الگوهای جنگ شناختی در مواجهه با زنان ایرانی؛ چالشهای هویتی و راهکارهای مقاومت اجتماعی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725761
محسن افروغ
چکیده این مقاله به بررسی الگوهای شناختی و گفتمانهای تأثیرگذار بر هویت زنان در جمهوری اسلامی ایران میپردازد. در برخی از فضاهای رسانهای و تبلیغاتی، تلاشهایی برای بازتعریف نقشهای اجتماعی زنان مشاهده میشود که میتواند به شکلگیری چالشهای هویتی منجر شود. این چالشها عمدتاً در حوزههایی مانند تحصیل، اشتغال، ورزش، کرامت اجتماعی و پوشش نمود پیدا میکنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی محتوای اسناد و دادههای رسانهای، به تحلیل این گفتمانها و تأثیرات آنها بر جامعه زنان ایران میپردازد. یافتهها نشان میدهد که برخی روایتهای مطرحشده در فضای رسانهای با واقعیتهای اجتماعی همخوانی کامل ندارند و واکنشهای اجتماعی به این موضوعات دارای الگوهای متنوعی است. در این میان، فرصتهایی برای تقویت هویت اجتماعی زنان، افزایش آگاهی، ارائه الگوهای موفق و تأکید بر نقشهای متنوع زنان در جامعه مطرح میشود که میتواند به پایداری اجتماعی کمک کند. این مقاله با تحلیل دقیق این روندها، راهکارهایی برای درک بهتر تحولات اجتماعی و مواجهه با چالشهای مرتبط ارائه میدهد.
ارائه الگوی جایگاه زن در حکمرانی جمهوری اسلامی ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725813
محسن افروغ، سعید باغستانی
چکیده انقلاب اسلامی، باعث برهم خوردن نظام دوقطبی جهان و ظهور ایده جدید حاکمیت جدیدی گردید که حاکمیت را از آن خداوند میداند. این نظام اصول و چارچوبهای خود را بر اساس ایدئولوژی اسلامی بنا نموده که آرمانها، اهداف، برنامهها و سیاستگذاریها بر مبنای آنها طراحی و اجرا میگردد. حکمرانی مطلوب و عالی، یکی از اهداف عالیه نظام اسلامی است. جامعه اسلامی برای رسیدن به حکمرانی عالی و تمدن جهانی نیازمند آن است که برای تمامی عاملین و کنشگران جامعه طرح و برنامه ارائه دهد. لذا ازآنجاییکه بیش از نیمی از جامعه را «زنان» تشکیل میدهند بر حکومت اسلامی لازم است تا الگویی در حکمرانی خود برای آنان داشته باشد. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی تحلیلی برای توضیح حاکمیت اسلامی و الزامات مطرحشده استفاده شده است. حاصل این تحقیق الگوی حکمرانی اسلامی در حوزه زنان با تشریح شاخصهای مرتبط است. یافتههای تحقیق را باید در مجموعهای منظم و مرتبط در سه نظام معرفتی-فلسفی، ارزشی و انگیزشی و ساختاری دنبال کرد. درواقع برای رسیدن به الگوی حکمرانی زنان باید سه نظام مذکور همانند یک هندسه مشخص عمل کنند که نتیجه آن نمونه «الگوی سوم زنان» است.
