دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 26، بهار 1405، صفحه 1-110 
مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

نمادانگاری‌های هویت بیرونی زن در جامعه ایمانی از دیدگاه قرآن

صفحه 7-18

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2065496.1004

خدیجه احمدی بیغش، مهسا پاکدامن

چکیده بینش قرآن به نمادهای هویتی زنان در بعد درونی و بیرونی، عملکرد و رفتاری ایشان را با ارزش، احترام، حرمت و صیانت او در جامعه ایمانی همراه است. این نمادها نه‌تنها ارتباطی عمیق با فرهنگ و آموزه‌های اسلامی دارند، بلکه تجلی ارزش‌ها و باورهای دینی آنان و کرامت و منزلت بانوان مسلمان به شمار می‌آید. پژوهش پیش رو درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس خاستگاه قرآنی، هویت بیرونی زنان در جامعه ایمانی چه نمادهایی را در بر دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان می‌دهد رفتار نمادین زن با ریشه در فطرت و درون او به صورت نمادهای کنشی زنان به خصوص زن مسلمان مورد توجه است. بروز رفتارهای بیرونی انسان، نتیجۀ گرایشی درونی آنان است و هر گرایش درونی نتیجۀ بینش عقلی و عملی است که پرداختن و تعدیل این ویژگی درونی و هماهنگی با وظایف خاص زنان در نظام اجتماعی انسانی موجب بروز و ظهور صفاتی نیکو در او می‌گردد. تجلی این امور در زنان به منظور نوع آفرینششان بیشتر از مردان خواهد بود. کارکرد مهم نمادانگاری‌های قرآن در ارائه و تبیین هویت بیرونی زن مسلمان بیان معنا و ایجاد حس هویت به زنان، با نمادهایی چون نماد عفت و حیاء حیات، رحامت و قانت بودن است. زنان مؤمن با دربرداشتن نمادهای هویت بیرونی خویش در جامعه ایمانی، به‌خوبی می‌تواند برای تمام بشریت الگو معرفی می‏شوند.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

عوامل معنوی و اعتقادی موثر در کاهش نشانه‌های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی

صفحه 19-28

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071731.1036

پیمان حاتمیان، فاطمه شرفی، زهرا احمدیان، زهرا سماواتی، فاطمه فتحی

چکیده معنویت و عوامل اعتقادی یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند افراد را در برابر مشکلات مختلف جسمانی و روان‌شناختی محافظت کند، بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل معنوی و اعتقادی مؤثر در کاهش نشانه‌های اختلال اضطراب بیماری در زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع پژوهش‌های کیفی و به روش تحلیل محتوای نهفته بود. جامعه هدف پژوهش شامل 7 نفر از متخصصان سلامت روان و 7 نفر از زنان ایرانی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با آن‌ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل یافته‌ها منجر به کشف 5 طبقه اصلی از قبیل داشتن امید و انگیزه، باور و اعتقاد درونی به خدا، پایبندی به اصول مذهبی، آرامش و سعه‌صدر و داشتن معنا در زندگی شد. نتایج بیانگر آن است که می‌توان از مؤلفه‌های معنوی-مذهبی در جهت کاهش مشکلات روان‌شناختی همچون اختلالات سوماتیک سمپتوم و به‌ویژه اختلال اضطراب بیماری در زنان به شکل مؤثری استفاده نمود.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی خانواده

تأثیر سرمایه فرهنگی مادران بر کیفیت ازدواج دختران(تحلیل نقش میانجی مهارت‌های ارتباطی)

صفحه 29-45

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071046.1033

محمد رضا حشمتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی خانواده بر کیفیت ازدواج دختران با تأکید بر نقش میانجی مهارت‌های ارتباطی انجام شده است. مسئله تحقیق بر اساس افزایش چالش‌های زناشویی در جامعه معاصر ایران و نقش کلیدی نهاد خانواده در ارتقاء کیفیت ازدواج طرح شد. پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و به روش پیمایشی صورت گرفت. جامعه آماری شامل زنان متأهل ۲۰ تا ۳۵ ساله شهر تهران بود که حداقل یک سال از ازدواج‌شان گذشته بود. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های استاندارد برای سنجش سرمایه فرهنگی (بر مبنای نظریه بوردیو)، مهارت‌های ارتباطی و کیفیت ازدواج (پرسش‌نامه محقق ساخته بودند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافته‌ها نشان داد که سرمایه فرهنگی خانواده تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت ازدواج دختران دارد. همچنین مهارت‌های ارتباطی به‌عنوان متغیر میانجی، نقش مهمی در تقویت این رابطه ایفا می‌کنند. نتایج حاکی از آن است که دخترانی که در خانواده‌هایی با سرمایه فرهنگی بالاتر رشد یافته‌اند، از سطح بالاتری از مهارت‌های ارتباطی برخوردارند که این امر موجب بهبود تعاملات زناشویی و ارتقای کیفیت ازدواج آن‌ها می‌شود. این پژوهش با تأکید بر نقش واسط مهارت‌های ارتباطی، به شفاف‌سازی مسیرهای علی بین متغیرها پرداخته و دلالت‌هایی مهم برای سیاست‌گذاری در حوزه خانواده و آموزش پیش از ازدواج ارائه می‌دهد.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

تأثیر تجربه تحصیل در دانشگاه مختلط بر موفقیت ازدواج در میان دختران دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی

صفحه 47-55

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2078479.1054

آنیتا روزبهی، محمدصادق فرشاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحصیل در دانشگاه‌های مختلط بر مؤلفه‌های مرتبط با ازدواج موفق در میان دختران دانشجو انجام شد. این مطالعه از نوع کمی و با روش توصیفی–پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دختران دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان اقلید بود که از میان آن‌ها 100 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه 24 سؤالی رغبت‌سنجی ازدواج بود که بر اساس مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت طراحی شده و چهار مؤلفه اصلی شامل بازخورد نسبت به ازدواج، آمادگی و تمایل به ازدواج، نگرش نسبت به پیامدهای ازدواج و موانع ازدواج را مورد سنجش قرار می‌دهد. پایایی درونی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/0 به‌دست آمد که بیانگر ثبات و اعتبار مطلوب ابزار است. داده‌ها با بهره‌گیری از آمار توصیفی و آزمون t مستقل در نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین مؤلفه‌های بازخورد نسبت به ازدواج، نگرش نسبت به پیامدهای ازدواج و موانع ازدواج در میان دانشجویان محیط مختلط تفاوت معنادار وجود دارد (p<0.05)، در حالی که مؤلفه آمادگی و تمایل به ازدواج به سطح معناداری نرسید. یافته‌ها حاکی از آن است که تحصیل در دانشگاه مختلط می‌تواند موجب ارتقای آگاهی و نگرش دختران نسبت به ازدواج شود، اما تبدیل نگرش مثبت به آمادگی عملی برای ازدواج نیازمند مداخلات آموزشی، فرهنگی و حمایتی هدفمند است. بر این اساس، طراحی برنامه‌های مهارت‌آموزی، مشاوره پیش از ازدواج و حمایت‌های نهادی می‌تواند نقش مؤثری در تسهیل ازدواج آگاهانه و موفق دانشجویان ایفا کند.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اجتماعی

نسبت‌سنجی نقش زنان و نهادهای اجتماعی در بازسازی نظم اجتماعی در پسابحران‌های سیاسی-اجتماعی دهه 90 و 1401 در ایران

صفحه 56-73

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2076927.1048

محسن افروغ

چکیده تحولات اجتماعی دهه 90 و به‌ویژه رخدادهای ۱۴۰۱ نشان داد که زنان به یکی از مهم‌ترین کانون‌های منازعه ادراکی و رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند؛ با این حال، تحلیل‌های رایج غالباً یا زنان را به کنشگرانی احساسی و واکنشی تقلیل می‌دهند یا آنان را در چارچوب روایات رسانه‌های بیگانه به‌عنوان پیشران گسست اجتماعی صورت‌بندی می‌کنند. این پژوهش با به‌کارگیری روش توصیفی–تحلیلی و اتکا بر داده‌های مستند، می‌کوشد با استفاده از یک چارچوب نظری سه‌سطحی شامل آسیب‌های نهادی پسا بحران، الگوهای کنشگری زنان در دوره بحران و سازوکارهای بازسازی نظم اجتماعی در مرحله پسا بحران، نقش واقعی زنان را در پویش‌های ادراکی و هنجاری جامعه ایران آشکار سازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که عملیات شناختی علیه زنان از طریق برجسته‌سازی سوژه‌هایی چون پوشش، کرامت، نشاط اجتماعی، نقش مادرانه و مشارکت مدنی، در پی تخریب انسجام ادراکی و ایجاد چندپارگی هویتی است؛ اما ظرفیت نرم زنان در عرصه خانواده، نهادهای اجتماعی زنانه و شبکه‌های محلی، این عملیات را تا حد زیادی خنثی کرده و مسیر ترمیم شکاف‌های ادراکی و هنجاری را تسهیل کرده است. تحلیل نتایج نشان می‌دهد که زنان با تقویت مرجعیت‌های عاطفی، بازتعریف مرز میان اعتراض مشروع و آشوب، تثبیت روایت ملی و بازتولید سرمایه اجتماعی، به بازیگران کلیدی در عبور جامعه از بی‌ثباتی ادراکی به سامان‌یابی اجتماعی تبدیل شده‌اند. بر این اساس، پژوهش نتیجه می‌گیرد که فهم نقش زنان در ایران معاصر باید از سطح تحلیل‌های احساسی عبور کرده و در چارچوب «نظم‌سازی پسابحران» و «مدیریت ادراک جمعی» بازتعریف شود؛ امری که تقویت جایگاه زنان در حکمرانی و نهادهای اجتماعی را به ضرورتی راهبردی برای امنیت اجتماعی و ثبات ملی بدل می‌سازد.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی مثبت‌گرا

نقش واسطه‌ای نگرش‌های ناکارامد در رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله ای در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز

صفحه 75-91

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2072939.1040

سمیه امینی، فاطمه محمودی

چکیده استرس تحصیلی به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر سلامت روانی دانشجویان، می‌تواند بر انتخاب راهبردهای مقابله‌ای آن‌ها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین استرس تحصیلی و راهبردهای مقابله‌ای مسئله‌مدار با نقش میانجی نگرش‌های ناکارآمد در دانشجویان مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز است. روش این‌ پژوهش‌ توصیفی‌ از نوع همبستگی‌ و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری شامل 350 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد بود که بر اساس جدول مورگان 175 نفر به‌صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران (2005)، پرسشنامه نگرش‌های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) و پرسشنامه راهبردهای مقابله‌ای اندلر و پارکر (1990؛ CISS-21) بود. داده‌ها با نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و روش تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد بین استرس تحصیلی و راهبرد مقابله‌ای مسئله‌مدار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (β=0.681, p<0.001). همچنین استرس تحصیلی اثر مستقیم و معناداری بر نگرش‌های ناکارآمد داشت (β=0.692, p<0.001)، اما اثر نگرش‌های ناکارآمد بر راهبرد مقابله‌ای مسئله‌مدار معنادار نبود (β=0.049, p=0.516). بنابراین، نقش میانجی‌گری نگرش‌های ناکارآمد در این رابطه رد شد. یافته‌ها بیانگر آن است که استرس تحصیلی بیشتر به‌صورت مستقیم موجب افزایش استفاده از راهبردهای مقابله‌ای مسئله‌مدار می‌شود.این یافته‌ها بر لزوم تمرکز بر مداخلات مستقیم برای مدیریت استرس تحصیلی تأکید دارد. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی برای تقویت راهبردهای مقابله‌ای مسئله‌مدار در دانشگاه‌ها اجرا شود.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی عمومی

رابطه‌ی شرم بدن و استفاده‌ی مشکل‌ساز از سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، با نقش میانجی کمال‌گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز

صفحه 93-104

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068047.1024

فاطمه قربانی زاده، کاظم خرمدل، سوده دشتیانه

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی شرم بدن و استفاده مشکل‌ساز از شبکه‌های اجتماعی با نقش میانجی کمال‌گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی_پیمایشی با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه متقاضیان زن، جراحی زیبایی مراجعه‌کننده به کلینیک‌های زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است که از این میان تعداد 257 نفر به روش نمونه‌گیری غیر تصادفی هدفمند به پرسشنامه‌های شرم بدن لیتلتون، کمال‌گرایی هیل و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی خواجه احمدی، به‌صورت فرم کاغذی و نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد و برای بررسی رابطه‌ی بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. در نهایت برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از طریق نرم‌افزارهای  Spss27  و  Amos26 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که شرم از تصویر بدن، استفاده مشکل‌ساز از شبکه‌های اجتماعی را به‌طور مثبت و معناداری (B=0/202) پیش‌بینی می‌کند. همچنین کمال‌گرایی با استفاده مشکل‌ساز از شبکه‌های اجتماعی رابطه‌ی مثبت معناداری دارد و به میزان (B=0/097)، آن را پیش‌بینی می‌کند. همچنین قابل ذکر است که شرم از تصویر بدن با کمال‌گرایی نیز رابطه‌‎ی مثبت و معناداری دارد و به میزان (B=0/091) آن را پیش‌بینی می‌کند. در نهایت تحلیل مسیر فرضیه‌ها در جهت تأیید فرضیه اصلی برآمد یعنی کمال‌گرایی نقش میانجی معناداری در رابطه‌ی بین شرم بدن و استفاده مشکل‌ساز از شبکه‌های اجتماعی ایفا می‌کند؛ بنابراین افرادی که از تصویر بدن خود ناراضی اندیا احساس شرم دارند، بیشتر در معرض استفاده آسیب‌زا و افراطی از شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرند و همچنین افرادی که ویژگی‌های کمال‌گرایانه دارند، با احتمال بیشتری درگیر این نوع استفاده مشکل‌ساز هستند. پس کمال‌گرایی می‌تواند عامل واسطی باشد که شدت تأثیر شرم از بدن بر استفاده مشکل‌ساز از شبکه‌های اجتماعی را افزایش دهد. همچنین کمال‌گرایی می‌تواند درک افراد از بدن خود را تشدید کرده و آن را به استفاده افراطی و غیر سازنده از شبکه‌های اجتماعی سوق دهد. ازاین‌رو فرضیه اصلی تأیید شد.

مقاله پژوهشی روانشناسی هنر

بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری

صفحه 105-120

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2067182.1019

فاطمه حسنعلی، مریم ارمغان

چکیده ادبیات سورئال به‌عنوان یکی از جریان‌های تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایه‌های ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم می‌ریزد و فضایی خلق می‌کند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم می‌آمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر می‌رود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل می‌شود. این رویکرد، نه‌تنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم می‌سازد. رمان بوف کور صادق هدایت، به‌عنوان نمونه‌ای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا می‌کند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکل‌گیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و به‌گونه‌ای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان می‌دهد. این پژوهش با رویکردی بین‌رشته‌ای و با بهره‌گیری از روش تحلیل نشانه‌شناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری می‌پردازد. از طریق تحلیل لایه‌های تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌کارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، می‌تواند زمینه‌ساز خلق فضاهایی چندلایه، درون‌نگر و تجربه‌محور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انسان‌اند.