کلیدواژه‌ها = خانواده

واکاوی ضوابط روایی اِعمال اصل منع اضرار در حوزه خانواده

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 22 مرداد 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728350

زینب سنچولی

چکیده در اسلام، حفظ زندگی خانوادگی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بطوریکه شارع مقدس برای تضمین سلامت خانواده، حقوق و وظایف هر یک از زوجین را به دقت مشخص کرده است. و قانونگذار نیز، برای حفظ کیان و بقای خانواده، قوانین مختلفی را وضع کرده و بر ایجاد جامعه خانواده محور و تحکیم و تقویت بنیان خانواده مبتنی بر آموزه های دینی و محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات تأکید کرده است. بر همین اساس، مبتنی بر شأن صدور روایاتِ مربوط به اِعمال اصل منع اضرار، یکسری ملاک هایی از احادیث استخراج می گردد که ضابطه اِعمال ضرر در حوزه خانواده قرار می گیرد؛ به طوری که تعدّی از این ملاک ها، چالش های اساسی در حوزه خانواده را به دنبال دارد. ضرورت انجام تحقیق را می توان این چنین بیان کرد که: در فرایند تشکیل خانواده، حیات و انحلال آن، مبتنی بر شأن صدور احادیث و روایات قاعده لاضرر، بروز برخی رفتارها می تواند مصداق ضرر در حوزه خانواده باشد که ضرورت دارد با بازنگری در قوانین، به قانونگذاری جدید در این زمینه پرداخت و در سایه فقه پویا و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد، از دریچه ای نو به این مسائل نگریست. در این پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که مبتنی بر شأن صدور روایات، یکسری ضوابط قوی و منطقی از احادیث و روایات، از جمله وجوب حفظ حریم و امنیت خانواده، جلوگیری از خسارت معنوی بر اعضای خانواده، رازداری در محیط خانواده و پرهیز از تضییع مالی حقوق زنان یا تحمیلی مالی به آنان در ازای رضایت به طلاق، رعایت عدالت مالی بین وراث، حمایت مالی و عاطفی پدرو مادر از فرزندان ...، قابل استخراج است که می تواند مبنای قانونگذاری احکام جدید قرار بگیرد و از بروز رفتارهای ضرری در حوزه خانواده جلوگیری کند.

روانشناسی هنر

بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 95-106

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727952

الهه علیخانی

چکیده کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه‌های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه‌های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده‌ها استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت‌کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می‌دانند. بسیاری از آنان دغدغه‌هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه‌های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه‌تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می‌تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به‌ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.

عوامل مؤثر بر توانمندسازی بانوان برای تأمین امنیت روانی خانواده

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.6.2

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725778

سمانه قندهاری علویجه

چکیده بانوان به‌عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده، نقشی کلیدی در حفظ انسجام و حریم خانواده ایفا می‌کنند. ازآنجاکه خانواده، به‌عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر رشد یا زوال جوامع دارد، توجه به آن امری ضروری است. برای پیشگیری از پیامدهای مخرب فروپاشی اجتماع، تقویت و توانمندسازی خانواده از ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. در این راستا، لازم است سازمان‌های دولتی برنامه‌هایی برای توانمندسازی ساختارهای اجتماعی طراحی کرده و به تقویت توانمندی‌های بین‌المللی، با توجه به ملاحظات سیاسی، بپردازند. در مقابل، امواج فمینیستی معاصر، به‌ویژه در سطح جهانی، بر این باور تأکید دارند که زنان نیازی به وابستگی به مردان ندارند و آموزش زنان در تمامی ابعاد را ضروری می‌دانند. این ایده در بسیاری از کشورها، به‌ویژه جوامع در حال توسعه، به شکل برنامه‌های توانمندسازی زنان دنبال می‌شود. پژوهش حاضر با ارائه نگاهی جامع به توانمندسازی زنان در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تلاش دارد تمامی زنان، نه‌تنها سرپرستان خانوار، را در بر گیرد. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و انجام مصاحبه‌های عمیق انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که توانمندسازی بانوان متأثر از دو دسته عوامل درونی و بیرونی است. بانوان خود به‌عنوان عاملی درونی نقش دارند، درحالی‌که همسر، والدین و نهادهای فرهنگ‌ساز به‌عنوان عوامل بیرونی تأثیرگذار شناخته می‌شوند.

زنان، خانواده، فرزند آوری در تقویت جایگاه مادری

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402

https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725815

ناهید جاویدی آلسعدی، سید علی موسوی نسب

چکیده یکی از اساسی‌ترین نیازهای هر جامعه‌ای برای بقای خود تولید نسل است. و موضوع زن، به‌عنوان بدنه‌ای از جامعه انسانی، به همان پایه، قابل‌بررسی و ژرف‌نگری است که انسان، شایسته شناخت و بررسی است و هرگونه تحلیل و بررسی ابعاد حیات زن، منهای ویژگی‌های صنفی و جنسی، درواقع، تحلیل حیات انسان به شمار می‌آید. ازاین‌رو شناخت زن و منزلت و مقام او در حقیقت، شناخت انسان و کرامت اوست. این نیز تردیدناپذیر است که شناخت انسان از خود، معیار دیگر شناخته است. با توجه اینکه، نیمی از جمعیت جوامع را زنان تشکیل می‌دهند و در عرصه‌های مختلف جامعه، اعم از خانواده و تربیت کودکان که زیربنای اساسی جامعه است در خانواده به وی سپرده شده پرداختن به مسائل زنان به‌منزله سرمایه‌های اجتماعی و انسانی از ضروری‌ترین نیازهای جامعه بشری است. اگر زنان از ازدواج و فرزندآوری دوری کنند جمعیت روند کاهشی به خود می‌گیرد و نسل انسانی در معرض خطر انقراض قرار می‌گیرد. در این پژوهش زنان، خانواده، فرزند آوری و تقویت جایگاه مادری از منظر قرآن کریم با روش کتابخانه‌ای و شیوه توصیفی تحلیلی موردبحث و بررسی قرار گرفته است. یافته‌های این تحقیق حاکی از آن است که توجه به خصوصیات آفرینشی زن، عدالت جنسیتی و امنیت اجتماعی زنان در جامعه می‌تواند نقش مهمی در فرزندآوری و خانواده داشته باشد و متقابلاً مهم‌ترین مانع پیروی از تفکر فمینیستی است که می‌تواند باعث از بین رفتن نقش مادری و فرزندآوری شود.

ارزیابی کیفی کارآمدی مشاوره‌های پیش ‌از طلاق موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده بر اساس نگرش مراجعان به مراکز مشاوره استان البرز

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402

مهری الله‌وردی، محسن بدره، فاطمه پور‌مسجدیان

چکیده قانون‌گذار با وضع نهاد مشاوره پیش از طلاق، موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده در سال 1391 پیشگیری از طلاق‌های غیرضروری را هدف‌گذاری نموده است. نویسندگان تلاش نموده‌اند بر اساس نگرش زوج‌هایی که مراحل مشاوره پیش از طلاق را کاملاً از سر گذرانده‌اند، یک ارزیابی کیفی از کارآمدی این مشاوره صورت دهند. راهبرد روشی پژوهش، پدیدارشناسی است برای تحلیل مصاحبه‌ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. مصاحبه‌شوندگان ۱۵ نفر از افراد ساکن استان البرز بودند. این نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. تحلیل مصاحبه‌ها به شش مضمون اصلی زیر دست یافت: ارائه راهکارهای مورد نیاز از سوی مشاور؛ ایجاد سازش و تداوم زندگی؛ گرفتن راهنمایی حقوقی و اجتماعی از مشاور؛ تأثیرگذار بودن مشاوره به‌هنگام؛ مؤثر نبودن جلسات مشاوره در ایجاد سازش؛ معایب روند فعلی مشاوره پیش از طلاق. مصاحبه‌شوندگان در توقع از مشاوره تقریباً اجماع دارند که مشاور می‌تواند میان زوجین سازش ایجاد نماید ولی نگرش اغلب آن‌ها به کارآمدی مشاوره‌های فعلی، چندان حاکی از رضایت نیست. این عدم رضایت ابعاد مختلفی دارد ازجمله: هزینه‌های سنگین حق المشاوره و عدم پوشش دولتی هزینه‌ها، زمان‌بندی نامناسب جلسات مشاوره سبک شمردن تحکیم بنیان خانواده از سوی برخی مشاوران و بالتیع عدم تلاش در ترمیم رابطه زوجین و سبک انگاشتن تحکیم خانواده، عدم برخورداری مشاوران از تخصص کافیِ همراه با تجربه و سوگیری‌های جنسیتی برخی از مشاوران. این پژوهش به‌منظور تحقق هدف قانون‌گذار و رفع معایب وضعیت فعلی در جهت ارتقای کارآمدی الزام زوجین به مشاوره پیش از طلاق توافقی، بازنگری فصل دوم قانون حمایت خانواده را لازم می‌داند.

صیانت از شأن اجتماعی و نقش والدینی جوانان و بنیان خانواده در عصر حاضر

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401

امین فتحی

چکیده هدف از انجام این پژوهش تبیین علل فروکاستشان اجتماعی و نقش والدینی جوانان است. روش این پژوهش، توصیفی بوده و نوع جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها کتابخانه‌ای می‌باشد. یافته‌های تحقیق حاکی بر شخصیت جنین، پنجاه درصد از مادر و 25 در صد از پدر تأثیر پذیرفته و والدین حامل بذر زامه و مامه فرزندان هستند. لذا صیانت – کمی و کیفی- از این بذرها وظیفه عقلانی و انسانی افراد و حاکمیت سیاسی است. تا نسلی پاک و سالم و جامعه‌ای مطلوب به وجود بیاید. از طرفی امروزه اوج حکومت ابلیس، سلب مشروعیت از اموال و اولاد، با ایجاد بستر غذای حرام و شبهه‌ناک و با دامن زدن به موضوع اختلاط بین زن و مرد؛ و نابودی انسان تحت عنوان سقط‌جنین می‌باشد. درنتیجه خطرى که در جهان امروز، نسل بشر را تهدید می‌کند، تقدّس زدایى از نهاد خانواده و تنزل شأن اجتماعی زن و مرد و نقش پدری و مادری جوانان است. لذا اصلاح راهبردهای بینشی، گرایشی و کنشی و سبک زندگی؛ و فروکاست تأثیرات فرهنگ اومانیستی و فمنسیتی؛ و کاربست پیشنهادات کاربردی؛ موجب افزایش ازدواج جوانان و بهبود وضعیت خانواده‌ها و فراگیر شدن عفت عمومی می‌شود.

بررسی رابطۀ بین سبک‌های فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در مورد موضوعات جنسی خانواده در شهر شیراز

دوره 4، شماره 1، بهار 1401

سهیلا باستانی، میترا صفاکیش

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین سبکهای فرزند پروری با میزان دانش و نگرش جنسی والدین و میزان راحتی و علاقمندی آنها به گفت وگو با فرزندان در مورد موضوعات جنسی انجام گرفت. نمونه آماری 160 نفر از والدین دارای فرزند در شهر شیراز بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند .به منظور گردآوری داده ها ، از پرسشنامه های شیوه های فرزندپروری (دیانا بامریند ،۱۹۹۱)، میزان علاقه‌مندی والدین به گفتگو در مورد موضوعات جنسی (کوبلینسکی و اتکینسون ،۱۹۸۲) و پرسشنامه دانش و نگرش جنسی (بشارت، ۱۳۸۴) استفاده شد . پایایی ابزارها با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. با استفاده از آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون، رابطه هر یک از ابعاد سبک های فرزند پروری با دانش و نگرش جنسی والدین و میزان علاقه مندی به گفتگو در موضوعات جنسی مورد بررسی قرار گرفت .با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش بین سبک فرزندپروری استبدادی با علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی رابطه منفی معناداری وجود دارد. بین سبک فرزندپروی مقتدرانه با دانش و نگرش جنسی رابطه مثبت معناداری وجود دارد.همچنین بین سبک فرزندپروری سهل گیر با دانش و نگرش جنسی و علاقه به گفت و گو در مورد مسائل جنسی در خانواده هیچ رابطه معناداری مشاهده نشد. با این حال ، حتی با وارد شدن دانش و نگرش جنسی به پیش بینی همچنان سبک فرزندپروری استبدادی به طور منفی میزان علاقمندی به گفت و گو در مورد موضوعات جنسی در والدین را پیش بینی می کند. نتیجه گیری : بهترین سبک فرزند پروری جهت برقرار ی ارتباط با فرزندان و گفت و گو راجع به مسائل جنسی سبک فرزند پروری مقتدرانه بوده و والدین باید نسبت به افزایش دانش و آگاهی خود در زمینه مسائل جنسی و یادگیری اصول فرزند پروری مقتدرانه اقدام کرده تا بتوانند از بروز رفتارهای پرخطر و آسیب رسان در فرزندان جلوگیری نمایند.

برآورد وضعیت تعارض بین زوجین و راه‌حل‌های رفع آن بر مبنای تحلیل ثانویه داده‌های پیمایش ملی خانواده در ایران

دوره 3، شماره 4، زمستان 1400

یونس اکبری، محمد ترکاشوند مرادآبادی

چکیده افزایش تعداد طلاق در کشور نشانه‌ای از افزایش تعارض بین زوجین است. پژوهش حاضر قصد دارد به شناخت وضعیت شاخص تعارض بین زوجین در سطح کشور بپردازد. داده مورد استفاده شامل داده‌های پیمایش ملی خانواده در ایران است که بر روی افراد بالای 15 سال کشور انجام شده است و در تحقیق حاضر نمونه افراد متأهل آن انتخاب شده است. نتایج بررسی شاخص میزان تعارض زوجین در ایران حاکی از این است که از کل پاسخگویان متأهل 15.3 درصد هیچ گونه تعارضی با همسرشان ندارند، 40.7 درصد دارای تعارض در حد کم، 26.6 درصد دارای تعارض در حد متوسطی و 17.5 درصد نیز دارای تعارض در حد زیادی با همسرانشان هستند. افراد متأهل کمترین تعارض را نسبت به سایر موضوعات دیگر در رابطه با تعارض در نوع شغل و مسائل مرتبط با آن دارند. از بین موضوعات مورد تعارض زوجین، حضور به‌موقع همسر در منزل با 22.1 درصد و گذراندن وقت با یکدیگر با 21.7 به ترتیب بیشترین درصد تعارض زیاد بین زوجین را به خود اختصاص دادند. از بین راه‌حل‌های موجود برای رفع تعارض، مراجعه به مراجع قضایی و دادگاه کمترین میزان را در بین راه‌حل‌های حل تعارض زوجین به خود اختصاص داده به‌طوری‌که (88.8 درصد) پاسخگویان عنوان کرده اند که برای حل تعارض با همسرشان اصلاً به دادگاه و مراجع قضایی مراجعه نمی کنند و در همین راستا 76.5 درصد به میزان زیادی از تحمل و سازگاری و 74.5 درصد در حد زیادی از گفتگو برای رفع تعارض با همسرشان بهره می‌گیرند که این دو مقوله بیشترین مقادیر را در بین راه حل های حل تعارض بین زوجین به خود اختصاص دادند.

کارکرد آموزش و جنسیت در خانواده

دوره 3، شماره 3، پاییز 1400

کبری رحیمی، سعدالله رحیمی، محمد دیانتی

چکیده ارزیابی درست و دقیق یک اندیشه مشروط به تبارشناختی، یعنی بررسی ریشه‌های فلسفی، اجتماعی و تاریخی آن اندیشه است. توجه به تولید دانش و توانمندسازی و پایبندی به تداوم توسعه ارزش‌ها و بینش‌ها امروز بیشتر به تأثیر کارکرد خانواده پیوند دارد. سامانه نظام خانواده بر تعدیل هویت و ارتقا شخصیت انسان و تربیت افراد بر مبنای یک نظام تعلیم و تربیت شایسته استوار است. واکنش عقلانی در رشد مرحله مسئولیت‌پذیری و اخلاق محوری در نظام قانون‌گذاری و نیز، آموزش و پژوهش علمی مستند و بروز دارای اهمیت است. بررسی‌ها نشان می‌دهد رویکرد برابر آموزش در حوزه جنسیت؛ ناامیدی، کج‌اندیشی، کج‌سلیقگی را نمی‌پذیرد و برنامه‌های مدون، آموزش و هماهنگی را برای زدودن دغدغه نگاه جنسیتی در خانواده و جامعه پایدار می‌سازد. آموزش، نابرابری‌ها را به چالش می‌کشد یا تداوم می‌بخشد، اصلی است بسیار مهم که نیازمند ترسیم یک نظم کارآمد در اجراست. اصل منظم بودن و هماهنگی مرحله‌های تعلیم و تربیت به یکدیگر و هماهنگی تربیت جسمی و روانی نیز از نکته‌های مهم وحدت آموزش و پایداری خانواده است. یافته‌ها نشان می‌دهد هماهنگی در راستای شکوفایی ویژگی‌های جنسیتی و بهره‌مندی از مواهب تفاوت‌های جنسیتی در فرصت‌ها و زمینه‌های لازم، همواره برابر نیست. نتیجه کارآمدی پژوهش، ایجاد بسترهایی است که موضوع آموزش جنسیت را در فراهم نمودن فرصت‌های برابر و امکان انتخاب درست بر پایه تفاوت‌های جنسیتی ذاتی قرار می‌دهد.

بررسی تأثیر جامعه‌پذیری بر توسعه مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز

دوره 2، شماره 4، زمستان 1399

https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725864

زهرا صادقی، نیلوفر آزادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر جامعه پذیری بر توسعه مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز طراحی شد. این مطالعه از نوع علی است. به ترتیب. پایایی و روایی پرسش نامه با استفاده از روش های مرسوم ارزیابی شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش-های آماری کلوموگراف اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، رگرسیون، ANOVA و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل کلیه داده های حاضر با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 انجام شد. نتایج به وضوح نشان می دهد که خانواده نقش مهمی در تأثیرگذاری بر توسعه مشارکت ورزشی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز دارد. لازم به ذکر است که نقش خانواده ها در ارتقاء مشارکت ورزشی دانشجویان دختر مورد توجه ویژه است.

کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1399

https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725866

سکینه گنج خانلو، مریم علی زاده

چکیده کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی از دلایل مهم و تأثیرگذار بر جامعه و خانواده و به خصوص اقتصاد جامعه و خانواده هستند و توجه به اصول حاکم بر شخصیت زن، خاستگاه و منشأ تمایز بین کارکرد در اقتصاد مقاومتی زن و مرد نیز تفاوت‏های زیستی، رفتاری و اقتصادی و هم چنین تفاوت‏های تشریعی سبب می‏شود که در اندیشه دینی با وجود آنکه اشتغال به عنوان یک حق برای زنان محسوب می‏گردد، ولی هرگز به عنوان یک تکلیف اقتصادی بر ایشان تحمیل نمی‏شود. آن‌ها با ایجاد نگرش‌های اقتصاد مقاومتی می‌توانند زمینه‌ساز خانواده و جامعه سالم و پرطراوت و به‌ دور از بدی‌ها باشند در این مقاله با استفاده از شیوه اسنادی تلاش داریم، به پیامدهای کنش‌های اقتصادی، در محقق شدن سبک زندگی اسلامی و نیل به اقتصاد مقاومتی و دگرگونی در خانواده، پرداخته شود که نخست زن و خانواده و جامعه و اقتصاد مقاومتی را تعریف کرده و در ادامه به آثار غیرقابل‌انکار زنان چه از نگاه مثبت و چه از نگاه منفی موضوع توجه می‌شود و درنهایت با توجه به یافته‌ها تلاش می‌شود که روند تغییرات در آینده با تأکید بر اقتصاد مقاومتی احصاء گردد.