پیشبینی انعطافپذیری روانشناختی براساس خوشبینی در بین معلمان زن تربیتبدنی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068414.1026
مریم ستایشگر، کاظم خرم دل، سوده دشتیانه
چکیده افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی دارد و از سال 1990 تا 2010 بهعنوان پرهزینهترین بیماری روانی جهانی شناخته شده است. برآوردها نشان میدهند که بیش از 17 درصد از جمعیت آمریکا در طول عمر خود افسردگی را تجربه میکنند و هر ساله 19 میلیون نفر به افسردگی اساسی دچار میشوند. در سالهای اخیر، توجه به عوامل روانشناختی مؤثر بر سلامت و عملکرد معلمان زن تربیتبدنی افزایش یافته است. از جمله این عوامل، خوشبینی هستند که میتوانند نقش مهمی در ارتقاء انعطافپذیری روانشناختی ایفا کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش پیشبینیکنندگی خوشبینی بر انعطافپذیری روانشناختی در بین معلمان زن تربیتبدنی شهر شیراز بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و کاربردی بود. جامعه آماری شامل 300 معلم زن تربیتبدنی بود که با روش نمونهگیری خوشهای، 140 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل سه پرسشنامه استاندارد: انعطافپذیری روانشناختی دینس و واندروال و خوشبینی تحصیلی بیرد و همکاران بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24 و آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافتهها نشان داد که میان خوشبینی و انعطافپذیری روانشناختی رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که این دو متغیر بهطور همزمان توان پیشبینی انعطافپذیری روانشناختی را دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که خوشبینی میتواند به افزایش تابآوری روانشناختی معلمان زن تربیتبدنی کمک کند. بر این اساس، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی و مشاورهای برای ارتقاء این عوامل طراحی و اجرا شوند تا بهبود سلامت روان و عملکرد حرفهای معلمان تسهیل شود.
نقش تصویر بدنی در پیش بینی کیفیت عملکرد جنسی درزنان نخست زا پس از زایمان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725791
کاظم خرم دل، سوده دشتیانه، لادن اشرف
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش تصویر بدنی در پیشبینی کیفیت عملکرد جنسی زنان نخستزا پس از زایمان در بوشهر انجام شد. تغییرات بدنی پس از زایمان میتواند تأثیر چشمگیری بر ادراک زنان از بدن خود و همچنین بر روابط و رضایت جنسی داشته باشد. تصویر بدنی مثبت یا منفی پس از زایمان نه تنها بر کیفیت عملکرد جنسی، بلکه بر سلامت روانی و رضایت از زندگی نیز اثرگذار است. این تحقیق با روش کمی و استفاده از ابزارهای معتبر مانند مقیاس تصویر بدن فیشر (FBIS) و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) انجام شد. جامعه آماری شامل زنان نخستزایی بود که بهصورت واژینال زایمان کرده بودند. نمونهگیری تصادفی از زنان با شرایط مشابه، دقت و تعمیمپذیری نتایج را افزایش داد.یافتهها نشان داد تصویر بدنی پس از زایمان تأثیر معناداری بر عملکرد جنسی دارد. زنانی که تصویر مثبتی از بدن خود داشتند، کیفیت بالاتری در عملکرد جنسی تجربه کردند، در حالی که تصویر منفی از بدن با کاهش رضایت و کیفیت جنسی همراه بود. این نتایج بر اهمیت توجه به سلامت روانی و تصویر بدنی زنان پس از زایمان تأکید میکند. همچنین، بهبود تصویر بدن میتواند رضایت جنسی را افزایش داده و به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روانی زنان کمک کند.در نهایت، این پژوهش نقش کلیدی تصویر بدنی را در سلامت جنسی و روانی زنان نشان داده و لزوم توسعه برنامههای مداخلهای برای بهبود آن را برجسته میکند.
آزار جنسی دختران زیر ۱۰ سال و آسیبپذیری آنان در دوره همهگیری کووید ۱۹ یک مطالعه مروری روایتی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725816
سوده دشتیانه، فاطمه طاهری
چکیده این پژوهش با هدف بررسی آزار جنسی دختران و آسیبهای واردشده بر آنان در دورهی قرنطینهی بیماری کرونا ویروس انجام شد. مطالعهی مروری و روایتی حاضر، با جستجوی جامع در بانکهای اطلاعاتی: PubMed ,Science Direct ,Civilica ,Noormags ,SID ,Springer Google Scholar,، مروری بر مقالات منتشرشده در مورد آسیبهای جنسی دختران در مدتزمان شیوع کووید ۱۹، در سالهای اخیر داشته است. مقالات حاوی نتایج متناقض و دوگانهای بودند. در مراحل اولیه کووید ۱۹ نشانههایی از انعطافپذیری در جمعیت عمومی با توانایی شگفتانگیزی برای بازگشت به عقب و سازگاری نشان داده است. در زمان همهگیری بیماری کرونا ویروس و شرایط قرنطینه، بستر وقوع خشونت و بدرفتاری در خانه و آزار جنسی و آسیب جنسی علیه دختران فراهم شده است. لذا آموزش و آگاهی دادن به والدین و همچنین آموزش و آگاهی دادن به دختران، در این زمینه میتواند بسیار مؤثر واقع شود. به همین دلیل، یکی از راهکارهای بهبود این وضعیت، افزایش آگاهی و دانش والدین و دختران، از راههای گوناگون، در طول همهگیری کرونا است.
رابطه سلامت معنوی وکیفیت زناشویی در زنان متاهل شهر شیراز
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
سوده دشتیانه، نصیر داستان، سپیده کشاورز
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان متأهل شهر شیراز بود. نمونه آماری شامل 100 نفر که برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و پرسشنامه کیفیت زناشویی باسبی بهره گرفته شده است. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیهوتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از ضرایب همبستگی و در سطح آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که بین سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل رابطه معناداری وجود داشت. سلامت معنوی در بین زنان متأهلی که کیفیت زناشویی خوبی دارند بالاتر بود.
نگاهی روانشناختی به جنبههای سببشناسی، پیامدها و درمان اختلال واژینیسموس (مطالعهی مروری)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
شیوا زارع، سوده دشتیانه، زهرا شمالی
چکیده واژینیسموس از رایج ترین اختلالات جنسی در بین زنان می باشد و تأثیر قابل توجهی بر زنان و همچنین زوج های جوان دارد. مقاله مروری پیش رو با نگاهی روانشناختی به جنبه های سبب شناسی، پیامدها و درمان این اختلال انجام شد. مطالعۀ حاضر از نوع پژوهش مروری سیستماتیک بود. بدین منظور کلیدواژههای روانشناسی واژینیسموس، اختلال واژینیسموس، اختلال درد / دخول، تناسلی، درد، در پایگاه داده های Springer، Science Direct، PubMed، SID، Magiran، Noormags و Civilica جستوجو و مجموعه مقالات مرتبط از 1940 تا ۲۰۲۱ استخراج شد. در بررسی مقالات مرتبط مشخص شد اختلال درد / دخول تناسلی از رایج ترین اختلالات در زنان می باشد. این اختلال در کیفیت رابطه ی جنسی و همچنین سلامت روان زوجین بسیار تأثیرگذار است. با توجه به بررسی های انجام شده تغییر در سبک تفکر و تربیتی والدین و فرهنگ سازی در یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همچنین آموزش صحیح در خصوص رابطه ی جنسی به دختران و پسران نوبلوغ و تهیه ی محتوا و ابزار آموزشی بسیار مفید خواهد بود.
مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی شهر شیراز
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
زهرا قائدیان، سوده دشتیانه، نصیر داستان
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی میباشد. روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسهای بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دختران نوجوان مقطع متوسطه اول شهر شیراز میباشد. نمونه آماری شامل 80 نفر، 40 دختر نوجوان که والدین آنها طلاق گرفته و 40 دختر نوجوان که والدین آنها طلاق نگرفتهاند میباشد و برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سلامت معنوی پالوتزین و الیسون و پرسشنامه افسردگی، استرس، اضطراب (21-DASS) بهره گرفته شده است. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد که بین سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ سلامت معنوی در میان نوجوانانی که والدین آنها طلاق نگرفته اند بالاتر است. همچنین درماندگی روانشناختی در میان نوجوانانی که والدین آنها طلاق گرفته اند بیشتر میباشد.
پیشبینی سلامت روان زنان شهر شیراز بر اساس سبکهای هفتگانهی زندگی تکاملی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.77
سوده دشتیانه، کاظم خرم دل
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه بین هفت جز سبک زندگی زنان (میزان خواب، مصرف امگا 3، میزان ورزش، میزان نور خورشید، و میزان اجتماعی شدن، استفاده از فضای مجازی و استفاده از رسانه های سنتی) با سلامت روان آنان از منظر تکاملی بود. جامعه آماری شامل زنان بالای 18 سال ساکن شهر شیراز در سال 98 – 99 بود که از آن بین، ۱۸۲ زن با روش نمونه گیری طبقه ای به پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت جمع آوری داده-ها از پرسشنامه های سبک زندگی و نشانگان هاپکینز استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج نشان داد که در مجموع مصرف امگا ۳ با سلامت روان رابطه ی دوگانه ی خطی انحنایی دارد. از بین خرده مقیاس های نشانکان هاپکینز، خواب نیز با جسمانی سازی و وسواسی – جبری رابطه ی معنادار مثبت نشان داد. می توان مشاهده کرد که سبک زندگی زنان بر سلامت روان آنان، فرزندانشان و حفظ سلامت جسم و روان خانواده بسیار تاثیرگذار است. ترویج یک سبک زندگی که با گذشته ی تکاملی زنان سازگارتر باشد، دیدگاه محتمل تری است که بتوانند سلامت روانی خود را بهبود ببخشند.
