تدوین مدل ساختاری تابآوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطافپذیری شناختی با نقش میانجی سازگاری زناشویی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 97-110
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725757
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری نقش مهمی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاینرو، شناسایی عوامل پیشبینیکننده تابآوری ضروری به نظر میرسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطافپذیری شناختی بر تابآوری با نقش میانجیگری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکتکنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی دادههای آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطافپذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تابآوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطافپذیری شناختی و تابآوری تأیید شد. برازش مناسب دادهها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافتهها نشان دادند که برای ارتقای تابآوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران و مدیران حوزه سلامت برنامههایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.
تدوین مدل معادلات ساختاری تاب آوری براساس تمایزیافتگی خود با میانجی گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.5.1
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725773
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم شخصیتی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی نقش مؤثری ایفا میکند. شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد افراد کمک کند. ازاینرو، بررسی متغیرهایی که پیشبینیکننده تابآوری هستند، ضروری به نظر میرسد. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به روش همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، نسخه کوتاه پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورن و اسمیت)، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 انجام گرفت. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی البرزرسیده است. مشارکتکنندگان با رضایت آگاهانه در مطالعه شرکت کردند و محرمانگی دادههایشان تضمین شد. نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خود (r=0/712) و سازگاری زناشویی (r=0/796) ارتباط مثبت و معناداری با تابآوری در سطح اطمینان 01/0 دارند. همچنین، تأثیر میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و تابآوری تأیید شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی پژوهش برازش دارند. یافتهها حاکی از آن است که دادهها با مدل مفهومی پژوهش سازگاری دارند. برای ارتقای تابآوری پرستاران متأهل، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزه سلامت به عوامل عاطفی، شناختی و هیجانی این گروه توجه بیشتری داشته باشند.
بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متاهل شاغل در آموزش و پرورش شهر تهران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725788
مژگان فریدون نژاد، ستایش عین علی
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبکهای عشقورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل که در آموزشوپرورش شهر تهران در سال 1403 مشغول به کار میباشند را تشکیل دادند. روش نمونهگیری خوشهای و تصادفی در دسترس بود. افراد نمونه پرسشنامههای نگرش به عشق (سبکهای عشقورزی) (هندریک و هندریک، 1986)، پرسشنامه دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سازگاری (اسپانیر، 1976) را تکمیل نمودند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون و بهمنظور بررسی چگونگی این ارتباط از روش رگرسیون چند متغیره در آخرین ورژن نرمافزاری SPSS-28 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی و همچنین بین سبکهای عشقورزی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران همبستگی معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش، بین سبکهای عشقورزی اروس، استروگ، پراگما، آگاپه با سازگاری زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبکهای عشقورزی لودوس و مانیا با سازگاری زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به سطح معناداری، سبکهای عشقورزی اروس با ضریب تأثیر (284/0)، لودوس با ضریب تأثیر (14/0-)، استروگ با ضریب تأثیر (29/0)، پراگما با ضریب تأثیر (12/0)، مانیا با ضریب تأثیر (14/0-) و سبک دلبستگی ایمن با ضریب تأثیر (09/0) میتوانند سازگاری زناشویی را پیشبینی کنند، ولی سبک عشقورزی آگاپه و سبکهای دلبستگی اجتنابی و اضطرابی قادر به پیشبینی سازگاری زناشویی نمیباشند.
رابطه بین تصویر بدنی با عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی با نقش واسطهای سلامت روان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
بیتا نصرالهی، سمیرا قدیمی
چکیده این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین تصویر بدنی با عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی با نقش واسطهای سلامت روان در زنان متأهل انجام گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ جمعآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان متأهل شهر تهران در سال 1401 تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 406 نفر بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای تصویر بدنی برون و همکاران (MBSRQ)، عملکرد جنسی زنان روزن و همکاران (FSFI)، سلامت روان گلدنبرگ (ghq-28) و پرسشنامه سازگاری زناشویی گراهام بی اسپانیر (DAS) استفاده شد. بعد از جمعآوری و استخراج دادهها، برای آزمون فرضیههای پژوهش حاضر از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد، در این پژوهش از نسخهی 25 نرمافزار AMOS و از نسخه 24 نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد که تصویر بدنی بهصورت مثبت و معنادار بر عملکرد جنسی (05/0>P،31/0=β) و همچنین بر سازگاری زناشویی (01/0>P،117/0=β) اثر مستقیم دارد. سلامت روان بهصورت منفی و معنادار بر عملکرد جنسی (01/0>P،370/0-=β) و همچنین بر سازگاری زناشویی (01/0>P،548/0-=β) اثر مستقیم دارد. سلامت روان بهصورت مثبت و معنادار اثر غیرمستقیم تصویر بدنی بر عملکرد جنسی (01/0>P،111/0=β) و همچنین اثر غیرمستقیم تصویر بدنی بر سازگاری زناشویی (01/0>P،164/0=β) را میانجیگری میکند. بهطورکلی نتایج نشان داد تصویر بدنی هم بهصورت مستقیم و هم با میانجیگری سلامت روان بر عملکرد جنسی و سازگاری زناشویی اثر دارد-با دادههای گردآوری شده برازش دارد.
نقش تعدیلکننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
سمانه فراهانی، غلامرضا معارفی، زهرا خاکساری، سمانه شاکری حسین آباد
چکیده یکی از جنبه های بسیار مهم و پیچیده زندگی زناشویی، رضایت زناشویی است که نقش بسیار مهمی در استحکام و پایداری روابط زناشویی دارد. عوامل مختلفی در تأمین رضایت زناشویی مؤثرند. یکی از مهم ترین آنها رضایت جنسی همسران از یکدیگر است که این نیز به نوبه خود از عوامل دیگری مانند سلامت معنوی متأثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متأهل شهر تهران در سال 1400 است که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 167 نفر برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس بهزیستی معنوی، مقیاس رضایت جنسی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست بود. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحت نرم افزار کامپیوتری SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی بین رضایت جنسی (**37/0) و بهزیستی معنوی (**31/0) با سازگاری زناشویی در سطح 01/0 معنادار بود. همچنین بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و سازگاری زناشویی دارای نقش تعدیلکنندگی بود (05/0 >P). طبق نتایج مطالعه حاضر، رضایت جنسی و بهزیستی معنوی قابلیت پیشبینی سازگاری زناشویی را در زنان دارند و بنابراین می توان این نتایج را در اختیار فعالان حوزه زوجدرمانی و خانواده قرار داد تا از آن برای ارتقای رضایت زناشویی در مراجعین خود استفاده کنند.
بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین شهر خوی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
اکبر سلیمان نژاد، نوریه حاجیزاده
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین (40-25 ساله) مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهر خوی انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با دو گروه آزمایشی و گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری تمام زوجین ۴۰ -۲۵ ساله مراجعهکننده به مراکز بهداشت شهر خوی در سال 1397 بودند. تعداد 60 نفر از جامعه مذکور به روش نمونهگیری تصادفی ساده بهعنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه (30 نفر در هر گروه) بهصورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طرحواره درمانی ناسازگار اولیه یانگ و همکاران (2003) را به مدت ده جلسه 90 دقیقهای را دریافت کردند و گروه گواه در حال انتظار قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (1989) و پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپاینر (1976) بود. دادهها با روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تحلیل شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که مداخله طرحواره درمانی بر افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین تأثیر داشته است؛ و این تأثیر در مرحله پیگیری پایدار است. همچنین نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان تأثیر طرحواره درمانی بر مؤلفههای رضایت زناشویی و مؤلفههای سازگاری زناشویی معنادار بوده است (005/0P<). بر اساس یافتههای حاصل از این پژوهش میتوان گفت طرحواره درمانی مداخله مؤثری در افزایش رضایت زناشویی و سازگاری زناشویی زوجین است.
