تأثیر آموزش مهارتهای رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان زن
صفحه 7-24
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725749
امیرحسین توانگر، محدثه رستمی، نازیلا صالحی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارتهای رهبری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای شامل دو بخش اصلی استفاده گردید: بخش اول مربوط به ارزیابی مهارتهای رهبری (شامل مهارتهای ارتباطی، حل مسئله، مدیریت زمان و مدیریت کلاس) و بخش دوم به ارزیابی توانمندسازی اجتماعی (شامل اعتمادبهنفس، مشارکت اجتماعی و نقش در فرآیندهای تصمیمگیری) پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش 100 نفر از دانشجویان معلم زن دانشگاههای مختلف بود که بهصورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندسازی اجتماعی دانشجویان معلم زن دارد. بهویژه مهارتهای ارتباطی و حل مسئله با افزایش اعتمادبهنفس و مشارکت اجتماعی دانشجویان معلم زن ارتباط قویتری داشتند. همچنین مهارتهای مدیریت زمان و مدیریت کلاس بر توانمندیهای فردی آنان در فرآیندهای تصمیمگیری و ایفای نقش اجتماعی تأثیرگذار بود. بهطورکلی، این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارتهای رهبری به دانشجویان معلم زن تأکید دارد و پیشنهاد میکند که این آموزشها بهطور جدی در برنامههای تربیت معلم گنجانده شود.
بازآفزینی اصل حریم و محرمیت در طراحی مسکن معاصر با تأکید بر جایگاه ارزشی زنان در اسلام
صفحه 25-44
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725751
امیرحسین شیردل، فائزه اسدپور، محمد صابر حیدری
چکیده توجه به اصل حریم و محرمیت در طراحی مسکن پایدار، موضوعی است که به دلیل چالشهای اجتماعی و فرهنگی متنوعی که جوامع امروزی با آن مواجه هستند، به طور فزایندهای مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت این موضوع به این دلیل است که مسکن نهتنها به عنوان یک فضای فیزیکی و پناهگاه، بلکه به عنوان محلی برای شکلگیری و تقویت هویت فردی و اجتماعی افراد، به ویژه زنان، عمل میکند. در جوامع اسلامی، محرمیت به عنوان یک اصل اساسی در روابط خانوادگی و اجتماعی مطرح شده و توجه به آن میتواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش احساس امنیت، آرامش و سلامت روانی در خانوادهها منجر شود، از این رو توجه کافی به حریم خصوصی و محرمیت در طراحی مسکن و تأثیرات آن بر کیفیت زندگی افراد، به ویژه زنان، به عنوان ضرورت این پژوهش محسوب میشود. محرمیت به عنوان یک عنصر کلیدی در ایجاد جوامع سالم و متعادل، میتواند روابط خانوادگی را تقویت کند و تنشهای اجتماعی را کاهش دهد. به همین دلیل، طراحی فضاهای مسکونی که به نیازهای شخصی با حفظ محرمیت توجه دارند، میتواند به زنان این امکان را بدهد که در محیطی امن و آرام زندگی کنند و در عین حال نقشهای اجتماعی خود را به شکل مؤثری ایفا کنند.این تحقیق با ماهیت کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و از طریق بررسی جامع ادبیات پژوهش و تحلیل دادههای نظری به این نتیجه رسیده است که؛رعایت اصول محرمیت در طراحی مسکن نه تنها تأثیرات مثبتی بر کیفیت زندگی افراد دارد، بلکه میتواند به تقویت تعاملات اجتماعی نیز منجر شود. با ایجاد فضاهای مسکونی که به نیازهای محرمیتی پاسخ میدهند، میتوان به تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش مشکلات اجتماعی کمک کرد. همچنین نتایج گویای آن است که توجه به عرصه بندی، سلسله مراتب و غیره در مسکن میتواند به برآورده کردن هرچه بیشتر محرمیت در منزل کمک کند.لازم بذکر است، این تحقیق میتواند به عنوان پایهای برای بهبود طراحی مسکن و افزایش کیفیت زندگی در جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد و به ایجاد محیطهایی سالمتر و پایدارتر برای تمامی افراد، به ویژه زنان، منجر شود.
تأثیر ادبیات نمایشی بر شکلگیری عزت نفس در دختران
صفحه 45-54
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725753
محمد معین صفاری، اعظم محمدی، مهسا پناهی کازرونی
چکیده یک مقاله گزارشی کوتاه، با رویکردی روانشناسی اجتماعی، به واکاوی تأثیر مشارکت خلاق دانشآموزان دختر در فرآیند تولید ادبیات نمایشی مبتنی بر خیامخوانی، با هدف تقویت عزتنفس و تحکیم پیوند با هویت فرهنگی-دینی در دوران کودکی میپردازد. مطالعه به شیوه کمی و با بهرهگیری از مقیاس استاندارد عزتنفس روزنبرگ (RSES) صورت گرفت. جامعه آماری شامل ۵۰ دانشآموز دختر ۸ تا ۱۰ ساله از دبستان شهید شریف اشرف شیراز بود که در سطوح مختلف خلق، ایفای نقش و اجرای نمایشهای خیامخوانی مشارکت فعال داشتند. اجرای این برنامه که مبتنی بر رباعیات خیام بهعنوان نماد حکمت ایرانی-اسلامی است، بستر تعامل اجتماعی هدفمند، تجربه زیسته هنری و بازسازی هویت فرهنگی را برای مشارکتکنندگان فراهم ساخت. تحلیل دادهها از طریق مقایسه نمرات پیشآزمون و پسآزمون، حاکی از بهبود معنادار در شاخصهای عزتنفس بود. یافتهها نشان میدهد که درگیر شدن در فعالیتهای نمایشی مبتنی بر متون کلاسیک، میتواند بهعنوان یک مداخله فرهنگی-روانشناختی، مؤلفههای بنیادین خودپنداره مثبت، خودکارآمدی و احساس ارزشمندی را در کودکان تقویت نماید. همچنین، نتایج گواه آن است که تلفیق هنرهای نمایشی با محتوای اصیل ایرانی-اسلامی، نهتنها زمینهساز ارتقای سلامت روانی کودکان است، بلکه عاملی کلیدی در صیانت از هویت فرهنگی نسل نو محسوب میشود. بر این اساس، پیشنهاد میشود رویکردهای آموزشی نوین، از ظرفیتهای ادبیات کهن و نمایش خلاق بهمنظور ارتقای تابآوری روانی و انسجام فرهنگی دانشآموزان بهره گیرند.
ملاحظات فقهی در باب روشهای نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی
صفحه 55-69
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725754
زینب سنچولی
چکیده یکی از مهمترین ساحتهای وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه میتواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست میآید. بیگمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایههای مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسانسازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان بهعنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایشهای نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجاییکه نتیجهای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار میگیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسلها (یک مطالعه فرا تحلیل)
صفحه 71-85
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725755
مرضیه محمدی، یاسر دهقانی
چکیده اضطراب اجتماعی بهعنوان یکی از رایجترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبکهای والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. هدف این پژوهش، بررسی نظاممند رابطه میان سبکهای والدگری و انتقال بیننسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاههای علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربالگری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روششناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار سی ام آ صورت گرفت. نتایج نشان داد سبکهای والدگری تأثیر قابلتوجهی بر شکلگیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبکهای سختگیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبکهای مقتدرانه، پاسخگو و گرم، بهصورت معناداری با کاهش نشانههای اضطراب اجتماعی همبسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روانشناختی همچون کاهش عزتنفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بینفردی همراه بود. یافتههای این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیبپذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید میورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم بهعنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه میگذارد.
کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالشها و فرصتها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)
صفحه 87-95
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725756
نسیم محمد علی زاده نوبر، جاوید قهرمانی نهر
چکیده این پژوهش با بهرهگیری از روش کیفی، به بررسی تجربهی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی میپردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفتهاند. هدف مطالعه، تحلیل نحوهی مواجهه این زنان با چالشها و فرصتهای موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که بهصورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا تحلیل شد. تحلیل دادهها در چارچوب نظریهی خودتعیینگری انجام گرفت. یافتهها نشان میدهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشتهاند: (۱) معنویت و ایمان بهعنوان منابعی برای تابآوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی بهعنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصهی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطافپذیری این زنان شده و بهزیستی آنها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالشهایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیتهای شغلی و شخصی روبهرو بودهاند. نتایج همچنین نشان میدهد که آموزشهای کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و همراستایی آن با مؤلفههای نظریهی SDT در زمینههای خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تابآوری و لزوم حمایتهای خاص، بهویژه از سوی همسر، تأکید میورزد.
تدوین مدل ساختاری تابآوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطافپذیری شناختی با نقش میانجی سازگاری زناشویی
صفحه 97-110
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725757
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده
چکیده تابآوری نقش مهمی در مقابله با چالشهای شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی میتواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاینرو، شناسایی عوامل پیشبینیکننده تابآوری ضروری به نظر میرسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطافپذیری شناختی بر تابآوری با نقش میانجیگری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانهای دولتی استان البرز بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکتکنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی دادههای آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطافپذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تابآوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطافپذیری شناختی و تابآوری تأیید شد. برازش مناسب دادهها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافتهها نشان دادند که برای ارتقای تابآوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران و مدیران حوزه سلامت برنامههایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.
بررسی رابطه طرحواره ناکارآمد اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دلزدگی زناشویی زنان خانهدار شهر شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی
صفحه 111-119
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725758
زاهده رحمانیان، مهری عبدی
چکیده باتوجه به اهمیت تعاملات زناشویی در اسلام، هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دلزدگی زناشویی زنان خانهدار شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی انجام شد. روش تحقیق توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانهدار شیراز در سال ۱۴۰۱ بود که 3۸۴ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای طرحواره ناکارآمد اولیه (یانگ، 2005)، افکار خودآیند منفی (هالون و کندال، 1980)، خشونت خانگی (حاج یحیی، 1999) و دلزدگی زناشویی (پینیز و همکاران، 2016) جمعآوری شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که این سه متغیر 22٪ از واریانس دلزدگی زناشویی را تبیین میکنند. خشونت خانگی (32/0=B، 985/6=t) و طرحوارههای ناسازگار اولیه (25/0=B، 437/5=t) و افکار خودآیند منفی (09/0=B، 141/2=t) به ترتیب بیشترین سهم را داشتند. همچنین، خشونت خانگی نقش میانجیکننده رابطه بین طرحواره ناکارآمد اولیه و افکار خودآیند منفی با دلزدگی زناشویی دارد (01/0>p). این پژوهش نشان میدهد که دلزدگی زناشویی ناشی از تجمع تعاملات نامناسب شناختی، هیجانی و رفتاری است و کاهش آن نیازمند توجه همزمان به عوامل فردی (مانند طرحوارهها و افکار منفی) و عوامل بین فردی (مانند خشونت) با درنظر گرفتن اصول اسلامی است. خشونت خانگی در این چرخه، هم علت و هم معلول تعاملات شناختی-هیجانی است و یک چرخه معیوب ایجاد میکند. تأکید بر مداخلات چندسطحی (از درمان فردی تا تغییرات ساختاری) این مطالعه را به تحقیقی پیشرو در حوزه سلامت روان خانواده تبدیل کرده است.
