نویسنده = سهیلا باستانی

واکاوی چالش های فرزند پروری مادران مطلقه پس از طلاق

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727651

رقیه امامی، سهیلا باستانی، هاجر کهن سال

چکیده هدف از پژوهش حاضر واکاوی چالش های فرزندپروری مادران مطلقه پس از طلاق بود. این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و جامعه آماری آن شامل مادران مطلقه دارای فرزند ساکن شیراز در سال 1403 می‌باشد. 22 نفر شرکت‌کننده به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار یافته تا رسیدن به مرحله اشباع داده‌ها انجام شد. تحلیل تجارب مشارکت‌کنندگان منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل چالش‌های اقتصادی، بحران روابط، عدم همسویی والدین در تربیت، و عدم حمایت اجتماعی می‌باشد..

نتایج بدست آمده نشان‌دهنده ضرورت توجه به مقوله فرزندپروری پس از طلاق و افزایش آگاهی والدین مطلقه دارای فرزند از طریق شرکت در کارگاه های آموزشی فرزند پروری مشترک می باشدو در عین حال افزایش حمایت نهادهای اجتماعی سازمان های مرتبط با خانواده ،نقش بسزایی در کاهش مشکلات اقتصادی مادران مطلقه و گامی در جهت افزایش سلامت روان این گروه و کاهش آسیب های ناشی از طلاق خواهد داشت .هدف از پژوهش حاضر واکاوی چالش های فرزندپروری مادران مطلقه پس از طلاق بود. این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و جامعه آماری آن شامل مادران مطلقه دارای فرزند ساکن شیراز در سال 1403 می‌باشد. 22 نفر شرکت‌کننده به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار یافته تا رسیدن به مرحله اشباع داده‌ها انجام شد. تحلیل تجارب مشارکت‌کنندگان منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل چالش‌های اقتصادی، بحران روابط، عدم همسویی والدین در تربیت، و عدم حمایت اجتماعی می‌باشد.. نتایج بدست آمده نشان‌دهنده ضرورت توجه به مقوله فرزندپروری پس از طلاق و افزایش آگاهی والدین مطلقه دارای فرزند از طریق شرکت در کارگاه های آموزشی فرزند پروری مشترک می باشدو در عین حال افزایش حمایت نهادهای اجتماعی سازمان های مرتبط با خانواده ،نقش بسزایی در کاهش مشکلات اقتصادی مادران مطلقه و گامی در جهت افزایش سلامت روان این گروه و کاهش آسیب های ناشی از طلاق خواهد داشت .

بررسی اثربخشی آموزش تاب‌آوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر میزان پذیرش و عمل، سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار شهر شیراز

دوره 6، شماره 1، بهار 1403

https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725795

سید صفیه مویدی، سهیلا باستانی، کاظم خرم دل

چکیده .هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تاب‌آوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر میزان پذیرش و عمل، سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار شهر شیراز بود. این پژوهش تجربی از نوع نیمه آزمایشی، پیش آزمایش– پس‌آزمون با گروه کنترل بود. 30 نفر در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. تعداد 100 نفر در این پژوهش انتخاب شدند و تعداد 30 نفر در کارگاه شرکت کردند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش داده‌ها با استفاده از پرسشنامه پذیرش و عمل، پرسشنامه سپاسگزاری GQ-6 و پرسشنامه شجاعت جمع‌آوری گردید. مداخله آموزشی برای گروه آزمایش در طی 10 جلسه یک و نیم‌ساعته و هفته‌ای یک‌بار اجرا شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش تاب‌آوری بر افزایش پذیرش و عمل، قدردانی GQ-6و شجاعت زنان سرپرست خانوار مؤثر بوده است؛ بنابراین، می‌توان از آموزش مهارت تاب‌آوری به‌عنوان روشی کارآمد برای افزایش پذیرش و عمل در سرپرست خانوار استفاده کرد. همچنین شدت و طول مدت آموزش تاب‌آوری نقش مهمی در نتایج به دست آمده ایفا کرده است. نتایج نشان می‌دهد که آموزش تاب‌آوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد تأثیر مثبت و قابل‌توجهی بر میزان پذیرش و عمل، سطح سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار داشته است. درنتیجه، برنامه‌های آموزشی تاب‌آوری با توجه به نیازها و خصوصیات خاص زنان سرپرست خانوار و عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی موجود در محل زندگی آن‌ها، می‌تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد و رفاه خانواده‌ها و افزایش سپاسگزاری و شجاعت آنان ایفا کند.

بررسی رابطۀ بین سبک‌های فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در مورد موضوعات جنسی خانواده در شهر شیراز

دوره 4، شماره 1، بهار 1401

سهیلا باستانی، میترا صفاکیش

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین سبکهای فرزند پروری با میزان دانش و نگرش جنسی والدین و میزان راحتی و علاقمندی آنها به گفت وگو با فرزندان در مورد موضوعات جنسی انجام گرفت. نمونه آماری 160 نفر از والدین دارای فرزند در شهر شیراز بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند .به منظور گردآوری داده ها ، از پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری (دیانا بامریند ،۱۹۹۱)، میزان علاقه‌مندی والدین به گفتگو در مورد موضوعات جنسی (کوبلینسکی و اتکینسون ،۱۹۸۲) و پرسشنامه دانش و نگرش جنسی (بشارت، ۱۳۸۴) استفاده شد . پایایی ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون، رابطه هر یک از ابعاد سبک های فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در موضوعات جنسی مورد بررسی قرار گرفت .با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش بین سبک فرزندپروری استبدادی با علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی رابطه منفی معناداری وجود دارد. بین سبک فرزندپروی مقتدرانه با دانش و نگرش جنسی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.همچنین بین سبک فرزندپروری سهل گیر با دانش و نگرش جنسی و علاقه به گفت و گو در مورد مسائل جنسی در خانواده هیچ رابطه معناداری مشاهده نشد. با این حال ، حتی با وارد شدن دانش و نگرش جنسی به پیش بینی همچنان سبک فرزندپروری استبدادی به طور منفی میزان علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی در والدین را پیش بینی می کند. نتیجه گیری : بهترین سبک فرزند پروری جهت برقرار ی ارتباط با فرزندان و گفت و گو راجع به مسائل جنسی سبک فرزند پروری مقتدرانه بوده و والدین باید نسبت به افزایش دانش و آگاهی خود در زمینه مسائل جنسی و یادگیری اصول فرزند پروری مقتدرانه اقدام کرده تا بتوانند از بروز رفتارهای پرخطر و آسیب رسان در فرزندان جلوگیری نمایند.