مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 77-93
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727715
هادی اکبری نژاد، پریناز نظری ممقانی، نرگس پورطالب
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه زنان سرپرست خانوار مراجعهکننده به سازمان بهزیستی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان سرپرست خانوار و (50 نفر) زنان غیرسرپرست بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای شادکامی آکسفورد (1989)، علاقه اجتماعی علیزاده (2020) و بدتنظیمی هیجان گراتس و رومر (2004) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) و آزمونt مستقل استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادند که بین زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست از منظر شادکامی و مؤلفههای آن (رضایت از زندگی، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی، عزتنفس) (001/0>P)، علاقه اجتماعی و مؤلفههای آن (اهمیت دادن به دیگران، مسئولیتپذیری، شجاعت، پذیرش خود) (001/0>P) و بدتنظیمی هیجان (001/0>P) تفاوت معنیدار وجود دارد. با توجه به نتایج بهدستآمده میتوان گفت که زنان سرپرست خانوار از نظر شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان وضعیت بدتری نسبت به زنان غیرسرپرست دارند.
اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 83-92
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070476.1031
نرگس نصراصفهانی، حسن خوش اخلاق
چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالشها و فرصتها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 87-95
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725756
نسیم محمد علی زاده نوبر، جاوید قهرمانی نهر
چکیده این پژوهش با بهرهگیری از روش کیفی، به بررسی تجربهی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی میپردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفتهاند. هدف مطالعه، تحلیل نحوهی مواجهه این زنان با چالشها و فرصتهای موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که بهصورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا تحلیل شد. تحلیل دادهها در چارچوب نظریهی خودتعیینگری انجام گرفت. یافتهها نشان میدهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشتهاند: (۱) معنویت و ایمان بهعنوان منابعی برای تابآوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی بهعنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصهی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطافپذیری این زنان شده و بهزیستی آنها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالشهایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیتهای شغلی و شخصی روبهرو بودهاند. نتایج همچنین نشان میدهد که آموزشهای کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و همراستایی آن با مؤلفههای نظریهی SDT در زمینههای خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تابآوری و لزوم حمایتهای خاص، بهویژه از سوی همسر، تأکید میورزد.
مقایسهی تاثیر مراقبت حمایتی مادر و طب فشاری (نقطهی32BL) در لیبر بر فشار اکسیژن خون شریانی بندناف (PO2)
دوره 1، شماره 1، بهار 1398
https://doi.org/10.52547/.1.1.87
زهرا مسعودی، مرضیه اکبرزاده، نجف زارع
چکیده زایمان طبیعی تنشزاست و اضطراب و درد شدید مادر در این شرایط می تواند بر روی جنین، مادر و روند زایمان تاثیر منفی بر جای گذارد. مقادیر گازهای خونی بندناف بازتابی از وضعیت متابولیک جنین بوده و یکی از اجزای اصلی معیارهای تشخیص آسفیکسی زایمانی محسوب میشود. هر عاملی که میزان درد و اضطراب مادر را در طی لیبر کم کند منجر به بهبود اکسیژن رسانی جنین و بهبود گازهای خونی بندناف میشود. با حمایت و پشتیبانی مادر توسط دولا و کاربرد طب فشاری، می توان درد و اضطراب او را کاهش داد و وی را در تطابق با این بحران یاری نمود. هدف از این مطالعه مقایسهی تاثیر مراقبت حمایتی مادر و طب فشاری (نقطهی32BL) در لیبر بر فشار اکسیژن خون شریانی بندناف نوزادان در زنان باردار است. در این کارآزمایی بالینی آیندهنگر که در بیمارستان شوشتری شیراز انجام شد، 150 زن باردار نخستزا که جهت زایمان مراجعه کرده بودند به روش تصادفی در دو گروه مداخله (مراقبت حمایتی و طب فشاری) و یک گروه کنترل (اقدامات معمول بخش) قرار گرفتند. نمره اضطراب مادر قبل و بعد از مداخله توسط پرسشنامه اسپیل برگر سنجیده شد و پیامدهای زایمان مورد بررسی قرار گرفت. پس از تعیین نمره اپگار نوزاد، نمونه خون بندناف جهت انجام آزمایش ABG (گازهای خونی) و آنالیز هماتولوژیک به آزمایشگاه بیمارستان ارسال شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. بعد از مداخله میانگین نمره اضطراب کلی در گروه کنترل بیشتر از گروه مراقبت حمایتی و طب فشاری بود (001/0>p). ارتباط آماری معنی داری بین نمره اضطراب مادر بعد از مداخله و میانگین PO2 وجود داشت (014/0 =p). این مطالعه نشان داد که مراقبت های حمایتی دولا و طب فشاری در نقطه 32BL موجب کاهش اضطراب مادر و متعاقباً موجب بهبود اکسیژنرسانی جنین شده، بنابراین توصیه می شود از این دو روش غیردارویی در لیبر جهت بهبود نتایج زایمانی و ایجاد تجربه مثبت زایمانی استفاده شود و این روشها بهعنوان روش های غیردارویی موثر برای بهبود نتایج زایمان به تیم پزشکی معرفی شوند.
بررسی و مقایسه رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت در زنان وابسته به مواد مخدر افیونی در شهر شیراز
دوره 2، شماره 1، بهار 1399
https://doi.org/10.52547/.2.1.75
مرضیه آقایی، حجت اله جاویدی، قاسم نظیری
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسیرابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و ویژگی های اختلالات شخصیت در بین زنان وابسته به مواد مخدر افیونی مستقر در کانونهای تولد دوباره شیراز بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود، جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از 43 نفر از زنان وابسته به مواد مخدر افیونی مستقر در کانون های تولد دوباره شیراز که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه طرحواره های یانگ (1988) و پرسش-نامه چند محوری بالینی میلون (1987) پاسخ دادند و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای گروه های وابسته و رگرسیون چند متغیری مدل ورود مورد تحلیل قرار گرفتند. تحقیق حاضر دارای 2 سؤال تحقیق در خصوص وجود رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و ویژگی های اختلالات شخصیت، تفاوت های طرحواره های ناسازگار اولیه و ویژگی های اختلالات شخصیت در بین زنان می باشد. نتایج نشان داد که بین طرحواره-های ناسازگار اولیه و ویژگی های اختلالات شخصیت همبستگی معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیری مدل ورود نیز نشان داد که طرحواره ها قادرند ویژگی های اختلالات شخصیت را پیش بینی کنند و نیز در خصوص تفاوت ویژگی های اختلالات شخصیت در بین زنان وابسته به مواد مخدر افیونی، فقط اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال شخصیت وسواسی معنی دار بودند.
پیشبینی سلامت روان زنان شهر شیراز بر اساس سبکهای هفتگانهی زندگی تکاملی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.77
سوده دشتیانه، کاظم خرم دل
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هفت جز سبک زندگی زنان (میزان خواب، مصرف امگا 3، میزان ورزش، میزان نور خورشید، و میزان اجتماعی شدن، استفاده از فضای مجازی و استفاده از رسانه های سنتی) با سلامت روان آنان از منظر تکاملی بود. جامعه آماری شامل زنان بالای 18 سال ساکن شهر شیراز در سال 98 – 99 بود که از آن بین، ۱۸۲ زن با روش نمونه گیری طبقه ای به پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده-ها از پرسشنامه های سبک زندگی و نشانگان هاپکینز استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مجموع مصرف امگا ۳ با سلامت روان رابطه ی دوگانه ی خطی انحنایی دارد. از بین خرده مقیاس های نشانکان هاپکینز، خواب نیز با جسمانی سازی و وسواسی – جبری رابطه ی معنادار مثبت نشان داد. می توان مشاهده کرد که سبک زندگی زنان بر سلامت روان آنان، فرزندانشان و حفظ سلامت جسم و روان خانواده بسیار تاثیرگذار است. ترویج یک سبک زندگی که با گذشته ی تکاملی زنان سازگارتر باشد، دیدگاه محتمل تری است که بتوانند سلامت روانی خود را بهبود ببخشند.
بررسی نقش واسطهای انعطافپذیری شناختی و کنترل شناختی در رابطه بین ذهنآگاهی و نشانههای وسواسی جبری در زنان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.3.67
رضا چالمه، فاطمه عبدالهی
چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی الگوی نقش واسطه گری کنترل و انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و نشانه های اختلال وسواسی-جبری در زنان صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در چارچوب آن، روابط مفروض میان متغیرها، با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. در مدل مذکور، متغیر ذهن آگاهی بهعنوان متغیر برونزاد، کنترل و انعطاف پذیری شناختی بهعنوان متغیرهای واسطهای و نشانه های اختلال وسواسی-جبری بهعنوان متغیر درونزاد در نظر گرفته شدند. جامعه آماری شامل همه زنان 18سال به بالای ساکن شهرشیراز بود که از این میان 150نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه های وسواسی جبری ییل براون، ذهن آگاهی فرایبورگ (فرم کوتاه) و کنترل و انعطاف پذیری شناختی بود. نتایج حاصل نشان دهنده این بود که ذهن آگاهی نشانه های اختلال وسواسی-جبری را به طور معکوس و معنی داری (35/0- = β) پیش بینی می کند. هم چنین انعطاف پذیری شناختی (24/0- = β) و کنترل شناختی (23/0- = β) پیش بین منفی و معنی دار نشانه های اختلال وسواسی جبری بودند. ذهن آگاهی نیز پیش بینی کننده مثبت و معنی دار کنترل شناختی (80/0 = β) و انعطاف-پذیری شناختی (60/0 = β) بود و در نهایت انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه گری بین متغیرهای برون زاد و درون زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن آگاهی از طریق تاثیر بر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی می تواند بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد. ذهن آگاهی نشانه های اختلال وسواسی-جبری را به طور معکوس و معنی داری پیش بینی می کند. به علاوه انعطاف پذیری شناختی پیش بین منفی و معنی دار نشانه های اختلال وسواسی-جبری است؛ به علاوه هر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه گری بین متغیرهای برون زاد و درون زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن آگاهی از طریق تأثیر بر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی می تواند بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد
کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399
https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725866
سکینه گنج خانلو، مریم علی زاده
چکیده کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی از دلایل مهم و تأثیرگذار بر جامعه و خانواده و به خصوص اقتصاد جامعه و خانواده هستند و توجه به اصول حاکم بر شخصیت زن، خاستگاه و منشأ تمایز بین کارکرد در اقتصاد مقاومتی زن و مرد نیز تفاوتهای زیستی، رفتاری و اقتصادی و هم چنین تفاوتهای تشریعی سبب میشود که در اندیشه دینی با وجود آنکه اشتغال به عنوان یک حق برای زنان محسوب میگردد، ولی هرگز به عنوان یک تکلیف اقتصادی بر ایشان تحمیل نمیشود. آنها با ایجاد نگرشهای اقتصاد مقاومتی میتوانند زمینهساز خانواده و جامعه سالم و پرطراوت و به دور از بدیها باشند در این مقاله با استفاده از شیوه اسنادی تلاش داریم، به پیامدهای کنشهای اقتصادی، در محقق شدن سبک زندگی اسلامی و نیل به اقتصاد مقاومتی و دگرگونی در خانواده، پرداخته شود که نخست زن و خانواده و جامعه و اقتصاد مقاومتی را تعریف کرده و در ادامه به آثار غیرقابلانکار زنان چه از نگاه مثبت و چه از نگاه منفی موضوع توجه میشود و درنهایت با توجه به یافتهها تلاش میشود که روند تغییرات در آینده با تأکید بر اقتصاد مقاومتی احصاء گردد.
بررسی دیدگاه اسلام در مورد عملکرد اقتصادی زنان و نقش آنان در توسعه اقتصادی
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
سهیلا بی ریا
چکیده اسلام با تبیین جایگاه حقیقی زن، حقوق مالی و اقتصادی فراوانی را برای زنان در نظر گرفته است. لیکن برای ایشان مسئولیت های مالی در تأمین معاش خانواده قرار نداده است. لذا، زنان نه تنها از استقلال مالی برخوردار هستند بلکه تمام حقوق مالی متعلق به زن در نظام حقوقی اسلام (مانند ارث، مهریه، نفقه، درآمد ناشی از کار و ...) متعلق به او است و هیچ کس حق تعرض، مطالبه و تصرف آن را ندارد. علاوه بر این زنان در تشکیل سرمایه انسانی و توسعه اقتصادی جامعه مؤثر هستند. باتوجه به نقش هایی که زنان در توسعه اقتصادی جامعه دارند، در این مقاله به بررسی دیدگاه اسلام در مورد حقوق اقتصادی زنان پرداخته و سپس نقش هایی که زنان در توسعه اقتصادی جامعه اسلامی دارند، مورد ارزیابی قرار می گیرد و پیشنهاداتی در جهت ارتقای توانمندی زنان ارائه می شود. روش بررسی موضوع در این مقاله توصیفی-تحلیلی است.
بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین شهر خوی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
اکبر سلیمان نژاد، نوریه حاجیزاده
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین (40-25 ساله) مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهر خوی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با دو گروه آزمایشی و گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری تمام زوجین ۴۰ -۲۵ ساله مراجعهکننده به مراکز بهداشت شهر خوی در سال 1397 بودند. تعداد 60 نفر از جامعه مذکور به روش نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه (30 نفر در هر گروه) بهصورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طرحواره درمانی ناسازگار اولیه یانگ و همکاران (2003) را به مدت ده جلسه 90 دقیقهای را دریافت کردند و گروه گواه در حال انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (1989) و پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر (1976) بود. دادهها با روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تحلیل شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مداخله طرحواره درمانی بر افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین تأثیر داشته است؛ و این تأثیر در مرحله پیگیری پایدار است. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان تأثیر طرحواره درمانی بر مؤلفههای رضایت زناشویی و مؤلفههای سازگاری زناشویی معنادار بوده است (005/0P<). بر اساس یافتههای حاصل از این پژوهش میتوان گفت طرحواره درمانی مداخله مؤثری در افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین است.
اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد در دختران نوجوان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400
زهرا نعمتی، بهرنگ اسماعیلی شاد
چکیده هدف پژوهش ارزیابی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد بود. تحقیق حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت، نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مدارس متوسطه شهر بجنورد در سال تحصیلی 1400-1399 میباشد. بهمنظور انتخاب نمونهها 30 دانشآموز بهصورت تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفری (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) تقسیم شدند. مهارتهای زندگی در 10 جلسه 90 دقیقهای به گروه آزمایش آموزش داده شد. ابزار تحقیق عبارت بود از پرسشنامه نگرش نسبت به اعتیاد دلاور و همکاران (1383). جهت تحلیل آماری دادهها از تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS 24 استفاده شد. نتایج نشان داد دورههای آموزش مهارتهای زندگی در مدارس 9/56 درصد از نگرش نسبت به اعتیاد، 4/45 درصد از اثرات استفاده از مواد مخدر، 3/38 درصد از خطرات استفاده از مواد مخدر و 9/43 درصد از تمایل به مصرف مواد مخدر را تبیین میکند. بنابراین میتوان گفت دورههای آموزش مهارتهای زندگی بر نگرش نسبت به اعتیاد اثربخشی معناداری دارد.
پیشبینی تعارضات زناشویی بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
محمد وحیدی، کورش زارع شیبانی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متأهل شهر شیراز در دوران شیوع کرونا در سال 1400 بودند. حجم نمونه 385 نفر از این افراد بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) براتی و ثنایی (1372)، مقیاس کیفیت زندگی زناشویی (DAS) باسبی و همکاران (1995) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) کریستیسن و سالاوی (1984) پاسخ دادند. دادههای جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی با تعارضات زناشویی رابطه معنادار وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 4/27 درصد واریانس تعارضات زناشویی بهوسیله کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی تبیین میشود. یافتههای این پژوهش نشان می دهد که کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی نقش مهمی در پیش بینی تعارضات زناشویی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس دارند.
بررسی رابطۀ بین سبکهای فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در مورد موضوعات جنسی خانواده در شهر شیراز
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
سهیلا باستانی، میترا صفاکیش
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین سبکهای فرزند پروری با میزان دانش و نگرش جنسی والدین و میزان راحتی و علاقمندی آنها به گفت وگو با فرزندان در مورد موضوعات جنسی انجام گرفت. نمونه آماری 160 نفر از والدین دارای فرزند در شهر شیراز بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند .به منظور گردآوری داده ها ، از پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری (دیانا بامریند ،۱۹۹۱)، میزان علاقهمندی والدین به گفتگو در مورد موضوعات جنسی (کوبلینسکی و اتکینسون ،۱۹۸۲) و پرسشنامه دانش و نگرش جنسی (بشارت، ۱۳۸۴) استفاده شد . پایایی ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون، رابطه هر یک از ابعاد سبک های فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در موضوعات جنسی مورد بررسی قرار گرفت .با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش بین سبک فرزندپروری استبدادی با علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی رابطه منفی معناداری وجود دارد. بین سبک فرزندپروی مقتدرانه با دانش و نگرش جنسی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.همچنین بین سبک فرزندپروری سهل گیر با دانش و نگرش جنسی و علاقه به گفت و گو در مورد مسائل جنسی در خانواده هیچ رابطه معناداری مشاهده نشد. با این حال ، حتی با وارد شدن دانش و نگرش جنسی به پیش بینی همچنان سبک فرزندپروری استبدادی به طور منفی میزان علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی در والدین را پیش بینی می کند. نتیجه گیری : بهترین سبک فرزند پروری جهت برقرار ی ارتباط با فرزندان و گفت و گو راجع به مسائل جنسی سبک فرزند پروری مقتدرانه بوده و والدین باید نسبت به افزایش دانش و آگاهی خود در زمینه مسائل جنسی و یادگیری اصول فرزند پروری مقتدرانه اقدام کرده تا بتوانند از بروز رفتارهای پرخطر و آسیب رسان در فرزندان جلوگیری نمایند.
پیش بینی سلامت روانی زنان متأهل براساس مؤلفههای هیجانی کیفیت زندگی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401
منصور بیرامی، سولماز دهقانی دولتآبادی
چکیده سلامت روانی زنان می تواند سایر وظایف آنها را تحتالشعاع قرار میدهد، بنابراین بررسی نقش عوامل تأثیرگذار در سلامت روانی از موضوعات با اهمیت به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مؤلفه های هیجانی کیفیت زندگی در پیش بینی سلامت روانی زنان متأهل بود. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. بدین منظور از جامعۀ زنان متأهل شهر شیراز ،240 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36) و سلامت روانی (GHQ-28) در فضای مجازی مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تحلیل دادهها، از روش تحلیل رگرسیون چندگانه (مدل همزمان) استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که مولفه های هیجانی کیفیت زندگی با سلامت روانی رابطه معنادار دارند. تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که در پیش-بینی سلامت روانی زنان متأهل، مؤلفه های انرژی/خستگی، بهزیستی هیجانی و عملکرد اجتماعی کیفیت زندگی نقش مثبت و مؤلفهی اختلال نقش بخاطر عدم سلامت هیجانی نقش منفی دارند. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت چگونگی وضعیت بهزیستی هیجانی، شادکامی و سرزندگی زنان متأهل میتواند در سلامت روانی آنها نقش مهمی داشته باشد.
اثربخشی قصهگویی فعال بر صداقت و در دانشآموزان دختر دبستانی شهر کازرون
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
سید حمید حسینی، سهیلا شهیدی، فاطمه عبدالهی
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی اثربخشی روش قصهگویی فعال بر صداقت و راستگویی دانش آموزان دبستانی شهر کازرون بود. روش پژوهش حاضر روش تحقیق نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبستانی شهر کازرون بودند که تعداد 30 نفر بهعنوان نمونه بهصورت تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند؛ که گروه آزمایش شامل 15 نفر و گروه گواه هم شامل 15 نفر بودند. ابزار تحقیق حاضر شامل پرسشنامه 16 سؤالی صداقت و راستگویی زارع و همکاران (1390) و مطالعه مقدماتی و منابع کتابخانهای بودند. نتایج نشان داد که بین میانگین تفاضل نمرات پیشآزمون و پسآزمون در گروه گواه و گروه آزمایش تفاوت معنیداری وجود دارد. همچنین سطح معنیداری تی مستقل برابر با 001/0 به دست آمده و کمتر از مقدار مفروض 5 % است (0.001 > P). صداقت و راستگویی از ویژگی عالی اخلاقی انسانی است و اثربخشی قصهگویی بر زندگی و آینده و راستگویی کودکان یک امر ثابت شده است. همچنین از فناوریهای بهروز هم میتوان در قصهگویی فعال استفاده کرد. انتخاب برنامهها و کتاب داستانهای مناسب بسیار مفید است.
رابطه بین تصویر بدنی با عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی با نقش واسطهای سلامت روان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
بیتا نصرالهی، سمیرا قدیمی
چکیده این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تصویر بدنی با عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی با نقش واسطهای سلامت روان در زنان متأهل انجام گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ جمعآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان متأهل شهر تهران در سال 1401 تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 406 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای تصویر بدنی برون و همکاران (MBSRQ)، عملکرد جنسی زنان روزن و همکاران (FSFI)، سلامت روان گلدنبرگ (ghq-28) و پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام بی اسپانیر (DAS) استفاده شد. بعد از جمعآوری و استخراج دادهها، برای آزمون فرضیههای پژوهش حاضر از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد، در این پژوهش از نسخهی 25 نرمافزار AMOS و از نسخه 24 نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد که تصویر بدنی بهصورت مثبت و معنادار بر عملکرد جنسی (05/0>P،31/0=β) و همچنین بر سازگاری زناشویی (01/0>P،117/0=β) اثر مستقیم دارد. سلامت روان بهصورت منفی و معنادار بر عملکرد جنسی (01/0>P،370/0-=β) و همچنین بر سازگاری زناشویی (01/0>P،548/0-=β) اثر مستقیم دارد. سلامت روان بهصورت مثبت و معنادار اثر غیرمستقیم تصویر بدنی بر عملکرد جنسی (01/0>P،111/0=β) و همچنین اثر غیرمستقیم تصویر بدنی بر سازگاری زناشویی (01/0>P،164/0=β) را میانجیگری میکند. بهطورکلی نتایج نشان داد تصویر بدنی هم بهصورت مستقیم و هم با میانجیگری سلامت روان بر عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی اثر دارد-با دادههای گردآوری شده برازش دارد.
انقلاب جنسی؛ آسیبها و راهبردهای مقابله با آن (با رویکرد بیانیه گام دوم انقلاب)
دوره 5، شماره 1، بهار 1402
مهدی عمانی، پری باباکشی زاده عوری، فرزانه صبوری، ندا محمد اوغلی حیقی، حورا عطایی فر، زهرا بوداقی النی
چکیده انقلاب جنسی بهنوعی جنبش اجتماعی میباشد که نظام سنتی غربی را به چالش کشیده و در اروپا و کشورهای آمریکایی جریان داشته است که به لحاظ عملی دارای پشتوانههای متفاوتی بوده است. متأسفانه در دهههای اخیر این موضوع با افتوخیز ادامه یافته و بسیاری از تغییرات حاصله در آن دوره، جریانات امروزه را در کل جهان غالب شده است. این نوشته با استفاده از شیوه پژوهشی توصیفی، تحلیلی و جمعآوری اطلاعات با استفاده از کتب، مقالهها و پایگاههای اینترنتی، انجامگرفته و سعی بر آن دارد تا با بررسی و تبیین انقلاب جنسی، به ارائه راهبردهایی مبنی بر کنترل و پیشگیری از این انقلاب با استفاده از مبانی بیانیه گام دوم انقلاب بپردازد. نتایج تحقیق حاکی از این مطلب است که انقلاب جنسی بهعنوان مخربترین جنبش اجتماعی تاریخ بشریت بوده که از آن بهعنوان آزادی جنسی تعبیر شده است. این انقلاب آسیبهایی نظیر، وصلت آزاد، هم باشی و دگرباشی را سبب خواهد شد. با توجه به بیانیه گام دوم انقلاب، مهمترین راهبرد مقابله با انقلاب جنسی را میتوان برپایی تمدن نوین اسلامی، شبکهسازی، ایجاد گفتمان، جهاد تبیین و تعمیق معنویت دانست.
عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با رویکرد مدلسازی ساختاری - تفسیری فراگیر
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
ندا خداکرمیان گیلان، محسن نیازی
چکیده در جوامع امروزی عواملی مانند صنعتی شدن، توسعه تکنولوژی، گسترش اقتصاد، سرمایهگذاری و توسعه ارتباطات چارچوب نمادین زندگی افراد را دگرگون کردهاند. در چنین شرایطی افراد نیاز به هویت دارند، از طریق هویت میتوان پیچیدگی و سرعت تغییرات اجتماعی را کاست و به انسان این توانایی را بخشید که نظمی نسبی در زندگی خود و اطرافیان به وجود آورد. در این پژوهش محقق درصدد این است که به طراحی مدلی متشکل از عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری فراگیر بپردازد. پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی بوده، جامعه موردمطالعه تحقیق، خبرگان دانشگاهی هستند که 24 نفر از اعضای هیئتعلمی، فارغالتحصیلان دکترا و دانشجویان دکترا در رشته جامعهشناسی و روانشناسی بهصورت هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. مدل طراحیشده حاوی 11 عامل: آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، هویتهای متضاد، گرایش به برابری زن و مرد، گرایش به زندگی فردی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، رواج باورهای کلیشهای، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، فضاهای دوستی، دگرگونی نسلی، بازاندیشی در هویت، مدرنیته، عدم انسجام هویت هستند. از میان عوامل موردبررسی، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، بازاندیشی در هویت فرهنگی، رواج کلیشهای جنسیتی، هویتهای متعارض بهعنوان عامل روبنایی شکلگیری دگردیسی هویت اجتماعی زنان قرار دارند که منجر به آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، گرایش به برابری زن و مرد، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، عدم انسجام هویت، مدرنیته، فضای دوستی میشوند. درنهایت دگرگونی نسلی پیامد نهایی آن خواهد بود.
طراحی و تبیین مدل مفهومی آموزش کارکنان زن مدارس در فضای مجازی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725817
عباداله احمدی، نادر شهامت، مسلم صالحی، حامد خرم شکوه
چکیده در دنیایی که در آن ارتباطات آنلاین به یکی از محورهای اصلی تبادل اطلاعات و دانش تبدیل شده است، انتقال مداوم و بهروز دانش به کارکنان زن آموزشی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ اما با توجه به چالشهای فراوانی که در مسیر آموزش مجازی و آنلاین وجود دارد، نیاز به راهبردها و الگوهایی جامع و اثربخش احساس میشود. به همین دلیل یک مدل جدید و نوآورانه از آموزش در دوران فعلی پایگاههای آموزشی طراحی شد. در مرحله کیفی از بین استراتژیهای پژوهش کیفی از نظریه داده بنیاد استفاده گردید و به تدوین مدلی جامع که شامل عوامل علی، عوامل مداخلهگر، عوامل زمینهای، راهبردهای مدل مفهومی آموزش کارکنان زن مدارس در فضای مجازی است، پرداخته شد. مصاحبه عمیق بهعنوان اصلیترین ابزار جمعآوری دادهها در این مرحله مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج بهدستآمده درمجموع 143 مفهوم و 21 مقوله یا کد باز شناسایی و استخراج و در 6 دسته اصلی داده بنیاد قرار گرفتند. بر اساس نتایج روش کیفیّ پرسشنامهای بر اساس مدل استخراج شده تدوین و در اختیار معلمان زن قرار داده شد. با توجه به نتایج برآورد معادلات ساختاری دادههای پرسشنامه، روابط علی با بار عاملی 435/0 و آماره تی 624/9 تأثیر مستقیم و معنیداری بر مقوله اصلی دارد. مقوله اصلی با بار عاملی 471/0 و آماره تی 734/7 تأثیر مستقیم و معنیداری بر راهبردها دارد. راهبردها با بار عاملی 512/0 بر پیامدها تأثیرگذارند. شرایط مداخلهگر بر پیامدها با بار عاملی 491/0 تأثیر مستقیم و معنیدار دارد. درنهایت شرایط بستر با بار عامل 529/0 تأثیر مستقیمی بر پیامدها دارد. درنهایت اعتبار مدل از نظر آماری مورد تائید قرار گرفت.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و سلامت روانشناختی زنان یائسه
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725804
دلشاد صادقنژادی، سیده سیما مهدیلو، زهرا علیزاده، هادی اکبری نژاد
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و سلامت روانشناختی زنان یائسه صورت گرفت. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان یائسه مراجعهکننده به خانههای سلامت شهر تبریز در سال 1402 بود. 30 نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه (هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش درمان مختص گروه خود را در 8 جلسه 5/1 ساعته دریافت کردند؛ گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکردند. هر دو گروه، پیش، پس و 3 ماه پس از مداخله به پرسشنامههای 19 سؤالی کیفیت خواب پیتزبورگ و 28 سؤالی سلامت عمومی گلدبرگ پاسخ دادند. دادهها توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با گروه کنترل، در پس-آزمون، کیفیت خواب و سلامت روانشناختی را بهبود بخشید. در مرحله پیگیری، اثر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و سلامت روانشناختی ماندگار بود. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد احتمالاً میتواند سبب بهبود کیفیت خواب و سلامت روانشناختی زنان یائسه شود.
اثربخشی روایتدرمانی بر خود-انگزنی وزنی و سلامت روانشناختی زنان مبتلا به چاقی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725797
معصومه غواصی هریس، فرناز حسینی، هادی اکبری نژاد
چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی روایتدرمانی بر خود-انگزنی وزنی و سلامت روانشناختی زنان مبتلا به چاقی صورت گرفت. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به چاقی مراجعهکننده به متخصصین و کلینیکهای چاقی و تغذیه شهر تبریز در سال 1402 بود. 30 نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش درمان مختص گروه خود را در 8 جلسه 5/1 ساعته دریافت کردند؛ گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکردند. هر دو گروه، پیش، پس و 3 ماه پس از مداخله به پرسشنامههای خود-انگزنی وزنی لیلیس و همکاران و سلامت عمومی گلدبرگ پاسخ دادند. دادهها توسط آزمون تحلیل واریانس با اندازه-گیری مکرر تجزیهوتحلیل شدند. نتایج نشان داد که روایتدرمانی در مقایسه با گروه کنترل، در پسآزمون، سبب کاهش خود-انگزنی وزنی و افزایش سلامت روانشناختی شد. در مرحله پیگیری، اثر روایتدرمانی بر خود-انگزنی وزنی و سلامت روانشناختی ماندگار بود. روایتدرمانی به احتمال زیاد میتواند سبب بهبود خود-انگزنی وزنی و سلامت روانشناختی زنان مبتلا به چاقی شود.
نقش تصویر بدنی در پیش بینی کیفیت عملکرد جنسی درزنان نخست زا پس از زایمان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725791
کاظم خرم دل، سوده دشتیانه، لادن اشرف
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش تصویر بدنی در پیشبینی کیفیت عملکرد جنسی زنان نخستزا پس از زایمان در بوشهر انجام شد. تغییرات بدنی پس از زایمان میتواند تأثیر چشمگیری بر ادراک زنان از بدن خود و همچنین بر روابط و رضایت جنسی داشته باشد. تصویر بدنی مثبت یا منفی پس از زایمان نه تنها بر کیفیت عملکرد جنسی، بلکه بر سلامت روانی و رضایت از زندگی نیز اثرگذار است. این تحقیق با روش کمی و استفاده از ابزارهای معتبر مانند مقیاس تصویر بدن فیشر (FBIS) و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) انجام شد. جامعه آماری شامل زنان نخستزایی بود که بهصورت واژینال زایمان کرده بودند. نمونهگیری تصادفی از زنان با شرایط مشابه، دقت و تعمیمپذیری نتایج را افزایش داد.یافتهها نشان داد تصویر بدنی پس از زایمان تأثیر معناداری بر عملکرد جنسی دارد. زنانی که تصویر مثبتی از بدن خود داشتند، کیفیت بالاتری در عملکرد جنسی تجربه کردند، در حالی که تصویر منفی از بدن با کاهش رضایت و کیفیت جنسی همراه بود. این نتایج بر اهمیت توجه به سلامت روانی و تصویر بدنی زنان پس از زایمان تأکید میکند. همچنین، بهبود تصویر بدن میتواند رضایت جنسی را افزایش داده و به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روانی زنان کمک کند.در نهایت، این پژوهش نقش کلیدی تصویر بدنی را در سلامت جنسی و روانی زنان نشان داده و لزوم توسعه برنامههای مداخلهای برای بهبود آن را برجسته میکند.
زنان، سبک زندگی و دعا در اسلام: مروری روایی با دیدگاههای روانشناختی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725784
سمانه زارع، محیا پاپری
چکیده این مقاله مروری به بررسی ارتباط پیچیده بین زنان، سبک زندگی و نماز در اسلام با تأکید ویژه بر درج دیدگاههای روانشناختی میپردازد. هدف این تحقیق بررسی جامع مکانیسمهایی است که از طریق آنها نماز در زندگی زنان مسلمان و تأثیر آن بر سبک زندگی و سلامت کلی آنها در دوره ویروس کرونا تأثیر میگذارد. این مطالعه تحلیلی جامع از مقالات فارسی است که با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی داخلی معتبر و سازمانهای خبری رسمی ایران انجام شده است. بررسی حاضر شامل کلمات کلیدی فارسی مانند «زنان، سبک زندگی، نماز، مرور روایت، دیدگاههای روانشناختی و اسلام» است. معیارهای ورود به مطالعه شامل پژوهش های بالینی، تجربی، مقطعی، مروری و فرضیه های مربوط به زنان و سبک زندگی اسلامی بود. معیارهای خروج شامل وجود محتوای تکراری یا نامناسب در نشریات بود که با موضوع مربوطه همخوانی نداشت. یافته های این تحقیق روایی نقش مهمی را که نماز در زندگی زنان مسلمان دارد، نشان می دهد. نماز به عنوان عملی، عمل می کند که پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند و آرامش درونی را تحت شرایط چالش برانگیز مانند همه گیری COVID-19 تقویت می کند. دعا آرامش، درون نگری و کمک های عاطفی را تسهیل می کند و در نتیجه بهزیستی و عملکرد زنان را به عنوان یک استراتژی برای مدیریت استرس، اضطراب و انعطاف پذیری افزایش می دهد و در عین حال ذهن آگاهی و خودکنترلی را تقویت می کند. علاوه بر این، تأثیر دعا را بر زندگی زنان از طریق تأثیر آن بر روال روزانه، رفتار اخلاقی و ارتباطات اجتماعی بررسی میکند و جهت و چشماندازی را برای پیشرفت شخصی به آنها ارائه میدهد.
عوامل مؤثر بر توانمندسازی بانوان برای تأمین امنیت روانی خانواده
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.6.2
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725778
سمانه قندهاری علویجه
چکیده بانوان بهعنوان یکی از ارکان اصلی خانواده، نقشی کلیدی در حفظ انسجام و حریم خانواده ایفا میکنند. ازآنجاکه خانواده، بهعنوان بنیادیترین نهاد اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر رشد یا زوال جوامع دارد، توجه به آن امری ضروری است. برای پیشگیری از پیامدهای مخرب فروپاشی اجتماع، تقویت و توانمندسازی خانواده از ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. در این راستا، لازم است سازمانهای دولتی برنامههایی برای توانمندسازی ساختارهای اجتماعی طراحی کرده و به تقویت توانمندیهای بینالمللی، با توجه به ملاحظات سیاسی، بپردازند. در مقابل، امواج فمینیستی معاصر، بهویژه در سطح جهانی، بر این باور تأکید دارند که زنان نیازی به وابستگی به مردان ندارند و آموزش زنان در تمامی ابعاد را ضروری میدانند. این ایده در بسیاری از کشورها، بهویژه جوامع در حال توسعه، به شکل برنامههای توانمندسازی زنان دنبال میشود. پژوهش حاضر با ارائه نگاهی جامع به توانمندسازی زنان در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تلاش دارد تمامی زنان، نهتنها سرپرستان خانوار، را در بر گیرد. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و انجام مصاحبههای عمیق انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که توانمندسازی بانوان متأثر از دو دسته عوامل درونی و بیرونی است. بانوان خود بهعنوان عاملی درونی نقش دارند، درحالیکه همسر، والدین و نهادهای فرهنگساز بهعنوان عوامل بیرونی تأثیرگذار شناخته میشوند.
بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی با نقش واسطهای تحصیلات در زنان (یک مطالعه فرهنگی بین نسلی)
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725765
زهرا زارع
چکیده سلامت جنسی حالت و وضعیتی فیزیکی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی مرتبط با جنسیت و امور جنسی تعریف میشود و صرفا ً به معنای نبود بیماری، اختلال و یا ضعف در آن امور نیست. این رفتار همانند سایر رفتارهای انسان متاثر از دانش و نگرش وی نسبت به مسایل جنسیتی و جنسی است. لازمه رفتار جنسـی سـالم، برخـورداری از دانش جنسی صحیح، برخورداری از نگرش مناسب است چراکه افکار، نگرش و ارزشهای افراد بخشی از مولفههای مهم رفتار جنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب میشوند. هدف این پژوهش بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 5 دهه گذشته بود و تاثیر تحصیلات بر میزان باورهای کلیشهای جنسی زنان در طول 50 سال گذشته را مورد مطالعه قرار داد. جامعه آماری تحقیق، شامل 5 دهه از زنان متاهلی بود که در سالهای 1400-1401 در استان فارس ساکن بودند. به روش نمونه-گیری دردسترس 500 نفر از زنان متاهل ساکن فارس به تکمیل پرسشنامههای جمعیت شناختی و کلیشههای جنسی پرداختند. تحلیل دادهها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، آزمون مانوا و واریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون مشخص کرد، بین باورهای کلیشهای جنسی زنان با تحصیلات رابطه منفی وجود دارد و نتیجه تحلیل رگرسیون به صورت کلی نشان داد، مدل رگرسیون 23 درصد، میزان باورهای کلیشه-ای جنسی را تبیین میکند و تحصیلات به صورت معناداری قادر به پیشبینی میزان باورهای کلیشهای است. در آخر بر اساس نتایج آزمون آماری مانوا مشخص شد، سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 50 سال گذشته نزولی بودهاست. با توجه به نتایج پژوهش یک بازاندیشی نسبت به تفکرات و تابوهای جنسی در بین زنان دیده میشود. در حالی که سطح تحصیلات و سواد زنان در طی 50 سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است اما شاهد افزایش بسیار کم دانش جنسی زنان هستیم.
