پیشبینی رضایت زناشویی براساس باورهای ارتباطی در زوجین شهر شیراز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071804.1037
مهناز قشقایی، سید مهدی حسینی
چکیده پژوهش حاضر با هدف پیشبینی رضایت زناشویی براساس باورهای ارتباطی در میان زوجین شهر شیراز انجام شد. خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد اجتماعی، نقش مهمی در سلامت روانی و عاطفی اعضا دارد و رضایت زناشویی یکی از شاخصهای اصلی پایداری آن محسوب میشود. از آنجا که باورهای ارتباطی ناکارآمد میتوانند به ایجاد تعارضهای مکرر، سوءتفاهم و کاهش کیفیت روابط بینجامند، بررسی نقش این باورها در پیشبینی رضایت زناشویی ضروری به نظر میرسد. روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر شیراز در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آنان ۲۷۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه رضایت زناشویی (فدردی، ۱۳۷۸) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (ایدلسون و اپشتاین، ۱۹۸۲) بود. تحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان در نرمافزار SPSS-28 نشان داد بین باورهای ارتباطی ناکارآمد و رضایت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به ویژه، ابعاد «باور به تغییرناپذیری همسر» و «توقع ذهنخوانی» بیشترین نقش را در کاهش رضایت زناشویی ایفا کردند. به طور کلی، نتایج نشان داد که باورهای ارتباطی قادرند حدود ۱۲ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین کنند. یافتههای این پژوهش بر ضرورت توجه به اصلاح و تعدیل باورهای ارتباطی زوجین تأکید دارد؛ زیرا میتواند زمینهساز افزایش سازگاری، بهبود تعاملات عاطفی و ارتقای کیفیت زندگی مشترک باشد. بر این اساس، مداخلات آموزشی و مشاورهای با محوریت بازنگری در باورهای ارتباطی میتواند راهکاری مؤثر برای ارتقای رضایت زناشویی زوجین باشد.
واکاوی ضوابط روایی اِعمال اصل منع اضرار در حوزه خانواده
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 101-114
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728350
زینب سنچولی
چکیده در اسلام، حفظ زندگی خانوادگی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ بهطوریکه شارع مقدس برای تضمین سلامت خانواده، حقوق و وظایف هر یک از زوجین را به دقت مشخص کرده است؛ و قانونگذار نیز، برای حفظ کیان و بقای خانواده، قوانین مختلفی را وضع کرده و بر ایجاد جامعه خانواده محور و تحکیم و تقویت بنیان خانواده مبتنی بر آموزههای دینی و محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات تأکید کرده است. بر همین اساس، مبتنی بر شأن صدور روایاتِ مربوط به اِعمال اصل منع اضرار، یکسری ملاکهایی از احادیث استخراج میگردد که ضابطه اِعمال ضرر در حوزه خانواده قرار میگیرد؛ بهطوریکه تعدّی از این ملاکها، چالشهای اساسی در حوزه خانواده را به دنبال دارد. ضرورت انجام تحقیق را میتوان این چنین بیان کرد که: در فرایند تشکیل خانواده، حیات و انحلال آن، مبتنی بر شأن صدور احادیث و روایات قاعده لاضرر، بروز برخی رفتارها میتواند مصداق ضرر در حوزه خانواده باشد که ضرورت دارد با بازنگری در قوانین، به قانونگذاری جدید در این زمینه پرداخت و در سایه فقه پویا و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد، از دریچهای نو به این مسائل نگریست. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که مبتنی بر شأن صدور روایات، یکسری ضوابط قوی و منطقی از احادیث و روایات، از جمله وجوب حفظ حریم و امنیت خانواده، جلوگیری از خسارت معنوی بر اعضای خانواده، رازداری در محیط خانواده و پرهیز از تضییع مالی حقوق زنان یا تحمیلی مالی به آنان در ازای رضایت به طلاق، رعایت عدالت مالی بین وراث، حمایت مالی و عاطفی پدر و مادر از فرزندان ...، قابل استخراج است که میتواند مبنای قانونگذاری احکام جدید قرار بگیرد و از بروز رفتارهای ضرری در حوزه خانواده جلوگیری کند.
تأثیر سرمایه فرهنگی مادران بر کیفیت ازدواج دختران(تحلیل نقش میانجی مهارتهای ارتباطی)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 29-45
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071046.1033
محمد رضا حشمتی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی خانواده بر کیفیت ازدواج دختران با تأکید بر نقش میانجی مهارتهای ارتباطی انجام شده است. مسئله تحقیق بر اساس افزایش چالشهای زناشویی در جامعه معاصر ایران و نقش کلیدی نهاد خانواده در ارتقاء کیفیت ازدواج طرح شد. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و به روش پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر تهران بود که حداقل یک سال از ازدواجشان گذشته بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای استاندارد برای سنجش سرمایه فرهنگی (بر مبنای نظریه بوردیو)، مهارتهای ارتباطی و کیفیت ازدواج (پرسشنامه محقق ساخته بودند. تجزیهوتحلیل دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافتهها نشان داد که سرمایه فرهنگی خانواده تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت ازدواج دختران دارد. همچنین مهارتهای ارتباطی بهعنوان متغیر میانجی، نقش مهمی در تقویت این رابطه ایفا میکنند. نتایج حاکی از آن است که دخترانی که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی بالاتر رشد یافتهاند، از سطح بالاتری از مهارتهای ارتباطی برخوردارند که این امر موجب بهبود تعاملات زناشویی و ارتقای کیفیت ازدواج آنها میشود. این پژوهش با تأکید بر نقش واسط مهارتهای ارتباطی، به شفافسازی مسیرهای علی بین متغیرها پرداخته و دلالتهایی مهم برای سیاستگذاری در حوزه خانواده و آموزش پیش از ازدواج ارائه میدهد.
ملاحظات فقهی در باب روشهای نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 55-69
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725754
زینب سنچولی
چکیده یکی از مهمترین ساحتهای وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه میتواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست میآید. بیگمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایههای مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسانسازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان بهعنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایشهای نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجاییکه نتیجهای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار میگیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
