاده شد. بر اساس یافتهها بین ابعاد نشخوار فکری دو مؤلفهی در فکر فرورفتن و افسردگی با رضایت از زندگی رابطه منفی و معنیداری داشتند، اما بازتاب با رضایت از زندگی رابطه معنیداری نداشت. در نتیجهگیری میشود نهایت نمره کلی نشخوار فکری نیز با رضایت از زندگی رابطه منفی و معنیداری داشت و درنهایت استرس ادراکشده پیشبینی کننده معنیدار رضایت از زندگی نمیباشد.
رابطه سلامت معنوی وکیفیت زناشویی در زنان متاهل شهر شیراز
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
سوده دشتیانه، نصیر داستان، سپیده کشاورز
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان متأهل شهر شیراز بود. نمونه آماری شامل 100 نفر که برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و پرسشنامه کیفیت زناشویی باسبی بهره گرفته شده است. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیهوتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از ضرایب همبستگی و در سطح آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که بین سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل رابطه معناداری وجود داشت. سلامت معنوی در بین زنان متأهلی که کیفیت زناشویی خوبی دارند بالاتر بود.
آزار جنسی دختران زیر ۱۰ سال و آسیبپذیری آنان در دوره همهگیری کووید ۱۹ یک مطالعه مروری روایتی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725816
سوده دشتیانه، فاطمه طاهری
چکیده این پژوهش با هدف بررسی آزار جنسی دختران و آسیبهای واردشده بر آنان در دورهی قرنطینهی بیماری کرونا ویروس انجام شد. مطالعهی مروری و روایتی حاضر، با جستجوی جامع در بانکهای اطلاعاتی: PubMed ,Science Direct ,Civilica ,Noormags ,SID ,Springer Google Scholar,، مروری بر مقالات منتشرشده در مورد آسیبهای جنسی دختران در مدتزمان شیوع کووید ۱۹، در سالهای اخیر داشته است. مقالات حاوی نتایج متناقض و دوگانهای بودند. در مراحل اولیه کووید ۱۹ نشانههایی از انعطافپذیری در جمعیت عمومی با توانایی شگفتانگیزی برای بازگشت به عقب و سازگاری نشان داده است. در زمان همهگیری بیماری کرونا ویروس و شرایط قرنطینه، بستر وقوع خشونت و بدرفتاری در خانه و آزار جنسی و آسیب جنسی علیه دختران فراهم شده است. لذا آموزش و آگاهی دادن به والدین و همچنین آموزش و آگاهی دادن به دختران، در این زمینه میتواند بسیار مؤثر واقع شود. به همین دلیل، یکی از راهکارهای بهبود این وضعیت، افزایش آگاهی و دانش والدین و دختران، از راههای گوناگون، در طول همهگیری کرونا است.
بررسی تأثیر ابعاد اعتبار اینفلوئنسرها، جذابیت و اعتماد و تخصص بر قصد خرید در صنعت زیبایی پوست با توجه به نقش واسطهای درگیری مشتری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725803
نازنین روستا، احمد الهیاری، مهرداد شفیعی
چکیده بررسی تأثیر ابعاد اعتبار اینفلوئنسرها، جذابیت و اعتماد و تخصص بر قصد خرید در صنعت زیبایی پوست با توجه به نقش واسطهای درگیری مشتری هدف اصلی در این پژوهش بررسی تأثیر ابعاد اعتبار اینفلوئنسرها، جذابیت و اعتماد و تخصص بر قصد خرید در صنعت زیبایی پوست با توجه به نقش واسطهای درگیری مشتری است. این پژوهش بر مبنای هدف از نوع پژوهشهای کاربردی و از بعد جمعآوری دادهها یک تحقیق توصیفی-پیمایشی محسوب میشود. جامعه آماری این تحقیق نیز عبارتاند از استفادهکنندگان از خدمات پوست و زیبایی در شهر شیراز که از طریق رسانههای اجتماعی (اینستاگرام) مرکز موردنظر خود را انتخاب کردهاند. حجم نمونه با توجه بزرگ بودن و عدم وجود آمار دقیق در مورد تعداد جامعه، بر اساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد و روش نمونهگیری مورد استفاده، غیر تصادفی در دسترس بود. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. در این پژوهش جهت آزمون فرضیهها از مدلیابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد به این منظور، نرمافزارهای SmartPLS و SPSS مورد استفاده قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد جذابیت و تخصص اینفلوئنسرها و همچنین درگیری مشتری بر قصد خرید در صنعت زیبایی پوست تأثیر مثبت و معنادار دارد. در این میان درگیری مشتری در رابطه بین ویژگیها اینفلوئنسرها با قصد خرید نقش واسطهای دارد.
رضایتمندی زوجین در زنان: نقش پیشبینی کننده انطباقپذیری و احساس مثبت به همسر
دوره 6، شماره 1، بهار 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725796
سمیرا قدیمی، ربابه عطایی فر
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش پیشبینی کننده انطباقپذیری و احساس مثبت به همسر با رضایتمندی زوجین در زنان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی با روش همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل دبیران زن شهر کرج تشکیل داده بودند که با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 171 نفر انتخاب شدهاند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای احساسات مثبت به همسر، مقیاس ارزیابی انطباقپذیری خانواده و مقیاس رضایتمندی زوجین استفاده شده بود. یافتهها نشان دادند که بین احساس مثبت به همسر و انطباقپذیری با رضایتمندی زوجین در زنان رابطه مثبت معنادار وجود دارد (0٫001>p). همچنین انطباقپذیری و احساس مثبت به همسر حدود 85 درصد از واریانس رضایتمندی زوجین در زنان را پیشبینی میکنند؛ بنابراین میتوان بیان داشت که رضایتمندی زوجین در زنان از طریق احساس مثبت به همسر و انطباقپذیری قابلدستیابی است.
بررسی ارتباط و تاثیر متقابل حجاب و بهداشت روانی، با تکیه بر مفهوم لباس در قرآن کریم
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725790
رضا رئوفیان
چکیده .یکی از اصول مسلم در ارتباطات انسانی، به کارگیری قواعدی است که بهداشت روانی جامعه را تضمین کندوقسم عمده ای از تحقق بهداشت روانی رعایت اخلاق جنسی مخصوصا رعایت حجاب است. اهمیت موضوع حجاب و تاثیر و ارتباط آن با بهداشت روانی آنجا آشکار می گردد که شیطان در اولین رویارویی اش با انسان، تلاشی برای عریان نمودن او دارد تا وی را در موقعیت فشار روانی قرار دهد؛ لذا هدف از مقاله پیش رو که با روش مطالعه توصیفی تحلیلی صورت گرفته، پیگیری این نکته است که بین حجاب و بهداشت روانی ارتباطی تنگاتنگ برقرار است و اگر برخی به بهانه شعارِ زن، زندگی، آزادی در پی حذف حجابند، در حقیقت به دنبال افزایش فشار روانی بر جامعه هستند؛ اما تکیه بر واژه لباس در قرآن کریم از آن جهت است که این واژه در بررسی های صورت گرفته می تواند بار معنایی پوشش و آرامش را در خود داشته باشد. قرآن کریم در کنار اشاره به لباس به عنوان نماد پوشیدگی در انسانها، به نماد آرامش بخشی آن نیز توجه داشته است. در بررسی معناشناسانه، لباس(پوشاک) با ریشه "سکن" - به معنای آرامش - در یک حوزه معنایی قرار می گیرد؛ هم آیی این دو بیانگر ارتباط تنگاتنگ و اثر گذاریشان بر هم است. نتیجه اینکه حجاب در سیر تحقق خود بدون ارائه دقیق الگوهای کارآمد در بهداشت روانی – که تحت عنوان سطوح پیشگیری از آنها یاد می شود- امکان پذیر نیست؛ همچنین تحقق کامل بهداشت روانی در جامعه بدون در نظر گرفتن نقش کاربردی حجاب غیر ممکن است.
تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725783
فاطمه فتحی، کوروش فتحی، سمیه نخعی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند بوده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان کارمند آموزش و پرورش شهرستان زهک در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس هر دو گروه در مرحله پیش و پس آزمون پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه هراس اجتماعی کانور و پرسشنامه احساس محبوبیت معدندار آرانی و پاریاد را تکمیل، و در این اثناء شرکت کنندگان گروه آزمایش در طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای، به مدت 2 روز در هفته در معرض آموزش های هوش هیجانی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش هوش هیجانی به طور معنی داری منجر به کاهش میانگین نمرات هراس اجتماعی و افزایش میانگین نمرات احساس محبوبیت در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان مطرح کرد که آموزش هوش هیجانی بر احساس محبوبیت و هراس اجتماعی زنان کارمند موثر است.
رهبری متواضعانه و تعهد سازمانی: شکوفایی نقش زنان در محیط کار خصوصی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.1.7
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725777
نسیم محمد علی زاده نوبر، هاجر کهن سال
چکیده انتخاب سبک رهبری مناسب میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد کارکنان، افزایش رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری متواضعانه در ارتقای تعهد سازمانی زنان شاغل در شهر تبریز انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده و نمونهای شامل 150 نفر از زنان شاغل در سازمانهای خصوصی تبریز در سال 1402 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای سبک رهبری متواضعانه اوانز و همکاران (2013) و تعهد سازمانی آلن و میر (1990) استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد که سبک رهبری متواضعانه تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی دارد.این یافتهها نشاندهنده اهمیت بهرهگیری از سبک رهبری متواضعانه در سازمانهای خصوصی است که اغلب با چالشهایی چون رقابت بالا، حفظ نیروهای انسانی توانمند و افزایش بهرهوری مواجهاند. سبک رهبری متواضعانه میتواند بهعنوان راهکاری اثربخش در تقویت انگیزش و تعهد شغلی کارکنان، بهویژه زنان شاغل، مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه زنان شاغل ممکن است با موانع بیشتری در محیطهای کاری روبهرو شوند، تقویت تعهد سازمانی آنها از طریق حمایت و هدایت متواضعانه مدیران میتواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک شایانی کند. این رویکرد نهتنها انگیزههای شغلی کارکنان را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز حفظ و توسعه سرمایه انسانی در بلندمدت نیز میشود.
نقش واسطهای نگرشهای ناکارامد در رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 75-91
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2072939.1040
سمیه امینی، فاطمه محمودی
چکیده استرس تحصیلی به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر سلامت روانی دانشجویان، میتواند بر انتخاب راهبردهای مقابلهای آنها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابلهای مسئلهمدار با نقش میانجی نگرشهای ناکارآمد در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز است. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری شامل 350 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد بود که بر اساس جدول مورگان 175 نفر بهصورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران (2005)، پرسشنامه نگرشهای ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسشنامه راهبردهای مقابلهای اندلر و پارکر (1990؛ CISS-21) بود. دادهها با نرمافزارهای SPSS و AMOS و روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین استرس تحصیلی و راهبرد مقابلهای مسئلهمدار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (β=0.681, p<0.001). همچنین استرس تحصیلی اثر مستقیم و معناداری بر نگرشهای ناکارآمد داشت (β=0.692, p<0.001)، اما اثر نگرشهای ناکارآمد بر راهبرد مقابلهای مسئلهمدار معنادار نبود (β=0.049, p=0.516). بنابراین، نقش میانجیگری نگرشهای ناکارآمد در این رابطه رد شد. یافتهها بیانگر آن است که استرس تحصیلی بیشتر بهصورت مستقیم موجب افزایش استفاده از راهبردهای مقابلهای مسئلهمدار میشود.این یافتهها بر لزوم تمرکز بر مداخلات مستقیم برای مدیریت استرس تحصیلی تأکید دارد. پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی برای تقویت راهبردهای مقابلهای مسئلهمدار در دانشگاهها اجرا شود.
