بررسی میزان تمایل به حجاب در دختران تهرانی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 85-100
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2078541.1055
سیده صفا موسوی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش دختران تهرانی نسبت به حجاب و تحلیل عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی مؤثر بر آن انجام شد. حجاب در ایران، بهویژه پس از انقلاب اسلامی، از یک الزام شرعی و قانونی به عرصهای برای بازنمایی هویت فردی و اجتماعی تحول یافته است. روش مطالعه کمی و پیمایشی بود؛ جامعه آماری دختران ساکن تهران (۱۸–۳۵ سال) و نمونه ۵۴۴ نفر بهصورت در دسترس انتخاب شد؛ دادهها با پرسشنامه لیکرت گردآوری و با SPSSتحلیل شد. آزمونهای مورد استفاده شامل آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه بود. یافتهها نشان دادند که تمایل به حجاب در میان دختران تهرانی کاهش یافته و بیشتر بهعنوان انتخابی فردی و هویتی تلقی میشود. عوامل روانشناختی مانند بحران هویت و خودنمایی اجتماعی بیشترین اثر منفی را بر گرایش به حجاب داشتند، در حالیکه عوامل اجتماعی–فرهنگی نظیر رسانهها و دوستان نیز اثر منفی اما ضعیفتر داشتند. در مقابل، عوامل ارزشی–دینی همچون آگاهی از احکام و فلسفه حجاب اثر مثبت داشتند، اما ناکافی بودند و شکاف میان علاقه به یادگیری و دانش واقعی آشکار شد. این نتایج با پیشینه داخلی (فلاحزاده، کریمی، نصراللهی) و بینالمللی (گُله، محمود، روزنر) همراستاست و نشان میدهد که حجاب در بستر مدرن به عرصهای برای بازتعریف هویت و مقاومت فرهنگی تبدیل شده است.
