شناسایی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725785
مهدی نصراللهی، یحیی خانمحمدی
چکیده با توجه به افزایش تعداد فارغالتحصیلان زن و تمایل آنان به حضور در نقشهای اجتماعی، نیاز به شغلهایی متناسب با سطح تحصیلات آنان ضروری به نظر میرسد. موفقیت شغلی بهعنوان یک مفهوم چندبعدی تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که شامل ویژگیهای فردی، محیطی و سازمانی میشود. در این راستا، شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت شغلی میتواند به بهبود شرایط کاری و ارتقای توانمندیهای کارکنان زن کمک کند. بنابراین، هدف از تحقیق حاضر شناسایی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن در دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) بوده است. این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان زن دانشگاه بوده که با انجام سرشماری 100 نفره نظرسنجی شدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای با 146 سؤال بود. در این پژوهش، از مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی برای بررسی عوامل فردی مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن و شناخت متغیرهای مکنون و اطمینان از برازش دادهها با بهکارگیری نرمافزارهای EXCEL، SPSS و PLS استفاده شده است. همچنین روایی همگرا و واگرا و نیز ضریب پایایی مرکب و آلفای کرونباخ به ترتیب برای تعیین روایی و پایایی استفاده شدهاند. یافتههای پژوهش از 74 پرسشنامه جمعآوری شده، نشان میدهد که بارهای عاملی برای تمامی متغیرهای مورد بررسی در سطح مطلوب (β > 0.5) قرار دارند و این نشاندهنده اعتبار و روایی سازهها است. تحلیلها نشان میدهد که وجدان، توافق، انگیزه شغلی، انگیزه خدمات دولتی، تعارض کار-خانواده، تعداد فرزندان و سن بر موفقیت شغلی تأثیر مثبت دارند. در مقابل، عواملی چون عزت نفس، گشودگی، برونگرایی، روانرنجوری، مردانگی، وضعیت تأهل، تحصیلات و تجربه تأثیری بر موفقیت شغلی ندارند. این نتایج بهویژه در زمینه مشاغل مدیریتی زنان در سازمانهای مردسالارانه که تعداد کارکنان زن به نسبت مردان بسیار کم است، اهمیت دارد. لذا باید شرایط لازم برای کارکنان زن فراهم شود تا فرصتهایی برای تجربه وظایف کاری گوناگون به آنان داده شود. در نهایت، این تحقیق بهعنوان یک منبع معتبر برای شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت شغلی کارکنان زن در دانشگاهها میتواند مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اهمیت و جایگاه کارکنان در نظام دانشگاهی، نیاز به تدابیر لازم برای بهسازی مستمر و ارتقای توانمندیها و قابلیتهای علمی و مهارتهای حرفهای در دستور کار برنامهریزان نظام آموزش عالی قرار دارد. این پژوهش میتواند بهعنوان یک راهنما برای سیاستگذاران و مدیران دانشگاهها در جهت بهبود شرایط کاری و ارتقای موفقیت شغلی کارکنان زن مورد استفاده قرار گیرد و به شناسایی و رفع موانع موجود در این زمینه کمک کند.
بررسی تاثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود اختلالات درون سازی شده و برون سازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال شهر گرگان
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725787
سید مجتبی عقیلی، صدیقه میرزایی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر بهبود اختلالات درونسازی شده و برونسازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال شهر گرگان انجام شد. روش پژوهش اثربخشی از نوع پیشآزمون_پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموزان سنین 8 تا 12 سال ساکن شهر گرگان بودند. حجم نمونه در نرمافزار Stata برابر با 44 نمونه (22 نفر در هر گروه) تعیین شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اختلالهای رفتاری آخنباخ بود. گروه آزمایش درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی را در 8 جلسه 60 دقیقهای دریافت کردند، اما گروه کنترل تا پایان پژوهش مداخلهای دریافت نکرد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی و تحلیل واریانس یک متغیره توسط نرمافزار SPSS استفاده شد. یافتهها نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر بهبود اختلالات درونسازی شده و برونسازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال اثربخش است (05/0>p). نتایج حاکی از آن است که درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی منجر به کاهش اختلالات درونسازی شده و برونسازی شده کودکان سنین 8 تا 12 سال میشود.
بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متاهل شاغل در آموزش و پرورش شهر تهران
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725788
مژگان فریدون نژاد، ستایش عین علی
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبکهای عشقورزی و سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل که در آموزشوپرورش شهر تهران در سال 1403 مشغول به کار میباشند را تشکیل دادند. روش نمونهگیری خوشهای و تصادفی در دسترس بود. افراد نمونه پرسشنامههای نگرش به عشق (سبکهای عشقورزی) (هندریک و هندریک، 1986)، پرسشنامه دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سازگاری (اسپانیر، 1976) را تکمیل نمودند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون و بهمنظور بررسی چگونگی این ارتباط از روش رگرسیون چند متغیره در آخرین ورژن نرمافزاری SPSS-28 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی با سازگاری زناشویی و همچنین بین سبکهای عشقورزی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران همبستگی معناداری وجود دارد. طبق یافتههای پژوهش، بین سبکهای عشقورزی اروس، استروگ، پراگما، آگاپه با سازگاری زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبکهای عشقورزی لودوس و مانیا با سازگاری زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به سطح معناداری، سبکهای عشقورزی اروس با ضریب تأثیر (284/0)، لودوس با ضریب تأثیر (14/0-)، استروگ با ضریب تأثیر (29/0)، پراگما با ضریب تأثیر (12/0)، مانیا با ضریب تأثیر (14/0-) و سبک دلبستگی ایمن با ضریب تأثیر (09/0) میتوانند سازگاری زناشویی را پیشبینی کنند، ولی سبک عشقورزی آگاپه و سبکهای دلبستگی اجتنابی و اضطرابی قادر به پیشبینی سازگاری زناشویی نمیباشند.
تحلیل مدل زیستی-روانی-اجتماعی بر بروز سندرم روده تحریک پذیر در زنان: یک مطالعه مروری
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725789
سبحان پورنیک دست، زهرا اسدی، مریم مولایی خالط ابادی
چکیده در دهه ی گذشته، سندرم روده تحریک پذیر (IBS) از یک اختلال حرکتی ، به یک بیماری پیچیده که عوامل مختلفی را در بر می گیرد، به خصوص در زنان تبدیل شده است.برخی از این عوامل عبارتند از افزایش حساسیت در اندام های داخلی، تغییر در ارتباط بین سیستم عصبی روده و سیستم عصبی مرکزی و همچنین عوامل روانی و اجتماعی. شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد سابقه سوء استفاده و رویدادهای استرس زای زندگی در ایجاد سندرم روده تحریک پذیر زنان نقش دارند. تحقیقات خوشه بندی IBS را با مکانیسم های یادگیری اجتماعی یا عوامل ژنتیکی توضیح داده اند. این مطالعه مروری با تمرکز بر بیماران زن مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر (IBS)و بر اساس مدل زیستی-روانی-اجتماعی ، باورهای سلامت، ورزش ،عوامل استرس زاو عوامل محیطی را بررسی میکند.
بررسی ارتباط و تاثیر متقابل حجاب و بهداشت روانی، با تکیه بر مفهوم لباس در قرآن کریم
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725790
رضا رئوفیان
چکیده .یکی از اصول مسلم در ارتباطات انسانی، به کارگیری قواعدی است که بهداشت روانی جامعه را تضمین کندوقسم عمده ای از تحقق بهداشت روانی رعایت اخلاق جنسی مخصوصا رعایت حجاب است. اهمیت موضوع حجاب و تاثیر و ارتباط آن با بهداشت روانی آنجا آشکار می گردد که شیطان در اولین رویارویی اش با انسان، تلاشی برای عریان نمودن او دارد تا وی را در موقعیت فشار روانی قرار دهد؛ لذا هدف از مقاله پیش رو که با روش مطالعه توصیفی تحلیلی صورت گرفته، پیگیری این نکته است که بین حجاب و بهداشت روانی ارتباطی تنگاتنگ برقرار است و اگر برخی به بهانه شعارِ زن، زندگی، آزادی در پی حذف حجابند، در حقیقت به دنبال افزایش فشار روانی بر جامعه هستند؛ اما تکیه بر واژه لباس در قرآن کریم از آن جهت است که این واژه در بررسی های صورت گرفته می تواند بار معنایی پوشش و آرامش را در خود داشته باشد. قرآن کریم در کنار اشاره به لباس به عنوان نماد پوشیدگی در انسانها، به نماد آرامش بخشی آن نیز توجه داشته است. در بررسی معناشناسانه، لباس(پوشاک) با ریشه "سکن" - به معنای آرامش - در یک حوزه معنایی قرار می گیرد؛ هم آیی این دو بیانگر ارتباط تنگاتنگ و اثر گذاریشان بر هم است. نتیجه اینکه حجاب در سیر تحقق خود بدون ارائه دقیق الگوهای کارآمد در بهداشت روانی – که تحت عنوان سطوح پیشگیری از آنها یاد می شود- امکان پذیر نیست؛ همچنین تحقق کامل بهداشت روانی در جامعه بدون در نظر گرفتن نقش کاربردی حجاب غیر ممکن است.
نقش تصویر بدنی در پیش بینی کیفیت عملکرد جنسی درزنان نخست زا پس از زایمان
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725791
کاظم خرم دل، سوده دشتیانه، لادن اشرف
چکیده این پژوهش با هدف بررسی نقش تصویر بدنی در پیشبینی کیفیت عملکرد جنسی زنان نخستزا پس از زایمان در بوشهر انجام شد. تغییرات بدنی پس از زایمان میتواند تأثیر چشمگیری بر ادراک زنان از بدن خود و همچنین بر روابط و رضایت جنسی داشته باشد. تصویر بدنی مثبت یا منفی پس از زایمان نه تنها بر کیفیت عملکرد جنسی، بلکه بر سلامت روانی و رضایت از زندگی نیز اثرگذار است. این تحقیق با روش کمی و استفاده از ابزارهای معتبر مانند مقیاس تصویر بدن فیشر (FBIS) و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) انجام شد. جامعه آماری شامل زنان نخستزایی بود که بهصورت واژینال زایمان کرده بودند. نمونهگیری تصادفی از زنان با شرایط مشابه، دقت و تعمیمپذیری نتایج را افزایش داد.یافتهها نشان داد تصویر بدنی پس از زایمان تأثیر معناداری بر عملکرد جنسی دارد. زنانی که تصویر مثبتی از بدن خود داشتند، کیفیت بالاتری در عملکرد جنسی تجربه کردند، در حالی که تصویر منفی از بدن با کاهش رضایت و کیفیت جنسی همراه بود. این نتایج بر اهمیت توجه به سلامت روانی و تصویر بدنی زنان پس از زایمان تأکید میکند. همچنین، بهبود تصویر بدن میتواند رضایت جنسی را افزایش داده و به ارتقاء کیفیت زندگی و سلامت روانی زنان کمک کند.در نهایت، این پژوهش نقش کلیدی تصویر بدنی را در سلامت جنسی و روانی زنان نشان داده و لزوم توسعه برنامههای مداخلهای برای بهبود آن را برجسته میکند.
