نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجو کارشناسی ارشد، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 دانشیار، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Surrealist literature, as one of the influential movements of the twentieth century, represents an endeavor to penetrate the layers of the unconscious and reveal the hidden logic of the human mind. By merging dream and reality, this school blurs the boundary between the mind and the external world, creating a space where lived experience, imagination, and memory intermingle. In such a context, the concept of space transcends its physical limits and transforms into a manifestation of psychology, gender, and human inner life. This approach provides, not only in literature but also in other arts including architecture, a framework for rethinking spatial experience. The Blind Owl by Sadegh Hedayat, as a prominent example of surrealist literature in Iran, creates mysterious and mental spaces that enable the analysis of concepts such as time, perception, and gender. In this work, the representation of women plays a central role in shaping psychological and unconscious spaces and symbolically organizes the spatial structure of the narrative. This study, adopting an interdisciplinary approach and employing qualitative semiotic analysis, investigates the mental spaces and the representation of women in The Blind Owl and explores the reflection of its surrealist concepts in the language of architecture. Through the analysis of the text’s visual and symbolic layers, spatial patterns resulting from the fusion of reality and dream are extracted and translated into spatial design concepts. The findings indicate that the application of surrealist concepts in the design process can facilitate the creation of multi-layered, introspective, and experience-centered spaces in contemporary architecture—spaces that are not merely functional but reflect the human mind and psyche.
کلیدواژهها English
بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال:
مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری
فاطمه حسنعلی1، مریم ارمغان*2
1- دانشجو کارشناسی ارشد، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
Fatemeh.hassanali@iau.ir
2- استادیار، گروه معماری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران. (نویسنده مسئول)
maryam.armaghan@gmail.com
تاریخ دریافت: [5/5/1404] تاریخ پذیرش: [19/7/1404]
چکیده
ادبیات سورئال بهعنوان یکی از جریانهای تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایههای ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم میریزد و فضایی خلق میکند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم میآمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر میرود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل میشود. این رویکرد، نهتنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم میسازد. رمان بوف کور صادق هدایت، بهعنوان نمونهای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا میکند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکلگیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و بهگونهای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان میدهد. این پژوهش با رویکردی بینرشتهای و با بهرهگیری از روش تحلیل نشانهشناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری میپردازد. از طریق تحلیل لایههای تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شدهاند. یافتهها نشان میدهد که بهکارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، میتواند زمینهساز خلق فضاهایی چندلایه، دروننگر و تجربهمحور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انساناند.
واژگان کلیدی: ادبیات سورئال، بوف کور، بازنمایی زن، فضاهای ذهنی.
1- مقدمه
ادبیات و معماری، دو شاخه از هنر هستند که بهطور متفاوت اما عمیقاً مرتبط، جهان ذهنی انسان را بازتاب میدهند. در حالی که ادبیات با کلمات به بیان درونیات میپردازد، معماری با فضا و فرم، تجسمی از ذهن انسان ارائه میدهد. در این میان، جنبش سورئالیسم بهعنوان یکی از جریانهای نوآور در هنر و ادبیات قرن بیستم، نقشی کلیدی در بازتعریف تلقی انسان از واقعیت و شکلدهی به فضاهای ذهنی ایفا کرده است. این مکتب با تأکید بر آزادسازی ناخودآگاه و پیوند رؤیا و واقعیت، بر عرصههای گوناگون هنری، از جمله معماری، اثرگذار بوده است (Pavka, 2018).
سورئالیسم، با تأکید بر کشف ناخودآگاه، ترکیب رؤیا و واقعیت و عبور از مرزهای منطق، زمینهای برای خلق فرمهای جدید در هنر و معماری فراهم آورده است. این جنبش، با ایجاد فضاهای خیالی و غیرمنتظره، طراحان و معماران را به سمت تفکر درباره فضاهای ذهنی و فراتر از محدودیتهای عملکردی سوق داده است (Kulkarni, 2022).
در این راستا، معماری بهعنوان یک هنر فضایی، ظرفیت زیادی برای انعکاس و بازنمایی مفاهیم پیچیده ذهنی و ناخودآگاه دارد که این ظرفیت در آثار ادبی سورئال بهخوبی قابل مشاهده است. رمان «بوف کور» صادق هدایت، بهعنوان یکی از برجستهترین نمونههای ادبیات سورئال در ایران، جهانی از فضاهای مبهم، ذهنی و رمزآلود خلق میکند که مخاطب را به سفری در اعماق ناخودآگاه فردی و جمعی میبرد. در این روایت، زن نهتنها بهعنوان یک شخصیت، بلکه بهمثابه عنصری استعاری و روانشناختی، نقش کلیدی در شکلگیری فضاهای ذهنی ایفا میکند. این فضاها که میان واقعیت و خیال در نوساناند، جلوهای از تمنیات، هراسها و فرافکنیهای ذهن راویاند و از همین رو، بستری مناسب برای تحلیل جنسیت، ناخودآگاه و معماری ذهنی فراهم میسازند (Szilagyi, 2021).
سورئالیسم که به معنای گرایش به فرا واقعیت یا واقعیتی فراتر از عقل خودآگاه است، در پی کشف لایههای پنهان ذهن و بیان آن از طریق تصویرسازی، تداعی آزاد و تلفیق رؤیا و واقعیت است. این مکتب تنها محدود به ادبیات یا نقاشی نیست، بلکه در مفهوم گسترده خود، به یک نگرش هنری، روانکاوانه و حتی فلسفی بدل شده است که مرزهای میان هنر، روانشناسی و حتی معماری را در مینوردد. در معماری، این نگرش بهصورت فضاهایی تجسم یافته است که نهتنها عملکردی بلکه معنایی و احساسی هستند. بهعنوان مثال، معمارانی همچون فردریک کیسلر با پروژههایی مانند «اتاق خرافات» در سال ۱۹۴۷، تلاش کردند تا با استفاده از اصول سورئالیستی، فضاهایی را خلق کنند که تجربهای فراتر از واقعیت معمولی ارائه دهند. این پروژهها نشاندهندهی تلاقی هنر و معماری در قالبی نوین و تجربی هستند (Weir, 2022).
از منظر این پژوهش، مفاهیمی چون تعیینناپذیری، ساختارشکنی، ناخودآگاه و بازنمایی زن بهعنوان دیگریِ رازآلود، نهتنها در لایههای روایی «بوف کور» حضور دارند، بلکه میتوانند در فرآیند طراحی فضاهای معماری نیز الهامبخش باشند. بازخوانی این رمان از منظر فضاهای ذهنی و جنسیت، امکان بازتعریف روابط میان بدن، فضا و معنا را فراهم میآورد؛ بهویژه آنجا که فضا، بازتاب روان و گفتمانهای فرهنگی پیرامون زن میشود. از این منظر، «بوف کور» را میتوان نهفقط متنی ادبی، بلکه نقشهای ناخودآگاه برای خوانش جنسیتمحور فضا دانست (Leshchenko et al., 2024).
مقالهی حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات سورئال بر معماری و بهطور خاص، واکاوی رمان بوف کور، تلاش دارد نشان دهد که چگونه فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در این رمان میتوانند الهامبخش خلق فضاهایی تازه در معماری باشند؛ فضاهایی که نه صرفاً کارکردی، بلکه چندلایه، ذهنی و آغشته به ناخودآگاهاند. با تحلیل فضاهای ترسیمشده در بوف کور، از جمله خانههای متروک، اتاقهای انزوا، حضور زن اثیری و تصاویر تکرارشونده، مقاله میکوشد تا الگویی برای طراحی معماری از دل ادبیات ارائه دهد. در این جستار، ابتدا برخی آثار شاخص سورئالیستی در ادبیات داستانی و نمایشی ایران، بهویژه بوف کور، بررسی میشود. سپس تلاش میشود تا نشانههای برجستهی سورئال در این رمان استخراج شده و ظرفیتهای آن برای بازآفرینی در عرصه معماری تحلیل گردد. بوف کور اثری است که همزمان رگههایی از رئالیسم، رمانتیسم، سمبولیسم و سورئالیسم را در خود دارد. هرچند ابهام در سبک آن همواره محل بحث منتقدان بوده، اما اغلب دیدگاهها بر وجه غالب سورئالیستی آن تأکید دارند.
پژوهش پیش رو با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر شاخصههای معرفتی مکتب سورئالیسم، به تحلیل فضاهای ذهنی، جنسیت و ناخودآگاه در بوف کور میپردازد. در نهایت، این پرسش اساسی مطرح میشود که: «آیا میتوان از مؤلفههای سورئالیستی رمان بوف کور در خلق و طراحی فضاهای معماری بهره گرفت؟» این پژوهش، ضمن بررسی مفاهیم بنیادین سورئالیستی، امکان بهرهگیری از ادبیات بهعنوان منبع الهام برای طراحی معماری را میسنجد و بر اهمیت ادغام ناخودآگاه، جنسیت و فضا در فرآیند طراحی تأکید میکند.
2- مرور مبانی نظری و پیشینه
تحقیقات متعددی در زمینه تأثیر مکتب ادبیات سورئالیسم بر ادبیات و معماری ایران انجام شده است. بیشتر این مطالعات، تمرکز بر بررسی تطبیقی متون عرفانی از دیدگاه سورئالیستی داشتهاند و با تحلیل آثار کلاسیک و مدرن ادبی ایران، به بازخوانی عناصر سورئالیستی پرداختهاند. برای نمونه، سبیکه اسفندیار (۱۳۹۴) با مطالعه داستان «دقوقی» در مثنوی مولوی، به تحلیل سورئالیستی محتوای عرفانی پرداخت و نشان داد که چگونه تصاویر ذهنی و استعاری در ادبیات عرفانی میتواند با مفاهیم سورئالیستی تطبیق یابد. بهطور مشابه، ادریس امینی (۱۳۹۴) در مقاله «عرفان سورئالیزه: خوانش سکولار سنت عرفانی در شعر ادونیس» به تحلیل بین متنی شعر «تحولات عاشق» پرداخت و تأثیر نمادها و تداعی آزاد بر ساختار روایی آثار عرفانی را نشان داد.
مطالعات دیگری نیز به بررسی ویژگیهای سورئالیسم در داستانها و رمانهای فارسی و عربی معاصر پرداختهاند؛ از جمله بررسی رمان «الشحاذ» اثر نجیب محفوظ (حیدری، ۱۳۹۳) و تحلیل بوف کور و شازده احتجاب بهعنوان نمونههای سورئالیست در ادبیات فارسی (قویمی، ۱۳۸۷). این پژوهشها عمدتاً نشان دادهاند که آثار سورئالیستی با استفاده از تصاویر غیرمعمول و فضاهای ذهنی، امکان بازنمایی ناخودآگاه و مفاهیم پیچیده روانی را فراهم میکنند. با این حال، در بررسی پیشینه مشخص میشود که اغلب پژوهشهای انجام شده، به تحلیل صرف متون ادبی و تطبیق آن با مفاهیم عرفانی محدود شدهاند و ارتباط میان ادبیات سورئالیستی، بهویژه رمان بوف کور و معماری بهعنوان زمینهای ذهنی و فضاسازی مبتنی بر تصاویر و نمادهای غیرمتعارف بهطور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. خلأ دیگر این است که در دهه گذشته، منابع پژوهشی تازه و تحلیلهای بهروز در زمینه کاربرد مفاهیم سورئالیستی در طراحی فضایی و معماری معاصر ایران محدود بوده است. لذا این پژوهش، با تمرکز بر بازخوانی رمان بوف کور و تحلیل بازنمایی زن و فضاهای ذهنی آن، به دنبال پر کردن این خلأ و ارائه چشماندازی نو برای استفاده از اصول سورئالیسم در طراحی معماری است.
در پژوهشهای پیشین، ارتباط میان مکتب سورئالیسم و ادبیات ایران بهویژه در آثار عرفانی و داستانی مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از این مطالعات، تأثیرات سورئالیسم را در آثار نویسندگانی چون صادق هدایت و سهراب سپهری تحلیل کردهاند. برای مثال، مقالهای به بررسی مبانی سورئالیسم در داستان «الشحّاذ» اثر نجیب محفوظ پرداخته است. همچنین، در مقالهای دیگر، تأثیرپذیری مکتب ادبی سورئالیسم از دستاوردهای مکتب روانتحلیلگری زیگموند فروید با تأکید بر «ضمیر ناخودآگاه» مورد بررسی قرار گرفته است. با این حال، در این پژوهشها، ارتباط مستقیم میان سورئالیسم و معماری ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی نشاندهندهی نیاز به بررسی تأثیرات سورئالیسم بر طراحی فضاهای معماری در ایران است. در دهه گذشته، مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است. برای نمونه، مقالهای به بررسی سبک سورئالیسم در معماری پرداخته است که ویژگیهای ذهنی و روانشناختی این سبک را در طراحی فضاهای معماری تحلیل کرده است. این پژوهشها نشاندهندهی پتانسیلهای بالقوهی سورئالیسم در خلق فضاهای معماری نوآورانه و تأثیرگذار هستند. در مجموع، با وجود مطالعات پراکنده، نیاز به پژوهشهای جامعتر و تحلیلیتر در زمینهی تأثیر سورئالیسم بر معماری ایران احساس میشود. این پژوهشها میتوانند به درک عمیقتری از ارتباط میان هنرهای ادبی و معماری کمک کنند و افقهای جدیدی را در طراحی فضاهای معماری معاصر ایران بگشایند. در پژوهشهای پیشین، ارتباط میان مکتب سورئالیسم و ادبیات ایران، بهویژه در آثار عرفانی و داستانی، مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از این مطالعات، تأثیرات سورئالیسم را در آثار نویسندگانی چون صادق هدایت و سهراب سپهری تحلیل کردهاند. برای مثال، مقالهای به بررسی مبانی سورئالیسم در داستان «الشحّاذ» اثر نجیب محفوظ پرداخته است. همچنین، در مقالهای دیگر، تأثیرپذیری مکتب ادبی سورئالیسم از دستاوردهای مکتب روانتحلیلگری زیگموند فروید با تأکید بر «ضمیر ناخودآگاه» مورد بررسی قرار گرفته است.
با این حال، در این پژوهشها، ارتباط مستقیم میان سورئالیسم و معماری ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این خلأ پژوهشی نشاندهندهی نیاز به بررسی تأثیرات سورئالیسم بر طراحی فضاهای معماری در ایران است. در دهه گذشته، مطالعاتی در این زمینه صورت گرفته است. برای نمونه، مقالهای به بررسی سبک سورئالیسم در معماری پرداخته است که ویژگیهای ذهنی و روانشناختی این سبک را در طراحی فضاهای معماری تحلیل کرده است. این پژوهشها نشاندهندهی پتانسیلهای بالقوهی سورئالیسم در خلق فضاهای معماری نوآورانه و تأثیرگذار هستند. در مجموع، با وجود مطالعات پراکنده، نیاز به پژوهشهای جامعتر و تحلیلیتر در زمینهی تأثیر سورئالیسم بر معماری ایران احساس میشود. این پژوهشها میتوانند به درک عمیقتری از ارتباط میان هنرهای ادبی و معماری کمک کنند و افقهای جدیدی را در طراحی فضاهای معماری معاصر ایران بگشایند.
1-2-مبانی نظری تحقیق
جنبش سورئالیسم که در اوایل قرن بیستم شکل گرفت، با تأکید بر رؤیاها، ناخودآگاه و بازنمایی جهانهای خیالی، انقلابی در هنر و ادبیات ایجاد کرد (Ernst, 2016; Richardson, 2020). این جنبش نهتنها بر ادبیات و نقاشی بلکه بر معماری نیز تأثیر گذاشت (Picon, 2018). معماری تحت تأثیر سورئالیسم به سمت خلق فضاهایی رفت که فراتر از عملکردگرایی صرف، مفاهیم ذهنی و احساسی را منتقل میکنند (Kulkarni, 2022). در معماری، مفاهیمی همچون فضاهای پویا، عدم تقارن و ایجاد تجربههای غیرمنتظره از جمله دستاوردهای الهام گرفته از سورئالیسم به شمار میروند (Weir, 2022). این مفاهیم طراحان را به خلق محیطهایی سوق میدهند که نه تنها کاربردی هستند، بلکه روایتگر داستانها و احساسات نیز میباشند. ادبیات سورئال، ازجمله آثاری مانند بوف کور، با خلق جهانهایی که واقعیت و خیال را در هم میآمیزند، بستری برای بازاندیشی در طراحی فضاهای معماری فراهم میآورد (Hafez, 2024). پس از فراز و نشیبهای تاریخی، گرایشی پرشور در بیان حالتهای احساسی انتزاعی شکل گرفت که ماهیت آن برگرفته از مکتب فراواقعگرایی بود؛ مکتبی که از مهمترین جریانهای هنری در سالهای پیش و پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود (Breton, 2005). سورئالیسم، به گفته مارسل لکن، نوید تازهای است که با گریزی از حقایق پوچ و ناچیز زندگی انسان، او را به سوی ناشناختهها هدایت میکند (Lecomte, 2019).
تاریخ تولد رسمی سورئالیسم معمولاً روزی دانسته میشود که آندره برتون نخستین بیانیه سورئالیستها را در سال ۱۹۲۴ در پاریس منتشر کرد؛ اگرچه برخی از آثار ادبی برتون که میتوان آنها را سورئالیستی خواند، پیش از این تاریخ نوشته شدهاند. در واقع، علیرغم اینکه برتون و گروهش پیرو دادائیسم بودند، بسیاری از آثار پیشین آنان را میتوان طلیعهدار مکتب سورئالیسم دانست (سیرلوت، ۱۳۷۸). برتون در بیانیه سال ۱۹۲۴ خود چنین نوشت: «سورئالیسم، خودکاری محض نفسانی است که به کمک آن به بیان فرآیند راستین اندیشه، به صورت گفتاری یا نوشتاری یا هر شیوه دیگر، همت گماشته میشود؛ املاء اندیشه آزاد فارغ از هرگونه کنترلی که عقل اعمال میکند و یا مستقل از هر دلمشغولی جمالشناختی یا اخلاقی.» (رید، 1364). جنبش سورئالیسم که به عنوان یک حرکت ادبی آغاز شد، به شدت به شخصیت برتون که سریعاً رهبری ایدئولوژیک آن را عهدهدار گردید متکی بود. وی دانشجوی روانپزشکی بود و دوران خدمتش را در بیمارستان نظامی نانت گذرانده و با بیماران روانی کار کرده بود. بنابراین، با روانکاوی و روش درمانی آن آشنایی داشت و با کارهای زیگموند فروید در زمینه روانشناسی تحلیلی و تعبیر رؤیا بر مبنای تداعی آزاد تصورات، مأنوس بود و این تجربهها شالوده آثار ادبی او را در حوزه سورئالیسم فراهم کرد. برتون در بیانیه خود چنین گفت: (در فرهنگ فلسفی، سورئالیسم بر شالوده اعتقاد به وجود شکلهایی از تداعی ناشناخته، قدرت یکهتاز رؤیاپردازی، فعالیت بی غرضانة تفکر در واقعیتی فراتر استوار است. سورئالیسم به نابودی دائمی تمام دیگر مکانیسمهای روانی و نشستن خودش به جای آنها در حل مسائل اصلی زندگی منجر میشود)، (آرناسن، 1367). در این تعریف برتون بر نقش رؤیا و ضمیر ناخودآگاه که از نظرات فروید استخراج کرده بود، اشاره کرده است. سورئالیسم یا سیری مکاشفه گونه در ناخودآگاه روحی و روانی، تلاشی است در راستای بیان کلامی، نوشتاری و یا تصویری یک ذهنیت پویا و روشی است برای ابراز آزادانه عملکرد تفکر و اندیشه. این جریان هنری در اساس متکی است بر حقیقتی عالیتر از واقعیت که به مدد اشکال موهومی از تداعی معانی، قدرت مطلقه عالم رؤیا و یا نوعی بازی پوچ و بیانگیزه ذهن به ظهور میرسد. این سیر آفاق ذهنی، سامان روانی انسان را در هم کوبیده تا بهگونهای دیگر، به حل مشکلات عمده زندگی نایل آید (لوسی اسمیت، 1380). بهطور کلی هدف سورئالیستها است که هنر را چونان وسیلهای برای مقابله با شیوههای منظم و مقید تمدن بکار گیرند و در این راستا، فرا واقعیت پنداری، رؤیا و تخیل را که به ادعای آنها، قلمروی راستین زیست آدمیاند، قابل رؤیت سازند. به تعبیر برخی، سورئالیسمها پیش از آنکه روشی نو در زیباییشناسی باشد، روشی نو در اندیشیدن بوده است اما اندیشیدنی بر مبنای دگرگون ساختن جهان و نه شرح و توصیف آن و این خود انقلابی در هنر قرن بیستم است که علاوه بر افکار زیباشناختی هگل، از فلسفه علمی مارکس و دیالکتیک مارکسیستی نیز متأثر شده است. خلاصه اینکه سورئالیسم بهعنوان یک انگاره زیباییشناختی هنری، با اثرپذیری از افکار فلسفی مذکور، کوشید تا تحلیل ذهن آدمی که جنبه ابتکاری و خلاقانه دارد را واقعیت عینی بخشد تا همانگونه که از واقعیت تأثیر میپذیرد، بر آن اثر گذارد و آن را تغییر دهد و این در حالی است که انگاره زیباییشناسی طبیعی تا پیش از عصر مدرنیسم، صرفاً در پی توصیف جهان بود و اثرپذیری محض از دنیای واقع عینی داشت. البته فرا واقعیتی که محور سورئالیسم است به هیچ وجه، رنگ و بوی ایدآلیستی ندارد و بیانکننده تمایلی عمیق برای ژرف کردن بنیان واقعیت و پدید آوردن نوعی آگاهی از جهان محسوس است و ابهام ظاهری که در واژه سورئالیسم نهفته است نباید موجب این توهم شود که این جنبش اساس و بنیانی روحانی و ماورائی دارد (رید،1352؛ به نقل از آندره برتون).
بدین ترتیب میتوان گفت سورئالیسم، برخلاف آنچه معمولاً تصور میشود، چیزی جز بیان واقعیت نیست، بلکه چهرهای از واقعیت است که با تصویر مرسوم و شناختهشده آن تفاوت دارد. سورئالیسم، چهره بینقاب واقعیت است و به همین سبب، با بهرهگیری از عصیان، تخیل خلاقانه و نمادگرایی، ذهن ناخودآگاه انسان را از خواب و رؤیا به سوی واقعیت ژرفتر سوق میدهد. هنر سورئالیستی رسالت خود را در این میبیند که علاوه بر توجه دادن به واقعیتهای زیبا و دلفریب، مخاطب را نسبت به پوچی و توخالی بودن این زیباییها آگاه ساخته و به ترس وادارد. همانطور که والتر بنیامین گفته است، هدف سورئالیسم درک و بیداری نیروهای سرخوش انقلاب در این مسیر است (بنیامین، ۱۳۶۶).
در این راستا، سورئالیسم الگوهای قدیمی و مرسوم زندگی را رد میکند تا علم، فلسفه، تکنولوژی و هنر را به مدد عشق پیوند زده و الگویی نوین برای زندگی بیافریند. بهویژه سورئالیسم با زیر پا گذاشتن ارزشهای جامعه بورژوایی و آشکار ساختن توخالی بودن آنها، میکوشد به حیات آن پایان دهد و جنگ، فساد جنسی، فقر، محرومیت طبقات پایین جامعه و اعتیاد را از ریشه بخشکاند. به همین دلیل، جامعه سرمایهداری همواره تلاش کرده است تا سورئالیسم را بهعنوان مکتبی هرجومرجطلب و بیارزش معرفی کرده و این انقلاب هنری و فلسفی را ناکام بگذارد؛ اما سورئالیسم بر پایه عشقی که در نظام ارزشی بورژوازی منشأ همه پلیدیها قلمداد میشود، معاشقهای بیهمتا گستراند که بر محور آزادی انسان به مقابله با بدیها و فساد پرداخت و در تمامی ابعاد هنر نفوذ کرد؛ چنانکه هرگز در بند قواعد ایدئولوژیک، سیاسی و حتی زیباییشناسی محض خود اسیر نشد؛ بنابراین، مهمترین ویژگی سورئالیسم در تخیل ظاهر میشود، البته تا آنجا که قابلیت عینی شدن داشته باشد. سورئالیسم از ذهنیتگرایی محض و انتزاعگرایی فاصله میگیرد و میتوان آن را هنر واقعگرایی تخیل نامید؛ چرا که تخیلی را میآفریند که پیشتر وجود نداشته، اما در عین حال به آن واقعیت میبخشد (آل احمد، 1377). در واقع، عنصر تصادف و بخت در شکلگیری یک اثر هنری یا حتی یک هنرمند، شالوده مطالعات سوررئالیستها بود و آنها کوشیدند با نمایش واقعیت بالقوه، به جستجو و کشف ناشناختهها بپردازند. از این رو، از نمایش تکراری و تقلیدی واقعیت پرهیز کردند و واقعیت عینی را در جهت واقعیت برتر دگرگون ساختند؛ بدین ترتیب، برای ایجاد واقعیت نو، در برابر واقعیت کهنه شورش کردند. به این صورت، هنرمند سورئالیست با تغذیه از ادراکات دنیای عینی و ورود عواطف به آن، بهواسطه تخیل، اندیشه را دگرگون ساخته و در نتیجه واقعیتی نو خلق میکند.
خوان میرو یکی دیگر از پیروان اتوماتیسم است که در آمریکا نفوذ خاصی یافت. نقاشیهای میرو که کارهای خودجوشی به نظر میآیند و برخی از آنها گویی در زمان کوتاه کشیده شدهاند تجلیبخش همان (خودکاری روانی ناب) که برتون در پیاش بود هستند، سبک هنری او سرشار از نشانه و رمز است و در آثارش رنگهای اصلی و فرعی خالص و زنده در کنار بعضی رنگهای خنثی به چشم میخورد.
نمودار 1: مدل نظری تحقیق (نگارندگان، 1403)
ساختارشکنی، نخستین و مهمترین رویکرد انتقادی به فلسفه ساختارگرا و از اینرو طلیعه اندیشههای پساساختارگرا دانسته میشود (Culler, 2017). پیش از این، ساختارگرایان اصرار داشتند معرفت بشری را تنها در چارچوب زبان و ساختارهای زبانی توضیح دهند؛ به عبارت دیگر، شناخت نه از طریق ذهن بلکه بهواسطه نشانهها و دلالتهای زبانی تحقق مییابد (Saussure, 2011). دریدا در توضیح دیکانستراکشن میگوید: «اولین دغدغه دیکانستراکشن نظام است؛ نه به معنای تخریب آن، بلکه گشایش دادن به امکانات سازمندی و گردهمآیی» (Derrida, 2006). این رویکرد، امکان نقد ساختارهای تثبیتشده و بازاندیشی در مفاهیم بنیادین زبان، معنا و قدرت را فراهم میآورد و به ویژه در تحلیل متون و فضاهای معماری میتواند کاربردی باشد. دریدا معتقد است بنفکنی و ساختزدایی را میتوان گونهای استعارة «معمارانه» به شمار آورد؛ بنابراین وقتی میگوییم بنفکنی «مراد تخریب و ویرانسازی یک ساختمان نیست بلکه باید آن را بهگونهای پرسش دربارة الگو و طرح معمارانه به شمار آورد» (ضیمران، 1379). در نگاه ساختارگرایان معنا بر پایه روابط ساختاری خاصی شکل میگیرد که مهمترین آنها نظام مفاهیم دوگانی (تقابلهای دوتایی) است مثل طبیعت فرهنگ، زن مرد، خیر شر و... آنها میپندارند که در هر نظام زبانی و به تبع آن فرهنگی و اجتماعی، میتوان این دو قطب ذاتی را آشکار نمود و بر این اساس، نظام را عیناً تشریح کرد. به علاوه، در تعریف دوگانهها معمولاً یکی از دو وجه برتری مییابد و «مرکز» محسوب میشود: «در یک تقابل فلسفی کلاسیک، نه با همزیستی یک دورویی بلکه با یک پایگان قهرآمیز سروکار داریم. در این تقابل، یکی از دو جز (به لحاظ ارزشی، منطقی و...) بر دیگری حاکم بوده و در موضع بالاتر میایستد. شالوده شکنی این تقابل بیش از همه به معنی وارونه کردن آن پایگان در یک وهله مفروض است» (بزرگی، ١٣٨١).
3-روششناسی
در این مقاله روش تحقیق بهصورت توصیفی- تحلیلی و با هدف واکاوی ادبیات داستانی سورئال و تأثیر آن بر فضای معماری و طراحی معماری از مؤلفهها و شاخصههای معرفتی مکتب سورئالیسم بر تکیه بر داستان بوف کور صادق هدایت صورت پذیرفته است، روش گردآوری دادهها در این تحقیق بهصورت اسنادی و کتابخانهای است، همچنین تلاش میگردد به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه میتوان از مؤلفههای سورئالیستی بوف کور در زبان معماری بهره گرفت یا خیر؟ در این پژوهش سعی میگردد تا ضمن بررسی مؤلفهها و شاخصهای معرفتی مکتب سورئال در ادبیات، جنبههای مختلف آن بررسی و در معماری مورد استفاده قرار گیرد.
4-یافتهها
1-4- تعلیق سورئالیسم و روایتگری در معماری
مــرز میان واقعیت و خیــال به نحوه تحریک افــکار فضایی ذهنی و خودآگاه و ناخودآگاه کاربر بســتگی دارد. از دیدگاه معماران، معماری فعالیت ذهنی اســت که گویی روایتی را شــرح میدهد و تماشاگری فرضــی را تحت تأثیر قــرار داده و در درون فضا هدایت و ایجاد تجربه میکنــد. روایت چه بر پایـه حرکتهای متوالی در داســتان و توالی دسترســی بــه فضاها در مرکز تخیــل خلاقانه قــرار دارد (زینلیان و کلانترزاده، ١٣٩٤). داســتانها و روایتها میتوانند بهصورت مفهومی در ذهن انسان تجسم شــود. فضای معماری دیگر صرفاً ظرفی جذاب برای افراد و اشیا نیست؛ بلکه از توانایی حس کردن، پاسخگویی، تجربه تعامل برخوردار اســت تمامی فرآیندهای ذهنــی در حالتهای خودآگاه پردازش نمیشــوند بلکــه معمار ابتدا میبایســت ناباوری را به حالت تعلیق درآورد تا مسیر ایدهآلی را تصور کنــد. از منظر ماهیت آفرینش، طراحی یک پدیده هنری است که در بستر خیال روی میدهد. ماهیت طراحی بیش از آنکه علم و منطق را در خود میپذیرد، پذیرای خیال اســت. طراحی رؤیاها، آرمانها، تخیلات و ذهنیات طراح در بستر خیال متولد میشــود و نقشآفرینی میکند. اثری که در این بستر شکل میگیرد، مخاطب را نیز به دنیای خیال میکشــاند (امینی و همکاران، ١٣٩٨). از دیدگاه روایتگری، داستانگویی یکی از راههای نشانهگذاری است و بهعنوان یک رویکرد در طراحی بشــمار میآید.
روایتگری فرایند نظم و شــکل بخشیدن به فضاست. رویدادها بــرای تحقق یافتن به فضا نیاز دارند، فضا را اشــغال و تبدیل به مکان میکنند و فرایند به هم پیوســتن رویدادهای مختلف به یکدیگر است. روایت رویکردی در طراحی است که همچون یک متن خوانده میشود راهی اســت که از طریق آن تعامل مخاطــب و بنا را ارائه میدهند. (آئینی و همکاران، 1400) معماری اغلب در ارتباط با یک رؤیا، آرمانشــهر و یا یک تخیل شکل میگیرد و درباره رویدادی است که در فضا رخ میدهد؛ خلق نمیشود مگر آنکه مفهومی زاده شــود و برای زایش مفهوم، فرایند خلق یک اثر هنری باید طی شــود که در آن اندیشه، خیال و تمامی آنچه در دنیای فیزیک و متافیزیک نهفته است ســهم بسزایی دارد (مختاباد امرئی و پناهی، ١٣٨٦).
بهصورت مشــابه بخش مهمــی از رویدادها در جریان یک فیلــم، معمولاً در فضای معماری در ترکیب متن با تصویر، تبدیل آنها به حجم قابللمس و در نهایت گذر از فضای محسوس چهاربعدی امواج مغزی برای ایجاد یک محیط ذهنی ساختهشــده است. معماری (زمانمند) بــه فضای متافیزیکی روح (ده بعــدی) به وقوع میپیوندد عبارت اســت از دستکاری فضا، مواد و نور و ســایه برای ایجاد یک و کیفیــت آرایش محیط بــا طراحی فضایی برای تجســم تخیلی که برخــورد بهیادماندنی از طریق تأثیر بر حواس انســان. فضای معماری محدودیت ندارد و بصری است، در تشدید حس موردنظر راوی سینما با دســتکاری عناصر نامرئی معماری و ایجاد توهمات پرســپکتیوی یا کارگردان اهمیت فــراوان دارد (زینلیان و کلانترزاده، ١٣٩٤). یک قضاوت مردم را در ســاختن محیط به حالت تعلیق در میآورد و افکار اثر داســتانی ما را مجبور میکند با کمالمیل، ناباوری خود را نسبت به مردم را به باور فضای وسیعتر برمیانگیزد. واقعیت آنچه ارائه میشود به حالت تعلیق و نیمه باوری درآوریم. نیمه باوری، باور ضعیف و غیرواقعی اســت و بهسرعت محو میشود.
جدول 1: رمانها و فیلمهای مشهور در رابطه با رویکرد سورئالیسم
نام اثر کارگردان ویژگی اثر
آلیس در سرزمین عجایب چارلز لاتویج دادسون ایجاد وهم و خیال، خلق جهان غیرواقعی، فرازمان و فرا مکان، فضای رمزآگین، کشف باورکردنی از درون چیزهای باورنکردنی، حرکت دایرهای و بازگشت به نقطه اول، توالی رویدادهای منطقی ولی در ظاهر بیمنطق، ابهام در زمان، چندمعنایی
(ذبیحنیا و فروزان، ١٣٩٥)
پیکر فرهاد عباس معروفی جهان داستانی تودرتو و تداخل سطوح روایی، مفاهیم چندبعدی، عدم تشخیص واقعیت از خیال، بیثباتی و عدم قطعیت، گذار از فضایی به فضایی نو، محو کردن مرز بین دنیای واقعی و رؤیا، تلفیق رئالیست و پسامدرن، جهانهای چندلایه
(پورمرادی و صادقی شهیر، ١٣٩٧)
کافکا در کرانه هاروکی موراکامی روایت رؤیاگونه، ایجاد معمای متن، آمیختگی حقیقت و دروغ، مفهوم انتزاعی، خلق جهانی رؤیایی، ویژگیهای روایتی پستمدرن
(دادخواه تهرانی و ناظرزاده کرمانی، ١٣٩٤)
اورلیا ژرار دونروال نگارش سورئال، حذف زمان خطی، خلق سرزمین رؤیایی و اسرارآمیز، تلفیق گذشته و حال، خلق داستان در دنیای خاطرات، بازسازی گذشته در امروز
(حکیم، ١٣٩٢)
مسخ فرانتس کافکا خلق دنیای داستانی تار و خاکستری، استفاده از احساسات انسانی مانند غم، گناه و ... و کاتارسیس ناشی از آن، از بین بردن مرز خیال و واقعیت، خلق فضای سورئال
(احمدیان و دهقان، ١٣٨٨)
2-4- شاخصهای سورئالیسم در معماری
بر اســاس مطالعات صــورت پذیرفته، پژوهشهایی در حوزه ایجاد سورئالیسم در کاربران راهکارهاى مختلفی ارائه نمودهاند که تعامل با زمینــه (غضنفریان پور و همــکاران،١٤٠٠) و طراحی فیزیکی محیط باهــدف ارتقاء، ارتباط بین فردى، اســتفاده از فناورى براى درک بهتر از ســاختار و محتواى سناریو، ایجاد غوطهوری، تلقین احساس حضور کاربر در یک دنیای غیرواقعی و جداســازى کاربر از واقعیت با استفاده از المانهای فضایی معنادار (Greenberg, 2014). رویکرد مشارکتی کاربر بهعنوان شخصیت اصلی روایت و شخصیسازی سناریو، آشناپندارى و استفاده از نامهای گویا و مکانهای آشنا جهت خاطرهانگیزی در کاربر، شــکافهاى روایــی و به کارگیرى روابط علی در ســناریو و ایجاد داستانهای داخلی جهت معناسازى براى کاربر، اســتفاده از المانهای تاریخی و مربوط به گذشته براى ایجاد احساس امکانپذیری هــر اتفاق و رخدادى در طول زمان و توقف عدم اعتماد (Purret, 2014)، ایجاد ناهماهنگی در مقیاس مدلسازی در محیطهای آشــنا و معمولی، تقویت ماهیت انتزاعی، توالی و پیوستگی در فضاســازى و ایجاد حلقه نامحدود روایتی (Angeletti, 2020) قرارگیری اشیاء در ابعاد غیر واقعی و غیر از مکان معمول جهت تقویت خاطرهانگیزی مخاطبان (گیل امیرود و دیگران، 1398).
جدول 2: تعریف شاخص و زیرشاخصهاى رویکرد سورئالیسم (گردآوری نگارندگان)
معیار تعریف شاخص تعریف
تعامل با زمینه طراحی فیزیکی محیط برای ارتقای درجه بالایی از ارتباط فردی • طراحی فیزیکی
• فرم و احجام
• بافت
• رنگ
• موسیقی استفاده از فرم، بافت، رنگ و موسیقی مرتبط با سناریو فضایی جهت ارتباط بهتر با کاربر و نزدیک کردن کاربر به سناریو مسیر
رویکرد مشارکتی کاربر قرارگیری و ایجاد ارتباط در زمان و مکان روایت • تجربهگرایی
• حافظه و خاطرات
• آشناپنداری کاربر با تصور کردن خود بهعنوان شخصیتهای داستان، سناریوها را شخصیسازی میکنند. تبدیل شدن به شخصیت و خلق داستانهای درونی بهصورت فردى. استفاده از نامهای گویا و مکانهای آشنا در سناریوى فضا براى ایجاد خاطره در کاربر.
فنآوری درک بهتر از ساختار و محتوای سناریو با استفاده از فنآوری • صوتی
• تصویری
• شبیهسازی استفاده از امکانات صوتی، تصویرى و جلوههای ویژه.
غوطهوری ایجاد احساس شناوری و سیالیت در فضا • شکاف روایتی
• معما سازی
• روابط علی
• داستان داخلی قرار دادن پرسشهای نمادین در طول مسیر بهمنظور پاسخدهی توسط کاربر و تمایل به ادامه مسیر و روایتهای فضایی که کاربر خود را جزئی از یک داستان تصور کند.
مقیاس کنار هم قرار گرفتن مدلهایی با مقیاس متفاوت در برابر پسزمینههای معمولی و در مقیاس کامل • ناهماهنگی ابعادی
• اشیای غیرواقعی در زمینه معمولی
• المانهای تاریخ گذشته
• ابعاد غیرواقعی در مواردى که اشیاء در ابعادى غیرواقعی به نمایش درآمدهاند، توجه به آن و به خاطر آوردنشان توسط مخاطبان قویتر بوده است. از سوى دیگر قرار گرفتن اشیاء در جایی غیر از مکان معمول نیز، توجه به آن را بیشتر میکند و ایجاد احساس امکانپذیری هر اتفاق و رخدادى در طول زمان و توقف عدم اعتماد.
توالی و پیوستگی ایجاد حلقه نامحدود در مجموعه باعث ایجاد روایتی میشود که هرگز بسته نمیشود • حلقه نامحدود روایتی هر توالی اطمینان بینندگان را در مورد آنچه به تازگی دیده و بدیهی انگاشته بودند، تضعیف میکند.
ایجاد توهم ایجاد ابهام در فضا • مرز میان خیال و واقعیت
• ایجاد جهان موازی
• ایجاد گذرگاه و تونل
• معماری سورئال ایجاد احساس جهان موازى و پر از هرجومرج و استفاده از مفهومهای انتزاعی براى ایجاد احساس توهم و از بین بردن مرزهاى خودآگاه و ناخودآگاه ذهنی.
گذرگاه دو جهان واقعی و خیالی (S,tachura, 2018)، ایجاد ابهام در فضا با استفاده از نورپردازى و خلق فضاهاى شفاف و غیرشفاف و استفاده از مفهومهای انتزاعی و معمارى فرا واقعگرا به جهت ایجاد دنیاى فراى واقعیت از اهم مؤلفههای تأثیرگذار بر سورئالیسم در طراحی فضا است. بر اســاس مبانی نظرى بررســی شــده سورئالیسم در پژوهش از منظرهاى ادبیات، نمایشنامهنویسی و معمارى، مؤلفههای مؤثر بر ایجاد احســاس سورئالیسم در کاربر در فضاهاى معمارى در جدول فوق گردآوری شده است.
3-4- بررسی نقش زن در اثر بوف کور و تأثیر آن بر معماری
مســتندات مکتوب، مدل مفهومی پژوهش بر اساس شاخصهای مؤثر بر سورئالیسم به دســت آمده است. علیرغــم اینکــه سورئالیسم در ادبیات نمایشــی، ســینما و تئاتر نمونههای در خور توجهی دارد در زمینــه معمارى، تحقیقات نظرى و نمونههای کاربردى محدودى وجود دارد. لذا ویژگیهای نمونههای موردى مفاهیمی از قبیل ادغام فضاى مجازى و واقعی و ایجاد توهمات نــورى در موزه هنرهاى معاصر زاگــرب؛ خلق فضاهاى مرموز و ضد گرانشی در مهمان خانه مکان دیگر گویلین؛ ایجاد جلوههای فرازمینی و فراواقعی در موزه سیســمیک هیوســتون؛ روایت فضایی و ســفر احساســی در موزه یهود برلین؛ محیطهای غوطهور و ایجاد احساس شــناورى و استفاده از خطوط منحنی پویا در موزه نجوم شانگهاى و اســتفاده از اشکال ماورائی و از بین بردن مرز میان نور و سایه در موزه یشم هوآنگ پو را محقق کردهاند که این ویژگیها با مؤلفههای سورئالیسم در ادبیات نمایشی مشابه بوده و مبتنی بر روش امتیازدهی ذکر شده و با استفاده از طیف لیکرت اولویتبندی شدهاند.
با توجه به اولویت صورت پذیرفته در جداول فوق شاخصهای طراحی مؤلفههای شماره فیزیکــی، فرم و احجــام، بافت، رنگ، مرز میان خیــال و واقعیت و ایجاد گذرگاه و تونل جزء تأثیرگذارترین مؤلفههای مؤثر بر ایجاد احســاس تعلیق در کاربر اســت. ایجاد جهان موازى شــاخصی اســت که کمتر مورد توجه بوده اســت. در این بین تجربهگرایی، موســیقی و حلقه نامحــدود روایتی، داســتان داخلی، صوتی، تصویرى و اشــیاى غیرواقعی در زمینه معمولی، معماســازى و ابعاد غیرواقعی، شبیهسازی و ناهماهنگی ابعادى، حافظه و خاطرات، آشناپندارى و معمارى فراواقعگرا، المانهای تاریخی درصد، شکاف روایتی و روابــط علی از ســایر مؤلفههای تأثیرگذار بر سورئالیسم کاربــر در یک فضاى داخلی هســتند. ازاینرو به نظر میرسد مؤلفههایی که به صورت فیزیکی و مشهود در طراحی استفاده میگردد نظیر فرم، بافت، رنگ، ایجاد گــذرگاه و تونل به علت تأثیر بصرى و درک فیزیکی آن در کاربران تأثیر بســزایی دارد و میتوان با استفاده از فرمهای منحنی پیوسته و پرهیز از خطوط شکسته احساس پیوســتگی مســیر و میل به حرکت را براى ایجاد یک حلقه نامحدود روایتــی را در کاربر به وجــود آورد. با اســتفاده از مصالح و بافتهایی نظیر شیشــه، آینه، بتن شــفاف و ... با ایجاد پدیده انعکاس و وارونگی احســاس تعلیق را در کاربر ایجاد نمود. اســتفاده از رنگهای متضاد مانند سیاه و ســفید القاء کننده احســاس تاریکی و روشنایی، هستی و نیستی بوده و این تضاد میتواند با ایجاد احساس سقوط و تعالی کاربر را به تفکر وادارد. اســتفاده از تونل و دالانها در طول مســیر میتواند احســاس گذر از جهان واقعی و ورودى به دنیاى خیال و رؤیا را تداعی نماید. همچنین اســتفاده از المانهای آشــنا و موسیقیهای متناسب با داســتان داخلی فضا، به جهت تعامل کاربر بــا روایت درون فضایی نقش شــگرفی را ایفا مینماید همچنین اشیا ناملموس و غیرواقعی با اندازههای نامتناسب به علت تداعی سورئال فضا احساس وجود دنیاى رؤیا و خیال را تقویت مینماید.
4-3-1-تحلیل فضاهای بوف کور
رمان بوف کور، با روایت پیچیده و مبهم خود، فضاهایی را به تصویر میکشد که تأثیری عمیق بر ذهن خواننده میگذارند. این فضاها اغلب میان واقعیت و خیال در نوسان هستند و حسی از بیزمانی، انزوا و رازآلودگی را منتقل میکنند. چند نمونه از این فضاها عبارتاند از:
1-خانه راوی: خانهای که در آن شخصیت اصلی زندگی میکند، فضایی تاریک و پر از حس انزواست. دیوارهای بسته و فضای محدود این خانه نمادی از ذهن بسته و درگیر شخصیت است. این نوع فضا میتواند الهامبخش طراحی فضاهای معماری باشد که احساس انزوا یا فشار روانی را به شکلی هنری القا میکنند.
2-خیابان تاریک: خیابانی که راوی بارها در آن قدم میزند، پر از ابهام و سایه است. این فضا نمایانگر حرکت در یک جهان ناشناخته و پر از ترس است. طراحی چنین فضاهایی در معماری میتواند حس کشف یا ورود به یک جهان دیگر را به مخاطب منتقل کند.
3-فضاهای رؤیایی و خیالی: صحنههایی که در آن راوی به باغ یا مکانهایی خیالی وارد میشود، ترکیبی از زیبایی و ترس را به تصویر میکشد. این نوع فضاها میتوانند در طراحی معماری بهعنوان الهامی برای ترکیب عناصر طبیعی و غیرمنتظره مورد استفاده قرار گیرند.
4-4- بازنمایی زن در ادبیات سورئال
بازنمایی زن در ادبیات سورئال بهعنوان یکی از موضوعات مهم و پیچیده مورد توجه منتقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. ادبیات سورئال که بر بازنمایی ناخودآگاه، رؤیاها و تخیل آزاد تأکید دارد، زن را نه صرفاً یک شخصیت بلکه به مثابه نمادی چندلایه از تمایلات، ترسها و آرزوهای ناخودآگاه جامعه معرفی میکند (Breton, 1924; Foster, 2002). زنان در این آثار اغلب به شکل موجوداتی فراواقعی، مرموز و نمادین ظاهر میشوند که مرزهای واقعیت و خیال را به چالش میکشند و در بسیاری موارد نقشی دوگانه میان تسلط و سرکوب ایفا میکنند (Nesbit, 2000; Krauss, 1993). این بازنماییها در برخی موارد به بازتولید کلیشههای جنسیتی منجر میشوند، اما در عین حال زمینه نقد این کلیشهها و بازسازی مفاهیم هویتی را فراهم میآورند. در ادبیات سورئال، زن به عنوان «دیگری» در فضای ناخودآگاه ظاهر میشود و با این حضور، دوگانگیهای جنسیتی، تسلط و مقاومت در برابر ساختارهای قدرت به نمایش گذاشته میشود (James, 1997). برخی پژوهشها همچنین بر نقش زن به عنوان نیروی خلاق، الهامبخش و نجاتبخش در متون سورئال تأکید دارند که این نگاه، زن را از حالت صرفاً موضوعی خارج کرده و به عاملی فعال در فرآیند خلق معنا تبدیل میکند (Pollock, 1999). در نمونههای کلاسیک ادبیات سورئال فارسی، از جمله رمان بوف کور اثر صادق هدایت، بازنمایی زن پیچیدگیهای روانی و اجتماعی عمیقی دارد که در قالب فضاهای ذهنی و نمادهای سورئالیستی تجلی یافته است. در این اثر، شخصیتهای زن نمایانگر تعارضات درونی و کشمکشهای هویتی هستند و به عنوان نمادهایی از جبر و آزادی، تسلط و مقاومت در روایت داستان حضور دارند (Shafiei, 2014). بازنمایی زن در بوف کور فراتر از تصویر کلاسیک زن در ادبیات ایرانی است و با زبان نمادین و ساختارشکنانه سورئال، به کاوش در ناخودآگاه و ابعاد پنهان ذهن انسان میپردازد. بدین ترتیب، بازنمایی زن در ادبیات سورئال همزمان حامل بار فرهنگی و روانشناختی است و به نقد ساختارهای اجتماعی و جنسیتی غالب کمک میکند و نیز زمینهساز بازتعریف هویت زنانه در ادبیات و هنر معاصر میشود.
5- بحث و نتیجهگیری
ادبیات سورئال با بهرهگیری از تصاویر غیرمنطقی، تداعی آزاد و فراتر از عقلانیت، دنیای ذهنی و ناخودآگاه انسان را بازنمایی میکند (Ernst, 2016; Richardson, 2020). این ویژگیها، هنگامی که در حوزه معماری مورد تحلیل قرار میگیرند، امکان خلق فضاهایی را فراهم میآورند که فراتر از محدودیتهای منطقی و عملکردگرایی صرف هستند و به تجربههای روانشناختی و حسی مخاطب میپردازند (Picon, 2018). تمرکز این پژوهش بر رمان «بوف کور» صادق هدایت به عنوان نمونهای شاخص از ادبیات سورئال فارسی است. هدایت با خلق فضاهای رمزآلود، پیچیده و وهمانگیز، امکان ترجمه مفاهیم ذهنی و ناخودآگاه به فضاهای معماری را فراهم میآورد. بازنمایی زن در این اثر، بهعنوان عنصری کلیدی و چندلایه، نهتنها شخصیت داستانی بلکه نمادی از تجربههای روانشناختی و فرهنگی است که میتواند در طراحی فضاهای معماری الهامبخش باشد (Hafez, 2024). برای تحلیل تأثیرات ادبیات سورئال بر معماری، چارچوب نظری پدیدارشناسی فضا و نظریات باشلار (Bachelard, 1994)، به کار گرفته شد. از دیدگاه پدیدارشناسی، فضا تنها یک کالبد فیزیکی نیست بلکه تجربه زیسته و ادراکی انسان را بازتاب میدهد؛ بنابراین، فضاهای خلقشده در «بوف کور» میتوانند بهعنوان الگویی برای طراحی فضاهای معماری با تأکید بر تجربههای ذهنی و حسی مخاطب مورد استفاده قرار گیرند. معماری متأثر از سورئالیسم، با بهکارگیری فرمهای غیرمتعارف، فضاهای پویا، عدم تقارن و عناصر طراحی غیرمنتظره، تلاش میکند علاوه بر ارزشهای زیباییشناختی، حس شگفتی، پیچیدگی و ناآشنایی را در مخاطب ایجاد کند (Kulkarni, 2022; Weir, 2022). ترکیب این رویکرد با بازنمایی زن، امکان خلق فضاهایی چندلایه و تأملبرانگیز را فراهم میآورد که فراتر از عملکرد صرف، به روان و تجربههای انسانی میپردازند.
در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که ادبیات سورئال، بهویژه رمان «بوف کور»، میتواند منبع الهام مهمی برای معماری معاصر باشد. تحلیل عناصر سورئالیستی و بازنمایی زن در این اثر، چشماندازی نو برای طراحی فضاهایی ارائه میدهد که هم از منظر زیباییشناسی جذاب و هم از نظر تجربه روانشناختی و ذهنی معنادار هستند. این پژوهش زمینهای فراهم میکند تا معماران با بازخوانی مفاهیم ادبی، فضاهایی خلق کنند که تجربه انسانی و ناخودآگاه ذهن را بازتاب دهند و روابط میان فرد، محیط و فرهنگ را بازتعریف نمایند. مقایسه میان مؤلفههای سورئالیسم در آثار صادق هدایت، بهویژه رمان بوف کور و بازتابهای آن در معماری، هنگامی عمیقتر میشود که نقش «زن» بهعنوان یک عنصر محوری در شکلگیری فضا، معنا و تجربه ذهنی مورد توجه قرار گیرد. در جهان ادبی هدایت، زن صرفاً یک شخصیت روایی نیست، بلکه بهمثابه نمادی پیچیده، چندلایه و گاه رازآلود عمل میکند که مستقیماً بر ادراک فضا و حس مکان تأثیر میگذارد. این حضور نمادین زن را میتوان در معماری سورئال نیز مشاهده کرد؛ جایی که فضاها همانند تصویر زن در بوف کور، ناپایدار، مبهم و میان واقعیت و خیال معلقاند. فضاهای غیرواقعی و توهمآلود سورئالیستی در معماری، شباهت زیادی به بازنمایی زن در آثار هدایت دارند؛ زنی که گاه اثیری، گاه دستنیافتنی و گاه هراسانگیز است و همواره مرزهای ادراک عقلانی را درهم میشکند. ترکیب عناصر ناآشنا و بینظم که از ویژگیهای اصلی سورئالیسم محسوب میشود، در بوف کور اغلب از طریق تصویر زن و نسبت او با فضا آشکار میشود. زن در این اثر، در محیطهایی ظاهر میشود که نظم معمول ندارند و ساختار آنها نامشخص و گسسته است. این بینظمی فضایی، در معماری سورئال نیز به شکل فرمها و فضاهایی بروز مییابد که قواعد رایج طراحی را کنار میگذارند. به این ترتیب، زن نهتنها یک عنصر روایی، بلکه عاملی برای برهمزدن نظم فضایی و معناشناختی است؛ همان نقشی که معماری سورئال در تجربه فضایی مخاطب ایفا میکند. گسست از واقعیت و تجربه بیزمانی و بیمکانی نیز در پیوند با تصویر زن در بوف کور معنا پیدا میکند. زن در این اثر، اغلب خارج از زمان مشخص و مکان عینی حضور دارد و همین ویژگی، حس تعلیق و سردرگمی را تشدید میکند. معماری سورئال نیز با الهام از چنین مفاهیمی، فضاهایی خلق میکند که در آنها زمان خطی و مکان تثبیتشده از میان میرود. در این میان، زن بهعنوان نماد حافظه، میل، فقدان یا اضطراب، میتواند بهعنوان ایدهای مفهومی در طراحی فضاهای معماری به کار رود؛ فضاهایی که تجربه زیسته کاربر را به سطحی عاطفی و ذهنی ارتقا میدهند. استفاده از نمادها و معانی پنهان، یکی دیگر از نقاط اتصال میان ادبیات هدایت و معماری سورئال است که در آن زن جایگاهی محوری دارد. زن در بوف کور حامل مجموعهای از نمادهاست؛ از پاکی و اثیری بودن گرفته تا مرگ، وسوسه و اضطراب. این چند معنایی بودن زن، مشابه نمادپردازی در معماری سورئال است که فضا را به متنی باز و قابل تفسیر تبدیل میکند. مخاطب همانگونه که در مواجهه با زن در اثر هدایت به تفسیر و تأمل واداشته میشود، در مواجهه با فضای سورئال نیز ناگزیر از معناسازی فعال است.
در نهایت، احساس بیقراری و اضطراب که از عناصر بنیادین سورئالیسم است، در بوف کور اغلب از طریق تصویر زن و نسبت او با فضا منتقل میشود. زن میتواند منبع آرامش یا منشأ اضطراب باشد و همین دوگانگی، فضای اثر را دلهرهآور میکند. معماری سورئال نیز با خلق فضاهایی مبهم، تاریک یا ناپایدار، احساسی مشابه را بازتولید میکند؛ بنابراین، زن در این مقایسه نهتنها یک موضوع ادبی، بلکه مفهومی کلیدی برای فهم پیوند میان سورئالیسم، ادبیات و معماری بهشمار میرود و میتواند الهامبخش رویکردهای مفهومی در طراحی معماری معاصر باشد.
6- منابع
1- احمدیان، موسی؛ و دهقان، سعید(1388). بررسی و تحلیل «مسخ» اثر فرانتس کافکا بر اساس فلسفه اگزیستانسیالیستی سورن کییرکگور. اندیشههای ادبی، 1، 155–172.
2- آرناسن، هاروارد هَنسون(1397). تاریخ هنر نوین، ترجمه از محمدتقی فرامرزی، تهران: انتشارات زرین.
3- اسدی، علیرضا؛ و بزرگبیگدلی، سعید(1391). سورئالیسم در حکایتهای صوفیانه (معرفی یک نوع روایی کهن). فصلنامه نقد ادبی.
4- اسفندیاری، سبیکه(1394). بررسی مؤلفههای مکتب سورئالیسم و مقایسه آن با مبانی عرفانی. نشریه علمی–پژوهشی پژوهشهای نقد ادبی و سبکشناسی.
5- اسمیت، لوسی(1380). هنر نقد هنری. ماهنامه گلستان.
6- آلاحمد، جلال(1377). خداوندگار. تهران: انتشارات جامی.
7- امینی، ادریس(1394). ماهیت و پیامدهای تحول معنایی واژگان عربی در زبان فارسی، نشریه علمی–پژوهشی جستارهای زبانی.
8- امینی، سعیده؛ و دهقانی چمپیری، اکرم(1398). نقش اجتناب تجربهای و سرمایههای روانشناختی در پیشبینی احساس تنهایی با میانجیگری معنای زندگی در سالمندان. نشریه علوم روانشناختی.
dor:20.1001.1.17357462.1398.18.74.8.5
9- آیینی، سجاد؛ افضلیان، خسرو؛ اعتصام، ایرج؛ و شریعتراد، فرهاد(1400). طراحی مبتنی بر روایت بهعنوان روشی تاریخی (نمونه موردی: مسجد جامع فهرج). نشریه علمی باغ نظر، 18، 93-110.
doi:10.22034/bagh.2021.274960.4816
10- بزرگی، وحید(1381). پسانوگرایی: ژاک دریدا، میشل فوکو و ژان فرانسوا لیوتار. ماهنامه کتاب ماه ادبیات و فلسفه.
11- پورمرادی، سیما؛ و صادقی شهپر، رضا(1397). وجودشناسی پسامدرن در رمان «پیکر فرهاد» بر اساس نظریه برایان مکهیل. نشریه علمی جستارهای نوین ادبی، 56(45). doi:10.22067/jls.v0i0.81376
12- جلیلی، مرجان؛ و اردلانی، حسین(1397). واکاوی واژه کاتارسیس ارسطو و تأثیر آن بر مخاطب تراژدی. در چهارمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران.
13- حکیم، سید جعفر(1392). بررسی ویژگیهای مشترک بوف کور و اورلیا اثر ژرار دو نروال. فصلنامه علمی–پژوهشی ادبیات فارسی بهارستان سخن، 21، 131–148.
14- حیدری، محمود؛ و فتحیفتح، ذبیحالله(1393). بررسی مبانی سورئالیسم در داستان «الشحّاذ» اثر نجیب محفوظ. نشریه زبان و ادبیات عربی. doi:10.22067/jall.v6i10.40962
15- خلیلی جهانتیغ، مریم؛ و منصوری آلهاشم، سمانه(1391). تشبیه و بسامد کاربرد آن در دیوان سعیدخان مولتانی. نشریه مطالعات شبهقاره.
16- سیرلوت، خوان ادواردو(1378). فرهنگ نمادها ترجمه از مهرانگیز اوحدی، تهران: انتشارات دستان.
17- ذبیحنیا عمران، آسیه؛ و فروزان، راضیهسادات(1395). بررسی تطبیقی ژانر فانتزی در «آلیس در سرزمین عجایب» و «هلیفسقلی در سرزمین غولها». فصلنامه نامه فرهنگستان.
18- زارعی، علیاصغر؛ و مظفری، علیرضا(1392). ضحاک و بینالنهرین. نشریه علمی–پژوهشی ادبیات عرفانی و اسطورهشناختی.
19- زینلیان، مریم؛ و کلانتریزاده، محمدمهدی(1394). بررسی تطبیقی رابطه روایت و روایتگری در کیفیت فضایی معماری و سینما. در اولین کنفرانس سالانه پژوهشهای معماری، شهرسازی و مدیریت شهری.
20- سلطانکاشفی، جلالالدین(1397). بررسی تأثیرات روانپالایی در موسیقی و ادبیات نمایشی و بازتاب آن در نقاشی و گراورسازی. فصلنامه هنرهای نمایشی و موسیقی.
21- ضمیران، محمد(1379). نقد هرمنوتیکی و بنفکنانه. ماهنامه کتاب ماه ادبیات و فلسفه.
22- طهماسبی، ادنان؛ و امینی، ادریس(1393). سورئالیسم در شعر اُنسیالحاج. نشریه ادب عربی.
23- غضنفریانپور، سمیرا؛ و چلبیانلو، غلامرضا(1400). اثربخشی مداخله کوتاهمدت شفقت به خود بر عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی. نشریه رویش روانشناسی.
dor:20.1001.1.2383353.1400.10.3.7.1
24- فتوحی، محمود(1385). ویژگیهای تصویر سورئالیستی. نشریه علمی–پژوهشی جستارهای ادبی.
25- قنبری عبدالملکی، رضا(1393). تأثیرپذیری جریانهای شعر «موج نو» و «حجمگرا». نشریه پژوهشهای ادبیات تطبیقی.
26- قویمی، مهوش(1387). بوف کور و شازده احتجاب: دو رمان سورئالیست. نشریه علمی–پژوهشی پژوهشنامه علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی.
27- مختاباد امرئی، مصطفی؛ و پناهی، سیامک(1386). بررسی و تحلیل نقش معماری داخلی در تجلی معنا در فیلمهای علمی–تخیلی. فصلنامه هنرهای زیبا.
28- مشتاقمهر، رحمان؛ و دستمالچی، ویدا(1398). پیشینه مبانی سورئالیسم در ادبیات عرفانی. نشریه متنپژوهشی ادبی.
29- مشتاقمهر، رحمان؛ و دستمالچی، ویدا(1398). عرفان و سوررئالیسم از منظر زمینههای اجتماعی. نشریه مطالعات عرفانی.
30- نوروزی، علی؛ و صحرایی، فاطمه(1393). سورئالیسم در داستانهای «شیهه اسب سفید» زکریا تامر. نشریه زبان و ادبیات عربی. doi:10.22067/jall.v6i10.41033
31- رید، هربرت(1364). معنی هنر ترجمه از نجف دریابندری، تهران: انتشارات جمیل.
32- بنیامین، والتر(1366). اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری فن ترجمه از کیومرث پارسای، تهران: انتشارات دانشگاه خوارزمی.
33- وانگ، دیوید؛ و گروت، لیندا(1400). روشهای تحقیق در معماری ترجمه از علیرضا عینیفر، تهران: دانشگاه تهران.
34- Altobelli, E., Angeletti, P. M., Profeta, V. F., & Petrocelli, R. (2020). Lifestyle risk factors for type 2 diabetes mellitus and national diabetes care systems in European countries. Nutrients, 12(9), 2806. doi:10.3390/nu12092806
35- Bachelard, G. (1994). The poetics of space. Beacon Press.
36- Breton, A. (2005). Manifestoes of surrealism (R. Seaver & H. R. Lane, Trans.). University of Michigan Press. (Original work published 1924)
37- Brodskaia, N. (2009). Surrealism: Genesis of a revolution. Parkstone International.
38- Cranny-Francis, A. (2013). Sculpture as deconstruction: The aesthetic practice of Ron Mueck. Visual Communication, 12(1), 3–25.
39- Ernst, M. (2016). The surrealist revolution in art and literature. Routledge.
40- Purret, A. (2014). Analysis of Estonian wood processing industry development and perspectives (Master's thesis).
41- Hafez, N. J. (2024). Surrealism in architecture: Introducing meanings and real-life imitations. Academia Press.
42- Greenberg, G. (2014). How new ideas in physics and biology influence developmental science. Research in Human Development, 11(1), 5-21. doi:10.1080/15427609.2014.874730
43- Kulkarni, S. (2022). Surreal architecture: Unveiling dream wonders. Springer.
44- Leshchenko, M., Lavrysh, Y., Tymchuk, L., & Lukianenko, V. (2024). Resilience enhancement through digital narratives in wartime education. Journal of Educational Sciences & Psychology, 14(2). doi: 10.51865/JESP.2024.2.13
45- Pavka, E. (2018). How surrealism has shaped contemporary architecture. ArchDaily. https://www.archdaily.com/894658/how-surrealism-has-shaped-contemporary-architecture
46- Picon, A. (2018). Architecture and the imagination: Surrealism in built form. MIT Press.
47- Richardson, M. (2020). Dreamscapes: Surrealism and literary imagination. Palgrave Macmillan.
48- Stachura, K. (2018, April 8). Suspension of disbelief. Divisare. https://divisare.com/projects/386485-kasias-tachura-suspension-of-disbelief
49- Szilagyi, A. (2021). Stress and burnout for helping professionals: Counselors navigating the COVID pandemic. Journal of Educational Sciences & Psychology, 11(2), 128–134. doi:10.51865/JESP.2021.2.14
50- Weir, S. (2022). Surrealist architecture: Dalí’s Crisalida and other experiments. Journal of Surreal Architecture, 1(1), 1–10. doi:10.1080/13602365.2022.2106580
Revisiting Mental Spaces and the Representation of Women in Surrealist Literature:
A Case Study of The Blind Owl and Its Reflection in the Language of Architecture
Fatemeh Hassanali¹, Maryam Armaghan*²
1-Master’s Student, Department of Architecture, Qazvin Branch, Islamic Azad University, Qazvin, Iran.
Fatemeh.hassanali@iau.ir
2-Assistant Professor, Department of Architecture, Qazvin Branch, Islamic Azad University, Qazvin, Iran. (Corresponding Author)
maryam.armaghan@gmail.com
Abstract
Surrealist literature, as one of the influential movements of the twentieth century, represents an endeavor to penetrate the layers of the unconscious and reveal the hidden logic of the human mind. By merging dream and reality, this school blurs the boundary between the mind and the external world, creating a space where lived experience, imagination, and memory intermingle. In such a context, the concept of space transcends its physical limits and transforms into a manifestation of psychology, gender, and human inner life. This approach provides, not only in literature but also in other arts including architecture, a framework for rethinking spatial experience. The Blind Owl by Sadegh Hedayat, as a prominent example of surrealist literature in Iran, creates mysterious and mental spaces that enable the analysis of concepts such as time, perception, and gender. In this work, the representation of women plays a central role in shaping psychological and unconscious spaces and symbolically organizes the spatial structure of the narrative. This study, adopting an interdisciplinary approach and employing qualitative semiotic analysis, investigates the mental spaces and the representation of women in The Blind Owl and explores the reflection of its surrealist concepts in the language of architecture. Through the analysis of the text’s visual and symbolic layers, spatial patterns resulting from the fusion of reality and dream are extracted and translated into spatial design concepts. The findings indicate that the application of surrealist concepts in the design process can facilitate the creation of multi-layered, introspective, and experience-centered spaces in contemporary architecture—spaces that are not merely functional but reflect the human mind and psyche.
Keywords: Surrealist Literature, The Blind Owl, Representation of Women, Mental Spaces.