برآورد وضعیت تعارض بین زوجین و راهحلهای رفع آن بر مبنای تحلیل ثانویه دادههای پیمایش ملی خانواده در ایران
یونس اکبری، محمد ترکاشوند مرادآبادی
چکیده افزایش تعداد طلاق در کشور نشانهای از افزایش تعارض بین زوجین است. پژوهش حاضر قصد دارد به شناخت وضعیت شاخص تعارض بین زوجین در سطح کشور بپردازد. داده مورد استفاده شامل دادههای پیمایش ملی خانواده در ایران است که بر روی افراد بالای 15 سال کشور انجام شده است و در تحقیق حاضر نمونه افراد متأهل آن انتخاب شده است. نتایج بررسی شاخص میزان تعارض زوجین در ایران حاکی از این است که از کل پاسخگویان متأهل 15.3 درصد هیچ گونه تعارضی با همسرشان ندارند، 40.7 درصد دارای تعارض در حد کم، 26.6 درصد دارای تعارض در حد متوسطی و 17.5 درصد نیز دارای تعارض در حد زیادی با همسرانشان هستند. افراد متأهل کمترین تعارض را نسبت به سایر موضوعات دیگر در رابطه با تعارض در نوع شغل و مسائل مرتبط با آن دارند. از بین موضوعات مورد تعارض زوجین، حضور بهموقع همسر در منزل با 22.1 درصد و گذراندن وقت با یکدیگر با 21.7 به ترتیب بیشترین درصد تعارض زیاد بین زوجین را به خود اختصاص دادند. از بین راهحلهای موجود برای رفع تعارض، مراجعه به مراجع قضایی و دادگاه کمترین میزان را در بین راهحلهای حل تعارض زوجین به خود اختصاص داده بهطوریکه (88.8 درصد) پاسخگویان عنوان کرده اند که برای حل تعارض با همسرشان اصلاً به دادگاه و مراجع قضایی مراجعه نمی کنند و در همین راستا 76.5 درصد به میزان زیادی از تحمل و سازگاری و 74.5 درصد در حد زیادی از گفتگو برای رفع تعارض با همسرشان بهره میگیرند که این دو مقوله بیشترین مقادیر را در بین راه حل های حل تعارض بین زوجین به خود اختصاص دادند.
اثربخشی آموزش گروهی والدگری مثبت به مادران و تأثیر آن بر پرخاشگری و مهارتهای اجتماعی کودکان
سید مجتبی عقیلی، آرزو اصغری، میترا نمازی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی والدگری مثبت به مادران و تأثیر آن بر پرخاشگری و مهارتهای اجتماعی کودکان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون_پسآزمون با گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران کودکان پیشدبستانی مدارس منطقه یک شهر گرگان در سال 1397 بودند. روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای بود، بدین ترتیب که از بین مدارس مقطع پیشدبستان، منطقه یک شهر گرگان، بهتصادف 2 مدرسه انتخاب شد و در مرحله بعدی از هر مدرسه 2 کلاس بهصورت تصادفی انتخاب شدند و از جامعه آماری، 60 مادر انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 4 هفته، هفتهای 2 جلسه مورد آموزش قرار گرفتند و در گروه گواه مداخلهای انجام نشد. در پایان پسآزمون اجرا و ۳ ماه بعد پیگیری انجام شد. دادهها با آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بنفرونی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشاندهنده آن است که برنامه آموزشی والدگری مثبت بر هر چهار مؤلفه پرخاشگری و مهارتهای اجتماعی کودکان پیشدبستانی اثربخش بوده است (05/0>P). نتایج نشان داد که آموزش والدگری مثبت از کارایی لازم برای کاهش پرخاشگری و افزایش مهارتهای اجتماعی کودکان پیشدبستانی برخوردار است.
بررسی تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی و اقتصادی زنان شهرستان شهربابک
رخساره اسدی کرم
چکیده رشد نهادهای آموزشی و علمی زمینه مشارکت مؤثر افراد یک جامعه را در تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی فراهم میکند. دانشگاه آزاد اسلامی بهعنوان یکی از نهادهای آموزشی در کشور فرصتی فراهم کرده تا زنان نیز بتوانند در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نقشی فعال داشته باشند و با خودباوری بتوانند نگرش جامعه را نسبت به تواناییهای زنان تغییر داده و نشان دهند که امر توسعه بدون مشارکت زنان امکانپذیر نخواهد بود. ازآنجاییکه عملکردها و پیامدهای دانشگاه آزاد اسلامی در زمینههای مختلف (فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی) در مناطق مختلف کشور متفاوت بوده است؛ لذا هدف تحقیق حاضر بررسی نقش و عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان شهربابک در امور آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بوده است. در این راستا فرضیههای تأثیر دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی، فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی زنان موردبررسی قرار گرفت. درمجموع روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی، کاربردی و مبتنی بر پیمایش بود. در این روش از گردآوری اطلاعات، مطالعه اسنادی و میدانی (پرسشنامه محقق ساخته) استفاده شده است و جامعه آماری موردمطالعه کارمندان، دانشجویان، زنان خانهدار، مشاغل آزاد و دانشآموزان ساکن شهرستان شهربابک (1395) و حجم نمونه 500 نفر میباشد که جهت ورود اطلاعات و دادهها و تجزیه تحلیل آنها نیز از نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتیجه آنکه دانشگاه آزاد اسلامی در امور آموزشی (T=79.16,P<5%) و در امور فرهنگی- اجتماعی T=60.85,P<5%)) و در امور اقتصادی ( T=93.37,P<5%) زنان در شهرستان شهربابک تأثیرگذار بوده است.
مقایسه باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی
فریده انصافداران، مهناز محمدی زاده، کاظم خرم دل
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی بود پژوهش حاضر از نوع علی -مقایسهای و جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی زنان مطلقه تحت پوشش سازمان بهزیستی و زنان عادی شهر شیراز بود. گروه نمونه متشکل از 120 نفر در دو گروه (60 زن مطلقه 60 زن عادی) بود. برای تعیین حجم نمونه در گروه زنان مطلقه از روش نمونهگیری در دسترس و برای زنان عادی از روش هدفمند بهمنظور همتاسازی گروه زنان عادی با زنان مطلقه استفاده شد. پرسشنامه باورهای غیرمنطقی توسط جونز، پرسشنامه خودپنداره راجرز، پرسشنامه بهزیستی معنوی پولوتزین و الیسون مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای گردآوریشده در دو سطح مورد تجزیهوتحلیل (آمار توصیفی و آمار استنباطی) قرار گرفت. در سطح آمار از میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی، خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد؛ باورهای غیرمنطقی در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی بالاتر است و میانگین متغیرهای خودپنداره و بهزیستی معنوی در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی پایینتر است؛ میانگین باورهای غیرمنطقی و ابعاد آن (شامل درماندگی در برابر تغییر، توقع تائید از دیگران، اجتناب از مشکل و بیمسئولیتی هیجانی) در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی بالاتر است؛ بین خودپنداره در زنان با سابقه طلاق و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. میانگین بهزیستی معنوی و ابعاد آن (سلامت وجودی و سلامت مذهبی) در زنان با سابقه طلاق نسبت به زنان عادی پایینتر است. با توجه به نتایج پژوهش مبنی بر لزوم توجه به باورهای غیرمنطقی خودپنداره و بهزیستی معنوی پیشنهاد میشود این سازهها در قالب کلاسهای آموزشی قبل از ازدواج بهمنظور پیشگیری از بروز مشکلات در زندگی مشترک صورت گیرد.
ویژگی منظر شفابخش از حیث بهرهمندی کودکان دارای اختلال درخودماندگی
مهران وطنی، محمدرضا بمانیان، علی عسگری
چکیده کودکان دارای اختلال درخودماندگی، طبقهای حساس از جامعه کشورند که طراحی فضاهای معماری و شهرسازی، منوط بر توجه به نیازها و ویژگیهای آنهاست. در بیان دیگر صرفاً درمان این کودکان محدود به محیطهای بیمارستانی و درمانی شده و فضای شهری بهویژه فضاهای سبز نقشآفرینی مناسبی برای حضور ایشان به فضای اجتماعی ندارند. این مسئله در حالی است که در بحث فضاهای سبز، شفابخشی منظر از حیث درمان موضوعیتی قابلبحث و حائز اهمیت است که میتواند کمک شایانی به مسیر درمان و سلامتی کودکان اوتیسم دارا باشد. این پژوهش بر آن است تا با توصیف چالش درخودماندگی و مطالعه رویکردهای درمانی کودکان مبتلابه اوتیسم، ضمن بیان توصیفی از ویژگیهای این نوع کودکان در برخورد با محیط، عوامل مؤثر در خصوص حضور ایشان در منظر شهری موردتوجه قرار داده و راهبردهایی برای طراحی پارکهای شفابخش را از این دریچه مطرح سازد. این پژوهش باهدف کاربردی و بر پایه منطق توصیفی - تحلیلی و با روش کیفی ضمن بهرهمندی از مطالعات نظری پیرامون محیط و نوع بیماری، با طبقهبندی مصاحبههای صورت گرفته از پزشکان، روانشناسان و مادران کودکان دارای اختلال درخودماندگی و مشاهدات مستقیم صورت گرفته است. در پایان میتوان چنین بیان نمود که منظر شفابخش با توجه به بهرهمندی از فضایی چند حسی و مستعد در حضور اجتماع در فضای آزاد میتواند در صورت بهرهمندی از فضایی قابلکنترل و رعایت مؤلفههای کالبدی نهتنها در کاهش آسیب به کودکان بلکه درزمینهٔ درمان نیز بازدهی مناسبی داشته باشد.
پیشبینی تعارضات زناشویی بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس
محمد وحیدی، کورش زارع شیبانی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان متأهل شهر شیراز در دوران شیوع کرونا در سال 1400 بودند. حجم نمونه 385 نفر از این افراد بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) براتی و ثنایی (1372)، مقیاس کیفیت زندگی زناشویی (DAS) باسبی و همکاران (1995) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) کریستیسن و سالاوی (1984) پاسخ دادند. دادههای جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی با تعارضات زناشویی رابطه معنادار وجود دارد (01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 4/27 درصد واریانس تعارضات زناشویی بهوسیله کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی تبیین میشود. یافتههای این پژوهش نشان می دهد که کیفیت زندگی زناشویی و الگوهای ارتباطی نقش مهمی در پیش بینی تعارضات زناشویی در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کرونا ویروس دارند.
