رابطهی شرم بدن و استفادهی مشکلساز از سایتهای شبکههای اجتماعی، با نقش میانجی کمالگرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 93-104
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068047.1024
فاطمه قربانی زاده، کاظم خرمدل، سوده دشتیانه
چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطهی شرم بدن و استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی با نقش میانجی کمالگرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی_پیمایشی با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه متقاضیان زن، جراحی زیبایی مراجعهکننده به کلینیکهای زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است که از این میان تعداد 257 نفر به روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند به پرسشنامههای شرم بدن لیتلتون، کمالگرایی هیل و اعتیاد به شبکههای اجتماعی خواجه احمدی، بهصورت فرم کاغذی و نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیهوتحلیل دادهها استفاده شد و برای بررسی رابطهی بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. در نهایت برای تجزیهوتحلیل دادهها از طریق نرمافزارهای Spss27 و Amos26 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که شرم از تصویر بدن، استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی را بهطور مثبت و معناداری (B=0/202) پیشبینی میکند. همچنین کمالگرایی با استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی رابطهی مثبت معناداری دارد و به میزان (B=0/097)، آن را پیشبینی میکند. همچنین قابل ذکر است که شرم از تصویر بدن با کمالگرایی نیز رابطهی مثبت و معناداری دارد و به میزان (B=0/091) آن را پیشبینی میکند. در نهایت تحلیل مسیر فرضیهها در جهت تأیید فرضیه اصلی برآمد یعنی کمالگرایی نقش میانجی معناداری در رابطهی بین شرم بدن و استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی ایفا میکند؛ بنابراین افرادی که از تصویر بدن خود ناراضی اندیا احساس شرم دارند، بیشتر در معرض استفاده آسیبزا و افراطی از شبکههای اجتماعی قرار میگیرند و همچنین افرادی که ویژگیهای کمالگرایانه دارند، با احتمال بیشتری درگیر این نوع استفاده مشکلساز هستند. پس کمالگرایی میتواند عامل واسطی باشد که شدت تأثیر شرم از بدن بر استفاده مشکلساز از شبکههای اجتماعی را افزایش دهد. همچنین کمالگرایی میتواند درک افراد از بدن خود را تشدید کرده و آن را به استفاده افراطی و غیر سازنده از شبکههای اجتماعی سوق دهد. ازاینرو فرضیه اصلی تأیید شد.
مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.4.0
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725774
نازنین امین کاظمی، هادی اکبری نژاد، پریا فاروقی
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعهکننده به مراکز زیبایی خصوصی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان متقاضی جراحی زیبایی و (50 نفر) زنان غیرمتقاضی بود که بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای پنج عاملی نئو کاستا و مککری (1992)، روابط چندبعدی بدن-خود کش (1997) و عزتنفس روزنبرگ (1965) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادد که بین زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی از منظر ابعاد پنجگانه شخصیت و مولفههای آن (روانرنجورخویی، برونگرایی، انعطافپذیری) تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>)، اما بین ابعاد توافقپذیری و باوجدانبودن تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p)، همچنین در متغیر تصویر بدنی و مولفههای آن (اهمیتدادن به دیگران، مسئولیتپذیری، شجاعت، پذیرش خود) (05/0p>) و عزتنفس و مؤلفههای آن () (05/0p>) تفاوت معنیدار وجود ندارد. با توجه بهنتایج بهدستآمده میتوان گفت که زنان متقاضی جراحی زیبایی از نظر ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس تفاوتی با زنان غیرمتقاضی ندارند.
