تدوین مدل معادلات ساختاری تاب آوری براساس تمایزیافتگی خود با میانجی گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.5.1
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725773
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری بهعنوان یکی از ویژگیهای مهم شخصیتی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی نقش مؤثری ایفا میکند. شناسایی عوامل مؤثر بر تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد افراد کمک کند. ازاینرو، بررسی متغیرهایی که پیشبینیکننده تابآوری هستند، ضروری به نظر میرسد. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به روش همبستگی با استفاده از مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، نسخه کوتاه پرسشنامه تمایزیافتگی خود (اسکورن و اسمیت)، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. تحلیل دادهها با نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 انجام گرفت. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی البرزرسیده است. مشارکتکنندگان با رضایت آگاهانه در مطالعه شرکت کردند و محرمانگی دادههایشان تضمین شد. نتایج نشان داد که تمایزیافتگی خود (r=0/712) و سازگاری زناشویی (r=0/796) ارتباط مثبت و معناداری با تابآوری در سطح اطمینان 01/0 دارند. همچنین، تأثیر میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین تمایزیافتگی خود و تابآوری تأیید شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی پژوهش برازش دارند. یافتهها حاکی از آن است که دادهها با مدل مفهومی پژوهش سازگاری دارند. برای ارتقای تابآوری پرستاران متأهل، پیشنهاد میشود سیاستگذاران حوزه سلامت به عوامل عاطفی، شناختی و هیجانی این گروه توجه بیشتری داشته باشند.
مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.4.0
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725774
نازنین امین کاظمی، هادی اکبری نژاد، پریا فاروقی
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس در زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعهکننده به مراکز زیبایی خصوصی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان متقاضی جراحی زیبایی و (50 نفر) زنان غیرمتقاضی بود که بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای پنج عاملی نئو کاستا و مککری (1992)، روابط چندبعدی بدن-خود کش (1997) و عزتنفس روزنبرگ (1965) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) استفاده شد. آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادد که بین زنان متقاضی جراحی زیبایی و غیرمتقاضی از منظر ابعاد پنجگانه شخصیت و مولفههای آن (روانرنجورخویی، برونگرایی، انعطافپذیری) تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>)، اما بین ابعاد توافقپذیری و باوجدانبودن تفاوت معناداری وجود دارد (001/0>p)، همچنین در متغیر تصویر بدنی و مولفههای آن (اهمیتدادن به دیگران، مسئولیتپذیری، شجاعت، پذیرش خود) (05/0p>) و عزتنفس و مؤلفههای آن () (05/0p>) تفاوت معنیدار وجود ندارد. با توجه بهنتایج بهدستآمده میتوان گفت که زنان متقاضی جراحی زیبایی از نظر ابعاد پنجگانه شخصیت، تصویر بدنی و عزتنفس تفاوتی با زنان غیرمتقاضی ندارند.
ابعاد حقوقی محدودیت غربالگری ژنشناختی در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.3.9
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725775
زهرا کولیوند، مهزاد صفتری نیا
چکیده شناسایی زودهنگام بیماریهای قبل از تولد و درمان بهموقع ناهنجاریهای ژنتیکی، جزء چالشهای اصلی سیستم بهداشت و درمان میباشد. در حیطه پزشکی، غربالگری بهعنوان یک راهبرد بررسی جمعیت در رابطه با یک خطر تهدید کننده سلامت با تشخیص افراد در معرض خطر تعریف میشود که هدف آن تشخیص زودهنگام برای انجام مداخله یا کنترل زودرس ابتلا به یک بیماری و عوارض ناشی از آن است که در قالب مجموعهای از آزمایشات غربالگری در ماههای مختلف بارداری انجام میشود. قوانین مربوط به غربالگری ژنشناختی از دهههای گذشته در کشورمان وجود داشته که به موجب آن زوجین پیش از تولد فرزندشان و در جنینی از لحاظ مالی برای انجام آزمایشهای مربوطه حمایت میشدند. در نیمه دوم سال 1400 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به تصویب مجلس رسید که به موجب مواد 53 و 56 این قانون محدودیتهایی در غربالگری ژنشناختی به وجود آمد و ماده 56 این قانون، قانون سقط درمانی مصوب 1384 را نسخ کرد. در ماده 53 از این قانون اساساً غربالگری بیماریهایی که منجر به تولد نوزاد با بیماری صعبالعلاج میشود منع شده و به علاوه پزشکان و کارکنان بهداشتی نیز مکلف توصیه به غربالگری نیستند. بدین ترتیب بحث عسر وحَرج و سقط انتخابی با ناهنجاری و درمانهای با صعوبت ازخانواده محدود شده است. این پژوهش با هدف بررسی لزوم اصلاح مواد 5۳ و 5۶ طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده و رفع چالش زنان در زمینه ژنشناختی و سقط درمانی به صورت جمع آوری اطلاعات و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
استرس شغلی، روابط اجتماعی و تأثیرات آن بر زنان باردار: مطالعه موردی
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.2.8
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725776
لادن اشرف، یاسر دهقانی
چکیده در دنیای امروز، زنان باردار با مسائلی همچون استرسهای شغلی، اقتصادی و تغییرات در روابط اجتماعی روبرو میشوند که ممکن است تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت روانی و جسمی آنها داشته باشد. این مقاله به بررسی ارتباطات میان استرس شغلی، روابط اجتماعی و تأثیرات آن بر زنان باردار پرداخته و به اهمیت این تحقیق برای بهبود فهم عوامل مؤثر بر سلامت زنان باردار و ارتقاء شرایط آنها برای توسعه و ارتقاء جمعیت کشور اشاره کرده است. این مطالعه از یک گروه زنان باردار در شهرستان بوشهر با هفت مصاحبه نیمهساختار یافته، نتایج نشان داده است که زنان باردار با تجربه استرسهای شغلی زیاد، تغییرات در روابط اجتماعی و فشارهای روانشناختی مواجه هستند. تحلیل دقیق نشان میدهد که راهکارهای روانشناسی، به خصوص روانشناسی اجتماعی، میتوانند در کاهش تأثیرات منفی استرس شغلی بر زنان باردار نقش داشته باشند. به نظر میرسد که ارتباط معناداری میان استرس شغلی، روابط اجتماعی و تأثیرات آن بر زنان باردار وجود دارد. این نتایج تأکید میکنند که مدیریت مناسب استرس و تقویت روابط اجتماعی میتواند بهبود وضعیت سلامت روانی و جسمی زنان باردار را تسهیل نماید و به افزایش شاخص رشد جمعیت در ایران کمک کند.
رهبری متواضعانه و تعهد سازمانی: شکوفایی نقش زنان در محیط کار خصوصی
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.1.7
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725777
نسیم محمد علی زاده نوبر، هاجر کهن سال
چکیده انتخاب سبک رهبری مناسب میتواند تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد کارکنان، افزایش رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک رهبری متواضعانه در ارتقای تعهد سازمانی زنان شاغل در شهر تبریز انجام شده است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده و نمونهای شامل 150 نفر از زنان شاغل در سازمانهای خصوصی تبریز در سال 1402 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای سبک رهبری متواضعانه اوانز و همکاران (2013) و تعهد سازمانی آلن و میر (1990) استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد که سبک رهبری متواضعانه تأثیر مثبت و معناداری بر تعهد سازمانی دارد.این یافتهها نشاندهنده اهمیت بهرهگیری از سبک رهبری متواضعانه در سازمانهای خصوصی است که اغلب با چالشهایی چون رقابت بالا، حفظ نیروهای انسانی توانمند و افزایش بهرهوری مواجهاند. سبک رهبری متواضعانه میتواند بهعنوان راهکاری اثربخش در تقویت انگیزش و تعهد شغلی کارکنان، بهویژه زنان شاغل، مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به اینکه زنان شاغل ممکن است با موانع بیشتری در محیطهای کاری روبهرو شوند، تقویت تعهد سازمانی آنها از طریق حمایت و هدایت متواضعانه مدیران میتواند به بهبود عملکرد سازمانی کمک شایانی کند. این رویکرد نهتنها انگیزههای شغلی کارکنان را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز حفظ و توسعه سرمایه انسانی در بلندمدت نیز میشود.
عوامل مؤثر بر توانمندسازی بانوان برای تأمین امنیت روانی خانواده
شناسه مقاله:DOR:20.1001.1.27831175.1403.6.4.6.2
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725778
سمانه قندهاری علویجه
چکیده بانوان بهعنوان یکی از ارکان اصلی خانواده، نقشی کلیدی در حفظ انسجام و حریم خانواده ایفا میکنند. ازآنجاکه خانواده، بهعنوان بنیادیترین نهاد اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر رشد یا زوال جوامع دارد، توجه به آن امری ضروری است. برای پیشگیری از پیامدهای مخرب فروپاشی اجتماع، تقویت و توانمندسازی خانواده از ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. در این راستا، لازم است سازمانهای دولتی برنامههایی برای توانمندسازی ساختارهای اجتماعی طراحی کرده و به تقویت توانمندیهای بینالمللی، با توجه به ملاحظات سیاسی، بپردازند. در مقابل، امواج فمینیستی معاصر، بهویژه در سطح جهانی، بر این باور تأکید دارند که زنان نیازی به وابستگی به مردان ندارند و آموزش زنان در تمامی ابعاد را ضروری میدانند. این ایده در بسیاری از کشورها، بهویژه جوامع در حال توسعه، به شکل برنامههای توانمندسازی زنان دنبال میشود. پژوهش حاضر با ارائه نگاهی جامع به توانمندسازی زنان در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، تلاش دارد تمامی زنان، نهتنها سرپرستان خانوار، را در بر گیرد. مطالعه حاضر با استفاده از روش کیفی و انجام مصاحبههای عمیق انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که توانمندسازی بانوان متأثر از دو دسته عوامل درونی و بیرونی است. بانوان خود بهعنوان عاملی درونی نقش دارند، درحالیکه همسر، والدین و نهادهای فرهنگساز بهعنوان عوامل بیرونی تأثیرگذار شناخته میشوند.
