بررسی جامعهشناختی تعاملات خشونتزا میان زنان و مردان در روابط خانوادگی
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725779
شاهو رستگاری، اسداله بابایی فرد
چکیده خشونت یا تنش، در روابط خانوادگی یکی از مسائل مهم اجتماعی است که از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار میگیرد. در این میان، تجربه مردان از تنشهای خانوادگی و نقش زنان در این تعارضات کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است، بهویژه در بافت فرهنگی ایران که الگوهای سنتی نقشهای جنسیتی بر روابط خانوادگی تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه بین طلاق عاطفی و تنشهای خانوادگی میان زنان و مردان متأهل ساکن تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی بوده و به بررسی ارتباط میان طلاق عاطفی و تجربه مردان از تعارضات خانوادگی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال ۱۳۹۹ میباشد که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۲ نفر از آنان به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که میان برخی متغیرهای فردی، مانند سطح تحصیلات و نوع شغل، با میزان تجربه مردان از تنشهای خانوادگی رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این ارتباط در متغیر درآمد مشاهده نشد. همچنین، ضریب همبستگی چندگانه (R=0.757) نشاندهنده رابطه قوی بین متغیرهای مستقل و میزان تنشهای خانوادگی است. ضریب تعیین تعدیلشده (564/0) نیز حاکی از آن است که بیش از ۵۰ درصد تغییرات متغیر وابسته (میزان تجربه تنشهای خانوادگی) توسط متغیرهای مستقل ازجمله طلاق احساسی، طلاق شناختی، طلاق رفتاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی فرد و همسر تبیین میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تعارضات خانوادگی پدیدهای چندبعدی است که تحت تأثیر ویژگیهای فردی و روابط متقابل میان زنان و مردان قرار دارد. ازاینرو، سیاستگذاریهای آگاهانه در حوزه حقوق خانواده باید بهگونهای باشد که به درک بهتر نقشهای دوطرفه در این تعارضات کمک کند. همچنین، افزایش آگاهی عمومی درباره ابعاد مختلف این پدیده و کاهش موانع اجتماعی برای طرح و حل مسائل مرتبط میتواند به بهبود تعاملات خانوادگی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725780
مژگان حیاتی، شیوا کریمی
چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر اجتماع محور و درمان هیجان مدار بر افزایش تحمل آشفتگی و کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات کمی از نوع نیمه آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای مشکلات زناشویی در استان کردستان در سال 1402 با مشکلات زناشویی و افکار خودکشی یا اقدام به خودکشی به تعداد 150 نفر می باشند که از بین آنها تعداد 45 نفر از طریق روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه هر گروه 15 نفر گمارده شدند. در ابتدا همه آزمودنی ها پرسشنامه تحمل آشفتگی (سیمون و گاهر، 2005) و افکار خودکشی (بک، 1976)؛ را تکمیل نمودند؛ یک گروه 10 جلسه مداخله درمان مبتنی بر اجتماع و گروه دیگر 8 جلسه مداخله درمان هیجانمدار را گذراندند؛ آزمودنیهای گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند. سپس بار دیگر همه آزمودنی ها ابزار پژوهش را تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره (مانکووا) و تکمتغیره (آنکووا ) استفاده شد. تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب افزایش تحمل آشفتگی زنان کردستان؛ درمان هیجان مدار موجب افزایش تحمل آشفتگی زنان کردستان؛ درمان مبتنی بر اجتماع محور موجب کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان و درمان هیجان مدار موجب کاهش گرایش به خودکشی زنان کردستان میشود (در سطح 001/0). بنابراین میتوان با به کار بسته آموزشی بازسازی زندگی اجتماع محور و پروتکل درﻣﺎن ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻫﻴﺠﺎن منجر به افزایش تحمل آشفتگی وکاهش گرایش به خودکشی در زنان کردستان شد.
دانش عامیانه و نقش زنان در توسعه پایدار روستایی
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725781
سحر غفاری، مهراد نوابخش، فیض الله نوروزی
چکیده دانش عامیانه و همچنین زنان در جوامع روستایی، می توانند به عنوان یک محرک عمل کرده و نقش بسزائی در رسیدن به توسعه پایدار داشته باشند یا بر عکس این جریان را به تأخیر بیندازد؟ در پژوهش حاضرکه یک «مقاله گزارشی کوتاه» به منظور بررسی و تبیین نقش زنان و دانش عامیانه در توسعه پایدار روستایی، وضعیت اقتصادی، اشتغال و محصولات کشاورزی سی روستای استان خراسان جنوبی با بهره مندی از نظریه ی تقسیم کار اجتماعی دورکیم –با نگاهی متفاوت در تقابل با اصول مکتب نوسازی در بیان موانع توسعه-، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق کیفی، روش گردآوری اطلاعات در آن، اسنادی و همچنین تکنیک مورد استفاده، تحلیل محتوا می باشد. مطالعات انجام شده در روستاهای این استان از رابطه ی معنادار بین دانش عامیانه و توسعه پایدار روستایی و همچنین اهمیت نقش زنان، خبر می دهد. در نتیجه تقسیم بندی جوامع در تئوری دورکیم، سِیرِ حرکت جوامع را نشان می دهد و نه لزوماً عقب ماندگی جوامع ابتدایی به معنای مانعی در جهت رسیدن به هر نوع توسعه.
مقایسه استرس ادراکشده، احساس انسجام و پایبندی به درمان در زنان مبتلا به دیابت نوع یک و دو
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725782
فاطمه محمدی، هادی اکبری نژاد، پریا فاروقی
چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه استرس ادراک شده، احساس انسجام و پایبندی به درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو بود. روش پژوهش از نوع علی-مقایسهای بود. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو شهر تبریز در سال 1402 بود که عضو انجمن دیابت این شهر بودند تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو؛ (50 نفر) زنان مبتلا به دیابت نوع یک و (50 نفر) زنان مبتلا به دیابت نوع دو بودند. بهمنظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای استرس ادراکشده کوهن (1983)، احساس انسجام فلسنبرگ (2006) و تبعیت از درمان بیماریهای مزمن مدانلو (1392) مورد آزمون قرار گرفتند. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) استفاده شد. تجزیه و تحلیل فرضیهها نشان دهنده این بود که بین بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو از نظر استرس ادراکشده و مولفههای آن (خودکارآمدی ادراک شده و درماندگی ادراک شده) (05/0P>) ، احساس انسجام و مولفههای آن (فهمپذیری (توانایی درک)، توانایی مدیریت و معناداری) (05/0P>) و پایبندی به درمان و مؤلفههای آن (اهتمام در درمان، تمایل به مشارکت در درمان، توانایی تطابق، تلفیق درمان با زندگی، چسبیدن به درمان، تعهد به درمان و تردید در اجرای درمان) (05/0P>) تفاوت معنیدار وجود ندارد. با توجه بهنتایج بهدستآمده میتوان گفت میزان استرس ادراکشده، احساس انسجام و پایبندی به درمان در هر دو گروه بیماران مبتلا به دیابت نوع یک و دو به یک اندازه است.
تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725783
فاطمه فتحی، کوروش فتحی، سمیه نخعی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر هراس اجتماعی و احساس محبوبیت زنان کارمند بوده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان کارمند آموزش و پرورش شهرستان زهک در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 40 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای هدفمند انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس هر دو گروه در مرحله پیش و پس آزمون پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن، پرسشنامه هراس اجتماعی کانور و پرسشنامه احساس محبوبیت معدندار آرانی و پاریاد را تکمیل، و در این اثناء شرکت کنندگان گروه آزمایش در طی 8 جلسه، 90 دقیقه ای، به مدت 2 روز در هفته در معرض آموزش های هوش هیجانی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش هوش هیجانی به طور معنی داری منجر به کاهش میانگین نمرات هراس اجتماعی و افزایش میانگین نمرات احساس محبوبیت در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان مطرح کرد که آموزش هوش هیجانی بر احساس محبوبیت و هراس اجتماعی زنان کارمند موثر است.
زنان، سبک زندگی و دعا در اسلام: مروری روایی با دیدگاههای روانشناختی
https://doi.org/10.22034/jwir.2024.725784
سمانه زارع، محیا پاپری
چکیده این مقاله مروری به بررسی ارتباط پیچیده بین زنان، سبک زندگی و نماز در اسلام با تأکید ویژه بر درج دیدگاههای روانشناختی میپردازد. هدف این تحقیق بررسی جامع مکانیسمهایی است که از طریق آنها نماز در زندگی زنان مسلمان و تأثیر آن بر سبک زندگی و سلامت کلی آنها در دوره ویروس کرونا تأثیر میگذارد. این مطالعه تحلیلی جامع از مقالات فارسی است که با استفاده از پایگاههای اطلاعاتی داخلی معتبر و سازمانهای خبری رسمی ایران انجام شده است. بررسی حاضر شامل کلمات کلیدی فارسی مانند «زنان، سبک زندگی، نماز، مرور روایت، دیدگاههای روانشناختی و اسلام» است. معیارهای ورود به مطالعه شامل پژوهش های بالینی، تجربی، مقطعی، مروری و فرضیه های مربوط به زنان و سبک زندگی اسلامی بود. معیارهای خروج شامل وجود محتوای تکراری یا نامناسب در نشریات بود که با موضوع مربوطه همخوانی نداشت. یافته های این تحقیق روایی نقش مهمی را که نماز در زندگی زنان مسلمان دارد، نشان می دهد. نماز به عنوان عملی، عمل می کند که پیوندهای اجتماعی را تقویت می کند و آرامش درونی را تحت شرایط چالش برانگیز مانند همه گیری COVID-19 تقویت می کند. دعا آرامش، درون نگری و کمک های عاطفی را تسهیل می کند و در نتیجه بهزیستی و عملکرد زنان را به عنوان یک استراتژی برای مدیریت استرس، اضطراب و انعطاف پذیری افزایش می دهد و در عین حال ذهن آگاهی و خودکنترلی را تقویت می کند. علاوه بر این، تأثیر دعا را بر زندگی زنان از طریق تأثیر آن بر روال روزانه، رفتار اخلاقی و ارتباطات اجتماعی بررسی میکند و جهت و چشماندازی را برای پیشرفت شخصی به آنها ارائه میدهد.
