تجربه کنترلپذیری اعتیاد به خودارضایی در دانشآموز پایه دوازدهم، یک مطالعه موردی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
سید جلیل جبلی، فضل الله رضایی اردانی
چکیده این پژوهش باهدف شناخت عوامل، عوارض و کنترلپذیری اعتیاد به خودارضایی در دانشآموز پایه دوازدهم انجام پذیرفت. پژوهش حاضر به لحاظ نحوه جمعآوری دادهها از نوع تجربی تک موردی. جامعه آماری این مطالعه کلیه دانشآموزان پسری میباشند که به بیان خود اعتیاد به خودارضایی دارند و با معلم خود در میان گذاشتهاند. از میان جامعه آماری یک نفر که در طبقه شدید قرار داشت با لحاظ کردن ملاکهای ورود و خروج پژوهش به روش هدفمند انتخاب شد که درنهایت از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته فرد به ترتیب در مراحل خط پایه، درمان و پس از درمان و پیگیری مورد سنجش قرار گرفت. پس از مصاحبه در چهار محور مشخص کرد که 1. فراوانی خودارضایی (خط پایه) از سه ماه پیش پنج مرتبه در هفته بود که مهمترین دلایل؛ تنهایی، نبود فعالیت فیزیکی و تماشای فیلم عنوان شد. 2. پیامدها با شروع این رفتار، شامل افت نمرات تحصیلی، مسئولیت گریزی در منزل و انزوا در مدرسه و افت شادابی بود. در 2 محور آخر نیز، پس از دو ماه اجرای نکن یکهای درمانی، مشخص ساخت که فراوانی این عمل نسبت به خط پایه به یکپنجم کاهش یافته، افت نمرات وی متوقف شده و در مدرسه اجتماعیتر و در خانه مسئولیتپذیرتر شده و نشاط وی افزایش یافته. نتیجه گرفته میشود که کنترل این مسئله نهتنها امکانپذیر است بلکه باعث رشد سلامت در زمینههای اجتماعی، تحصیلی، فردی و خانوادگی نیز میشود.
مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی شهر شیراز
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
زهرا قائدیان، سوده دشتیانه، نصیر داستان
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی میباشد. روش پژوهش توصیفی از نوع علی مقایسهای بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دختران نوجوان مقطع متوسطه اول شهر شیراز میباشد. نمونه آماری شامل 80 نفر، 40 دختر نوجوان که والدین آنها طلاق گرفته و 40 دختر نوجوان که والدین آنها طلاق نگرفتهاند میباشد و برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سلامت معنوی پالوتزین و الیسون و پرسشنامه افسردگی، استرس، اضطراب (21-DASS) بهره گرفته شده است. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیه و تحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از تحلیل واریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج حاصله نشان داد که بین سلامت معنوی و درماندگی روانشناختی در دختران نوجوان خانوادههای طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ سلامت معنوی در میان نوجوانانی که والدین آنها طلاق نگرفته اند بالاتر است. همچنین درماندگی روانشناختی در میان نوجوانانی که والدین آنها طلاق گرفته اند بیشتر میباشد.
