بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به فضاهای تعاملی: مطالعه موردی محوطۀ کافه - رستورانهای مجتمع تجاری رویال
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725517
مهدی فلاحی، راضیه فتحی، علی عسگری
چکیده دلبستگی مکانی یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات روانشناسی محیطی و جغرافیای انسانی است که به پیوندهای عاطفی، اجتماعی و عملکردی افراد با مکانها اشاره دارد. فضاهای عمومی شهری، بهویژه مکانهایی که بستری برای تعاملات اجتماعی و تجربههای مشترک فراهم میکنند، میتوانند موجب تقویت این دلبستگی شوند. محوطۀ کافه - رستوران مجتمع تجاری رویال سعادتآباد یکی از این فضاهاست که به دلیل ویژگیهای خاص خود، مورد توجه دانشجویان دختر قرار گرفته و به مکانی برای تجمع، تعامل و گذران اوقات فراغت تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی دانشجویان دختر به این فضا انجام شده است و میکوشد تا تأثیر ویژگیهای کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و فردی را بر میزان این دلبستگی تبیین کند. روش تحقیق این مطالعه ترکیبی از روشهای کیفی و کمی است. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ دانشجوی دختر که بهطور مستمر از این محوطۀ کافه - رستوران استفاده میکردند، انجام شد و تحلیل محتوای آنها به شناسایی مهمترین مؤلفههای تأثیرگذار بر دلبستگی مکانی منجر گردید. سپس، با طراحی پرسشنامهای بر اساس یافتههای کیفی، اطلاعات ۲۰۰ دانشجو گردآوری شد. دادههای بهدستآمده از طریق آمار توصیفی و آزمونهای همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفت تا میزان تأثیر هر یک از عوامل شناساییشده مشخص شود. نتایج نشان داد که دلبستگی مکانی در این فضا تحت تأثیر ترکیبی از عوامل کالبدی، اجتماعی و تجربی قرار دارد. در میان این عوامل، ویژگیهای کالبدی مانند طراحی فضا، نورپردازی و چیدمان، امکان تعاملات اجتماعی، و خاطرات مشترک و تجربههای گذشته بیشترین تأثیر را در ایجاد این دلبستگی داشتند. عامل اجتماعی که شامل حضور گروههای مشابه، احساس راحتی در تعاملات و امکان تجربهی جمعی بود، به شکل معناداری در تکرار حضور دانشجویان در این مکان نقش داشت. همچنین، تجربههای گذشته و خاطرات مثبت ایجادشده در این فضا موجب افزایش حس تعلق کاربران شد. این یافتهها نشان میدهد که دلبستگی به مکان صرفاً یک واکنش فردی نیست، بلکه نتیجه تعاملات اجتماعی، خاطرات مشترک و کیفیت کالبدی محیط است که در گذر زمان شکل میگیرد.
ویژگی منظر شفابخش از حیث بهرهمندی کودکان دارای اختلال درخودماندگی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
مهران وطنی، محمدرضا بمانیان، علی عسگری
چکیده کودکان دارای اختلال درخودماندگی، طبقهای حساس از جامعه کشورند که طراحی فضاهای معماری و شهرسازی، منوط بر توجه به نیازها و ویژگیهای آنهاست. در بیان دیگر صرفاً درمان این کودکان محدود به محیطهای بیمارستانی و درمانی شده و فضای شهری بهویژه فضاهای سبز نقشآفرینی مناسبی برای حضور ایشان به فضای اجتماعی ندارند. این مسئله در حالی است که در بحث فضاهای سبز، شفابخشی منظر از حیث درمان موضوعیتی قابلبحث و حائز اهمیت است که میتواند کمک شایانی به مسیر درمان و سلامتی کودکان اوتیسم دارا باشد. این پژوهش بر آن است تا با توصیف چالش درخودماندگی و مطالعه رویکردهای درمانی کودکان مبتلابه اوتیسم، ضمن بیان توصیفی از ویژگیهای این نوع کودکان در برخورد با محیط، عوامل مؤثر در خصوص حضور ایشان در منظر شهری موردتوجه قرار داده و راهبردهایی برای طراحی پارکهای شفابخش را از این دریچه مطرح سازد. این پژوهش باهدف کاربردی و بر پایه منطق توصیفی - تحلیلی و با روش کیفی ضمن بهرهمندی از مطالعات نظری پیرامون محیط و نوع بیماری، با طبقهبندی مصاحبههای صورت گرفته از پزشکان، روانشناسان و مادران کودکان دارای اختلال درخودماندگی و مشاهدات مستقیم صورت گرفته است. در پایان میتوان چنین بیان نمود که منظر شفابخش با توجه به بهرهمندی از فضایی چند حسی و مستعد در حضور اجتماع در فضای آزاد میتواند در صورت بهرهمندی از فضایی قابلکنترل و رعایت مؤلفههای کالبدی نهتنها در کاهش آسیب به کودکان بلکه درزمینهٔ درمان نیز بازدهی مناسبی داشته باشد.
بررسی رابطۀ نفوذپذیری و حضور زنان در شهرکهای مسکونی (نمونه موردی: شهرک مسکونی هزار دستگاه و دولتآباد تهران)
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
فاطمه خدادادی آق قلعه، علی عسگری
چکیده یکی از اصلی ترین نیازهای زنان در جامعه که نیمی از جمعیت جهان را به خود اختصاص میدهند، حضور همراه با امنیت در فضاهای شهری میباشد. در این راستا بهبود کیفیت فضاهای شهری جهت حضور همه افراد جامعه بهخصوص زنان از اهمیت شایانی برخوردار است. لذا یکی از مهمترین عواملی که تداوم حضور بانوان در فضاهای شهری را امکان میبخشد، نفوذپذیری فضاهای شهری میباشد. بهبود کیفیت نفوذپذیری فضاهای شهری، موجب ارتقاء امنیت و بهتبع آن حضور پذیری گستردهتری را نیز درپی خواهد داشت و درنهایت منجر به برقراری تعاملات اجتماعی در حوزه همگانی خواهد گشت. طرح پژوهش حاضر بر پایه روش همبستگی و بر پایه مقیاس مرکب مشاهده و مناظره، جهت درک رابطه میان حضور زنان و امنیت متأثر از نفوذپذیری شهرکهای مسکونی دولتآباد و هزار دستگاه تهران استفاده گردیده است. در این راستا براساس فرمول کوکران، گروه هایی از زنان ساکن در شهرک های مسکونی هزار دستگاه و دولت آباد با شرط حداقل سکونت در نمونه گیری تصادفی پیمایش این پژوهش شرکت داده شده و داده های و روابط متغیرها به کمک نرم افزار آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بهدستآمده در این پژوهش نشان میدهد که ساکنان شهرک مسکونی هزار دستگاه نسبت به ساکنان شهرک مسکونی دولتآباد بهطور معنیداری نفوذپذیری بالاتری را در فضاهای عمومی شهرک تجربه می کنند و احساس امنیت در بین ساکنان شهرک مسکونی هزار دستگاه 2/52 درصد در مقایسه با ساکنان شهرک مسکونی دولتآباد 37 درصد میباشد. هم چنین در بررسی رابطه میان امنیت متأثر از نفوذپذیری و حضور زنان، عواملی نظیر کنترل و دسترسی بصری و خوانایی در مرتبه نخست و سپس یکپارچگی فضایی از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد.
بازشناسی عوامل مؤثر بر خوانایی بانوان از فضای شهری (نمونه موردی: شهرک اکباتان تهران)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.7
مریم رحمتی، علی عسگری، زهرا سادات کمونه، سارا شایانفر
چکیده خوانایی یکی از از ویژگی های اساسی محیط های شهری با کیفیت به شمار می رود که به فرد برای درک صحیح و عمیق پیرامون، امکان برقراری ارتباط مطلوب بین فرد و محیط شهری را فراهم می سازد. در واقع هنگام قرارگیری در محیط خوانا، تصویر ذهنی افراد در قالب نقشه های شناختی از محیط، سبب می شود افراد هنگام حرکت در فضا به آسانی مسیریابی نموده و حس سردرگمی نخواهند داشت. امروزه درپی شهرسازی مدرن و پیدایش مجتمع مسکونی های مدرن، به علت کم بودن کیفیت گوناگونی، شاهد ضعف در خوانایی هستیم که شهرک اکباتان به عنوان نمونه ای از شهرسازی مدرن، دارای ضعف در خوانایی است و از آنجا که جنسیت نیز مانند عواملی همچون محل سکونت، سن، شرایط اجتماعی و قومیت بر ادراک و ترجیح محیط تأثیر می گذارد و از این بین زنان بیشترین جمعیت جامعه را تشکیل می دهند که حضور آنها منوط بر خوانایی و امنیت در محیط می باشد، لذا هدف این مقاله شناخت و ایجاد فضای شهری خوانا برای بانوان در شهرک اکباتان می باشد و به دنبال پاسخ به این پرسش است: چه عواملی بر خوانایی بانوان از شهرک اکباتان مؤثر بوده و میزان پراکندگی عوامل در شهرک به چه میزان است؟ این تحقیق به روش کیفی انجام گردیده و برای ارزیابی نهایی از تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. این پژوهش ابتدا به بازتعریف مفاهیم خوانایی، تصویر ذهنی، نقشه شناختی، ادراک بانوان با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس براساس مفاهیم مستخرج از بخش نظری پژوهش، شناسایی عوامل خوانایی در شهرک اکباتان به روش میدانی و حضور در شهرک، تهیه نقشه های ذهنی، پرسشنامه محقق می گردد، سنجش داده با استفاده از درصد و ارزیابی پایایی با نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بررسی های انجام گرفته حاکی از آن است که بانوان بومی با مدت سکونت بالا و شناخت زیاد، شهرک را محیطی خوانا تلقی می نمایند. در واقع آن ها به واسطۀ تصویرذهنی که از شهرک و مؤلفه های خوانایی دارند، احساس سردرگمی نمی کنند. عوامل مؤثر بر خوانایی بانوان در شهرک به ترتیب میدان بسیج، بیمارستان صارم و خیابان نفیسی محسوب می شوند و بخش های خارج از بلوک های مسکونی دارای خوانایی بیشتری نسبت به بخش های داخلی بلو ک ها هستند.
