بررسی علل اعتیاد به الکل و اثرات آن بر تحصیل و روان دانشآموزان دختر
صفحه 7-19
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065856.1009
امیرحسین توانگر، محمد روشن، رضا محمدیان، مریم عباسی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی علل اعتیاد به الکل و بررسی تأثیرات آن بر تحصیل و سلامت روان دانشآموزان دختر انجام شده است. در این تحقیق، به تحلیل علل مختلفی مانند مشکلات خانوادگی، فشار همسالان، مشکلات روانشناختی، دسترسی آسان به الکل و مشکلات اقتصادی پرداخته شده و اثرات آنها بر رفتارهای تحصیلی و روانی دانشآموزان دختر مورد بررسی قرار گرفته است. نمونهگیری از میان 300 دانشآموز دختر مدارس متوسطه در شیراز انجام شده است. نتایج نشان داد که مهمترین علل گرایش به مصرف الکل در میان این گروه، مشکلات خانوادگی و فشار همسالان است. همچنین، مصرف الکل تأثیرات منفی قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان بهویژه در زمینههای افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب داشته است. درنهایت، این پژوهش ضرورت مداخلات آموزشی و مشاورهای را برای پیشگیری از اعتیاد به الکل و کاهش اثرات منفی آن بر تحصیل و روانشناختی دانشآموزان دختر تأکید میکند.
پیشبینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده کودکان بر اساس فرآیندهای ارتباطی خانواده و روان بنههای ناسازگار اولیه مادران
صفحه 21-33
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068044.1023
مژگان باقری، قدرت باقری، سید فیض اله افرازی زاده، سید مسعود درخشانیان
چکیده این پژوهش با هدف پیشبینی مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده کودکان بر اساس همدلی، فرآیندهای ارتباطی خانواده و روانبنههای ناسازگار اولیه مادران انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه کودکان مقطع ابتدایی شهرستان یاسوج در سال تحصیلی 1401-1402 به همراه مادران آنها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری 361 نفر بهصورت نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای الگوهای ارتباطی فیتزپاتریک و ریچی (1994)، طرحوارههای ناسازگار یانگ (YSQ) و مشکلات رفتاری کودک آخنباخ (CBCL) استفاده شد. بعد از جمعآوری و استخراج دادهها، نمرات شرکتکنندگان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و بهوسیله نرمافزار آماری spss-24 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خرده مقیاس همنوایی با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی مثبت معنادار و بین خرده مقیاس گفتوشنود با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی منفی معنادار برقرار است. همچنین بین مؤلفههای روان بنههای ناسازگار اولیه (طرحواره حوزه طرد و بریدگی، طرحواره حوزه خودگردانی و عملکرد مختل، طرحواره حوزه محدودیت مختل، طرحواره حوزه دیگر جهتمندی و طرحواره حوطه گوش به زنگی بیش از حد) با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. نتایج نشان داد که مؤلفه همنوایی و خرده مقیاسهای روان بنههای ناسازگار اولیه قادر به پیشبینی مثبت مشکلات رفتاری درونی سازی شده و برونیسازی شده در کودکان میباشند. این یافتهها میتوانند در سببشناسی مشکلات رفتاری و نیز راهبردهای پیشگیرانه به کار روند.
بررسی رابطه ی خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت برند و شهرت برند (حکمرانی شرکتی در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه)
صفحه 35-49
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070288.1030
فاطمه قادری، مهرداد شفیعی، اسماعیل کلانتری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خدمات مشتریان و رضایت مشتریان بر محبوبیت و شهرت برند در صنعت فروشندگان آنلاین پوشاک زنانه و نقش آن در حکمرانی شرکتی طراحی شده است. در فضای رقابتی بازارهای آنلاین، کیفیت خدمات مشتری و سطح رضایت مشتریان از عوامل کلیدی در ایجاد تصویر مثبت برند و افزایش محبوبیت آن محسوب میشوند. این مطالعه از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره میگیرد و دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری شدهاند. پرسشنامه خدمات مشتریان براساس ابزار استاندارد آلبرت کاروانا (2002)، شامل 16 سؤال پنجگزینهای با روایی تأییدشده است. پرسشنامه رضایت مشتریان از مقیاس CSS طراحی فائو و فرگوسن (2013) استفاده میکند و دارای ضریب پایایی آلفای کرونباخ 76/0 است. همچنین، پرسشنامه محبوبیت برند از 10 گویه کارول و آهویا (2006) بهره میبرد و از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 انجام شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که ارائه خدمات مشتریان با کیفیت و ارتقای رضایت مشتریان، تأثیر مثبت و معناداری بر محبوبیت و شهرت برند دارد. این یافتهها بر اهمیت مدیریت اثربخش ارتباط با مشتریان و بهکارگیری استراتژیهای هدفمند خدمات مشتری در چارچوب حکمرانی شرکتی تأکید میکنند و برای مدیران، بازاریابان و کارشناسان برندسازی راهنمای عملی در جهت تقویت جایگاه برند در بازارهای آنلاین فراهم میآورند.
بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده شهر شیراز
صفحه 51-64
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728215
آلما احمدپور، سبحان پورنیک دست، مصطفی طوبایی، فاطمه زارعی
چکیده با توجه به آمار اخیر، حداقل 20 درصد مردان در طول ازدواجشان حداقل یکبار خیانت کردهاند. ضمن اینکه تعیین نرخ شیوع خیانت در ایران به دلیل تابو بودن این مسئله ممکن نیست. علیرغم اینکه خیانت دردناکترین خطا در پیمان زناشویی هست، با این حال در دهههای اخیر افزایش یافته است. هدف ما در این پژوهش بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر تحمل آشفتگی در زنان خیانت دیده بود. این پژوهش از منظر هدف، تحقیقی کاربردی و از منظر روش، تحقیق یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون بدون گروه کنترل است. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه تحمل آشفتگی Simmons and Gaher (2005)، پرسشنامه استاندارد خیانت زناشویی Yenisari and Kokdemir (2006) بود. با توجه به طرح پژوهش، نمونهی مورد مطالعه شامل ۸ زن خیانت دیده هست که بهصورت هدفمند و با توجه به معیارهای پژوهش انتخاب شدهاند و بر این اساس در گروهدرمانی قرار گرفتند و در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون به سؤالات مربوط به پرسشنامههای این پژوهش پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان هیجان مدار میتواند آشفتگی هیجانی زنان آسیبدیده از خیانت را بهطور معناداری کاهش دهد. بر اساس نتایج این پژوهش میتوان گفت، درمان هیجان مدار در افزایش تحمل آشفتگی هیجانی مؤثر است.
نقش زنان در پیشگیری از رفتارهای ناهنجار در جامعه با رویکرد اسلامی
صفحه 65-82
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065369.1000
زهرا عباسی
چکیده نقش زنان در پیشگیری از گسترش رفتارهای ناهنجار اجتماعی، یکی از مؤلفههای بنیادین در ارتقاء سلامت فرهنگی و اخلاقی جامعه بهشمار میآید. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد نظری، تاریخی و کاربردی این نقش از منظر آموزههای دینی انجام شده و با روش کیفی و مروری–تحلیلی، به تحلیل منابع اسلامی، مطالعات پیشین و ارائه راهکارهای عملی پرداخته است. در ابتدا، مفهوم ناهنجاری اجتماعی و عوامل مؤثر در شکلگیری آن از منظر جامعهشناسی، روانشناسی و دینشناسی تبیین شد. سپس با بررسی مبانی دینی و مفهومی مانند نقش زن در تربیت نسل، کارکرد اجتماعی زن و جایگاه زن در اسلام، ظرفیتهای زنان در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تحلیل گردید. در بخش پیشینه، مطالعات داخلی و خارجی نشان دادند که تقویت باورهای دینی، حمایتهای خانوادگی و حضور اجتماعی فعال زنان تأثیر معناداری در کاهش ناهنجاریهایی چون خشونت، اعتیاد، فروپاشی خانواده و بیهویتی جوانان دارد. همچنین، با بررسی نمونههای الگویی از تاریخ اسلام مانند حضرت زهرا، حضرت زینب و زنان متفکر معاصر، کنشگری مؤثر زن در مدیریت بحرانهای اخلاقی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفت. در بخش پایانی، راهکارهایی در سه سطح تربیتی، فرهنگی و نهادی پیشنهاد شده است که میتواند به تقویت نقش زنان در مهار ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند. نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که زن، در منظومه دینی، نهتنها عامل پایداری خانواده بلکه عنصر فعال تحول اجتماعی است؛ بنابراین، بهرهگیری هدفمند از ظرفیتهای فکری، اخلاقی و تربیتی زنان، مسیری مؤثر در پیشگیری از گسترش آسیبهای اجتماعی در جامعه خواهد بود.
اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت
صفحه 83-92
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070476.1031
نرگس نصراصفهانی، حسن خوش اخلاق
چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رضایت جنسی و خودمتمایزسازی زنان آسیبدیده از خیانت بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان آسیبدیده از خیانت شهر اصفهان در سه ماهه سوم سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش هدفمند از بین افراد دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت جنسی لارسون (1998) و پرسشنامه خودمتمایزسازی دریک و مورداک (2015) بود. زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی براساس پروتکل گهارت (2012) در 9 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجراء شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری بر رضایت جنسی (P<0/05) و خودمتمایزسازی (P<0/05) تاثیر داشت. این نتایج نشان میدهد که زوجدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند یک مداخله مؤثر برای افزایش رضایت جنسی و تقویت خودمتمایزسازی در این جمعیت باشد.
بررسی ابعاد فقهی و حقوقی ازدواجهای آنلاین و قراردادهای مرتبط با تأکید بر حقوق زنان
صفحه 93-105
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2065401.1001
کبری حاجبی، مصطفی عامری سیاهویی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی عمیق ابعاد فقهی و حقوقی ازدواجهای آنلاین و قراردادهای مرتبط با تأکید ویژه بر حقوق زنان بود، ضرورت انجام این تحقیق از آن جهت مطرح شد که در عصر فناوریهای نوین و گسترش روابط اجتماعی در فضای مجازی، مسئله نکاح آنلاین بهعنوان پدیدهای نوظهور در نظامهای حقوقی و فقهی اهمیت چشمگیری یافته است، پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شد و دادهها از طریق مطالعه و تحلیل منابع معتبر فقهی، حقوقی و اجتماعی گردآوری گردید، جامعه پژوهش شامل متون فقهی کلاسیک، قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران و همچنین اسناد و مقررات بینالمللی مرتبط با عقد نکاح و قراردادهای وابسته بود که با رویکردی تطبیقی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند، یافتههای تحقیق نشان داد که از منظر فقه اسلامی، تحقق اراده و رضایت طرفین، احراز هویت دیجیتال معتبر، حضور و صحت شهود در بستر مجازی و نیز امکان ثبت رسمی عقد از مهمترین چالشهای فقهی ازدواج آنلاین بهشمار میروند، از جنبه حقوقی نیز نتایج نشان داد که خلأ مقررات جامع و صریح در زمینه عقد نکاح آنلاین، دشواری در اثبات رسمیت عقد در محاکم، عدم انطباق مقررات تجارت الکترونیک با ماهیت ویژه نکاح و فقدان ضمانت اجرایی کافی برای شروط ضمن عقد، از اساسیترین موانع تحقق صحیح این نوع ازدواج محسوب میشوند، تحلیل دادهها بیانگر آن بود که این خلأها و چالشها بهطور خاص، زنان را بیش از سایر گروهها در معرض آسیبهای حقوقی، اجتماعی و حتی فرهنگی قرار میدهد و میتواند امنیت حقوقی و جایگاه اجتماعی آنان را با تهدید جدی مواجه سازد، بهطورکلی، نتایج این پژوهش بر ضرورت بازنگری و تدوین مقررات نوین فقهی و حقوقی متناسب با شرایط جدید فضای مجازی و پدیده ازدواج آنلاین تأکید میکند، همچنین پیشنهاد میشود که در کنار اصلاح و تصویب قوانین، حمایتهای آموزشی، قضایی و اجتماعی از زنان تقویت شود تا آنان در فرآیند ازدواجهای آنلاین با امنیت بیشتر و آسیبهای کمتر مواجه گردند، این پژوهش میتواند بهعنوان گامی مقدماتی برای قانونگذاران، فقها و سیاستگذاران اجتماعی جهت بازاندیشی در چارچوبهای سنتی و انطباق آنها با نیازهای جامعه امروز مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن
صفحه 107-120
https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2070738.1032
زهرا بنیانی، سیروس حدادنیا
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی با نقش واسطه ای جهت گیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز بود. این تحقیق از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز در سال تحصیلی 1403-1404 به تعداد 810 نفر بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری خوشهای تصادفی260 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه نظام ارزشی شوارتز (1994)، پرسشنامه زیست عفیفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در موضوع عفاف و حجاب (1401)، و پرسشنامه استاندارد تعالی سازمانی توسط دمینگ (2012)، بود. روایی صوری و پایایی ابزار پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. که ضریب آلفای کرونباخ هر سه پرسشنامه به ترتیب 91%، 87% و 85% بدست آمد. به منظور آزمون فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و نرمافزا PLS Smart و 27 SPSS استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که جهتگیری ارزشی در ارتباط بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز نقش واسطه دارد. بین زیست عفیفانه و تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین زیست عفیفانه و جهتگیری ارزشی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. بین جهتگیری ارزشی با تعالی سازمانی مدیران زن مدارس ابتدایی شیراز ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد. نتایج به دست آمده به مدیران زن مدارس کمک می کند تا با افزایش پایبندی به اصول اخلاقی، محیط آموزشی بهتری ایجاد کنند.
