بررسی تجربه زیسته معلمان زن از طرح رتبهبندی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2082356.1060
امیر قربان پور لفمجانی، ویدا کرمی
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته معلمان از طرح رتبهبندی انجام شد. این تحقیق، کیفی و از نوع پدیدارشناختی توصیفی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه معلمان زن شهر رشت بود. مشارکت کنندههای این پژوهش نیز شامل پانزده معلم بودند که به شیوه هدفمند و متمرکز بر ملاک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز، از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش 7 مرحله ای کولایزی کدگذاری و تحلیل شد. در نتیجه این تحلیل، به ۳ مضمون اصلی و ۷ مقوله فرعی دست یافتیم. اولین مضمون اصلی، «رتبهبندی به مثابه بار مضاعف» با مقولههای فرعی «استرس»، «بیعدالتی ساختاری» و «بار کاری مضاعف و انحراف از مأموریت» بود. دومین مضمون اصلی، «ارزشمندی تعارضآمیز» بود که شامل مقولههای فرعی «هویت حرفهای تعارضآمیز» و «چالش معیشتی و رفاهی» میشد. سومین مضمون اصلی نیز « تحریف انگیزش حرفهای » بود که دو مقوله «انگیزش ابزاری» و «ناکارآمدی فرآیند اجرا» را در بر داشت. . بر اساس یافتهها، به نظر میرسد تجربه زیسته معلمان زن شهر رشت از رتبهبندی عمدتاً تجربهای همراه با تنش، نارضایتی و احساس بیعدالتی بوده است. ماهیت مشترک این تجربه، دوگانگی متناقض دیده شدن و تحقیر شدن همزمان است که به تحریف انگیزش حرفهای از درونی به ابزاری و تغییر در هویت و زیستجهان معلمان میانجامد. نتایج این مطالعه تفسیر میکند که طرح رتبهبندی در تجربه زیسته معلمان، به جای تقویت انگیزه و عدالت، به عاملی برای افزایش بار کاری، استرس و احساس نابرابری تبدیل شده است. بنابراین، بازنگری اساسی در فرآیندهای اجرایی و توجه به صدای معلمان برای تحقق اهداف اصلی طرح ضروری به نظر میرسد. یافتههای حاضر برای اداره آموزش و پرورش قابل استفاده است.
نقش مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان در ارتقای سلامت خواب زنان ایرانی: یک مطالعه کیفی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2075786.1044
پیمان حاتمیان، کوروش امرایی، مجتبی احمدی فارسانی
چکیده از آنجای که مؤلفههای فرهنگی مرتبط با تنظیم هیجان نقش مهمی در سلامت روانشناختی افراد ایفا میکنند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی نقش مؤلفههای فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان در ارتقای سلامت خواب زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به روش تحلیل محتوا و به شیوهی تحلیل نهفته انجام شد. جامعه هدف شامل ۱۲ نفر از زنان ایرانی در سال ۱۴۰۴ بود که در طول یکسال گذشته حداقل برای مدت یک هفته مشکلات مرتبط با خواب را تجربه کرده بودند که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع با آن ها مصاحبهی نیمه ساختار یافته انجام شد. با اتمام مصاحبهها، بعد از حذف و همسان سازی کدهای مشابه و تکراری، نتایج تحلیل یافتهها منجر به کشف ۴ طبقه اصلی و ۸ زیر طبقه شد. طبقات اصلی شامل مواردی از قبیل؛ مؤلفههای مرتبط با نگرش معنوی-مذهبی، مؤلفههای مرتبط با سبک زندگی هدفمند، مؤلفههای مرتبط با صبر و خویشتن داری و مؤلفههای مرتبط با آرامش در روابط خانوادگی-اجتماعی بود. نتایج یافتهها بیانگر آن است که مفاهیم فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان میتواند نقش مهمی در ارتقای سلامت خواب زنان داشته باشد، از این رو پیشنهاد میشود متخصصان سلامت به این مهم توجه ویژهای داشته باشند.از این رو پیشنهاد میشود متخصصان سلامت روان به این مهم و ارزشمند توجه ویژهای و مهمی داشته باشند.
بررسی تجربه زیسته دانشجومعلمان زن متاهل در زندگی خوابگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2066835.1017
امیرحسین توانگر، فاطمه کریمی جهرمی، فاطمه موسوی زادگان، سهراب صادقی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته زنان دانشجومعلمان متأهل در زندگی خوابگاهی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی طراحی شده تا از خلال روایتها، احساسات، دغدغهها و درک عمیق شرکتکنندگان، معنای تجربههای روزمره آنان در زیست دانشجویی و متأهلی استخراج گردد. زندگی همزمان در دو نقش مهم «دانشجو» و «همسر» آن هم در شرایط خاص خوابگاهی، موقعیتی پیچیده، چندبعدی و گاه تنشزا برای این قشر از زنان جوان فراهم کرده که نیازمند مطالعهای دقیق، همدلانه و مبتنی بر تجربه زیسته است.دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختارمند با تعدادی از دانشجومعلمان زن متأهل جمعآوری شده است. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و با در نظر گرفتن تنوع تجربهها انجام شد. سپس دادههای گردآوریشده با استفاده از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و به شیوهای مرحلهای و نظاممند تحلیل گردید تا مضامین اصلی، خُردهمضامین و معنای پنهان در پشت روایتها آشکار شود.یافتههای پژوهش نشان داد که زنان متأهل دانشجومعلم با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده مواجه هستند؛ از جمله مدیریت نقشهای چندگانه شامل نقش همزمان دانشجو، همسر و معلم آینده که سبب ایجاد تعارضات زمانی، انرژی و روانی شده است. فشارهای روانی ناشی از دوری از خانواده و همسر بهویژه در سالهای آغازین زندگی مشترک، احساس تنهایی، ناامنی عاطفی و دوگانگی در تعلق مکانی را برای بسیاری از آنان ایجاد کرده است. همچنین، محدودیتهای ساختاری و فرهنگی محیط دانشگاه، نظیر کمتوجهی به نیازهای خاص زنان متأهل، نبود فضای گفتوگوی آزاد درباره مسائل زناشویی، و سیطره نگاه تکبعدی بر نقش دانشجویی، شرایط را برای این گروه دشوارتر کرده است.در عین حال، یافتهها نشان داد که حمایتهای خانوادگی و دانشگاهی، بهویژه در قالب همراهی عاطفی از سوی خانوادههای مبدأ و همسران، و نیز تسهیلگریهای محدود از سوی مدیریت دانشگاه، نقش مهمی در افزایش تابآوری، توان سازگاری و حفظ انگیزه تحصیلی دانشجومعلمان زن ایفا کردهاند. به علاوه، امکانات محدود خوابگاهی شامل فضای نامناسب برای زندگی متأهلی، نبود حریم خصوصی، فقدان امکانات برای آشپزی و شستوشو و شرایط بهداشتی غیراستاندارد، همراه با فشارهای اقتصادی ناشی از هزینههای تحصیل و زندگی مشترک، از دیگر موانع تجربهشده در این مسیر بودند.نتایج این پژوهش میتواند مبنایی علمی و تجربی برای بازنگری و بهبود سیاستها و برنامههای رفاهی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان باشد. توجه به نیازهای خاص زنان متأهل، ایجاد امکانات و فضاهای اختصاصی، طراحی نظامهای حمایتی مؤثر، ارائه مشاورههای تخصصی و ارتقای بینش مسئولان نسبت به واقعیتهای زیسته این گروه، میتواند به بهبود کیفیت زندگی، سلامت روانی و موفقیت تحصیلی آنان منجر شود. در بلندمدت نیز این اقدامات زمینهساز تربیت معلمانی با تجربه، آگاه، متعهد و توانمند در ایفای نقشهای گوناگون اجتماعی و حرفهای خواهد بود.
مدل پیشبینی بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار بر اساس توانائیهای شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تابآوری
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 25-34
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2077722.1050
حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم، محمد ناظر
چکیده زمینه، بهزیستی روانشناختی بهطور کلی به احساس رضایت، شادی و فقدان فشارهای روانی در زندگی اشاره دارد و عوامل متعددی در شکلگیری آن، بهویژه در میان زنان سرپرست خانوار، نقش دارند. در سالهای اخیر پژوهشهای متعددی به ارائه مدلهای پیشبینی بهزیستی روانشناختی بر اساس تواناییهای شناختی پرداختهاند، اما نقش میانجی تابآوری، بهخصوص در زنان سرپرست خانوار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل پیشبینی بهزیستی روانشناختی بر مبنای تواناییهای شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تابآوری در زنان سرپرست خانوار انجام شد. این پژوهش از نظر روششناسی توصیفی و از نوع همبستگی بود و دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. جامعه آماری شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان رفسنجان در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنان ۴۲۲ نفر به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه تابآوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳)، پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۱۹۸۹) و پرسشنامه تواناییهای شناختی نجاتی (۱۳۹۲) استفاده شد. نتایج تحلیلها نشان داد شاخصهای برازش مدل در سطح قابل قبول قرار دارند و تواناییهای شناختی هم بهصورت مستقیم و هم بهصورت غیرمستقیم و از طریق تابآوری، تأثیر معناداری بر بهزیستی روانشناختی زنان سرپرست خانوار دارند (p<0/05).
نمادانگاریهای هویت بیرونی زن در جامعه ایمانی از دیدگاه قرآن
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 7-18
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2065496.1004
خدیجه احمدی بیغش، مهسا پاکدامن
چکیده بینش قرآن به نمادهای هویتی زنان در بعد درونی و بیرونی، عملکرد و رفتاری ایشان را با ارزش، احترام، حرمت و صیانت او در جامعه ایمانی همراه است. این نمادها نهتنها ارتباطی عمیق با فرهنگ و آموزههای اسلامی دارند، بلکه تجلی ارزشها و باورهای دینی آنان و کرامت و منزلت بانوان مسلمان به شمار میآید. پژوهش پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس خاستگاه قرآنی، هویت بیرونی زنان در جامعه ایمانی چه نمادهایی را در بر دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان میدهد رفتار نمادین زن با ریشه در فطرت و درون او به صورت نمادهای کنشی زنان به خصوص زن مسلمان مورد توجه است. بروز رفتارهای بیرونی انسان، نتیجۀ گرایشی درونی آنان است و هر گرایش درونی نتیجۀ بینش عقلی و عملی است که پرداختن و تعدیل این ویژگی درونی و هماهنگی با وظایف خاص زنان در نظام اجتماعی انسانی موجب بروز و ظهور صفاتی نیکو در او میگردد. تجلی این امور در زنان به منظور نوع آفرینششان بیشتر از مردان خواهد بود. کارکرد مهم نمادانگاریهای قرآن در ارائه و تبیین هویت بیرونی زن مسلمان بیان معنا و ایجاد حس هویت به زنان، با نمادهایی چون نماد عفت و حیاء حیات، رحامت و قانت بودن است. زنان مؤمن با دربرداشتن نمادهای هویت بیرونی خویش در جامعه ایمانی، بهخوبی میتواند برای تمام بشریت الگو معرفی میشوند.
عوامل معنوی و اعتقادی موثر در کاهش نشانههای اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 19-28
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071731.1036
پیمان حاتمیان، فاطمه شرفی، زهرا احمدیان، زهرا سماواتی، فاطمه فتحی
چکیده معنویت و عوامل اعتقادی یکی از مهمترین عواملی است که میتواند افراد را در برابر مشکلات مختلف جسمانی و روانشناختی محافظت کند، بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل معنوی و اعتقادی مؤثر در کاهش نشانههای اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهشهای کیفی و به روش تحلیل محتوای نهفته بود. جامعه هدف پژوهش شامل 7 نفر از متخصصان سلامت روان و 7 نفر از زنان ایرانی بود که به روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل یافتهها منجر به کشف 5 طبقه اصلی از قبیل داشتن امید و انگیزه، باور و اعتقاد درونی به خدا، پایبندی به اصول مذهبی، آرامش و سعهصدر و داشتن معنا در زندگی شد. نتایج بیانگر آن است که میتوان از مؤلفههای معنوی-مذهبی در جهت کاهش مشکلات روانشناختی همچون اختلالات سوماتیک سمپتوم و بهویژه اختلال اضطراب بیماری در زنان به شکل مؤثری استفاده نمود.
تأثیر تجربه تحصیل در دانشگاه مختلط بر موفقیت ازدواج در میان دختران دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 47-55
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2078479.1054
آنیتا روزبهی، محمدصادق فرشاد
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحصیل در دانشگاههای مختلط بر مؤلفههای مرتبط با ازدواج موفق در میان دختران دانشجو انجام شد. این مطالعه از نوع کمی و با روش توصیفی–پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان اقلید بود که از میان آنها 100 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه 24 سؤالی رغبتسنجی ازدواج بود که بر اساس مقیاس پنجدرجهای لیکرت طراحی شده و چهار مؤلفه اصلی شامل بازخورد نسبت به ازدواج، آمادگی و تمایل به ازدواج، نگرش نسبت به پیامدهای ازدواج و موانع ازدواج را مورد سنجش قرار میدهد. پایایی درونی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0 بهدست آمد که بیانگر ثبات و اعتبار مطلوب ابزار است. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و آزمون t مستقل در نرمافزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین مؤلفههای بازخورد نسبت به ازدواج، نگرش نسبت به پیامدهای ازدواج و موانع ازدواج در میان دانشجویان محیط مختلط تفاوت معنادار وجود دارد (p<0.05)، در حالی که مؤلفه آمادگی و تمایل به ازدواج به سطح معناداری نرسید. یافتهها حاکی از آن است که تحصیل در دانشگاه مختلط میتواند موجب ارتقای آگاهی و نگرش دختران نسبت به ازدواج شود، اما تبدیل نگرش مثبت به آمادگی عملی برای ازدواج نیازمند مداخلات آموزشی، فرهنگی و حمایتی هدفمند است. بر این اساس، طراحی برنامههای مهارتآموزی، مشاوره پیش از ازدواج و حمایتهای نهادی میتواند نقش مؤثری در تسهیل ازدواج آگاهانه و موفق دانشجویان ایفا کند.
پیشبینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده کودکان بر اساس فرآیندهای ارتباطی خانواده و روان بنههای ناسازگار اولیه مادران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 21-33
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068044.1023
مژگان باقری، قدرت باقری، سید فیض اله افرازی زاده، سید مسعود درخشانیان
چکیده این پژوهش با هدف پیشبینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده کودکان بر اساس همدلی، فرآیندهای ارتباطی خانواده و روانبنههای ناسازگار اولیه مادران انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کودکان مقطع ابتدایی شهرستان یاسوج در سال تحصیلی 1401-1402 به همراه مادران آنها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 361 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای الگوهای ارتباطی فیتزپاتریک و ریچی (1994)، طرحوارههای ناسازگار یانگ (YSQ) و مشکلات رفتاری کودک آخنباخ (CBCL) استفاده شد. بعد از جمعآوری و استخراج دادهها، نمرات شرکتکنندگان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و بهوسیله نرمافزار آماری spss-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خرده مقیاس همنوایی با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی مثبت معنادار و بین خرده مقیاس گفتوشنود با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی منفی معنادار برقرار است. همچنین بین مؤلفههای روان بنههای ناسازگار اولیه (طرحواره حوزه طرد و بریدگی، طرحواره حوزه خودگردانی و عملکرد مختل، طرحواره حوزه محدودیت مختل، طرحواره حوزه دیگر جهتمندی و طرحواره حوطه گوش به زنگی بیش از حد) با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که مؤلفه همنوایی و خرده مقیاسهای روان بنههای ناسازگار اولیه قادر به پیشبینی مثبت مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده در کودکان میباشند. این یافتهها میتوانند در سببشناسی مشکلات رفتاری و نیز راهبردهای پیشگیرانه به کار روند.
اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 83-92
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070476.1031
نرگس نصراصفهانی، حسن خوش اخلاق
چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
بررسی ابعاد فقهی و حقوقی ازدواجهای آنلاین و قراردادهای مرتبط با تأکید بر حقوق زنان
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 93-105
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065401.1001
کبری حاجبی، مصطفی عامری سیاهویی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی عمیق ابعاد فقهی و حقوقی ازدواجهای آنلاین و قراردادهای مرتبط با تأکید ویژه بر حقوق زنان بود، ضرورت انجام این تحقیق از آن جهت مطرح شد که در عصر فناوریهای نوین و گسترش روابط اجتماعی در فضای مجازی، مسئله نکاح آنلاین بهعنوان پدیدهای نوظهور در نظامهای حقوقی و فقهی اهمیت چشمگیری یافته است، پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شد و دادهها از طریق مطالعه و تحلیل منابع معتبر فقهی، حقوقی و اجتماعی گردآوری گردید، جامعه پژوهش شامل متون فقهی کلاسیک، قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اسناد و مقررات بینالمللی مرتبط با عقد نکاح و قراردادهای وابسته بود که با رویکردی تطبیقی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند، یافتههای تحقیق نشان داد که از منظر فقه اسلامی، تحقق اراده و رضایت طرفین، احراز هویت دیجیتال معتبر، حضور و صحت شهود در بستر مجازی و نیز امکان ثبت رسمی عقد از مهمترین چالشهای فقهی ازدواج آنلاین بهشمار میروند، از جنبه حقوقی نیز نتایج نشان داد که خلأ مقررات جامع و صریح در زمینه عقد نکاح آنلاین، دشواری در اثبات رسمیت عقد در محاکم، عدم انطباق مقررات تجارت الکترونیک با ماهیت ویژه نکاح و فقدان ضمانت اجرایی کافی برای شروط ضمن عقد، از اساسیترین موانع تحقق صحیح این نوع ازدواج محسوب میشوند، تحلیل دادهها بیانگر آن بود که این خلأها و چالشها بهطور خاص، زنان را بیش از سایر گروهها در معرض آسیبهای حقوقی، اجتماعی و حتی فرهنگی قرار میدهد و میتواند امنیت حقوقی و جایگاه اجتماعی آنان را با تهدید جدی مواجه سازد، بهطورکلی، نتایج این پژوهش بر ضرورت بازنگری و تدوین مقررات نوین فقهی و حقوقی متناسب با شرایط جدید فضای مجازی و پدیده ازدواج آنلاین تأکید میکند، همچنین پیشنهاد میشود که در کنار اصلاح و تصویب قوانین، حمایتهای آموزشی، قضایی و اجتماعی از زنان تقویت شود تا آنان در فرآیند ازدواجهای آنلاین با امنیت بیشتر و آسیبهای کمتر مواجه گردند، این پژوهش میتواند بهعنوان گامی مقدماتی برای قانونگذاران، فقها و سیاستگذاران اجتماعی جهت بازاندیشی در چارچوبهای سنتی و انطباق آنها با نیازهای جامعه امروز مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 107-120
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070738.1032
زهرا بنیانی، سیروس حدادنیا
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز بود. این تحقیق از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز در سال تحصیلی 1403-1404 به تعداد 810 نفر بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشهای تصادفی260 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه نظام ارزشی شوارتز (1994)، پرسشنامه زیست عفیفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوع عفاف و حجاب (1401)، و پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی توسط دمینگ (2012)، بود. روایی صوری و پایایی ابزار پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. که ضریب آلفای کرونباخ هر سه پرسشنامه به ترتیب 91%، 87% و 85% بدست آمد. به منظور آزمون فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزا PLS Smart و 27 SPSS استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که جهتگیری ارزشی در ارتباط بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز نقش واسطه دارد. بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین زیست عفیفانه و جهتگیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین جهتگیری ارزشی با تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج به دست آمده به مدیران زن مدارس کمک می کند تا با افزایش پایبندی به اصول اخلاقی، محیط آموزشی بهتری ایجاد کنند.
راهکارهای سوره نور در نهادینهسازی عفت جنسی در جامعه ایمانی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 19-33
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728074
خدیجه احمدی بیغش، مریم حاجی کاظم
چکیده عفت، نیرویی درونی کنترل نفس از امور ناشایست، همواره مورد توجه اسلام بوده است. خداوند متعال با طرح تدریجی سیاستهای کلان خویش زیست عفیفانه را در جامعه اسلامی تقویت، تثبیت و نهادینهسازی کرده است. بدین شیوه که علیرغم طرح مباحث مرتبط با عفت در ابعاد گوناگون آن، در سور مکی، تقویت و تثبیت احکام عفت جنسی را به مدینه و در اوضاعى که جامعهاى با حاکمیت اسلام برپا شود، واگذار نمود. تحقیق پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که سوره مدنی نور چه راهکارهایی را جهت نهادینهسازی عفت جنسی در جامعه ایمانی پیش گرفته است. بررسی توصیفی تحلیلی سوره نور، بر اساس منابع کتابخانهای نشان میدهد پروردگار در شرایط استقرار جامعه اسلامی مدنی، بهمنظور تقویت عفت جنسی در قلوب مؤمنان، ابتدا با طرح احکام پیشگیرانه از انحرافات جنسى، مانند تنبیه شدید زناکاران و شرایط سنگین اثبات قضایى آن، نهى از نگاهها حرام، امر به ازدواج، لزوم عفتورزى جوانان و... موضوع حجاب در جامعه ایمانی را پیش کشیده، تربیت روح عفاف را مطرح کرده است. سپس بهمنظور تثبیت احکام عفت جنسی در دو ساحت خانوادگی و اجتماعی، پایبندی به احکام عفاف الهى، رعایت آداب حریم خصوصی والدین، گذشتن از خواهشهاى نفسانى، تقویت خوف و خشیت از خدا، نفوذ نور احکام در دل مؤمنان، تبعیت محض از خدا و رسول ، و... را در راستای نهادینهسازی عفت جنسی در قلوب مؤمنان طرح داشته است که جز از طریق حفظ حریمهای محرم و نامحرم، خانواده، والدین، رسولالله، میسر نخواهد بود.
مروری سیستماتیک بر تجارب جهانی در پیشگیری از خشونت خانگی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 49-62
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727995
حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم
چکیده خشونت خانگی یکی از مشکلات عمده سلامت افراد به شمار میاید. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین مدیریت موارد خشونت خانگی در دنیا بهعنوان یک اولویت مهم سلامت مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مداخلات انجام شده و تجارب جهانی در زمینه پیشگیری از بروز خشونت خانگی و بررسی اثربخشی آن است. روش: این مطالعه از نوع مطالعات کیفی- توصیفی به روش مروری و با جستجوی نظاممند مقالات موجود در بانکهای اطلاعاتی معتبر و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انگلیسی و فارسی، با مرور و تحلیل مداخلات انجام شده در زمینه خشونت خانگی و میزان اثربخشی آنها تحلیل شد. یافتهها: بعضی مداخلات در زمینه خشونت خانگی در بسیاری از کشورها شامل مداخلات متمرکز بر افراد آسیبدیده خصوصاً زنان و کودکان که شامل راهکارهایی از قبیل آموزش، جلب حمایت و مشاورههای روانی و درمانی افراد در معرض خطر است. مداخلات دیگر متمرکز بر کارکنان سیستم خدمات بهداشتی درمانی و سازمانهای حمایتی بهمنظور آموزش و توانمندسازی آنان در زمینه تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی است. بحث: توانمندسازی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی برای غربالگری، تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی و نیز آموزش کلیه افراد در زمینه عوامل زمینهساز بروز خشونت، کسب مهارتهای ارتباطی و سازگاری و انتخاب صحیح رفتارهای جایگزین در مواجهه با موقعیتهای خشونت زا میتواند گامهایی مهم در پیشگیری یا کاهش خشونت خانگی باشد که این یافتهها با بسیاری از مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف همسو بوده است.
بررسی تأثیر ویژگیِ فردیِ اطمینان مالی بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی زنان
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 63-75
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065975.1014
اکرم تفتیان، مهسا کفاش پور یزدی، زهراء غنی زاده
چکیده سواد مالی زنان عاملی کلیدی در رفاه خانواده و اجتماعی شدن مالی فرزندان است، اما پژوهشها نشان داده سطح سواد مالی زنان نسبت به مردان پایینتر است. یکی از دلایل این موضوع میتواند برخی ویژگیهای فردی روانشناسی مانند اطمینان مالی باشد. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اطمینان مالی بر سواد مالی زنان است. جامعه آماری کلیه زنان استان یزد طی سال 1403 است که با استفاده از فرمول معرفی شده برای معادلات ساختاری تعداد 383 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای ویژگیهای فردی با استفاده از پرسشنامههای استانداردِ علاقهمند بودن زنان به منابع و اطلاعات در دسترس، ترس از مباحث پول و وابستگیهای عاطفی شدید به مسائل پول و سرمایهگذاری گردآوری شده است. همچنین برای جمعآوری دادههای مربوط به سواد مالی، از پرسشنامه استاندارد سواد مالی با سه بعدِ دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی استفاده شده است. فرضیههای پژوهش نیز با روش مدل معادلات ساختاری و بهرهگیری از نرمافزار آماری Smart PLS پردازش شده است. نتایج نشان میدهد اطمینان مالی تأثیر مستقیم و معنیداری بر دانش مالی، نگرش مالی و رفتار مالی داشته و برای بهبود سواد مالی زنان لازم است در کنار توجه به آموزشهای مالی، بر توسعهی این ویژگیها تمرکز نمود.
مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 77-93
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727715
هادی اکبری نژاد، پریناز نظری ممقانی، نرگس پورطالب
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه زنان سرپرست خانوار مراجعهکننده به سازمان بهزیستی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان سرپرست خانوار و (50 نفر) زنان غیرسرپرست بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای شادکامی آکسفورد (1989)، علاقه اجتماعی علیزاده (2020) و بدتنظیمی هیجان گراتس و رومر (2004) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) و آزمونt مستقل استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادند که بین زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست از منظر شادکامی و مؤلفههای آن (رضایت از زندگی، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی، عزتنفس) (001/0>P)، علاقه اجتماعی و مؤلفههای آن (اهمیت دادن به دیگران، مسئولیتپذیری، شجاعت، پذیرش خود) (001/0>P) و بدتنظیمی هیجان (001/0>P) تفاوت معنیدار وجود دارد. با توجه به نتایج بهدستآمده میتوان گفت که زنان سرپرست خانوار از نظر شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان وضعیت بدتری نسبت به زنان غیرسرپرست دارند.
