موضوعات = روان‌شناسی بالینی
روان‌شناسی بالینی

بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده شهر شیراز

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-64

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728215

آلما احمدپور، سبحان پورنیک دست، مصطفی طوبایی، فاطمه زارعی

چکیده با توجه به آمار اخیر، حداقل 20 درصد مردان در طول ازدواجشان حداقل یک‌بار خیانت کرده‌اند. ضمن اینکه تعیین نرخ شیوع خیانت در ایران به دلیل تابو بودن این مسئله ممکن نیست. علی‌رغم اینکه خیانت دردناک‌ترین خطا در پیمان زناشویی هست، با این حال در دهه‌های اخیر افزایش یافته است. هدف ما در این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده بود. این پژوهش از منظر هدف، تحقیقی کاربردی و از منظر روش، تحقیق یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون بدون گروه کنترل است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه تحمل آشفتگی Simmons and Gaher (2005)، پرسشنامه استاندارد خیانت زناشویی Yenisari and Kokdemir (2006) بود. با توجه به طرح پژوهش، نمونه‌ی مورد مطالعه شامل ۸ زن خیانت دیده هست که به‌صورت هدفمند و با توجه به معیارهای پژوهش انتخاب شده‌اند و بر این اساس در گروه‌درمانی قرار گرفتند و در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون به سؤالات مربوط به پرسشنامه‌های این پژوهش پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرم‌افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان هیجان مدار می‌تواند آشفتگی هیجانی زنان آسیب‌دیده از خیانت را به‌طور معناداری کاهش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت، درمان هیجان مدار در افزایش تحمل آشفتگی هیجانی مؤثر است.

روان‌شناسی بالینی

نقش واسطه‌ای مراقبت‌گری در رابطه رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 107-120

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728340

زهرا مددی، محمد زارع نیستانک

چکیده مراقبت‌گری برای روابط انسانی بنیادی است و نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت و ثبات روابط زناشویی ایفا می‌کند؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد ‌مراقبت‌گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش توصیفی- همبستگی به شیوه مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان متأهل مراجعه‌کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان در بازه زمانی اردیبهشت ماه تا خردادماه سال 1403 بودند که بر اساس مدل کلاین تعداد 200 نفر آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس و با توجه به ملاک‌های ورود و خروج انتخاب شدند. از نمونه‌های انتخابی به‌منظور شرکت در مطالعه رضایت آگاهانه اخذ شده و به شرکت‌کنندگان اطمینان داده شد که اصل امانت‌داری در خصوص نتایج پژوهش رعایت شده و اطلاعات به دست آمده محرمانه خواهد ماند. شرکت‌کنندگان پژوهش مقیاس مراقبت‌گری کانس و شاور (1994)، پرسشنامه تمایل جنسی توسط هالبرت (1992) و پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (1992) را تکمیل نمودند. داده‌ها از طریق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم‌افزار SPSS22 و AMOS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد ابعاد ‌مراقبت‌گری در رابطه بین رضایتمندی جنسی با تمایلات جنسی زنان نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (01/0>P). نتایج حاکی از آن است که میل جنسی به‌تنهایی نمی‌تواند رضایت جنسی را به‌طور مستقیم و کامل توضیح دهد و وجود مراقبت‌گری به‌عنوان رفتاری حساس و پاسخگو، واسطه و تقویت‌کننده این رابطه است.

روان‌شناسی بالینی

تأثیر آموزش مهارت‌های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 7-24

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725749

امیرحسین توانگر، محدثه رستمی، نازیلا صالحی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌ای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارت‌های رهبری (شامل مهارت‌های ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبه‌نفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیم‌گیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاه‌های مختلف بود که به‌صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارت‌های رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. به‌ویژه مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبه‌نفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قوی‌تری داشتند. همچنین مهارت‌های مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندی‌های فردی آنان در فرآیندهای تصمیم‌گیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. به‌طورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت‌های رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند که این آموزش‌ها به‌طور جدی در برنامه‌های تربیت معلم گنجانده شود.

روان‌شناسی بالینی

تدوین مدل ساختاری تاب‌آوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطاف‌پذیری شناختی با نقش میانجی‌ سازگاری زناشویی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 97-110

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725757

محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده

چکیده تاب‌آوری نقش مهمی در مقابله با چالش‌های شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی می‌تواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاین‌رو، شناسایی عوامل پیش‌بینی‌کننده تاب‌آوری ضروری به نظر می‌رسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری شناختی بر تاب‌آوری با نقش میانجی‌گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستان‌های دولتی استان البرز بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکت‌کنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی داده‌های آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطاف‌پذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تاب‌آوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری تأیید شد. برازش مناسب داده‌ها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافته‌ها نشان دادند که برای ارتقای تاب‌آوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و مدیران حوزه سلامت برنامه‌هایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.

روان‌شناسی بالینی

بررسی رابطه طرح‌واره ناکارآمد اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دل‌زدگی زناشویی زنان خانه‌دار شهر شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 111-119

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725758

زاهده رحمانیان، مهری عبدی

چکیده باتوجه ‌به اهمیت تعاملات زناشویی در اسلام، هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دل‌زدگی زناشویی زنان خانه‌دار شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی انجام شد. روش تحقیق توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه‌دار شیراز در سال ۱۴۰۱ بود که 3۸۴ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های طرح‌واره ناکارآمد اولیه (یانگ، 2005)، افکار خودآیند منفی (هالون و کندال، 1980)، خشونت خانگی (حاج یحیی، 1999) و دل‌زدگی زناشویی (پینیز و همکاران، 2016) جمع‌آوری شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که این سه متغیر 22٪ از واریانس دل‌زدگی زناشویی را تبیین می‌کنند. خشونت خانگی (32/0=B، 985/6=t) و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه (25/0=B، 437/5=t) و افکار خودآیند منفی (09/0=B، 141/2=t) به ترتیب بیشترین سهم را داشتند. همچنین، خشونت خانگی نقش میانجی‌کننده رابطه بین طرح‌واره ناکارآمد اولیه و افکار خودآیند منفی با دل‌زدگی زناشویی دارد (01/0>p). این پژوهش نشان می‌دهد که دل‌زدگی زناشویی ناشی از تجمع تعاملات نامناسب شناختی، هیجانی و رفتاری است و کاهش آن نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل فردی (مانند طرح‌واره‌ها و افکار منفی) و عوامل بین فردی (مانند خشونت) با درنظر گرفتن اصول اسلامی است. خشونت خانگی در این چرخه، هم علت و هم معلول تعاملات شناختی-هیجانی است و یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند. تأکید بر مداخلات چندسطحی (از درمان فردی تا تغییرات ساختاری) این مطالعه را به تحقیقی پیشرو در حوزه سلامت روان خانواده تبدیل کرده است.