نمادانگاریهای هویت بیرونی زن در جامعه ایمانی از دیدگاه قرآن
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 7-18
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2065496.1004
خدیجه احمدی بیغش، مهسا پاکدامن
چکیده بینش قرآن به نمادهای هویتی زنان در بعد درونی و بیرونی، عملکرد و رفتاری ایشان را با ارزش، احترام، حرمت و صیانت او در جامعه ایمانی همراه است. این نمادها نهتنها ارتباطی عمیق با فرهنگ و آموزههای اسلامی دارند، بلکه تجلی ارزشها و باورهای دینی آنان و کرامت و منزلت بانوان مسلمان به شمار میآید. پژوهش پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس خاستگاه قرآنی، هویت بیرونی زنان در جامعه ایمانی چه نمادهایی را در بر دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان میدهد رفتار نمادین زن با ریشه در فطرت و درون او به صورت نمادهای کنشی زنان به خصوص زن مسلمان مورد توجه است. بروز رفتارهای بیرونی انسان، نتیجۀ گرایشی درونی آنان است و هر گرایش درونی نتیجۀ بینش عقلی و عملی است که پرداختن و تعدیل این ویژگی درونی و هماهنگی با وظایف خاص زنان در نظام اجتماعی انسانی موجب بروز و ظهور صفاتی نیکو در او میگردد. تجلی این امور در زنان به منظور نوع آفرینششان بیشتر از مردان خواهد بود. کارکرد مهم نمادانگاریهای قرآن در ارائه و تبیین هویت بیرونی زن مسلمان بیان معنا و ایجاد حس هویت به زنان، با نمادهایی چون نماد عفت و حیاء حیات، رحامت و قانت بودن است. زنان مؤمن با دربرداشتن نمادهای هویت بیرونی خویش در جامعه ایمانی، بهخوبی میتواند برای تمام بشریت الگو معرفی میشوند.
عوامل معنوی و اعتقادی موثر در کاهش نشانههای اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 19-28
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071731.1036
پیمان حاتمیان، فاطمه شرفی، زهرا احمدیان، زهرا سماواتی، فاطمه فتحی
چکیده معنویت و عوامل اعتقادی یکی از مهمترین عواملی است که میتواند افراد را در برابر مشکلات مختلف جسمانی و روانشناختی محافظت کند، بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل معنوی و اعتقادی مؤثر در کاهش نشانههای اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهشهای کیفی و به روش تحلیل محتوای نهفته بود. جامعه هدف پژوهش شامل 7 نفر از متخصصان سلامت روان و 7 نفر از زنان ایرانی بود که به روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل یافتهها منجر به کشف 5 طبقه اصلی از قبیل داشتن امید و انگیزه، باور و اعتقاد درونی به خدا، پایبندی به اصول مذهبی، آرامش و سعهصدر و داشتن معنا در زندگی شد. نتایج بیانگر آن است که میتوان از مؤلفههای معنوی-مذهبی در جهت کاهش مشکلات روانشناختی همچون اختلالات سوماتیک سمپتوم و بهویژه اختلال اضطراب بیماری در زنان به شکل مؤثری استفاده نمود.
نسبتسنجی نقش زنان و نهادهای اجتماعی در بازسازی نظم اجتماعی در پسابحرانهای سیاسی-اجتماعی دهه 90 و 1401 در ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 56-73
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2076927.1048
محسن افروغ
چکیده تحولات اجتماعی دهه 90 و بهویژه رخدادهای ۱۴۰۱ نشان داد که زنان به یکی از مهمترین کانونهای منازعه ادراکی و رسانهای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند؛ با این حال، تحلیلهای رایج غالباً یا زنان را به کنشگرانی احساسی و واکنشی تقلیل میدهند یا آنان را در چارچوب روایات رسانههای بیگانه بهعنوان پیشران گسست اجتماعی صورتبندی میکنند. این پژوهش با بهکارگیری روش توصیفی–تحلیلی و اتکا بر دادههای مستند، میکوشد با استفاده از یک چارچوب نظری سهسطحی شامل آسیبهای نهادی پسا بحران، الگوهای کنشگری زنان در دوره بحران و سازوکارهای بازسازی نظم اجتماعی در مرحله پسا بحران، نقش واقعی زنان را در پویشهای ادراکی و هنجاری جامعه ایران آشکار سازد. یافتهها نشان میدهد که عملیات شناختی علیه زنان از طریق برجستهسازی سوژههایی چون پوشش، کرامت، نشاط اجتماعی، نقش مادرانه و مشارکت مدنی، در پی تخریب انسجام ادراکی و ایجاد چندپارگی هویتی است؛ اما ظرفیت نرم زنان در عرصه خانواده، نهادهای اجتماعی زنانه و شبکههای محلی، این عملیات را تا حد زیادی خنثی کرده و مسیر ترمیم شکافهای ادراکی و هنجاری را تسهیل کرده است. تحلیل نتایج نشان میدهد که زنان با تقویت مرجعیتهای عاطفی، بازتعریف مرز میان اعتراض مشروع و آشوب، تثبیت روایت ملی و بازتولید سرمایه اجتماعی، به بازیگران کلیدی در عبور جامعه از بیثباتی ادراکی به سامانیابی اجتماعی تبدیل شدهاند. بر این اساس، پژوهش نتیجه میگیرد که فهم نقش زنان در ایران معاصر باید از سطح تحلیلهای احساسی عبور کرده و در چارچوب «نظمسازی پسابحران» و «مدیریت ادراک جمعی» بازتعریف شود؛ امری که تقویت جایگاه زنان در حکمرانی و نهادهای اجتماعی را به ضرورتی راهبردی برای امنیت اجتماعی و ثبات ملی بدل میسازد.
بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده شهر شیراز
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-64
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728215
آلما احمدپور، سبحان پورنیک دست، مصطفی طوبایی، فاطمه زارعی
چکیده با توجه به آمار اخیر، حداقل 20 درصد مردان در طول ازدواجشان حداقل یکبار خیانت کردهاند. ضمن اینکه تعیین نرخ شیوع خیانت در ایران به دلیل تابو بودن این مسئله ممکن نیست. علیرغم اینکه خیانت دردناکترین خطا در پیمان زناشویی هست، با این حال در دهههای اخیر افزایش یافته است. هدف ما در این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده بود. این پژوهش از منظر هدف، تحقیقی کاربردی و از منظر روش، تحقیق یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون بدون گروه کنترل است. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه تحمل آشفتگی Simmons and Gaher (2005)، پرسشنامه استاندارد خیانت زناشویی Yenisari and Kokdemir (2006) بود. با توجه به طرح پژوهش، نمونهی مورد مطالعه شامل ۸ زن خیانت دیده هست که بهصورت هدفمند و با توجه به معیارهای پژوهش انتخاب شدهاند و بر این اساس در گروهدرمانی قرار گرفتند و در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون به سؤالات مربوط به پرسشنامههای این پژوهش پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان هیجان مدار میتواند آشفتگی هیجانی زنان آسیبدیده از خیانت را بهطور معناداری کاهش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش میتوان گفت، درمان هیجان مدار در افزایش تحمل آشفتگی هیجانی مؤثر است.
نقش زنان در پیشگیری از رفتارهای ناهنجار در جامعه با رویکرد اسلامی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 65-82
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065369.1000
زهرا عباسی
چکیده نقش زنان در پیشگیری از گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی، یکی از مؤلفههای بنیادین در ارتقاء سلامت فرهنگی و اخلاقی جامعه بهشمار میآید. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد نظری، تاریخی و کاربردی این نقش از منظر آموزههای دینی انجام شده و با روش کیفی و مروری–تحلیلی، به تحلیل منابع اسلامی، مطالعات پیشین و ارائه راهکارهای عملی پرداخته است. در ابتدا، مفهوم ناهنجاری اجتماعی و عوامل مؤثر در شکلگیری آن از منظر جامعهشناسی، روانشناسی و دینشناسی تبیین شد. سپس با بررسی مبانی دینی و مفهومی مانند نقش زن در تربیت نسل، کارکرد اجتماعی زن و جایگاه زن در اسلام، ظرفیتهای زنان در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تحلیل گردید. در بخش پیشینه، مطالعات داخلی و خارجی نشان دادند که تقویت باورهای دینی، حمایتهای خانوادگی و حضور اجتماعی فعال زنان تأثیر معناداری در کاهش ناهنجاریهایی چون خشونت، اعتیاد، فروپاشی خانواده و بیهویتی جوانان دارد. همچنین، با بررسی نمونههای الگویی از تاریخ اسلام مانند حضرت زهرا، حضرت زینب و زنان متفکر معاصر، کنشگری مؤثر زن در مدیریت بحرانهای اخلاقی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفت. در بخش پایانی، راهکارهایی در سه سطح تربیتی، فرهنگی و نهادی پیشنهاد شده است که میتواند به تقویت نقش زنان در مهار ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند. نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که زن، در منظومه دینی، نهتنها عامل پایداری خانواده بلکه عنصر فعال تحول اجتماعی است؛ بنابراین، بهرهگیری هدفمند از ظرفیتهای فکری، اخلاقی و تربیتی زنان، مسیری مؤثر در پیشگیری از گسترش آسیبهای اجتماعی در جامعه خواهد بود.
بررسی تأثیر ویژگیِ فردیِ اطمینان مالی بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی زنان
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 63-75
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065975.1014
اکرم تفتیان، مهسا کفاش پور یزدی، زهراء غنی زاده
چکیده سواد مالی زنان عاملی کلیدی در رفاه خانواده و اجتماعی شدن مالی فرزندان است، اما پژوهشها نشان داده سطح سواد مالی زنان نسبت به مردان پایینتر است. یکی از دلایل این موضوع میتواند برخی ویژگیهای فردی روانشناسی مانند اطمینان مالی باشد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اطمینان مالی بر سواد مالی زنان است. جامعه آماری کلیه زنان استان یزد طی سال 1403 است که با استفاده از فرمول معرفی شده برای معادلات ساختاری تعداد 383 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای ویژگیهای فردی با استفاده از پرسشنامههای استانداردِ علاقهمند بودن زنان به منابع و اطلاعات در دسترس، ترس از مباحث پول و وابستگیهای عاطفی شدید به مسائل پول و سرمایهگذاری گردآوری شده است. همچنین برای جمعآوری دادههای مربوط به سواد مالی، از پرسشنامه استاندارد سواد مالی با سه بعدِ دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی استفاده شده است. فرضیههای پژوهش نیز با روش مدل معادلات ساختاری و بهرهگیری از نرمافزار آماری Smart PLS پردازش شده است. نتایج نشان میدهد اطمینان مالی تأثیر مستقیم و معنیداری بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی داشته و برای بهبود سواد مالی زنان لازم است در کنار توجه به آموزشهای مالی، بر توسعهی این ویژگیها تمرکز نمود.
بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 95-106
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727952
الهه علیخانی
چکیده کاهش تمایل به فرزندآوری در دهههای اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزههای مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری دادهها استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکتکننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود میدانند. بسیاری از آنان دغدغههایی چون ناتوانی در تأمین هزینههای فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانهتر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی میتواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، بهویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
نقش واسطهای مراقبتگری در رابطه رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 107-120
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728340
زهرا مددی، محمد زارع نیستانک
چکیده مراقبتگری برای روابط انسانی بنیادی است و نقش تعیینکنندهای در کیفیت و ثبات روابط زناشویی ایفا میکند؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبتگری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش توصیفی- همبستگی به شیوه مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان متأهل مراجعهکننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان در بازه زمانی اردیبهشت ماه تا خردادماه سال 1403 بودند که بر اساس مدل کلاین تعداد 200 نفر آنان با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و با توجه به ملاکهای ورود و خروج انتخاب شدند. از نمونههای انتخابی بهمنظور شرکت در مطالعه رضایت آگاهانه اخذ شده و به شرکتکنندگان اطمینان داده شد که اصل امانتداری در خصوص نتایج پژوهش رعایت شده و اطلاعات به دست آمده محرمانه خواهد ماند. شرکتکنندگان پژوهش مقیاس مراقبتگری کانس و شاور (1994)، پرسشنامه تمایل جنسی توسط هالبرت (1992) و پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (1992) را تکمیل نمودند. دادهها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار SPSS22 و AMOS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد ابعاد مراقبتگری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (01/0>P). نتایج حاکی از آن است که میل جنسی بهتنهایی نمیتواند رضایت جنسی را بهطور مستقیم و کامل توضیح دهد و وجود مراقبتگری بهعنوان رفتاری حساس و پاسخگو، واسطه و تقویتکننده این رابطه است.
بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی با نقش واسطهای تحصیلات در زنان (یک مطالعه فرهنگی بین نسلی)
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725765
زهرا زارع
چکیده سلامت جنسی حالت و وضعیتی فیزیکی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی مرتبط با جنسیت و امور جنسی تعریف میشود و صرفا ً به معنای نبود بیماری، اختلال و یا ضعف در آن امور نیست. این رفتار همانند سایر رفتارهای انسان متاثر از دانش و نگرش وی نسبت به مسایل جنسیتی و جنسی است. لازمه رفتار جنسـی سـالم، برخـورداری از دانش جنسی صحیح، برخورداری از نگرش مناسب است چراکه افکار، نگرش و ارزشهای افراد بخشی از مولفههای مهم رفتار جنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب میشوند. هدف این پژوهش بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 5 دهه گذشته بود و تاثیر تحصیلات بر میزان باورهای کلیشهای جنسی زنان در طول 50 سال گذشته را مورد مطالعه قرار داد. جامعه آماری تحقیق، شامل 5 دهه از زنان متاهلی بود که در سالهای 1400-1401 در استان فارس ساکن بودند. به روش نمونه-گیری دردسترس 500 نفر از زنان متاهل ساکن فارس به تکمیل پرسشنامههای جمعیت شناختی و کلیشههای جنسی پرداختند. تحلیل دادهها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، آزمون مانوا و واریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون مشخص کرد، بین باورهای کلیشهای جنسی زنان با تحصیلات رابطه منفی وجود دارد و نتیجه تحلیل رگرسیون به صورت کلی نشان داد، مدل رگرسیون 23 درصد، میزان باورهای کلیشه-ای جنسی را تبیین میکند و تحصیلات به صورت معناداری قادر به پیشبینی میزان باورهای کلیشهای است. در آخر بر اساس نتایج آزمون آماری مانوا مشخص شد، سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 50 سال گذشته نزولی بودهاست. با توجه به نتایج پژوهش یک بازاندیشی نسبت به تفکرات و تابوهای جنسی در بین زنان دیده میشود. در حالی که سطح تحصیلات و سواد زنان در طی 50 سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است اما شاهد افزایش بسیار کم دانش جنسی زنان هستیم.
رهبری متواضعانه و تعهد سازمانی: شکوفایی نقش زنان در محیط کار خصوصی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.1.7
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725777
نسیم محمد علی زاده نوبر، هاجر کهن سال
چکیده انتخاب سبک رهبری مناسب میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد کارکنان، افزایش رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری متواضعانه در ارتقای تعهد سازمانی زنان شاغل در شهر تبریز انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده و نمونهای شامل 150 نفر از زنان شاغل در سازمانهای خصوصی تبریز در سال 1402 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای سبک رهبری متواضعانه اوانز و همکاران (2013) و تعهد سازمانی آلن و میر (1990) استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد که سبک رهبری متواضعانه تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی دارد.این یافتهها نشاندهنده اهمیت بهرهگیری از سبک رهبری متواضعانه در سازمانهای خصوصی است که اغلب با چالشهایی چون رقابت بالا، حفظ نیروهای انسانی توانمند و افزایش بهرهوری مواجهاند. سبک رهبری متواضعانه میتواند بهعنوان راهکاری اثربخش در تقویت انگیزش و تعهد شغلی کارکنان، بهویژه زنان شاغل، مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه زنان شاغل ممکن است با موانع بیشتری در محیطهای کاری روبهرو شوند، تقویت تعهد سازمانی آنها از طریق حمایت و هدایت متواضعانه مدیران میتواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک شایانی کند. این رویکرد نهتنها انگیزههای شغلی کارکنان را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز حفظ و توسعه سرمایه انسانی در بلندمدت نیز میشود.
دانش عامیانه و نقش زنان در توسعه پایدار روستایی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725781
سحر غفاری، مهراد نوابخش، فیض الله نوروزی
چکیده دانش عامیانه و همچنین زنان در جوامع روستایی، می توانند به عنوان یک محرک عمل کرده و نقش بسزائی در رسیدن به توسعه پایدار داشته باشند یا بر عکس این جریان را به تأخیر بیندازد؟ در پژوهش حاضرکه یک «مقاله گزارشی کوتاه» به منظور بررسی و تبیین نقش زنان و دانش عامیانه در توسعه پایدار روستایی، وضعیت اقتصادی، اشتغال و محصولات کشاورزی سی روستای استان خراسان جنوبی با بهره مندی از نظریه ی تقسیم کار اجتماعی دورکیم –با نگاهی متفاوت در تقابل با اصول مکتب نوسازی در بیان موانع توسعه-، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق کیفی، روش گردآوری اطلاعات در آن، اسنادی و همچنین تکنیک مورد استفاده، تحلیل محتوا می باشد. مطالعات انجام شده در روستاهای این استان از رابطه ی معنادار بین دانش عامیانه و توسعه پایدار روستایی و همچنین اهمیت نقش زنان، خبر می دهد. در نتیجه تقسیم بندی جوامع در تئوری دورکیم، سِیرِ حرکت جوامع را نشان می دهد و نه لزوماً عقب ماندگی جوامع ابتدایی به معنای مانعی در جهت رسیدن به هر نوع توسعه.
زنان، سبک زندگی و دعا در اسلام: مروری روایی با دیدگاههای روانشناختی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725784
سمانه زارع، محیا پاپری
چکیده این مقاله مروری به بررسی ارتباط پیچیده بین زنان، سبک زندگی و نماز در اسلام با تأکید ویژه بر درج دیدگاههای روانشناختی میپردازد. هدف این تحقیق بررسی جامع مکانیسمهایی است که از طریق آنها نماز در زندگی زنان مسلمان و تأثیر آن بر سبک زندگی و سلامت کلی آنها در دوره ویروس کرونا تأثیر میگذارد. این مطالعه تحلیلی جامع از مقالات فارسی است که با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی داخلی معتبر و سازمانهای خبری رسمی ایران انجام شده است. بررسی حاضر شامل کلمات کلیدی فارسی مانند «زنان، سبک زندگی، نماز، مرور روایت، دیدگاههای روانشناختی و اسلام» است. معیارهای ورود به مطالعه شامل پژوهش های بالینی، تجربی، مقطعی، مروری و فرضیه های مربوط به زنان و سبک زندگی اسلامی بود. معیارهای خروج شامل وجود محتوای تکراری یا نامناسب در نشریات بود که با موضوع مربوطه همخوانی نداشت. یافته های این تحقیق روایی نقش مهمی را که نماز در زندگی زنان مسلمان دارد، نشان می دهد. نماز به عنوان عملی، عمل می کند که پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند و آرامش درونی را تحت شرایط چالش برانگیز مانند همه گیری COVID-19 تقویت می کند. دعا آرامش، درون نگری و کمک های عاطفی را تسهیل می کند و در نتیجه بهزیستی و عملکرد زنان را به عنوان یک استراتژی برای مدیریت استرس، اضطراب و انعطاف پذیری افزایش می دهد و در عین حال ذهن آگاهی و خودکنترلی را تقویت می کند. علاوه بر این، تأثیر دعا را بر زندگی زنان از طریق تأثیر آن بر روال روزانه، رفتار اخلاقی و ارتباطات اجتماعی بررسی میکند و جهت و چشماندازی را برای پیشرفت شخصی به آنها ارائه میدهد.
تحلیل مدل زیستی-روانی-اجتماعی بر بروز سندرم روده تحریک پذیر در زنان: یک مطالعه مروری
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725789
سبحان پورنیک دست، زهرا اسدی، مریم مولایی خالط ابادی
چکیده در دهه ی گذشته، سندرم روده تحریک پذیر (IBS) از یک اختلال حرکتی ، به یک بیماری پیچیده که عوامل مختلفی را در بر می گیرد، به خصوص در زنان تبدیل شده است.برخی از این عوامل عبارتند از افزایش حساسیت در اندام های داخلی، تغییر در ارتباط بین سیستم عصبی روده و سیستم عصبی مرکزی و همچنین عوامل روانی و اجتماعی. شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد سابقه سوء استفاده و رویدادهای استرس زای زندگی در ایجاد سندرم روده تحریک پذیر زنان نقش دارند. تحقیقات خوشه بندی IBS را با مکانیسم های یادگیری اجتماعی یا عوامل ژنتیکی توضیح داده اند. این مطالعه مروری با تمرکز بر بیماران زن مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر (IBS)و بر اساس مدل زیستی-روانی-اجتماعی ، باورهای سلامت، ورزش ،عوامل استرس زاو عوامل محیطی را بررسی میکند.
بررسی ارتباط بین گفتوگوی جنسی با عملکرد جنسی زنان متأهل شهر شیراز
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725801
فاطمه زارعی، کاظم خرم دل، هاجر کهن سال
چکیده هدف ما در این پژوهش بررسی ارتباط بین گفتوگوی جنسی با عملکرد جنسی زنان متأهل شهر شیراز در سال 1402 بود. جامعه آماری ما زنان متأهل ساکن شهر شیراز هستند که تجربه رابطه جنسی را در حداقل شش ماه گذشته داشتند؛ که از بین آنها 200 نفر به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامهها پاسخ دادند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه الگوی ارتباط جنسی و پرسشنامه تجارب جنسی آریزونا (فرم زنان) بهعلاوه پرسشنامه جمعیت شناختی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد بین گفتگوی جنسی با عملکرد جنسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد در تبیین این یافته میتوان بیان کرد در بین زنان که گفتگوی جنسی بیشتری داشتند، در عملکرد جنسی آنها رضایت بیشتری وجود داشت.
زنان در سِیر تحول و تصویب قوانین حمایت خانواده با تأکید بر قانون حمایت خانواده 1391
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725812
زهرا بهرامیان، غفور خوئینی
چکیده قانون حمایت خانواده در طی ادوار مختلف دچار تغییر و تحولاتی شده است که در میان این تحولات همواره کوشش شده است به حقوق و مسائل زنان نیز پرداخته شود. جدیدترین این قوانین مربوط به قانون حمایت خانواده مصوب 1391 است. این قانون بر اساس قالب و اصول معین در قانون حمایت خانواده 1353، تصویب گردیده است. تحقیق پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به این موضوع پرداخته و در آخر این نتیجه حاصل میشود که تصویب قانون حمایت خانواده 1391 منجر به توجه بیشتر به حقوق و مسائل زنان و خانواده شده است و برخی ابهامات و تناقضات را در رویه رسیدگی به پروندههای خانواده پایان داده است و همچنین مواردی را به نفع زنان پیشبینی کرده هرچند که در بعضی حوزهها نسبت به زنان بیتوجه مانده است.
زنان، خانواده، فرزند آوری در تقویت جایگاه مادری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725815
ناهید جاویدی آلسعدی، سید علی موسوی نسب
چکیده یکی از اساسیترین نیازهای هر جامعهای برای بقای خود تولید نسل است. و موضوع زن، بهعنوان بدنهای از جامعه انسانی، به همان پایه، قابلبررسی و ژرفنگری است که انسان، شایسته شناخت و بررسی است و هرگونه تحلیل و بررسی ابعاد حیات زن، منهای ویژگیهای صنفی و جنسی، درواقع، تحلیل حیات انسان به شمار میآید. ازاینرو شناخت زن و منزلت و مقام او در حقیقت، شناخت انسان و کرامت اوست. این نیز تردیدناپذیر است که شناخت انسان از خود، معیار دیگر شناخته است. با توجه اینکه، نیمی از جمعیت جوامع را زنان تشکیل میدهند و در عرصههای مختلف جامعه، اعم از خانواده و تربیت کودکان که زیربنای اساسی جامعه است در خانواده به وی سپرده شده پرداختن به مسائل زنان بهمنزله سرمایههای اجتماعی و انسانی از ضروریترین نیازهای جامعه بشری است. اگر زنان از ازدواج و فرزندآوری دوری کنند جمعیت روند کاهشی به خود میگیرد و نسل انسانی در معرض خطر انقراض قرار میگیرد. در این پژوهش زنان، خانواده، فرزند آوری و تقویت جایگاه مادری از منظر قرآن کریم با روش کتابخانهای و شیوه توصیفی تحلیلی موردبحث و بررسی قرار گرفته است. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که توجه به خصوصیات آفرینشی زن، عدالت جنسیتی و امنیت اجتماعی زنان در جامعه میتواند نقش مهمی در فرزندآوری و خانواده داشته باشد و متقابلاً مهمترین مانع پیروی از تفکر فمینیستی است که میتواند باعث از بین رفتن نقش مادری و فرزندآوری شود.
پیامدهای روانی خشونت علیه زنان و دختران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
زهرا زارع، کاظم خرم دل
چکیده خشونت علیه زنان و دختران در تمامی جوامع بشری علیرغم تفاوت در میان مذهب و دیگر تفاوتهای فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی وجود داشته و پدیدهای است جهانی، فراتاریخی و فرافرهنگی که عمری به قدمت تاریخ بشریت دارد. این پیامد از مشارکت کامل زنان در جامعه جلوگیری میکند و تهدیدی جدی برای حقوق انسانی و سلامت به شمار میرود. خشونت تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت جسمی و روانی زنان دارد. علیرغم تحقیقات فراوان در مورد پیامدهای خشونت بر سلامت روانی زنان، میزان خشونت در دوران قرنطینه بیماری کرونا افزایش پیدا کردهاست که این تحقیق به بررسی میزان خشونت علیه زنان و دختران و پیامدهای روانی آن در دوران قرنطینه میپردازد. این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت علیه زنان و فهرست نشانهای هاپکینز (HSCL) است. درنهایت دادههای حاصل از پژوهش توسط نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتهاست.( P<0/01). بر اساس همبستگی پیرسون مشخص شد، بین تمامی ابعاد سلامت روان و خشونت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و قرار گرفتن در معرض انواع خشونت منجر به کاهش سطح سلامت روان در ابعاد مختلف میشود. خشونت پیشبینیکننده قوی سلامت روان در ابعاد مختلف است و با توجه به نقش مهم زنان در خانواده و تأثیر سلامت آنان بر سطح سلامت خانواده و جامعه، لازم است اقداماتی بهمنظور کاهش میزان خشونت و ارتقا سطح سلامت روان زنان به عمل آید.
عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با رویکرد مدلسازی ساختاری - تفسیری فراگیر
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
ندا خداکرمیان گیلان، محسن نیازی
چکیده در جوامع امروزی عواملی مانند صنعتی شدن، توسعه تکنولوژی، گسترش اقتصاد، سرمایهگذاری و توسعه ارتباطات چارچوب نمادین زندگی افراد را دگرگون کردهاند. در چنین شرایطی افراد نیاز به هویت دارند، از طریق هویت میتوان پیچیدگی و سرعت تغییرات اجتماعی را کاست و به انسان این توانایی را بخشید که نظمی نسبی در زندگی خود و اطرافیان به وجود آورد. در این پژوهش محقق درصدد این است که به طراحی مدلی متشکل از عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری فراگیر بپردازد. پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی بوده، جامعه موردمطالعه تحقیق، خبرگان دانشگاهی هستند که 24 نفر از اعضای هیئتعلمی، فارغالتحصیلان دکترا و دانشجویان دکترا در رشته جامعهشناسی و روانشناسی بهصورت هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. مدل طراحیشده حاوی 11 عامل: آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، هویتهای متضاد، گرایش به برابری زن و مرد، گرایش به زندگی فردی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، رواج باورهای کلیشهای، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، فضاهای دوستی، دگرگونی نسلی، بازاندیشی در هویت، مدرنیته، عدم انسجام هویت هستند. از میان عوامل موردبررسی، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، بازاندیشی در هویت فرهنگی، رواج کلیشهای جنسیتی، هویتهای متعارض بهعنوان عامل روبنایی شکلگیری دگردیسی هویت اجتماعی زنان قرار دارند که منجر به آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، گرایش به برابری زن و مرد، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، عدم انسجام هویت، مدرنیته، فضای دوستی میشوند. درنهایت دگرگونی نسلی پیامد نهایی آن خواهد بود.
نگاهی روانشناختی به جنبههای سببشناسی، پیامدها و درمان اختلال واژینیسموس (مطالعهی مروری)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
شیوا زارع، سوده دشتیانه، زهرا شمالی
چکیده واژینیسموس از رایج ترین اختلالات جنسی در بین زنان می باشد و تأثیر قابل توجهی بر زنان و همچنین زوج های جوان دارد. مقاله مروری پیش رو با نگاهی روانشناختی به جنبه های سبب شناسی، پیامدها و درمان این اختلال انجام شد. مطالعۀ حاضر از نوع پژوهش مروری سیستماتیک بود. بدین منظور کلیدواژههای روانشناسی واژینیسموس، اختلال واژینیسموس، اختلال درد / دخول، تناسلی، درد، در پایگاه داده های Springer، Science Direct، PubMed، SID، Magiran، Noormags و Civilica جستوجو و مجموعه مقالات مرتبط از 1940 تا ۲۰۲۱ استخراج شد. در بررسی مقالات مرتبط مشخص شد اختلال درد / دخول تناسلی از رایج ترین اختلالات در زنان می باشد. این اختلال در کیفیت رابطه ی جنسی و همچنین سلامت روان زوجین بسیار تأثیرگذار است. با توجه به بررسی های انجام شده تغییر در سبک تفکر و تربیتی والدین و فرهنگ سازی در یک جامعه بسیار حائز اهمیت است. همچنین آموزش صحیح در خصوص رابطه ی جنسی به دختران و پسران نوبلوغ و تهیه ی محتوا و ابزار آموزشی بسیار مفید خواهد بود.
پیشبینی سلامت روان بر اساس عملکرد جنسی در زنان متأهل
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401
سید مهدی حسینی، حکیمه میرزایی
چکیده سلامت روان نقش مهم و بنیادی در بهتر زندگی کردن افراد، کارآمدی فعالیتشان و توانایی آنان برای عملکرد مؤثر در زندگیشان دارد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی سلامت روان بر اساس عملکرد جنسی زنان متأهل انجام گرفت. این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهرستان بوانات بود که ۱۳۰ نفر از زنان متأهل به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سلامت روانی کیز (2002) و عملکرد جنسی روزن و همکاران FSFI (2000) استفاده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از دو آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون استفاده شد. یافتهها نشان دادند بین سلامت روان و عملکرد جنسی زنان متأهل رابطه معنادار مثبتی وجود دارد و مؤلفههای میل و رضایتمندی قدرت بالاتری در پیشبینی سلامت روان دارند. نتایج حاصل نشان داد که هرچه زنان متأهل در روابط زناشویی، رضایتمندی و خرسندی بهتری داشته باشند، دارای سلامت روان بیشتری هستند. لذا عملکرد جنسی مطلوب می تواند بر سلامت روان زنان مؤثر باشد. مطالعه بر روی دانش جنسی زنان متأهل علاوه بر تأثیری که بر سلامت روان و سلامت جامعه دارد، موجب پایداری و انسجام خانواده و زندگی زناشویی و کاهش طلاق در جامعه خواهد شد.
بررسی تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی و اقتصادی زنان شهرستان شهربابک
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
رخساره اسدی کرم
چکیده رشد نهادهای آموزشی و علمی زمینه مشارکت مؤثر افراد یک جامعه را در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فراهم میکند. دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان یکی از نهادهای آموزشی در کشور فرصتی فراهم کرده تا زنان نیز بتوانند در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقشی فعال داشته باشند و با خودباوری بتوانند نگرش جامعه را نسبت به تواناییهای زنان تغییر داده و نشان دهند که امر توسعه بدون مشارکت زنان امکانپذیر نخواهد بود. ازآنجاییکه عملکردها و پیامدهای دانشگاه آزاد اسلامی در زمینههای مختلف (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی) در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده است؛ لذا هدف تحقیق حاضر بررسی نقش و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان شهربابک در امور آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بوده است. در این راستا فرضیههای تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی زنان موردبررسی قرار گرفت. درمجموع روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی، کاربردی و مبتنی بر پیمایش بود. در این روش از گردآوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است و جامعه آماری موردمطالعه کارمندان، دانشجویان، زنان خانهدار، مشاغل آزاد و دانشآموزان ساکن شهرستان شهربابک (1395) و حجم نمونه 500 نفر میباشد که جهت ورود اطلاعات و دادهها و تجزیه تحلیل آنها نیز از نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتیجه آنکه دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی (T=79.16,P<5%) و در امور فرهنگی- اجتماعی T=60.85,P<5%)) و در امور اقتصادی ( T=93.37,P<5%) زنان در شهرستان شهربابک تأثیرگذار بوده است.
بررسی رابطه بین شفقت به خود و مدیریت بدن در زنان
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
سید مهدی حسینی، فهیمه مومن
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین شفقت به خود و مدیریت بدن در زنان انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان شهر شیراز در سال1400- 1399 تشکیل دادند.که تعداد 300 نفر زن از بین جامعه آماری، براساس جدول مورگان به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه شفقت به خود (SCS - SF)؛ (Raes, Pommier, Neff & Van Gucht, 2011) و پرسش نامه آگاهی از بدن شیء انگاشته (مدیریت بدن و شرم از بدن)؛ Mcinley& Hyde, 1996)) به صورت آنلاین استفاده شد. داده ها نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و به وسیله نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل همبستگی پیرسون در بررسی رابطه ی معنادار بین شفقت به خود با تغییرات مدیریت بدن در زنان نشان داد که بین مؤلفه های مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، ذهن آگاهی و همانندسازی افراطی با تغییرات مدیریت بدن رابطه منفی معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر بر نقش و اهمیت شفقت به خود در مواجهه با رفتارهای مرتبط با مدیریت بدن تأکید می کند که پرورش یک ذهن شفقت ورز می تواند پیامدهای رفتاری منفی مرتبط با مدیریت غیرانطباقی بدن را کنترل نماید که می تواند تلویحات کاربردی فراوانی برای زنان داشته باشد.
کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399
https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725866
سکینه گنج خانلو، مریم علی زاده
چکیده کارکرد زنان در اقتصاد مقاومتی از دلایل مهم و تأثیرگذار بر جامعه و خانواده و به خصوص اقتصاد جامعه و خانواده هستند و توجه به اصول حاکم بر شخصیت زن، خاستگاه و منشأ تمایز بین کارکرد در اقتصاد مقاومتی زن و مرد نیز تفاوتهای زیستی، رفتاری و اقتصادی و هم چنین تفاوتهای تشریعی سبب میشود که در اندیشه دینی با وجود آنکه اشتغال به عنوان یک حق برای زنان محسوب میگردد، ولی هرگز به عنوان یک تکلیف اقتصادی بر ایشان تحمیل نمیشود. آنها با ایجاد نگرشهای اقتصاد مقاومتی میتوانند زمینهساز خانواده و جامعه سالم و پرطراوت و به دور از بدیها باشند در این مقاله با استفاده از شیوه اسنادی تلاش داریم، به پیامدهای کنشهای اقتصادی، در محقق شدن سبک زندگی اسلامی و نیل به اقتصاد مقاومتی و دگرگونی در خانواده، پرداخته شود که نخست زن و خانواده و جامعه و اقتصاد مقاومتی را تعریف کرده و در ادامه به آثار غیرقابلانکار زنان چه از نگاه مثبت و چه از نگاه منفی موضوع توجه میشود و درنهایت با توجه به یافتهها تلاش میشود که روند تغییرات در آینده با تأکید بر اقتصاد مقاومتی احصاء گردد.
بررسی نقش واسطهای انعطافپذیری شناختی و کنترل شناختی در رابطه بین ذهنآگاهی و نشانههای وسواسی جبری در زنان
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.3.67
رضا چالمه، فاطمه عبدالهی
چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی الگوی نقش واسطه گری کنترل و انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین ذهن آگاهی و نشانه های اختلال وسواسی-جبری در زنان صورت گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در چارچوب آن، روابط مفروض میان متغیرها، با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد. در مدل مذکور، متغیر ذهن آگاهی بهعنوان متغیر برونزاد، کنترل و انعطاف پذیری شناختی بهعنوان متغیرهای واسطهای و نشانه های اختلال وسواسی-جبری بهعنوان متغیر درونزاد در نظر گرفته شدند. جامعه آماری شامل همه زنان 18سال به بالای ساکن شهرشیراز بود که از این میان 150نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه های وسواسی جبری ییل براون، ذهن آگاهی فرایبورگ (فرم کوتاه) و کنترل و انعطاف پذیری شناختی بود. نتایج حاصل نشان دهنده این بود که ذهن آگاهی نشانه های اختلال وسواسی-جبری را به طور معکوس و معنی داری (35/0- = β) پیش بینی می کند. هم چنین انعطاف پذیری شناختی (24/0- = β) و کنترل شناختی (23/0- = β) پیش بین منفی و معنی دار نشانه های اختلال وسواسی جبری بودند. ذهن آگاهی نیز پیش بینی کننده مثبت و معنی دار کنترل شناختی (80/0 = β) و انعطاف-پذیری شناختی (60/0 = β) بود و در نهایت انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه گری بین متغیرهای برون زاد و درون زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن آگاهی از طریق تاثیر بر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی می تواند بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد. ذهن آگاهی نشانه های اختلال وسواسی-جبری را به طور معکوس و معنی داری پیش بینی می کند. به علاوه انعطاف پذیری شناختی پیش بین منفی و معنی دار نشانه های اختلال وسواسی-جبری است؛ به علاوه هر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی توانستند نقش واسطه گری بین متغیرهای برون زاد و درون زاد ایفا نمایند. بر این اساس ذهن آگاهی از طریق تأثیر بر دو متغیر انعطاف پذیری شناختی و کنترل شناختی می تواند بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی جبری تأثیرگذار باشد
بررسی تطبیقی دیدگاه اسلام و غرب در مورد مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.41
سهیلا بی ریا
چکیده زنان نیمی از جمعیت هر کشور را تشکیل می دهند. از این رو، فعالیت اقتصادی ایشان به عنوان نیمی از نیروی کار جامعه در دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی بسیار مؤثر می باشد. جوامع مختلف دیدگاه های متفاوتی را در مورد نحوه مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی دارند. در دیدگاه غرب، زنان باید بدون هیچ قید و شرطی وارد بازار کار شوند و به فعالیت اقتصادی بپردازند. نقش شغلی آنان در درجه اول اولویت قرار دارد و از نقش مادری و همسری ایشان مهم تر است. لیکن در اسلام، ضمن تأکید بر امکان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی، بر نقش ایشان در خانواده به عنوان مادر و همسر تأکید شده است. اسلام اشتغال زنان را تحت شرایط خاصی قبول نموده است. در این پژوهش تلاش شده است این دو دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه گردد. سپس پیامدها و نتایج این دیدگاه ها در وضعیت کنونی زندگی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده ازداده های کتابخانه ای تدوین شده است.
