بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-17
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068226.1025
فاطمه ذکری، فاطمه محمودی
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمعآوری اطلاعات آن بهصورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آنها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهتگیری مذهبی از پرسشنامه جهتگیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تابآوری، مقیاس تابآوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرمافزار spss و amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف دادهها و برای تعیین رابطه بین متغیر دادهها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان میدهد که جهتگیری مذهبی بر تابآوری با مقدار 58/0 اثرگذار است.
بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی با نقش واسطهای تحصیلات در زنان (یک مطالعه فرهنگی بین نسلی)
دوره 7، شماره 1، بهار 1404
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725765
زهرا زارع
چکیده سلامت جنسی حالت و وضعیتی فیزیکی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی مرتبط با جنسیت و امور جنسی تعریف میشود و صرفا ً به معنای نبود بیماری، اختلال و یا ضعف در آن امور نیست. این رفتار همانند سایر رفتارهای انسان متاثر از دانش و نگرش وی نسبت به مسایل جنسیتی و جنسی است. لازمه رفتار جنسـی سـالم، برخـورداری از دانش جنسی صحیح، برخورداری از نگرش مناسب است چراکه افکار، نگرش و ارزشهای افراد بخشی از مولفههای مهم رفتار جنسی هستند و منابع مهم موثر بر پاسخدهی جنسی محسوب میشوند. هدف این پژوهش بررسی سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 5 دهه گذشته بود و تاثیر تحصیلات بر میزان باورهای کلیشهای جنسی زنان در طول 50 سال گذشته را مورد مطالعه قرار داد. جامعه آماری تحقیق، شامل 5 دهه از زنان متاهلی بود که در سالهای 1400-1401 در استان فارس ساکن بودند. به روش نمونه-گیری دردسترس 500 نفر از زنان متاهل ساکن فارس به تکمیل پرسشنامههای جمعیت شناختی و کلیشههای جنسی پرداختند. تحلیل دادهها از طریق آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون، آزمون مانوا و واریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام گرفت. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون مشخص کرد، بین باورهای کلیشهای جنسی زنان با تحصیلات رابطه منفی وجود دارد و نتیجه تحلیل رگرسیون به صورت کلی نشان داد، مدل رگرسیون 23 درصد، میزان باورهای کلیشه-ای جنسی را تبیین میکند و تحصیلات به صورت معناداری قادر به پیشبینی میزان باورهای کلیشهای است. در آخر بر اساس نتایج آزمون آماری مانوا مشخص شد، سیر تحول باورهای کلیشهای جنسی در طول 50 سال گذشته نزولی بودهاست. با توجه به نتایج پژوهش یک بازاندیشی نسبت به تفکرات و تابوهای جنسی در بین زنان دیده میشود. در حالی که سطح تحصیلات و سواد زنان در طی 50 سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است اما شاهد افزایش بسیار کم دانش جنسی زنان هستیم.
