تأثیر ادبیات نمایشی بر شکلگیری عزت نفس در دختران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 45-54
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725753
محمد معین صفاری، اعظم محمدی، مهسا پناهی کازرونی
چکیده یک مقاله گزارشی کوتاه، با رویکردی روانشناسی اجتماعی، به واکاوی تأثیر مشارکت خلاق دانشآموزان دختر در فرآیند تولید ادبیات نمایشی مبتنی بر خیامخوانی، با هدف تقویت عزتنفس و تحکیم پیوند با هویت فرهنگی-دینی در دوران کودکی میپردازد. مطالعه به شیوه کمی و با بهرهگیری از مقیاس استاندارد عزتنفس روزنبرگ (RSES) صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۵۰ دانشآموز دختر ۸ تا ۱۰ ساله از دبستان شهید شریف اشرف شیراز بود که در سطوح مختلف خلق، ایفای نقش و اجرای نمایشهای خیامخوانی مشارکت فعال داشتند. اجرای این برنامه که مبتنی بر رباعیات خیام بهعنوان نماد حکمت ایرانی-اسلامی است، بستر تعامل اجتماعی هدفمند، تجربه زیسته هنری و بازسازی هویت فرهنگی را برای مشارکتکنندگان فراهم ساخت. تحلیل دادهها از طریق مقایسه نمرات پیشآزمون و پسآزمون، حاکی از بهبود معنادار در شاخصهای عزتنفس بود. یافتهها نشان میدهد که درگیر شدن در فعالیتهای نمایشی مبتنی بر متون کلاسیک، میتواند بهعنوان یک مداخله فرهنگی-روانشناختی، مؤلفههای بنیادین خودپنداره مثبت، خودکارآمدی و احساس ارزشمندی را در کودکان تقویت نماید. همچنین، نتایج گواه آن است که تلفیق هنرهای نمایشی با محتوای اصیل ایرانی-اسلامی، نهتنها زمینهساز ارتقای سلامت روانی کودکان است، بلکه عاملی کلیدی در صیانت از هویت فرهنگی نسل نو محسوب میشود. بر این اساس، پیشنهاد میشود رویکردهای آموزشی نوین، از ظرفیتهای ادبیات کهن و نمایش خلاق بهمنظور ارتقای تابآوری روانی و انسجام فرهنگی دانشآموزان بهره گیرند.
رابطه بین فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی تابآوری تحصیلی در دانشآموزان دختر
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
سکینه گرائیلی، ابوالقاسم بریمانی، بهرنگ اسماعیلی شاد
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین رابطه فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی تابآوری تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر متوسطه دوم شهر بهشهر به تعداد 2110 نفر بود. نمونه آماری به تعداد 325 نفر و با استفاده از جدول کرجسی-مورگان و به شیوه نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو، سالانووا و اسچیوفلی (2007)، درگیری تحصیلی ریو (2013) و تابآوری تحصیلی ساموئلز (2004) استفاده شد. به منظور تحلیل دادههای حاصله، از مدلیابی معادلات ساختاری با کمک روش حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار آماریPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین فرسودگی تحصیلی و تابآوری تحصیلی با درگیری تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد و مقدار 1/78 درصد از درگیری تحصیلی و 3/51 درصد از تابآوری تحصیلی توسط فرسودگی تحصیلی تبیین میشود و متغیر تابآوری تحصیلی اثر میانجی بر رابطه بین فرسودگی تحصیلی و درگیری تحصیلی را دارد. همچنین شاخصهای برازندگی مدل حاکی از آن است که مدل ارائهشده از برازش مناسبی برخوردار است.
