بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 105-120
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2067182.1019
فاطمه حسنعلی، مریم ارمغان
چکیده ادبیات سورئال بهعنوان یکی از جریانهای تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایههای ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم میریزد و فضایی خلق میکند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم میآمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر میرود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل میشود. این رویکرد، نهتنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم میسازد. رمان بوف کور صادق هدایت، بهعنوان نمونهای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا میکند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکلگیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و بهگونهای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان میدهد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای و با بهرهگیری از روش تحلیل نشانهشناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری میپردازد. از طریق تحلیل لایههای تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شدهاند. یافتهها نشان میدهد که بهکارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، میتواند زمینهساز خلق فضاهایی چندلایه، دروننگر و تجربهمحور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انساناند.
جایگاه شخصیت منیژه در ظرف سفالی (مجموعه فریر گالری واشنگنتن)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 35-48
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728183
عاطفه فاضل
چکیده پژوهش حاضر به بررسی سفال نگاره مربوط به داستان بیژن و منیژه، ساخت قرن ششم هجری و متعلق به شهرری، اختصاص یافته است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی شخصیت منیژه در این اثر تصویری و تطابق آن با متن شاهنامه فردوسی است. سؤال کلیدی پژوهش به شرح زیر است: چگونه نقش منیژه در متن شاهنامه و در تصاویر سفال مجموعه فریر واشنگتن بازنمایی شده است و چه تفاوتهایی در تفسیر این شخصیت در این دو رسانه وجود دارد؟ روش تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی و تحلیل تصویری است. برای جمعآوری دادهها از منابع کتابخانهای، مراجعه به منابع معتبر داخلی و اینترنتی و مطالعه نمونههای ظرف سفالی با نقش بیژن و منیژه موجود در مجموعه فریر واشنگتن بهره گرفته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هنرمند سفالگر با حفظ عناصر نمادین، شخصیت منیژه را در کلیت داستان رعایت کرده است. در عین حال، تمرکز او بیشتر بر وفاداری، عشقورزی و صبر منیژه است و کمتر لایههای قهرمانی و فعالانه او در داستان نمایان است. این در حالی است که در متن شاهنامه، فردوسی منیژه را زنی شیردل، شخصیت فعال و درگیر در نجات بیژن و نماد وفاداری و عشقی قوی تصویر میکند. در پایان، نقوش ظرف سفالی، با بهرهگیری از قهرمانیهای رستم و عناصر حماسی، حساسیت حماسی داستان را حفظ کرده است، هر چند بیشتر بر جنبههای عاطفی و نمادین شخصیت منیژه تأکید دارند. این مطالعه نشان میدهد که تفاوتهایی در تفسیر و بازنمایی شخصیت منیژه در متن و تصویر وجود دارد، اما هر دو رسانه به نحوی مکمل یکدیگر نقش مهمی در تداوم میراث فرهنگی و روایتهای ملی ایران ایفا میکنند. تأکید بر اهمیت وحدت هنرهای تصویری و ادبی در حفظ و انتقال روایتهای ملی، از دستاوردهای اصلی این پژوهش است و نشان میدهد که نقش سفالینهها در ترویج و قرائت داستانهای کهن ایرانی اهمیت ویژهای دارد.
بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 95-106
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727952
الهه علیخانی
چکیده کاهش تمایل به فرزندآوری در دهههای اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزههای مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری دادهها استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکتکننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود میدانند. بسیاری از آنان دغدغههایی چون ناتوانی در تأمین هزینههای فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانهتر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی میتواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، بهویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
تأثیر ادبیات نمایشی بر شکلگیری عزت نفس در دختران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 45-54
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725753
محمد معین صفاری، اعظم محمدی، مهسا پناهی کازرونی
چکیده یک مقاله گزارشی کوتاه، با رویکردی روانشناسی اجتماعی، به واکاوی تأثیر مشارکت خلاق دانشآموزان دختر در فرآیند تولید ادبیات نمایشی مبتنی بر خیامخوانی، با هدف تقویت عزتنفس و تحکیم پیوند با هویت فرهنگی-دینی در دوران کودکی میپردازد. مطالعه به شیوه کمی و با بهرهگیری از مقیاس استاندارد عزتنفس روزنبرگ (RSES) صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۵۰ دانشآموز دختر ۸ تا ۱۰ ساله از دبستان شهید شریف اشرف شیراز بود که در سطوح مختلف خلق، ایفای نقش و اجرای نمایشهای خیامخوانی مشارکت فعال داشتند. اجرای این برنامه که مبتنی بر رباعیات خیام بهعنوان نماد حکمت ایرانی-اسلامی است، بستر تعامل اجتماعی هدفمند، تجربه زیسته هنری و بازسازی هویت فرهنگی را برای مشارکتکنندگان فراهم ساخت. تحلیل دادهها از طریق مقایسه نمرات پیشآزمون و پسآزمون، حاکی از بهبود معنادار در شاخصهای عزتنفس بود. یافتهها نشان میدهد که درگیر شدن در فعالیتهای نمایشی مبتنی بر متون کلاسیک، میتواند بهعنوان یک مداخله فرهنگی-روانشناختی، مؤلفههای بنیادین خودپنداره مثبت، خودکارآمدی و احساس ارزشمندی را در کودکان تقویت نماید. همچنین، نتایج گواه آن است که تلفیق هنرهای نمایشی با محتوای اصیل ایرانی-اسلامی، نهتنها زمینهساز ارتقای سلامت روانی کودکان است، بلکه عاملی کلیدی در صیانت از هویت فرهنگی نسل نو محسوب میشود. بر این اساس، پیشنهاد میشود رویکردهای آموزشی نوین، از ظرفیتهای ادبیات کهن و نمایش خلاق بهمنظور ارتقای تابآوری روانی و انسجام فرهنگی دانشآموزان بهره گیرند.
