پیامدهای روانی خشونت علیه زنان و دختران
زهرا زارع، کاظم خرم دل
چکیده خشونت علیه زنان و دختران در تمامی جوامع بشری علیرغم تفاوت در میان مذهب و دیگر تفاوتهای فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی وجود داشته و پدیدهای است جهانی، فراتاریخی و فرافرهنگی که عمری به قدمت تاریخ بشریت دارد. این پیامد از مشارکت کامل زنان در جامعه جلوگیری میکند و تهدیدی جدی برای حقوق انسانی و سلامت به شمار میرود. خشونت تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت جسمی و روانی زنان دارد. علیرغم تحقیقات فراوان در مورد پیامدهای خشونت بر سلامت روانی زنان، میزان خشونت در دوران قرنطینه بیماری کرونا افزایش پیدا کردهاست که این تحقیق به بررسی میزان خشونت علیه زنان و دختران و پیامدهای روانی آن در دوران قرنطینه میپردازد. این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت علیه زنان و فهرست نشانهای هاپکینز (HSCL) است. درنهایت دادههای حاصل از پژوهش توسط نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتهاست.( P<0/01). بر اساس همبستگی پیرسون مشخص شد، بین تمامی ابعاد سلامت روان و خشونت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و قرار گرفتن در معرض انواع خشونت منجر به کاهش سطح سلامت روان در ابعاد مختلف میشود. خشونت پیشبینیکننده قوی سلامت روان در ابعاد مختلف است و با توجه به نقش مهم زنان در خانواده و تأثیر سلامت آنان بر سطح سلامت خانواده و جامعه، لازم است اقداماتی بهمنظور کاهش میزان خشونت و ارتقا سطح سلامت روان زنان به عمل آید.
ارزیابی کیفی کارآمدی مشاورههای پیش از طلاق موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده بر اساس نگرش مراجعان به مراکز مشاوره استان البرز
مهری اللهوردی، محسن بدره، فاطمه پورمسجدیان
چکیده قانونگذار با وضع نهاد مشاوره پیش از طلاق، موضوع فصل دوم قانون حمایت خانواده در سال 1391 پیشگیری از طلاقهای غیرضروری را هدفگذاری نموده است. نویسندگان تلاش نمودهاند بر اساس نگرش زوجهایی که مراحل مشاوره پیش از طلاق را کاملاً از سر گذراندهاند، یک ارزیابی کیفی از کارآمدی این مشاوره صورت دهند. راهبرد روشی پژوهش، پدیدارشناسی است برای تحلیل مصاحبهها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. مصاحبهشوندگان ۱۵ نفر از افراد ساکن استان البرز بودند. این نمونه به روش هدفمند انتخاب شد. تحلیل مصاحبهها به شش مضمون اصلی زیر دست یافت: ارائه راهکارهای مورد نیاز از سوی مشاور؛ ایجاد سازش و تداوم زندگی؛ گرفتن راهنمایی حقوقی و اجتماعی از مشاور؛ تأثیرگذار بودن مشاوره بههنگام؛ مؤثر نبودن جلسات مشاوره در ایجاد سازش؛ معایب روند فعلی مشاوره پیش از طلاق. مصاحبهشوندگان در توقع از مشاوره تقریباً اجماع دارند که مشاور میتواند میان زوجین سازش ایجاد نماید ولی نگرش اغلب آنها به کارآمدی مشاورههای فعلی، چندان حاکی از رضایت نیست. این عدم رضایت ابعاد مختلفی دارد ازجمله: هزینههای سنگین حق المشاوره و عدم پوشش دولتی هزینهها، زمانبندی نامناسب جلسات مشاوره سبک شمردن تحکیم بنیان خانواده از سوی برخی مشاوران و بالتیع عدم تلاش در ترمیم رابطه زوجین و سبک انگاشتن تحکیم خانواده، عدم برخورداری مشاوران از تخصص کافیِ همراه با تجربه و سوگیریهای جنسیتی برخی از مشاوران. این پژوهش بهمنظور تحقق هدف قانونگذار و رفع معایب وضعیت فعلی در جهت ارتقای کارآمدی الزام زوجین به مشاوره پیش از طلاق توافقی، بازنگری فصل دوم قانون حمایت خانواده را لازم میداند.
بررسی مشروعیت کاهش جنین از منظر فقه اسلامی با نگاهی بر اهمیت مسئله افزایش جمعیت
کبری پورعبدالله، فاطمه اسلامی
چکیده روشهای نوین باروری قدمی مثبت و مهم در جهت درمان ناباروری و کمک به افزایش جمعیت برداشته است و بهنوعی موجبات تحکیم خانواده را فراهم آورده است، لیکن در میان روشهای متعدد درمان ناباروری و همچنین در خلال انجام امور پزشکی گاهاً تلقیح متعدد جنینها شرایط سختی را موجب میشود که زوجین را ملزم به کاهش جنین میکند. حال پرسش اینجاست آیا کاهش جنین از نظر فقهی مشروعیت دارد؟ آیا فدا شدن جنینی به نفع جنین دیگر صحیح است؟ آیا کاهش جنین هدف افزایش جمعیت کشور و مصلحت جامعه را به خطر نمیاندازد؟ در این مقاله بر آنیم تا با استفاده از روش کتابخانهای به سؤالات مذکور پاسخ دهیم و مشروعیت یا عدم مشروعیت کاهش جنین را بررسی نماییم و مصلحتهای موجود در این امر را وارسی کنیم. آنچه به نظر میرسد آن است که از منظر فقه اسلامی کاهش جنین مشروعیت داشته و مبتنی بر قواعد فقهیه ازجمله قاعده «اخف الضررین» میتوان به این نتیجه رسید که حفظ حیات مادر و کاهش جنین دارای مصلحت بیشتر و ضرر کمتر است.
چارچوبهای تصمیمگیری نخبگان سیاسی زن در حوزه کمیسیونهای مجلس (مورد مطالعاتی: زنان نماینده مجلس)
زهرا حیدری، زینب حیدری، ناهید حیدری
چکیده مشارکت سیاسی زنان در عرصههای کلان تصمیمگیریهای سیاسی و مدیریتی از مؤلفههای اساسی توسعه پایدار است؛ مقاله حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که چارچوبهای تصمیمگیری نخبگان سیاسی زن در حوزه کمیسیونهای مجلس چیست؟ در این پژوهش نمونه آماری شامل 20 نفر از زنان نماینده در ده دوره مجلس شورای اسلامی است. روش پژوهش بر اساس تکنیک تحلیل محتوای کیفی و کمی، تکنیک مصاحبه نیمه-ساختیافته در مرحله جمعآوری دادهها و متن مصاحبه است. برای تحلیل دادهها از برنامه Excel و نرمافزار ویزیو، در چارچوب نمودارها و مدل-های مختلف استفاده شده است. یافتههای پژوهش در رابطه با مقولات مختلفی چون: چارچوب تصمیمگیری نشان داد که بیشترین فراوانی تصمیم-گیری در حوزه کمیسیونها بر اساس علاقه و تخصص است؛ در مقوله چارچوب ترجیحات کمیسیونی بیشترین فراوانی کمیسیون فرهنگی است که ناشی از سابقه فرهنگی، تخصص و علاقه نخبگان سیاسی زن در این حوزه است؛ فراوانی موافقان و مخالفان تشکیل کمیسیون زنان تقریباً به هم نزدیک است؛ هرچند بهطور نسبی تعداد موافقان تشکیل کمیسیون زنان بیشتر است، اکثر موافقان از جناح اصولگرا هستند. در رابطه با مقوله چارچوب علی موافقت با تشکیل کمیسیون زنان، بیشترین فراوانی، عدمکفایت فراکسیون و سپس بحث ضرورت تشکیل و کارکرد مؤثر فراکسیون زنان درگذشته است؛ بیشترین فراوانی در رابطه با چارچوب علی مخالفت با این کمیسیون، عدم ضرورت و سپس کفایت فراکسیون و کمیسیون برای بررسی مسائل زنان ذکرشده است. پژوهشگر در مجموع 3 مقوله اصلی، 6 مقولۀ فرعی اول و 60 مقولۀ فرعی دوم؛ تعداد 221 عبارت معنایی شناسایی شده و به شکل نمودار ترسیم و تحلیلشده است.
رابطه سلامت معنوی وکیفیت زناشویی در زنان متاهل شهر شیراز
سوده دشتیانه، نصیر داستان، سپیده کشاورز
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زنان متأهل شهر شیراز بود. نمونه آماری شامل 100 نفر که برای تعیین حجم نمونه از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و پرسشنامه کیفیت زناشویی باسبی بهره گرفته شده است. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیهوتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار توصیفی از ضرایب همبستگی و در سطح آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که بین سلامت معنوی و کیفیت زناشویی در زنان متأهل رابطه معناداری وجود داشت. سلامت معنوی در بین زنان متأهلی که کیفیت زناشویی خوبی دارند بالاتر بود.
عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با رویکرد مدلسازی ساختاری - تفسیری فراگیر
ندا خداکرمیان گیلان، محسن نیازی
چکیده در جوامع امروزی عواملی مانند صنعتی شدن، توسعه تکنولوژی، گسترش اقتصاد، سرمایهگذاری و توسعه ارتباطات چارچوب نمادین زندگی افراد را دگرگون کردهاند. در چنین شرایطی افراد نیاز به هویت دارند، از طریق هویت میتوان پیچیدگی و سرعت تغییرات اجتماعی را کاست و به انسان این توانایی را بخشید که نظمی نسبی در زندگی خود و اطرافیان به وجود آورد. در این پژوهش محقق درصدد این است که به طراحی مدلی متشکل از عوامل مؤثر بر دگردیسی هویت اجتماعی زنان با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری فراگیر بپردازد. پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی بوده، جامعه موردمطالعه تحقیق، خبرگان دانشگاهی هستند که 24 نفر از اعضای هیئتعلمی، فارغالتحصیلان دکترا و دانشجویان دکترا در رشته جامعهشناسی و روانشناسی بهصورت هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. مدل طراحیشده حاوی 11 عامل: آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، هویتهای متضاد، گرایش به برابری زن و مرد، گرایش به زندگی فردی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، رواج باورهای کلیشهای، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، فضاهای دوستی، دگرگونی نسلی، بازاندیشی در هویت، مدرنیته، عدم انسجام هویت هستند. از میان عوامل موردبررسی، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با جدید، بازاندیشی در هویت فرهنگی، رواج کلیشهای جنسیتی، هویتهای متعارض بهعنوان عامل روبنایی شکلگیری دگردیسی هویت اجتماعی زنان قرار دارند که منجر به آگاهی زنان از موقعیت خود در جامعه، گرایش به برابری زن و مرد، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، عدم انسجام هویت، مدرنیته، فضای دوستی میشوند. درنهایت دگرگونی نسلی پیامد نهایی آن خواهد بود.
