تأثیر سرمایه فرهنگی مادران بر کیفیت ازدواج دختران(تحلیل نقش میانجی مهارتهای ارتباطی)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 29-45
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071046.1033
محمد رضا حشمتی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی خانواده بر کیفیت ازدواج دختران با تأکید بر نقش میانجی مهارتهای ارتباطی انجام شده است. مسئله تحقیق بر اساس افزایش چالشهای زناشویی در جامعه معاصر ایران و نقش کلیدی نهاد خانواده در ارتقاء کیفیت ازدواج طرح شد. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و به روش پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر تهران بود که حداقل یک سال از ازدواجشان گذشته بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد برای سنجش سرمایه فرهنگی (بر مبنای نظریه بوردیو)، مهارتهای ارتباطی و کیفیت ازدواج (پرسشنامه محقق ساخته بودند. تجزیهوتحلیل دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافتهها نشان داد که سرمایه فرهنگی خانواده تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت ازدواج دختران دارد. همچنین مهارتهای ارتباطی بهعنوان متغیر میانجی، نقش مهمی در تقویت این رابطه ایفا میکنند. نتایج حاکی از آن است که دخترانی که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی بالاتر رشد یافتهاند، از سطح بالاتری از مهارتهای ارتباطی برخوردارند که این امر موجب بهبود تعاملات زناشویی و ارتقای کیفیت ازدواج آنها میشود. این پژوهش با تأکید بر نقش واسط مهارتهای ارتباطی، به شفافسازی مسیرهای علی بین متغیرها پرداخته و دلالتهایی مهم برای سیاستگذاری در حوزه خانواده و آموزش پیش از ازدواج ارائه میدهد.
ملاحظات فقهی در باب روشهای نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 55-69
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725754
زینب سنچولی
چکیده یکی از مهمترین ساحتهای وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه میتواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست میآید. بیگمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایههای مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسانسازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان بهعنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایشهای نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجاییکه نتیجهای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار میگیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
