بررسی تجربه زیسته دانشجومعلمان زن متاهل در زندگی خوابگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2066835.1017
امیرحسین توانگر، فاطمه کریمی جهرمی، فاطمه موسوی زادگان، سهراب صادقی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته زنان دانشجومعلمان متأهل در زندگی خوابگاهی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی طراحی شده تا از خلال روایتها، احساسات، دغدغهها و درک عمیق شرکتکنندگان، معنای تجربههای روزمره آنان در زیست دانشجویی و متأهلی استخراج گردد. زندگی همزمان در دو نقش مهم «دانشجو» و «همسر» آن هم در شرایط خاص خوابگاهی، موقعیتی پیچیده، چندبعدی و گاه تنشزا برای این قشر از زنان جوان فراهم کرده که نیازمند مطالعهای دقیق، همدلانه و مبتنی بر تجربه زیسته است.دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختارمند با تعدادی از دانشجومعلمان زن متأهل جمعآوری شده است. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و با در نظر گرفتن تنوع تجربهها انجام شد. سپس دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و به شیوهای مرحلهای و نظاممند تحلیل گردید تا مضامین اصلی، خُردهمضامین و معنای پنهان در پشت روایتها آشکار شود.یافتههای پژوهش نشان داد که زنان متأهل دانشجومعلم با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده مواجه هستند؛ از جمله مدیریت نقشهای چندگانه شامل نقش همزمان دانشجو، همسر و معلم آینده که سبب ایجاد تعارضات زمانی، انرژی و روانی شده است. فشارهای روانی ناشی از دوری از خانواده و همسر بهویژه در سالهای آغازین زندگی مشترک، احساس تنهایی، ناامنی عاطفی و دوگانگی در تعلق مکانی را برای بسیاری از آنان ایجاد کرده است. همچنین، محدودیتهای ساختاری و فرهنگی محیط دانشگاه، نظیر کمتوجهی به نیازهای خاص زنان متأهل، نبود فضای گفتوگوی آزاد درباره مسائل زناشویی، و سیطره نگاه تکبعدی بر نقش دانشجویی، شرایط را برای این گروه دشوارتر کرده است.در عین حال، یافتهها نشان داد که حمایتهای خانوادگی و دانشگاهی، بهویژه در قالب همراهی عاطفی از سوی خانوادههای مبدأ و همسران، و نیز تسهیلگریهای محدود از سوی مدیریت دانشگاه، نقش مهمی در افزایش تابآوری، توان سازگاری و حفظ انگیزه تحصیلی دانشجومعلمان زن ایفا کردهاند. به علاوه، امکانات محدود خوابگاهی شامل فضای نامناسب برای زندگی متأهلی، نبود حریم خصوصی، فقدان امکانات برای آشپزی و شستوشو و شرایط بهداشتی غیراستاندارد، همراه با فشارهای اقتصادی ناشی از هزینههای تحصیل و زندگی مشترک، از دیگر موانع تجربهشده در این مسیر بودند.نتایج این پژوهش میتواند مبنایی علمی و تجربی برای بازنگری و بهبود سیاستها و برنامههای رفاهی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان باشد. توجه به نیازهای خاص زنان متأهل، ایجاد امکانات و فضاهای اختصاصی، طراحی نظامهای حمایتی مؤثر، ارائه مشاورههای تخصصی و ارتقای بینش مسئولان نسبت به واقعیتهای زیسته این گروه، میتواند به بهبود کیفیت زندگی، سلامت روانی و موفقیت تحصیلی آنان منجر شود. در بلندمدت نیز این اقدامات زمینهساز تربیت معلمانی با تجربه، آگاه، متعهد و توانمند در ایفای نقشهای گوناگون اجتماعی و حرفهای خواهد بود.
مدل پیشبینی بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار بر اساس توانائیهای شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تابآوری
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 25-34
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2077722.1050
حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم، محمد ناظر
چکیده زمینه، بهزیستی روانشناختی بهطور کلی به احساس رضایت، شادی و فقدان فشارهای روانی در زندگی اشاره دارد و عوامل متعددی در شکلگیری آن، بهویژه در میان زنان سرپرست خانوار، نقش دارند. در سالهای اخیر پژوهشهای متعددی به ارائه مدلهای پیشبینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تواناییهای شناختی پرداختهاند، اما نقش میانجی تابآوری، بهخصوص در زنان سرپرست خانوار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل پیشبینی بهزیستی روانشناختی بر مبنای تواناییهای شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تابآوری در زنان سرپرست خانوار انجام شد. این پژوهش از نظر روششناسی توصیفی و از نوع همبستگی بود و دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. جامعه آماری شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان رفسنجان در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنان ۴۲۲ نفر به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه تابآوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳)، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۱۹۸۹) و پرسشنامه تواناییهای شناختی نجاتی (۱۳۹۲) استفاده شد. نتایج تحلیلها نشان داد شاخصهای برازش مدل در سطح قابل قبول قرار دارند و تواناییهای شناختی هم بهصورت مستقیم و هم بهصورت غیرمستقیم و از طریق تابآوری، تأثیر معناداری بر بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار دارند (p<0/05).
بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-17
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068226.1025
فاطمه ذکری، فاطمه محمودی
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمعآوری اطلاعات آن بهصورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آنها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهتگیری مذهبی از پرسشنامه جهتگیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تابآوری، مقیاس تابآوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرمافزار spss و amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف دادهها و برای تعیین رابطه بین متغیر دادهها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان میدهد که جهتگیری مذهبی بر تابآوری با مقدار 58/0 اثرگذار است.
تدوین مدل ساختاری تابآوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطافپذیری شناختی با نقش میانجی سازگاری زناشویی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 97-110
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725757
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری نقش مهمی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاینرو، شناسایی عوامل پیشبینیکننده تابآوری ضروری به نظر میرسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطافپذیری شناختی بر تابآوری با نقش میانجیگری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکتکنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی دادههای آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطافپذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تابآوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطافپذیری شناختی و تابآوری تأیید شد. برازش مناسب دادهها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافتهها نشان دادند که برای ارتقای تابآوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران و مدیران حوزه سلامت برنامههایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.
تدوین مدل معادلات ساختاری تاب آوری براساس تمایزیافتگی خود با میانجی گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.5.1
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725773
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم شخصیتی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی نقش مؤثری ایفا میکند. شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد افراد کمک کند. ازاینرو، بررسی متغیرهایی که پیشبینیکننده تابآوری هستند، ضروری به نظر میرسد. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به روش همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، نسخه کوتاه پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورن و اسمیت)، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 انجام گرفت. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی البرزرسیده است. مشارکتکنندگان با رضایت آگاهانه در مطالعه شرکت کردند و محرمانگی دادههایشان تضمین شد. نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خود (r=0/712) و سازگاری زناشویی (r=0/796) ارتباط مثبت و معناداری با تابآوری در سطح اطمینان 01/0 دارند. همچنین، تأثیر میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و تابآوری تأیید شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی پژوهش برازش دارند. یافتهها حاکی از آن است که دادهها با مدل مفهومی پژوهش سازگاری دارند. برای ارتقای تابآوری پرستاران متأهل، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزه سلامت به عوامل عاطفی، شناختی و هیجانی این گروه توجه بیشتری داشته باشند.
بررسی اثربخشی آموزش تابآوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر میزان پذیرش و عمل، سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار شهر شیراز
دوره 6، شماره 1، بهار 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725795
سید صفیه مویدی، سهیلا باستانی، کاظم خرم دل
چکیده .هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تابآوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد بر میزان پذیرش و عمل، سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار شهر شیراز بود. این پژوهش تجربی از نوع نیمه آزمایشی، پیش آزمایش– پسآزمون با گروه کنترل بود. 30 نفر در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. تعداد 100 نفر در این پژوهش انتخاب شدند و تعداد 30 نفر در کارگاه شرکت کردند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش دادهها با استفاده از پرسشنامه پذیرش و عمل، پرسشنامه سپاسگزاری GQ-6 و پرسشنامه شجاعت جمعآوری گردید. مداخله آموزشی برای گروه آزمایش در طی 10 جلسه یک و نیمساعته و هفتهای یکبار اجرا شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش تابآوری بر افزایش پذیرش و عمل، قدردانی GQ-6و شجاعت زنان سرپرست خانوار مؤثر بوده است؛ بنابراین، میتوان از آموزش مهارت تابآوری بهعنوان روشی کارآمد برای افزایش پذیرش و عمل در سرپرست خانوار استفاده کرد. همچنین شدت و طول مدت آموزش تابآوری نقش مهمی در نتایج به دست آمده ایفا کرده است. نتایج نشان میدهد که آموزش تابآوری مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد تأثیر مثبت و قابلتوجهی بر میزان پذیرش و عمل، سطح سپاسگزاری و شجاعت در زنان سرپرست خانوار داشته است. درنتیجه، برنامههای آموزشی تابآوری با توجه به نیازها و خصوصیات خاص زنان سرپرست خانوار و عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی موجود در محل زندگی آنها، میتواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد و رفاه خانوادهها و افزایش سپاسگزاری و شجاعت آنان ایفا کند.
مقایسه تابآوری، ذهنآگاهی و حمایت اجتماعی ادراکشده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شیراز
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
رضا چالمه، خدیجه ارجمندی
چکیده این پژوهش با هدف مقایسه تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی شهر شیراز انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، اختلالات یادگیری و عادی در شهر شیراز بودند که از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس، 156 نفر که شامل 50 مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه، 52 نفر مادر دارای فرزند مبتلا به اختلالات یادگیری و 54 مادر دارای فرزند عادی انتخاب شدند و پرسشنامه های تاب آوری کانر و دیویدسون، ذهن آگاهی والچ و همکاران و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از روش آزمونهای لوین (برای بررسی همگنی واریانسها)، و تحلیل واریانس چند متغیری (برای بررسی تفاوت متغیرها در گروه مطالعه) و با نرمافزار SPSS-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که بین مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه و اختلالات یادگیری با مادران کودکان عادی تفاوت معناداری در متغیرهای تاب آوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده وجود دارد؛ به نحوی که مادران کودکان عادی از میانگین تابآوری، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند. نتایج نهایی نشان داد که در حوزه های تابآوری و ذهن آگاهی، مادران کودکان بیشفعال/ نقص توجه و اختلالات یادگیری نیازمند آموزش های مبتنی بر تابآوری و ذهن آگاهی هستند و برنامه های توانبخشی ویژه ای بهمنظور افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده نیاز است.
ارائه روش نظریه زمینهای برای مدلسازی مفهومی پیامدهای ختنه زنان در کرمانشاه: مطالعه موردی شهرستانهای اورامانات
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
عثمان محمودی
چکیده پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی باهدف بررسی پدیدارشناسانه تجارب زیسته زنان قربانی ختنه زنان است، برای ایجاد یک چارچوب مفهومی کلنگر (مبتنی بر شواهد) برای متخصصانی است به مطالعه و درمان پیامدهای ختنه زنان بر بازماندگان می پردازند. جامعه پژوهش حاضر را تمامی زنانی تشکیل میدادند که ختنه شده بودند. مشارکتکنندگان بهصورت نمونهگیری گلولهبرفی تا حد اشباع (20 نفر مشارکتکننده) انتخاب گردیدند، مصاحبههای نیمهساختاریافته کیفی با 20 زن بازمانده ختنه زنان انجام شد. دادهها با استفاده از روش مصاحبه عمیق، جمعآوری و با روش نظریه زمینهای و باتوجهبه مراحل سهگانه کدگذاری تجزیهوتحلیل گردیدند. فرهنگ، مذهب، نقش مردان، فقدان تحصیلات، هویت زنانه و فریبکاری بهعنوان عوامل اصلی تأثیرگذار بر درک بازماندگان از ختنه زنان و پیامدهای آن شناسایی شدند. تجربیات بازماندگان از ختنه زنان، همچنین تحتتأثیر مفهومسازی آنها از این عمل، منجر به تأثیراتی بر زندگی عاطفی، روابط، هویت و جسم آنها شد. ترس ناشی از ختنه زنان که بازماندگان توصیف کردند بر توانایی تابآوری آنها تأثیر گذاشت. تمام مقولههای اصلی پیامدهای عاطفی، رابطهای، هویتی و جسمی ختنه زنان، و همچنین تابآوری بازماندگان، تحتتأثیر مراحل کلیدی زنانگی مانند قاعدگی، ازدواج و زایمان قرار داشتند و این عوامل به دلیل برآوردهنشدن نیازهای آنها و عدم توجه سیستم بهداشتی به نیازهای بازماندگان ختنه زنان تشدید شده است. بررسی پیامدهای جسمی و روانی ختنه زنان به طور جداگانه، و بدون درنظرگرفتن بافت فرهنگی و مراحل چرخه زندگی که بازماندگان ختنه زنان در آن قرار دارند ممکن نیست. همچنین این مسئله تابآوری بازماندگان برای زندگی با ختنه زنان را ضعیفتر میکند. روابط پیچیدهای میان پیامدهای جسمی، روانشناختی و اجتماعی ختنه زنان و فرهنگی که ختنه زنان در آن انجام میشود، وجود دارد که باید مبنای سیاستگذاری بهداشتی و مراقبتهای درمانی بازماندگان جهت رفع نیازهای آنان باشد.
نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روانشناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
بیتاالسادات میرغضنفری، حسن خوش اخلاق
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روان شناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان بود. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان سرپرست خانوار استان اصفهان در سال 1399 است که تعداد آنها بر اساس آمار سازمان بهزیستی این استان برابر با 1200 نفر بود. نمونه آماری شامل 330 نفر بود که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی واکس و همکاران(1986)، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) و مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) بودند. دادهها با استفاده از نرم افزار spss نسخه 20 و AMOS نسخه 22 و روش آماری تحلیل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی به میزان 1/21 درصد به مسیر بین بهزیستی روان شناختی و کیفیت زندگی میافزاید. همچنین نتایج بیانگر آن بود که حمایت اجتماعی در رابطه بهزیستی روان شناختی با کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان نقش واسطه ای جزئی دارد(211/0=β و (05/0>p)). بهزیستی روانشناختی بر روی کیفیتزندگی زنان سرپرست خانوار استان اصفهان اثر مستقیم دارد (350/0=β و (05/0>p)).
بررسی تأثیر یوگای خنده بر تابآوری و امید به زندگی در بحران کرونا در میان زنان منطقه 9 مشهد
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.63
صدیقه کریمی، راضیه لطفی
چکیده بحران کرونا پیامدهای روانشناختی مهمی به دنبال داشته است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر یوگای خنده بر تاب آوری و امید به زندگی با توجه به بحران کرونا در میان زنان منطقۀ 9 مشهد بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده تمامی زنان ساکن منطقه 9 مشهد بود که 20 نفر از آنان به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس و با در نظر گرفتن ملاک های ورود انتخاب شدند و سپس در گروه آزمایش قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش در مرحله پیش آزمون به مقیاس تاب آوری کانر-دیویدسون و امیدواری اسنایدر پاسخ دادند، سپس به مدت 16 جلسه دوساعته در معرض برنامه آموزشی یوگای خنده قرار گرفتند. در مرحله پس آزمون گروه مجدداً به پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. داده ها جمع آوری و با روش آزمون تی نمونه های وابسته تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل نشان داد که یوگای خنده باعث افزایش تاب آوری و مولفه های آن شامل تصور از شایستگی فردی، اعتماد به غرایز فردی، تحمل عاطفۀ منفی، پذیرش مثبت تغییر و روابط ایمن، کنترل تأثیرات معنوی، و همچنین افزایش امید به زندگی در میان زنان منطقۀ 9 شده است. تمرین هـای یوگای خنده یک درمان منحصر به فرد با تمرکز بـر خندۀ شبیه سازی شده و تنفس عمیق است که با راه های مختلفی می تواند از طریق خندیدن، انرژی ذخیره شده ناشی از شرایط مختلف مثل بحران کرونا و حوادث ناگوار زندگی را از ذهن فرد تخلیه کند و باعـث کاهش تنش های فیزیکی، افزایش سطح سلامت و امید به زندگی شود.
