کلیدواژه‌ها = تجربه زیسته
روان‌شناسی زن و خانواده

بررسی تجربه زیسته معلمان زن از طرح رتبه‌بندی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2082356.1060

امیر قربان پور لفمجانی، ویدا کرمی

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته معلمان از طرح رتبه‌بندی انجام شد. این تحقیق، کیفی و از نوع پدیدارشناختی توصیفی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه معلمان زن شهر رشت بود. مشارکت کننده‌های این پژوهش نیز شامل پانزده معلم بودند که به شیوه هدفمند و متمرکز بر ملاک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از روش 7 مرحله ای کولایزی کدگذاری و تحلیل شد. در نتیجه این تحلیل، به ۳ مضمون اصلی و ۷ مقوله فرعی دست یافتیم. اولین مضمون اصلی، «رتبه‌بندی به مثابه بار مضاعف» با مقوله‌های فرعی «استرس»، «بی‌عدالتی ساختاری» و «بار کاری مضاعف و انحراف از مأموریت» بود. دومین مضمون اصلی، «ارزشمندی تعارض‌آمیز» بود که شامل مقوله‌های فرعی «هویت حرفه‌ای تعارض‌آمیز» و «چالش معیشتی و رفاهی» می‌شد. سومین مضمون اصلی نیز « تحریف انگیزش حرفه‌ای » بود که دو مقوله «انگیزش ابزاری» و «ناکارآمدی فرآیند اجرا» را در بر داشت. . بر اساس یافته‌ها، به نظر می‌رسد تجربه زیسته معلمان زن شهر رشت از رتبه‌بندی عمدتاً تجربه‌ای همراه با تنش، نارضایتی و احساس بی‌عدالتی بوده است. ماهیت مشترک این تجربه، دوگانگی متناقض دیده شدن و تحقیر شدن همزمان است که به تحریف انگیزش حرفه‌ای از درونی به ابزاری و تغییر در هویت و زیست‌جهان معلمان می‌انجامد. نتایج این مطالعه تفسیر می‌کند که طرح رتبه‌بندی در تجربه زیسته معلمان، به جای تقویت انگیزه و عدالت، به عاملی برای افزایش بار کاری، استرس و احساس نابرابری تبدیل شده است. بنابراین، بازنگری اساسی در فرآیندهای اجرایی و توجه به صدای معلمان برای تحقق اهداف اصلی طرح ضروری به نظر می‌رسد. یافته‌های حاضر برای اداره آموزش و پرورش قابل استفاده است.

روان‌شناسی زن و خانواده

بررسی تجربه زیسته دانشجومعلمان زن متاهل در زندگی خوابگاهی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2066835.1017

امیرحسین توانگر، فاطمه کریمی جهرمی، فاطمه موسوی زادگان، سهراب صادقی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته زنان دانشجومعلمان متأهل در زندگی خوابگاهی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی طراحی شده تا از خلال روایت‌ها، احساسات، دغدغه‌ها و درک عمیق شرکت‌کنندگان، معنای تجربه‌های روزمره آنان در زیست دانشجویی و متأهلی استخراج گردد. زندگی هم‌زمان در دو نقش مهم «دانشجو» و «همسر» آن هم در شرایط خاص خوابگاهی، موقعیتی پیچیده، چندبعدی و گاه تنش‌زا برای این قشر از زنان جوان فراهم کرده که نیازمند مطالعه‌ای دقیق، همدلانه و مبتنی بر تجربه زیسته است.داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختارمند با تعدادی از دانشجومعلمان زن متأهل جمع‌آوری شده است. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و با در نظر گرفتن تنوع تجربه‌ها انجام شد. سپس داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و به شیوه‌ای مرحله‌ای و نظام‌مند تحلیل گردید تا مضامین اصلی، خُرده‌مضامین و معنای پنهان در پشت روایت‌ها آشکار شود.یافته‌های پژوهش نشان داد که زنان متأهل دانشجومعلم با مجموعه‌ای از چالش‌های درهم‌تنیده مواجه هستند؛ از جمله مدیریت نقش‌های چندگانه شامل نقش هم‌زمان دانشجو، همسر و معلم آینده که سبب ایجاد تعارضات زمانی، انرژی و روانی شده است. فشارهای روانی ناشی از دوری از خانواده و همسر به‌ویژه در سال‌های آغازین زندگی مشترک، احساس تنهایی، ناامنی عاطفی و دوگانگی در تعلق مکانی را برای بسیاری از آنان ایجاد کرده است. همچنین، محدودیت‌های ساختاری و فرهنگی محیط دانشگاه، نظیر کم‌توجهی به نیازهای خاص زنان متأهل، نبود فضای گفت‌وگوی آزاد درباره مسائل زناشویی، و سیطره نگاه تک‌بعدی بر نقش دانشجویی، شرایط را برای این گروه دشوارتر کرده است.در عین حال، یافته‌ها نشان داد که حمایت‌های خانوادگی و دانشگاهی، به‌ویژه در قالب همراهی عاطفی از سوی خانواده‌های مبدأ و همسران، و نیز تسهیل‌گری‌های محدود از سوی مدیریت دانشگاه، نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری، توان سازگاری و حفظ انگیزه تحصیلی دانشجومعلمان زن ایفا کرده‌اند. به علاوه، امکانات محدود خوابگاهی شامل فضای نامناسب برای زندگی متأهلی، نبود حریم خصوصی، فقدان امکانات برای آشپزی و شست‌وشو و شرایط بهداشتی غیراستاندارد، همراه با فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه‌های تحصیل و زندگی مشترک، از دیگر موانع تجربه‌شده در این مسیر بودند.نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی علمی و تجربی برای بازنگری و بهبود سیاست‌ها و برنامه‌های رفاهی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان باشد. توجه به نیازهای خاص زنان متأهل، ایجاد امکانات و فضاهای اختصاصی، طراحی نظام‌های حمایتی مؤثر، ارائه مشاوره‌های تخصصی و ارتقای بینش مسئولان نسبت به واقعیت‌های زیسته این گروه، می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی، سلامت روانی و موفقیت تحصیلی آنان منجر شود. در بلندمدت نیز این اقدامات زمینه‌ساز تربیت معلمانی با تجربه، آگاه، متعهد و توانمند در ایفای نقش‌های گوناگون اجتماعی و حرفه‌ای خواهد بود.

تجربه کنترل‌پذیری اعتیاد به خودارضایی در دانش‌آموز پایه دوازدهم، یک مطالعه موردی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1401

سید جلیل جبلی، فضل الله رضایی اردانی

چکیده این پژوهش باهدف شناخت عوامل، عوارض و کنترل‌پذیری اعتیاد به خودارضایی در دانش‌آموز پایه دوازدهم انجام پذیرفت. پژوهش حاضر به لحاظ نحوه جمع‌آوری داده‌ها از نوع تجربی تک موردی. جامعه آماری این مطالعه کلیه دانش‌آموزان پسری می‌باشند که به بیان خود اعتیاد به خودارضایی دارند و با معلم خود در میان گذاشته‌اند. از میان جامعه آماری یک نفر که در طبقه شدید قرار داشت با لحاظ کردن ملاک‌های ورود و خروج پژوهش به روش هدفمند انتخاب شد که درنهایت از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته فرد به ترتیب در مراحل خط پایه، درمان و پس از درمان و پیگیری مورد سنجش قرار گرفت. پس از مصاحبه در چهار محور مشخص کرد که 1. فراوانی خودارضایی (خط پایه) از سه ماه پیش پنج مرتبه در هفته بود که مهم‌ترین دلایل؛ تنهایی، نبود فعالیت فیزیکی و تماشای فیلم عنوان شد. 2. پیامدها با شروع این رفتار، شامل افت نمرات تحصیلی، مسئولیت گریزی در منزل و انزوا در مدرسه و افت شادابی بود. در 2 محور آخر نیز، پس از دو ماه اجرای نکن یک‌های درمانی، مشخص ساخت که فراوانی این عمل نسبت به خط پایه به یک‌پنجم کاهش یافته، افت نمرات وی متوقف شده و در مدرسه اجتماعی‌تر و در خانه مسئولیت‌پذیرتر شده و نشاط وی افزایش یافته. نتیجه گرفته می‌شود که کنترل این مسئله نه‌تنها امکان‌پذیر است بلکه باعث رشد سلامت در زمینه‌های اجتماعی، تحصیلی، فردی و خانوادگی نیز می‌شود.