تأثیر آموزش مهارتهای رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 7-24
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725749
امیرحسین توانگر، محدثه رستمی، نازیلا صالحی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارتهای رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارتهای رهبری (شامل مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبهنفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیمگیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاههای مختلف بود که بهصورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. بهویژه مهارتهای ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبهنفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قویتری داشتند. همچنین مهارتهای مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندیهای فردی آنان در فرآیندهای تصمیمگیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. بهطورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارتهای رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد میکند که این آموزشها بهطور جدی در برنامههای تربیت معلم گنجانده شود.
بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری (مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز)
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-17
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068226.1025
فاطمه ذکری، فاطمه محمودی
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه بین جهتگیری مذهبی با تابآوری؛ مطالعه موردی دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز طراحی و اجرا گردید. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی بود که جمعآوری اطلاعات آن بهصورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه شیراز در سال تحصیلی 1402-1403؛ که تعداد آنها بالغ بر 1362 نفر بود؛ که تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان برابر 300 نفر از دانشجویان موسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز بود. ابزار گردآوری تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد بود. برای سنجش جهتگیری مذهبی از پرسشنامه جهتگیری مذهبی آلپورت و راس (1950)، برای سنجش تابآوری، مقیاس تابآوری کونور و دیویدسون (2003) به کار برده شد. برای تحلیل آن نیز از نرمافزار spss و amosنسخه 23 استفاده کردیم؛ که در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید. از آمار توصیفی نظیر میانگین و واریانس و انحراف معیار و... برای توصیف دادهها و برای تعیین رابطه بین متغیر دادهها از تعیین رابطه آزمون پیرسون استفاده شد. نتایج نشان میدهد که جهتگیری مذهبی بر تابآوری با مقدار 58/0 اثرگذار است.
بررسی علل اعتیاد به الکل و اثرات آن بر تحصیل و روان دانشآموزان دختر
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 7-19
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065856.1009
امیرحسین توانگر، محمد روشن، رضا محمدیان، مریم عباسی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی علل اعتیاد به الکل و بررسی تأثیرات آن بر تحصیل و سلامت روان دانشآموزان دختر انجام شده است. در این تحقیق، به تحلیل علل مختلفی مانند مشکلات خانوادگی، فشار همسالان، مشکلات روانشناختی، دسترسی آسان به الکل و مشکلات اقتصادی پرداخته شده و اثرات آنها بر رفتارهای تحصیلی و روانی دانشآموزان دختر مورد بررسی قرار گرفته است. نمونهگیری از میان 300 دانشآموز دختر مدارس متوسطه در شیراز انجام شده است. نتایج نشان داد که مهمترین علل گرایش به مصرف الکل در میان این گروه، مشکلات خانوادگی و فشار همسالان است. همچنین، مصرف الکل تأثیرات منفی قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان بهویژه در زمینههای افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب داشته است. درنهایت، این پژوهش ضرورت مداخلات آموزشی و مشاورهای را برای پیشگیری از اعتیاد به الکل و کاهش اثرات منفی آن بر تحصیل و روانشناختی دانشآموزان دختر تأکید میکند.
نمادانگاریهای هویت بیرونی زن در جامعه ایمانی از دیدگاه قرآن
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 7-18
https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2065496.1004
خدیجه احمدی بیغش، مهسا پاکدامن
چکیده بینش قرآن به نمادهای هویتی زنان در بعد درونی و بیرونی، عملکرد و رفتاری ایشان را با ارزش، احترام، حرمت و صیانت او در جامعه ایمانی همراه است. این نمادها نهتنها ارتباطی عمیق با فرهنگ و آموزههای اسلامی دارند، بلکه تجلی ارزشها و باورهای دینی آنان و کرامت و منزلت بانوان مسلمان به شمار میآید. پژوهش پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس خاستگاه قرآنی، هویت بیرونی زنان در جامعه ایمانی چه نمادهایی را در بر دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان میدهد رفتار نمادین زن با ریشه در فطرت و درون او به صورت نمادهای کنشی زنان به خصوص زن مسلمان مورد توجه است. بروز رفتارهای بیرونی انسان، نتیجۀ گرایشی درونی آنان است و هر گرایش درونی نتیجۀ بینش عقلی و عملی است که پرداختن و تعدیل این ویژگی درونی و هماهنگی با وظایف خاص زنان در نظام اجتماعی انسانی موجب بروز و ظهور صفاتی نیکو در او میگردد. تجلی این امور در زنان به منظور نوع آفرینششان بیشتر از مردان خواهد بود. کارکرد مهم نمادانگاریهای قرآن در ارائه و تبیین هویت بیرونی زن مسلمان بیان معنا و ایجاد حس هویت به زنان، با نمادهایی چون نماد عفت و حیاء حیات، رحامت و قانت بودن است. زنان مؤمن با دربرداشتن نمادهای هویت بیرونی خویش در جامعه ایمانی، بهخوبی میتواند برای تمام بشریت الگو معرفی میشوند.
اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی و شادکامی در زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس شهر شیراز
دوره 1، شماره 1، بهار 1398
https://doi.org/10.52547/.1.1.7
فریده انصافداران، اطهر افشار
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر کیفیت زندگی و شادکامی زنان مبتلا به بیماری ام.اس شهر شیراز بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار مراجعه کننده به انجمن بیماران ام.اس (کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس) شهر شیراز در سال 1397 بود که از بین آنان، 30 نفر به شیوه نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران ام.اس آیتاللهی (1385) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد بود. جهت تحلیل دادهها از روش آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان دادند که اجرای برنامه آموزشی مدیریت استرس باعث بهبود کیفیت زندگی (12/10 F= و004/0 p<) و شادکامی (84/118 F=و 01/0 p<) در زنان مبتلا به بیماری ام.اس درگروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. باتوجه به نتایج پژوهش، مدیریت استرس به شیوه شناختی-رفتاری بر ارتقای کیفیت زندگی و شادکامی این بیماران اثر دارد. بنابراین این برنامه آموزشی میتواند جز برنامههای مداخلاتی برای گروه هدف مورد استفاده قرار بگیرد.
مواجهه جامعه با زنان تیغ زیر جامه نرفته
دوره 2، شماره 1، بهار 1399
https://doi.org/10.52547/.2.1.7
محبوبه بابایی محمدی، فریبا صدیقی، رایحه مظفریان
چکیده هدف این مقاله فهم سازوکارهای گرایش به ختنه در میان زنان لک و نگاه آنان به ختنه است. برای رسیدن به این هدف، با بیست و شش زن که تجربه انجام ختنه داشتند و همچنین با دو کولی که جراح ختنه در میان زنان لک هستند، مصاحبه هایی انجام شد. یافته ها نشان داد که تعریف زنان از ختنه، اهداف و عوامل ختنه در بین سه نسل زنان متفاوت است. زنان نسل اول تحت اجبار جامعه، زنان نسل دوم تحت اجبار خانواده و زنان نسل سوم تحت اجبار مردان ختنه کرده اند. یافتهها همچنین نشان داد که رسم ختنه به خاطر وارداتی بودن در این منطقه از اجبار خشنی در بین زنان برخوردار نیست و کولیها با تأکید بر بن مایههای مذهبی و وضعیت اقتصادی منطقه زنان نسل اول و دوم را به انجام ختنه ترغیب مینمودند و تبلیغات زیباسازی باعث ترغیب زنان جوان به ختنه شده است.
بازشناسی عوامل مؤثر بر خوانایی بانوان از فضای شهری (نمونه موردی: شهرک اکباتان تهران)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.2.7
مریم رحمتی، علی عسگری، زهرا سادات کمونه، سارا شایانفر
چکیده خوانایی یکی از از ویژگی های اساسی محیط های شهری با کیفیت به شمار می رود که به فرد برای درک صحیح و عمیق پیرامون، امکان برقراری ارتباط مطلوب بین فرد و محیط شهری را فراهم می سازد. در واقع هنگام قرارگیری در محیط خوانا، تصویر ذهنی افراد در قالب نقشه های شناختی از محیط، سبب می شود افراد هنگام حرکت در فضا به آسانی مسیریابی نموده و حس سردرگمی نخواهند داشت. امروزه درپی شهرسازی مدرن و پیدایش مجتمع مسکونی های مدرن، به علت کم بودن کیفیت گوناگونی، شاهد ضعف در خوانایی هستیم که شهرک اکباتان به عنوان نمونه ای از شهرسازی مدرن، دارای ضعف در خوانایی است و از آنجا که جنسیت نیز مانند عواملی همچون محل سکونت، سن، شرایط اجتماعی و قومیت بر ادراک و ترجیح محیط تأثیر می گذارد و از این بین زنان بیشترین جمعیت جامعه را تشکیل می دهند که حضور آنها منوط بر خوانایی و امنیت در محیط می باشد، لذا هدف این مقاله شناخت و ایجاد فضای شهری خوانا برای بانوان در شهرک اکباتان می باشد و به دنبال پاسخ به این پرسش است: چه عواملی بر خوانایی بانوان از شهرک اکباتان مؤثر بوده و میزان پراکندگی عوامل در شهرک به چه میزان است؟ این تحقیق به روش کیفی انجام گردیده و برای ارزیابی نهایی از تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. این پژوهش ابتدا به بازتعریف مفاهیم خوانایی، تصویر ذهنی، نقشه شناختی، ادراک بانوان با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس براساس مفاهیم مستخرج از بخش نظری پژوهش، شناسایی عوامل خوانایی در شهرک اکباتان به روش میدانی و حضور در شهرک، تهیه نقشه های ذهنی، پرسشنامه محقق می گردد، سنجش داده با استفاده از درصد و ارزیابی پایایی با نرم افزار SPSS انجام گرفته است. بررسی های انجام گرفته حاکی از آن است که بانوان بومی با مدت سکونت بالا و شناخت زیاد، شهرک را محیطی خوانا تلقی می نمایند. در واقع آن ها به واسطۀ تصویرذهنی که از شهرک و مؤلفه های خوانایی دارند، احساس سردرگمی نمی کنند. عوامل مؤثر بر خوانایی بانوان در شهرک به ترتیب میدان بسیج، بیمارستان صارم و خیابان نفیسی محسوب می شوند و بخش های خارج از بلوک های مسکونی دارای خوانایی بیشتری نسبت به بخش های داخلی بلو ک ها هستند.
نقش خودکارآمدی و هوش هیجانی در پیش بینی حل تعارض زناشویی در زنان دانشجو
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399
https://doi.org/10.52547/row.2.3.7
مسعود صالحی، محمدجواد اصغری ابراهیم آباد
چکیده از مهمترین عواملی که بر رضایت زناشویی اثر میگذارد و باعث کاهش آن میشود تعارضات زناشویی است و از مهمترین مؤالفههای مؤثر بر حل تعارض زناشویی، خودکارآمدی و هوش هیجانی است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی حل تعارض براساس دو متغیر خودکارآمدی و هوش هیجانی است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی میباشد. جامعه آمار شامل کلیه زنان دانشجوی متأهل دانشگاه فردوسی مشهد بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای،150 خانم از دو دانشکده ادبیات و الهیات انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ(صفاری نیا و سلگی،1390)، خودکارآمدی شرر(شرر و مادوکس، 1982) و مقیاس تعارض زناشویی کنزاس(کورکوران، فیشر، 2000) بود. دادهها با استفاده از نرم افزارSPSS نسخه 21 و روش رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که هوش هیجانی6/ 24 و هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی 5/32 در پیش بینی حل تعارض تآثیر دارد (P<0/01). نتایج تجریه و تحلیل نشان میدهد که هوش هیجانی به همراه خودکارآمدی قادر به پیش بینی حل تعارض در زنان هستند. بنابراین میتوان گفت که هوش هیجانی و خودکارآمدی در حل تعارض مؤثر هستند. کلید واژهها: تعارض زناشویی، هوش هیجانی، خودکارآمدی.
تحلیل جامعهشناختی نقش و جایگاه سرمایه اجتماعی در سبک زندگی زنان کارمند: ارائه یک نظریه زمینهای در شرایط بحران کرونا در شهر کرمان
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399
https://doi.org/10.22034/jwir.2021.725861
علیرضا صنعت خواه، مهری عربی
چکیده امروزه در مواجه با بحران ویروس کرونا، از یک سو مسئله سبک زندگی زنانی که مستقیماً با بیماران کرونایی در ارتباط هستند مورد توجه قرار گرفته است و از سوی دیگر کیفیت روابط اجتماعی زنان کارمند در تعامل با سرمایه اجتماعی (اعتماد، شبکه های ارتباطی و مشارکت) شهروندان با برنامه های بهداشتی ستاد مبارزه با کرونا قرار دارد. هدف اصلی تحقیق بررسی نقش و جایگاه سرمایه اجتماعی در سبک زندگی زنان کارمند دانشگاه علوم پزشکی کرمان در دوران کرونا است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نظر نوع مطالعه از نوع تحقیقات کیفی مبتنی بر روش داده بنیاد است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1399 می باشد. روش نمونه گیری هدفمند در دسترس می باشد. مشارکت کنندگان در پژوهش را 28 نفر از کارکنان زن در این مرکز می باشند. از مصاحبه نیمه ساختار یافته به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شده است. برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد از سه روش: کنترل یا اعتباریابی توسط اعضا، مقایسه های تحلیلی واستفاده از تکنیک ممیزی بهره گرفته شده است. داده ها بر طبق رویه مبتنی بر نظریه زمینه ای در سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و گزینشی (محوری) تجزیه و تحلیل شده اند. براساس یافته های به دست آمده عواملی ازجمله: ساختار زمینه ای مشارکت، کیفیت شبکه های ارتباطی، اعتماد و ترس از امنیت شغلی به عنوان مهم ترین عوامل علی، سبک زندگی در دوران کرونا (تقویت شبکه های مجازی، تماشای فیلم و سریال مجازی، پیدایی آگاهی سیاسی، خرید اینترنتی و ...) به عنوان شرایط زمینه ای، بی تفاوتی اجتماعی و سرمایه اجتماعی درون گروهی به عنوان شرایط مداخله گر، کیفیت بخشی به خدمات بهداشتی، ارتقای سلامت روانی و بهداشت محیطی به عنوان مهم ترین راهبردها و نابسامانی اقتصادی، بهداشت و درمان، حمایت اجتماعی ضعیف و از خود بیگانگی اجتماعی به عنوان پیامدها معرفی می شوند. نتایج بررسی نشان می دهد که می توان از طریق بهره گیری از فضای مجازی، سرمایه اجتماعی سلامت محور را در زنان کارمند تقویت کرد که در آن آموزش های لازم جهت رعایت پروتکل های بهداشتی از طریق شبکه های مجازی ایجاد و اعتماد اجتماعی مجازی به آن دامن زده و مشارکت های فعالانه ای را به دنبال داشته باشد.
رابطه همنوایی با هنجارهایزنانه و ادراک تبعیضهایجنسیتی با کیفیتزندگی زنان ایرانی: نقش واسطهای خودخاموشی
دوره 3، شماره 1، بهار 1400
مرضیه صادق زاده، شیدا بشارده، فرهاد خرمایی
چکیده در دهههای اخیر پژوهشهای مرتبط با سلامت و کیفیتزندگی زنان بر نقش ویژه هنجارهای زنانه و تبعیضهای جنسیتی تأکید نمودهاند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطهای مؤلفههای خودخاموشی در رابطه میان هم نوایی با هنجارهای زنانه و ادراک تبعیضهای جنسیتی با کیفیتزندگی زنان شاغل و دانشجوی 18 تا 40 سال بوده است. نمونه پژوهش نیز شامل 687 نفر از بانوان شهر کازرون بودند که به صورت مجازی و از طریق پاسخ-گویی به لینک پرسشنامهها در این مطالعه شرکت نمودهاند. این لینک از مجموعه گویههای مربوط به چهار ابزار سیاهه هم نوایی با هنجارهای زنانه (پرنت و مرادی، 2010)، سیاهه رویدادهای تبعیضآمیز جنسیتی (کلونوف و لندرین، 1995)، مقیاس خودخاموشی (جک و دیل، 1992) و فرم کوتاه پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی تشکیل شده است. نتایج تحلیل که به کمک روش مدلیابی معادلات ساختاری در نرمافزار ایموس-22 انجام گرفت، نشان داد که هم نوایی با هنجارهای زنانه و ادراک تبعیضهای جنسیتی، علاوه بر تأثیر مستقیم، به طور غیرمستقیم و به واسطه مؤلفههای خودخاموشی نیز بر جنبههای مختلف کیفیت زندگی زنان تأثیر گذاشته است. نتایج پژوهشی نشان میدهد که تأکید سازمان بهداشت جهانی بر لزوم توجه به درک زنان از تبعیضهای اجتماعی و نیز هنجارهای جنسیتی امری کاملاً جدی بوده و بایستی درخصوص زنان ایرانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
اثربخشی طرحواره درمانی بر افزایش خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه و تأثیر آن بر کاهش الگوهای ناسازگار اولیه فرزندان دختر آنان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400
سید مجتبی عقیلی، آرزو اصغری، میترا نمازی
چکیده پژوهش حاضر با هدف اثربخشی طرحواره درمانی بر افزایش خودکارآمدی و امید به زندگی زنان مطلقه و تأثیر آن بر کاهش الگوهای ناسازگار اولیه فرزندان دختر آنان انجام شد. طرح این پژوهش آزمایشی از نوع پیشآزمون_ پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زنان مطلقه و فرزندان دخترشان در شهر ارومیه در سال 96 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از زنان مطلقه و فرزندان دخترشان بود که به کلینیک سلامت خانواده، تحت نظر بهزیستی استان آذربایجان غربی مراجعه کردند که به روش هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) بهصورت تصادفی گمارده شدند. بر گروه آزمایش، مداخله مبتنی بر طرحواره درمانی، طی 8 جلسه 90 دقیقهای بهصورت گروهی انجام شد؛ اما برای گروه کنترل، هیچگونه مداخلهای اعمال نشد. ابزار پژوهش حاضر، عبارت بودند از پرسشنامه خودکارآمدی شی یر (1982)، پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر (1991) و فرم کوتاه پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (1998). دادههای پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی بر افزایش خودکارآمدی، امید به زندگی زنان مطلقه و تعدیل طرحوارههای ناسازگار فرزندان دخترشان مؤثر واقع شده (000/0>P). طرحواره درمانی بهعنوان یک تکنیک میتواند در بهبود خودکارآمدی و امید به زندگی این زنان مطلقه و تعدیل طرحوارههای ناسازگار فرزندان دخترشان مؤثر باشد.
حق مرخصی زایمان بهمثابه یک حق بشری (رویکرد تطبیقی با تأکید بر کشورهای اسلامی): غنای اسلام
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400
محمد ستایش پور، ملیحه عابدی مقدم
چکیده از مسائل مهم، رعایت حقوق زنان و مادران است. یکی از این حقوق، حق بر مرخصی زایمان برای مادران شاغل می باشد که در نظام بین-المللی حقوق بشر، قوانین و مقررات محدودی به آن اختصاص پیدا کرده است. راقمان سطور پیش رو بر آن شده اند تا با مطالعه تطبیقی، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران بپردازند. نتایج حاصل از تحقیق نشان از آن دارد که اگرچه جامعه بین المللی، دولت ها و نهادهای حقوق بشری همواره بر حقوق زنان تأکید دارند و آن را صرفنظر از هیچگونه تبعیضی برای زنان، مؤثر می خوانند، این نوع حق چه بهعنوان حق کودک و چه بهعنوان حق مادر آنچنانکه بایدوشاید در نظام بین المللی حقوق بشر قدرت الزام آوری ندارد. این در حالی است که دین مبین اسلام به ابعاد مختلف حق مادر پرداخته است و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، به تبعیت از اسلام، به حق بر مرخصی زایمان برای مادران پرداخته شده است.
برآورد وضعیت تعارض بین زوجین و راهحلهای رفع آن بر مبنای تحلیل ثانویه دادههای پیمایش ملی خانواده در ایران
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400
یونس اکبری، محمد ترکاشوند مرادآبادی
چکیده افزایش تعداد طلاق در کشور نشانهای از افزایش تعارض بین زوجین است. پژوهش حاضر قصد دارد به شناخت وضعیت شاخص تعارض بین زوجین در سطح کشور بپردازد. داده مورد استفاده شامل دادههای پیمایش ملی خانواده در ایران است که بر روی افراد بالای 15 سال کشور انجام شده است و در تحقیق حاضر نمونه افراد متأهل آن انتخاب شده است. نتایج بررسی شاخص میزان تعارض زوجین در ایران حاکی از این است که از کل پاسخگویان متأهل 15.3 درصد هیچ گونه تعارضی با همسرشان ندارند، 40.7 درصد دارای تعارض در حد کم، 26.6 درصد دارای تعارض در حد متوسطی و 17.5 درصد نیز دارای تعارض در حد زیادی با همسرانشان هستند. افراد متأهل کمترین تعارض را نسبت به سایر موضوعات دیگر در رابطه با تعارض در نوع شغل و مسائل مرتبط با آن دارند. از بین موضوعات مورد تعارض زوجین، حضور بهموقع همسر در منزل با 22.1 درصد و گذراندن وقت با یکدیگر با 21.7 به ترتیب بیشترین درصد تعارض زیاد بین زوجین را به خود اختصاص دادند. از بین راهحلهای موجود برای رفع تعارض، مراجعه به مراجع قضایی و دادگاه کمترین میزان را در بین راهحلهای حل تعارض زوجین به خود اختصاص داده بهطوریکه (88.8 درصد) پاسخگویان عنوان کرده اند که برای حل تعارض با همسرشان اصلاً به دادگاه و مراجع قضایی مراجعه نمی کنند و در همین راستا 76.5 درصد به میزان زیادی از تحمل و سازگاری و 74.5 درصد در حد زیادی از گفتگو برای رفع تعارض با همسرشان بهره میگیرند که این دو مقوله بیشترین مقادیر را در بین راه حل های حل تعارض بین زوجین به خود اختصاص دادند.
بررسی نقش واسطهای سبکهای ارتباطی زوجین در رابطه بین سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن با بخشش در خانواده در زنان متأهل
دوره 4، شماره 1، بهار 1401
رضا چالمه، فاطمه عبدالهی، ساناز باقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای سبک های ارتباطی زوجین در رابطه بین سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن با بخشش در خانواده در زنان متأهل بود. این پژوهش از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهر شیراز بودند. نمونه این جامعه آماری به روش نمونهگیری در دسترس، 202 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامههای سبکهای دلبستگی (بارتولومیو و هوروتیز،1991)، سبک های ارتباطی زوجین (مبلر-نانالی و اکمن، 2006) و بخشش در خانواده (پولارد و همکاران،1998) بود. یافته های حاصل از این پژوهش نشاندهنده آن است که سبکهای دلبستگی پیشبین مستقیم و معنیدار بخشش در خانواده بودند. همچنین سبکهای ارتباطی زوجین نیز توانست بخشش در خانواده را بهطور معنیداری پیشبینی کند. علاوه بر این سبکهای دلبستگی نیز پیشبین معنیدار سبک ارتباطی زوجین بود. درنهایت نتایج بیانگر این بود که سبکهای ارتباطی زوجین توانست در رابطه بین سبکهای دلبستگی و بخشش در خانواده نقش واسطهای ایفا نماید. نتایج حاصل نشاندهنده آن است که سبکهای دلبستگی ایمن و ناایمن و سبکهای ارتباطی زوجین ازجمله متغیرهای تأثیرگذار بر بخشش در خانواده میباشند و لازم است موردتوجه کارشناسان و متخصصان حوزه خانواده قرار گیرند.
مقایسه تصویر بدن، نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی در افراد مبتلا به ملال جنسی و افراد بهنجار
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401
سیده مهسا موسوی، سیف اله آقاجانی، سیده سحر عسگری قلعه بین
چکیده مقدمه: افراد دچار ملال جنسیتی آشکارا از ناراحتی مداوم به دلیل عدم تناسب نقش جنسیتی و احساسات فعلی، علاقه وافر و مداوم به همانندسازی با جنس مخالف بدون بهره بردن از مزایای فرهنگی و اجتماعی خاص آن جنس رنج می برند. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه تصویر بدن، نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی در افراد مبتلابه ملال جنسیتی و افراد بهنجار انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال ملال جنسیتی و عضو ترنس-سکشوال انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی استان تهران بود. تمامی افراد بهنجار ساکن استان تهران نیز جامعه افراد عادی این پژوهش بودند. تعداد 50 نفر از افراد مبتلا و 50 نفر از افراد عادی به شیوة در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (2005)، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو (1991) و اضطراب اجتماعی کانور (2000) استفاده شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره و نرم افزار SPSS24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت آماری معنی داری بین دو گروه در نگرانی از تصویر بدنی (46/90=F و 01/0>P)، نشخوار فکری (01/115=F و 01/0>P) و اضطراب اجتماعی (95/87=F و 01/0>P) وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که افراد مبتلا به ملال جنسیتی نسبت به افراد غیرمبتلا تصویر بدنی کمتر و نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی بالاتری دارند. تغییر باورهای فرهنگی و افزایش پذیرش اجتماعی میتواند نقش مهمی در بهبود تصویر بدن، نشخوار فکری و اضطراب اجتماعی داشته باشد.
نقش تعدیلکننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401
سمانه فراهانی، غلامرضا معارفی، زهرا خاکساری، سمانه شاکری حسین آباد
چکیده یکی از جنبه های بسیار مهم و پیچیده زندگی زناشویی، رضایت زناشویی است که نقش بسیار مهمی در استحکام و پایداری روابط زناشویی دارد. عوامل مختلفی در تأمین رضایت زناشویی مؤثرند. یکی از مهم ترین آنها رضایت جنسی همسران از یکدیگر است که این نیز به نوبه خود از عوامل دیگری مانند سلامت معنوی متأثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکننده بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و رضایت زناشویی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متأهل شهر تهران در سال 1400 است که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 167 نفر برای شرکت در این مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس بهزیستی معنوی، مقیاس رضایت جنسی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست بود. برای تحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تحت نرم افزار کامپیوتری SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضریب همبستگی بین رضایت جنسی (**37/0) و بهزیستی معنوی (**31/0) با سازگاری زناشویی در سطح 01/0 معنادار بود. همچنین بهزیستی معنوی در رابطه بین رضایت جنسی و سازگاری زناشویی دارای نقش تعدیلکنندگی بود (05/0 >P). طبق نتایج مطالعه حاضر، رضایت جنسی و بهزیستی معنوی قابلیت پیشبینی سازگاری زناشویی را در زنان دارند و بنابراین می توان این نتایج را در اختیار فعالان حوزه زوجدرمانی و خانواده قرار داد تا از آن برای ارتقای رضایت زناشویی در مراجعین خود استفاده کنند.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر درمان واژینیسموس: یک کارآزمایی تک موردی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401
آرزو رضایی، میترا تدین، میترا ملایی نژاد، خدیجه شیرالی نیا
چکیده واژینیسموس یک اختلال جنسی شایع، از دسته اختلالات تناسلی لگنی/ دخولی دردناک است که در دو شکل اولیه و ثانویه مشاهده میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی شناختی بر درمان واژینیسموس طراحی شده است. در طی یک کارآزمایی آزمایشی تک موردی و طرح خط پایه چندگانه، 4 زن مبتلا به واژینیسموس که به کلینیکهای درمان اختلالات جنسی شهر اهواز مراجعه کرده بودند به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و پس از تأیید معیارهای وجود اختلال درد/دخول تناسلی لگنی، توسط روانپزشک، در مطالعه شرکت داده شدند. از تمام شرکتکنندگان رضایتنامه کسب شد. قبل و پس از مداخله، متغیرهایی همچون، انگیزه دخول، سازگاری زناشویی، افکار دهشتناک و... توسط ابزار چندوجهی اختلال دخول واژینال، در مشارکتکنندگان مورد ارزیابی قرار گرفت. آزمودنیها پس از تعیین خطوط پایه در متغیرهای وابسته به ترتیب وارد مرحله درمان شناختی رفتاری شده و به مدت 8 جلسه هفتگی، بهصورت فردی مورد درمان قرار گرفتند. دوره پیگیری دو ماه پس از تکمیل درمان در سه نوبت به فواصل 20 روزه انجام شد. تمام مشارکتکنندگان در پایان مداخله موفق به دخول واژینال شدند و شاخص بهبودی که در هر یک از متغیرها با سیر نزولی منحنی در مرحله درمان نسبت به خط پایه در نظر گرفته شده بود، در آنها تأیید شده است. نتایج همچنین نشان داد درمان شناختی رفتاری در تغییر افکار دهشتناک و درماندگی، سازگاری زناشویی، رفتارهای اجتنابی، افزایش اطلاعات جنسی، گوش به زنگی، خوشبینی و ناسازگاری ژنیتال جنسی افراد واژینیسموس مؤثر میباشد. یافتههای مطالعه نشاندهنده مؤثر بودن روشهای شناختی رفتاری در بهبود واژینیسموس میباشد؛ بنابراین گنجاندن این نوع درمان در مداخلات در نظر گرفته شده برای این بیماران و انجام مطالعات وسیعتر با گروههای کنترل و تعداد نمونههای بیشتر توصیه میشود.
نقش زن در شعار«زن،زندگی،آزادی» در اسلام و غرب
دوره 5، شماره 1، بهار 1402
سکینه گنج خانلو، طوبی شاکری گلپایگانی
چکیده دین اسلام همواره برای زنان اهمیت ویژه ای قائل بوده و بخصوص سفارش های فراوانی از ائمه علیهم السلام در مورد زن در متون دینی و روایات وارد شده است و یکی از موضوعات مهم اجتماعی امروز جایگاه و نقش زن در عرصه خانواده و اجتماع است. در روایات اسلامی دختران و زنان بعنوان حسنات الهی ذکر شده اند و این در حالی است که حسنات در اسلام مورد پاداش خدا هستند و نعمت ها مورد بازخواست و سوال خداوند قرار می گیرند با سیری در منابع اسلامی می توان فهمید که زن در اندیشه اسلامی چه جایگاه والایی داشته و دارد اما در غرب و در شعار«زن،زندگی،آزادی» بالعکس این است. میتوان اینگونه بیان کرد که هر چه میزان تعهد به اسلام و زندگی اسلامی بیشتر باشد تداوم آن زندگی بالاتر خواهد بود و به عکس هر چه میزان تعهد کمتر آرامش روانی و اسایش فرد در محیط زندگی و اجتماع کمتر خواهد بودهمچنین باید اینگونه بیان کرد که فروپاشی نظام غرب براساس آزادی نامحدود است. این تحقیق،از روش آمیزه ای و به کمک اسناد نوشتاری وسامانه های رایانه ای و نرم افزارهای علمی و روش داده پردازی توصیفی وتحلیلی بهره می برد. هدف با رجوع به منابع دینی، نقش زن در شعار«زن،زندگی،آزادی» در اسلام و غرب را مورد بررسی قرار میدهد. نتایج تحقیق عبارتند از این که با رجوع به قرآن، روایات ، جایگاه و نقش زن در خانواده و در شعار«زن،زندگی،آزادی» در اسلام و بالعکس غرب را که موجب آرامش و... می شود، مورد بررسی قرار میدهد.
پیامدهای روانی خشونت علیه زنان و دختران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402
زهرا زارع، کاظم خرم دل
چکیده خشونت علیه زنان و دختران در تمامی جوامع بشری علیرغم تفاوت در میان مذهب و دیگر تفاوتهای فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی وجود داشته و پدیدهای است جهانی، فراتاریخی و فرافرهنگی که عمری به قدمت تاریخ بشریت دارد. این پیامد از مشارکت کامل زنان در جامعه جلوگیری میکند و تهدیدی جدی برای حقوق انسانی و سلامت به شمار میرود. خشونت تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت جسمی و روانی زنان دارد. علیرغم تحقیقات فراوان در مورد پیامدهای خشونت بر سلامت روانی زنان، میزان خشونت در دوران قرنطینه بیماری کرونا افزایش پیدا کردهاست که این تحقیق به بررسی میزان خشونت علیه زنان و دختران و پیامدهای روانی آن در دوران قرنطینه میپردازد. این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت علیه زنان و فهرست نشانهای هاپکینز (HSCL) است. درنهایت دادههای حاصل از پژوهش توسط نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتهاست.( P<0/01). بر اساس همبستگی پیرسون مشخص شد، بین تمامی ابعاد سلامت روان و خشونت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و قرار گرفتن در معرض انواع خشونت منجر به کاهش سطح سلامت روان در ابعاد مختلف میشود. خشونت پیشبینیکننده قوی سلامت روان در ابعاد مختلف است و با توجه به نقش مهم زنان در خانواده و تأثیر سلامت آنان بر سطح سلامت خانواده و جامعه، لازم است اقداماتی بهمنظور کاهش میزان خشونت و ارتقا سطح سلامت روان زنان به عمل آید.
زنان در سِیر تحول و تصویب قوانین حمایت خانواده با تأکید بر قانون حمایت خانواده 1391
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2023.725812
زهرا بهرامیان، غفور خوئینی
چکیده قانون حمایت خانواده در طی ادوار مختلف دچار تغییر و تحولاتی شده است که در میان این تحولات همواره کوشش شده است به حقوق و مسائل زنان نیز پرداخته شود. جدیدترین این قوانین مربوط به قانون حمایت خانواده مصوب 1391 است. این قانون بر اساس قالب و اصول معین در قانون حمایت خانواده 1353، تصویب گردیده است. تحقیق پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به این موضوع پرداخته و در آخر این نتیجه حاصل میشود که تصویب قانون حمایت خانواده 1391 منجر به توجه بیشتر به حقوق و مسائل زنان و خانواده شده است و برخی ابهامات و تناقضات را در رویه رسیدگی به پروندههای خانواده پایان داده است و همچنین مواردی را به نفع زنان پیشبینی کرده هرچند که در بعضی حوزهها نسبت به زنان بیتوجه مانده است.
ارزیابی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I (زنان زیر 50 سال)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725798
نگار سنگری، رضا قربان جهرمی
چکیده اختلال دوقطبی که قبلاً بهعنوان افسردگی- شیدایی شناخته میشد، یک اختلال خلقی است که با دورههای افسردگی و دورههای شادی غیرطبیعی مشخص میشود. با توجه به شیوع بالای این بیماری در زنان، تحقیق حاضر با هدف ارزیابی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I در زنان زیر پنجاه سال انجام شد. جهت انجام تحقیق، ابتدا ویژگیهای فردی شرکتکنندگان موردبررسی قرار گرفت، سپس جهت ارزیابی کیفیت زندگی، از پرسشنامه WHOQOL-BREF استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 50 زن بیمار بود که بر پایه معیارهای DSM-IV-TR مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I بوده و به مراکز مشاوره و درمانی شهر تهران در سال 1402 مراجعه کرده بودند و به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. همچنین جهت مقایسهی این گروه با افراد سالم جامعه، یک گروه (50 نفر) از بین همراهان بیماران و کارکنان مراکز مشاوره انتخاب و نتایج با استفاده از آزمون T مستقل در نرمافزار SPSS تحلیل شد. بر اساس یافتههای تحقیق حاضر، امتیاز کیفیت زندگی برای گروه سالم معادل 78 و بالاتر از سطح متوسط (µ=50) بود که نشان میدهد درمجموع گروه سالم، از کیفیت زندگی بهتری برخوردار هستند. در مقابل در گروه بیمار امتیاز کیفیت زندگی معادل 36 به دست آمد که کمتر از سطح متوسط بوده و حاکی از کیفیت زندگی نامطلوب گروه بیمار است. این اختلاف ازنظر آماری نیز معنیدار بود.
ابعاد و پیامدهای تکلیفگرایی زنان در دیدگاه امام خمینی (ره)
دوره 6، شماره 1، بهار 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725792
ملیحه حاجی حسن، مهدی نادری
چکیده تلازم «حق» و «تکلیف» انسانی از بنیادیترین موضوعات مکاتب فکری بشری بوده و هر مکتب فکری میکوشد با ترسیم نظام دانایی، پاسخی شایسته به این مهم بدهد. در منظومه فکری امام خمینی بهعنوان رهبری انقلاب، مسئله تکلیفگرایی مبنای عملگرایی قرارگرفته و سعادت و شقاوت جامعه انسانی درگرو عمل به وظیفه و تکلیف است. ایشان بهصورت ویژه به مسئله تکلیفگرایی زنان پرداخته و زمینهها و ابعاد مختلف آن را مطرح نمودهاند. با توّجه به جایگاه و هویت زن در اندیشه بنیانگذار انقلاب اسلامی، شعاع تکلیفگرایی زنان در زوایای علماندوزی آنان چنان برجسته است که ایشان بانوان را بهعنوان احیاگران فکر و اندیشه معرفی نموده است. (مسئله) در نگاه تکلیفگرایانه امام، زنان انسانساز اگر از جامعه بشری و ملتها گرفته شود، ملتها به شکست و انحطاط کشیده میشوند. درنتیجه لازمه تحقق سعادت جامعه زنان انقلاب اسلامی، شناخت ابعاد و پیامدهای تکلیفگرایی زنان در اندیشه رهبری بهعنوان یک رکن مهم جامعه، دارای اهمیت است. این مقاله میکوشد به تبیین ابعاد و پیامدهای تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری بنیانگذار انقلاب اسلامی بپردازد. نظر به اهمیت این موضوع، این پژوهش با روش هرمنوتیک متن محور (روش)، درصدد پاسخ به این پرسش است: «ابعاد و پیامدهای تکلیفگرایی زنان در اندیشه رهبری بنیانگذار انقلاب اسلامی چیست؟»(سؤال) یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که تکلیفگرایی زنان بر بنیانهای اندیشه هفتگانه امام «تکلیف به مثابه منشأ عمل»، «تکلیف یک امر همگانی»، «محدوده تکلیف، توان انسان»، «درونی و عقلانی بودن احساس تکلیف»، «شرعی بودن امر تکلیف»، «پیروزی مطلق در عمل به تکلیف»، «واجب بودن ادای تکلیف» استوار شده است. لذا، ابعاد تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری انقلاب متشکل از ارکان عبادی، خانواده، اقتصادی، سیاسی و علمی است و همچنین، پیامدهای تکلیف گرایی زنان در بعد فردی، انسانسازی و در بعد جمعی، جامعهسازی بر اساس مکتب پاک محمّدی است.
شناسایی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725785
مهدی نصراللهی، یحیی خانمحمدی
چکیده با توجه به افزایش تعداد فارغالتحصیلان زن و تمایل آنان به حضور در نقشهای اجتماعی، نیاز به شغلهایی متناسب با سطح تحصیلات آنان ضروری به نظر میرسد. موفقیت شغلی بهعنوان یک مفهوم چندبعدی تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که شامل ویژگیهای فردی، محیطی و سازمانی میشود. در این راستا، شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت شغلی میتواند به بهبود شرایط کاری و ارتقای توانمندیهای کارکنان زن کمک کند. بنابراین، هدف از تحقیق حاضر شناسایی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن در دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) بوده است. این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان زن دانشگاه بوده که با انجام سرشماری 100 نفره نظرسنجی شدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای با 146 سؤال بود. در این پژوهش، از مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی برای بررسی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن و شناخت متغیرهای مکنون و اطمینان از برازش دادهها با بهکارگیری نرمافزارهای EXCEL، SPSS و PLS استفاده شده است. همچنین روایی همگرا و واگرا و نیز ضریب پایایی مرکب و آلفای کرونباخ به ترتیب برای تعیین روایی و پایایی استفاده شدهاند. یافتههای پژوهش از 74 پرسشنامه جمعآوری شده، نشان میدهد که بارهای عاملی برای تمامی متغیرهای مورد بررسی در سطح مطلوب (β > 0.5) قرار دارند و این نشاندهنده اعتبار و روایی سازهها است. تحلیلها نشان میدهد که وجدان، توافق، انگیزه شغلی، انگیزه خدمات دولتی، تعارض کار-خانواده، تعداد فرزندان و سن بر موفقیت شغلی تأثیر مثبت دارند. در مقابل، عواملی چون عزت نفس، گشودگی، برونگرایی، روانرنجوری، مردانگی، وضعیت تأهل، تحصیلات و تجربه تأثیری بر موفقیت شغلی ندارند. این نتایج بهویژه در زمینه مشاغل مدیریتی زنان در سازمانهای مردسالارانه که تعداد کارکنان زن به نسبت مردان بسیار کم است، اهمیت دارد. لذا باید شرایط لازم برای کارکنان زن فراهم شود تا فرصتهایی برای تجربه وظایف کاری گوناگون به آنان داده شود. در نهایت، این تحقیق بهعنوان یک منبع معتبر برای شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن در دانشگاهها میتواند مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اهمیت و جایگاه کارکنان در نظام دانشگاهی، نیاز به تدابیر لازم برای بهسازی مستمر و ارتقای توانمندیها و قابلیتهای علمی و مهارتهای حرفهای در دستور کار برنامهریزان نظام آموزش عالی قرار دارد. این پژوهش میتواند بهعنوان یک راهنما برای سیاستگذاران و مدیران دانشگاهها در جهت بهبود شرایط کاری و ارتقای موفقیت شغلی کارکنان زن مورد استفاده قرار گیرد و به شناسایی و رفع موانع موجود در این زمینه کمک کند.
بررسی جامعهشناختی تعاملات خشونتزا میان زنان و مردان در روابط خانوادگی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725779
شاهو رستگاری، اسداله بابایی فرد
چکیده خشونت یا تنش، در روابط خانوادگی یکی از مسائل مهم اجتماعی است که از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار میگیرد. در این میان، تجربه مردان از تنشهای خانوادگی و نقش زنان در این تعارضات کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است، بهویژه در بافت فرهنگی ایران که الگوهای سنتی نقشهای جنسیتی بر روابط خانوادگی تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه بین طلاق عاطفی و تنشهای خانوادگی میان زنان و مردان متأهل ساکن تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی بوده و به بررسی ارتباط میان طلاق عاطفی و تجربه مردان از تعارضات خانوادگی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال ۱۳۹۹ میباشد که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۲ نفر از آنان به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که میان برخی متغیرهای فردی، مانند سطح تحصیلات و نوع شغل، با میزان تجربه مردان از تنشهای خانوادگی رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این ارتباط در متغیر درآمد مشاهده نشد. همچنین، ضریب همبستگی چندگانه (R=0.757) نشاندهنده رابطه قوی بین متغیرهای مستقل و میزان تنشهای خانوادگی است. ضریب تعیین تعدیلشده (564/0) نیز حاکی از آن است که بیش از ۵۰ درصد تغییرات متغیر وابسته (میزان تجربه تنشهای خانوادگی) توسط متغیرهای مستقل ازجمله طلاق احساسی، طلاق شناختی، طلاق رفتاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی فرد و همسر تبیین میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تعارضات خانوادگی پدیدهای چندبعدی است که تحت تأثیر ویژگیهای فردی و روابط متقابل میان زنان و مردان قرار دارد. ازاینرو، سیاستگذاریهای آگاهانه در حوزه حقوق خانواده باید بهگونهای باشد که به درک بهتر نقشهای دوطرفه در این تعارضات کمک کند. همچنین، افزایش آگاهی عمومی درباره ابعاد مختلف این پدیده و کاهش موانع اجتماعی برای طرح و حل مسائل مرتبط میتواند به بهبود تعاملات خانوادگی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
تدوین مدل معادلات ساختاری تاب آوری براساس تمایزیافتگی خود با میانجی گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403 شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.5.1
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725773
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم شخصیتی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی نقش مؤثری ایفا میکند. شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد افراد کمک کند. ازاینرو، بررسی متغیرهایی که پیشبینیکننده تابآوری هستند، ضروری به نظر میرسد. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به روش همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، نسخه کوتاه پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورن و اسمیت)، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 انجام گرفت. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی البرزرسیده است. مشارکتکنندگان با رضایت آگاهانه در مطالعه شرکت کردند و محرمانگی دادههایشان تضمین شد. نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خود (r=0/712) و سازگاری زناشویی (r=0/796) ارتباط مثبت و معناداری با تابآوری در سطح اطمینان 01/0 دارند. همچنین، تأثیر میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و تابآوری تأیید شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی پژوهش برازش دارند. یافتهها حاکی از آن است که دادهها با مدل مفهومی پژوهش سازگاری دارند. برای ارتقای تابآوری پرستاران متأهل، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزه سلامت به عوامل عاطفی، شناختی و هیجانی این گروه توجه بیشتری داشته باشند.
