این نشریه، به صورت فصلنامه به صاحب امتیازی مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی فاطمیه (س) شیراز در تاریخ 1398/04/17 موفق به اخذ مجوز نشر به شماره 85467 از کمیسیون هیات نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردیده است. تمرکز این نشریه به صورت تخصصی پژوهش های میان رشته ای مرتبط با موضوع زنان در زمینه های تخصصیِ علوم روان شناسی و جامعه شناسی به ویژه با رویکرد اسلامی است.

 

⚠️با توجه به تأیید نهایی محتوای مقاله و مشخصات نویسندگان در مرحله انتشار، این نشریه پس از چاپ یا انتشار مقاله، از پذیرش هرگونه درخواست برای تغییر، ویرایش یا اصلاح متن مقاله، اطلاعات نویسندگان و سایر مشخصات مربوطه معذور است.⚠️ 

 

آغاز انتشار زمستان 1398
شماره شاپا 1175-2783
 

داوری مقالات در این نشریه به‌صورت دوسو ناشناس (Double-Blind Peer Review) و مطابق با اصول COPE  انجام می‌شود. در این فرآیند، هویت نویسندگان و داوران برای یکدیگر محرمانه بوده و ارزیابی مقالات صرفاً بر اساس معیارهای علمی و با رعایت بی‌طرفی انجام می‌گیرد.

 

متن مقالات به زبان فارسی و چکیده آن به زبان‌های فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود.

 

هزینه داوری مقاله 250 هزار تومان، هزینه انتشار مقاله پس از پذیرش 700 هزار تومان و در صورت درخواست داوری سریع، هزینه آن 1 میلیون تومان خواهد بود.
شماره کارت 6063737005219280  به نام مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز.
 

این نشریه بر اساس آیین نامه ارزیابی نشریات موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) در کمیته ارزیابی نشریات مورخ 1403/12/14 بررسی و برای ورود به فهرست نشریات لیست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام تایید شد.

 

              

 

این نشریه در اصول اخلاق نشرعلمی از cope پیروی می کند.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اسلامی

چگونگی حضور و نقش‌آفرینی زنان در آیین پیاده روی اربعین(مطالعه مردم نگارانه)

صفحه 7-23

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2074072.1041

اکرم گروسی، سعید طاووسی مسرور

چکیده آیین پیاده‌روی اربعین، به‌عنوان یکی از آیین‌های عزاداری با محوریت شهادت پیشوای سوم شیعیان، از برجسته‌ترین وغنی‌ترین مناسک مذهبی به‌شمار می‌آید که از نظر ابعاد کمی و کیفی، شیوه‌های برگزاری متنوع وگسترده‌ای دارد. در این آیین، افرادی از تمامی اقشار و طبقات اجتماعی ودر طیفی متنوع از سطوح باورمندی و اعتقادات مذهبی حضور دارند. در این میان، زنان به‌عنوان یکی از گروه‌های مهم مشارکت‌کننده، با توجه به ویژگی‌های متفاوت ساختار بدنی، حالات روحی و روانی وهمچنین آموزه‌های متمایز مذهبی، تربیتی ومحیطی، در مراحل مختلف برپایی این آیین نقش‌آفرینی می‌کنند. این حضور، همراه با تجربه‌های فردی متنوع و در قالب الگوهایی همچون سفرهای انفرادی، دوستانه، خانوادگی و کاروانی، در کنار نوعی زیست جمعی و هم‌زیستی با دیگران، شکل می‌گیرد. در این پژوهش تلاش شد با اتخاذ رویکرد کیفی واستفاده از روش مردم‌نگارانه وبهره‌گیری از ابزارهایی همچون مشاهده، مشاهده مشارکتی، ثبت تصویری، بررسی اسنادی وسایر شیوه‌های گردآوری داده، چگونگی این حضور ومشارکت زنان مورد بررسی قرار گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد نقش‌آفرینی زنان، هم در مرحله پیش از برگزاری و هم همزمان با برگزاری آیین، ابعاد گسترده‌ای دارد. پیش از برگزاری، این نقش‌ها شامل مشارکت در تأمین هزینه‌های برپایی موکب‌ها، کمک به اعزام افراد نیازمند به زیارت، تهیه و آماده‌سازی اقلام مورد نیاز موکب‌ها وفعالیت‌های مشابه است. همزمان با برگزاری این آیین نیز، زنان با ارائه انواع خدمات مورد نیاز زائران، به‌ویژه قشر زنان، برگزاری مجالس عزاداری زنانه، نگهداری و همراهی کودکان و دیگر فعالیت‌های حمایتی، نقش فعالی ایفا می‌کنند. افزون بر این، زنان در تشویق، ترویج و انتقال مفاهیم، ارزش‌ها وباورهای مرتبط با آیین پیاده‌روی اربعین به دیگران وبه نسل‌های بعدی هم نقش مهمی بر عهده دارند. این نقش‌آفرینی‌ها هر یک با نیت دستیابی به اهداف فردی ودر عین حال تحقق آرمان‌های فراگیر انسانی و جمعی، و با محوریت گزاره‌های عمیق الهی و مذهبی، انجام می‌پذیرد. با این حال، در کنار این مشارکت‌های فعال، برخی آسیب‌های رفتاری وعملی ـ هرچند در نسبتی اندک با جمعیت حاضر ـ همچون تکدی‌گری یا بروز رفتارهایی ناسازگار با اخلاق هم‌زیستی مطلوب نیز در این مسیر مشاهده می‌شود. این موارد، ضرورت آگاهی‌بخشی و ارائه توصیه‌های مناسب عمومی، برای پیشگیری از گسترش آن‌ها در سال‌های آینده را برجسته می‌سازد. بررسی رفتارها وکنش‌های مرتبط با حضور و مشارکت زنان در آیین پیاده‌روی اربعین، ما را با الگویی از زیست در زمان معاصر مواجه می‌کند که برخلاف تعاریف و انتظارات رایج از مدرنیته، می‌توان آن را با مفهوم «مدرنیته افسون‌زده» صورت‌بندی کرد. مدرنیته افسون‌زده‌ای که منطق عملکردی آن مبتنی بر تلاش برای رشد معنوی و تعالی فردی و جمعی، همراه با ایمان به غیب و ماوراء جهان مادی و در عین حال، بهره‌گیری حداکثری از امکانات مادی، مناسبات اجتماعی و ابزارها و امکانات نوین، در جهت دستیابی مطلوب به این رشد و تعالی، معنا می‌یابد .

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اجتماعی

تحلیل شبکه انسجام تشبیه در رمان‌های زنان بر پایۀ روابط حمایتی و تقابلی (با تکیه بر دو رمان فارسی و عربی)

صفحه 25-40

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2082126.1058

مریم جلالی

چکیده در دهه‌های اخیر، داستان‌نویسی زنان سهم چشمگیری از ادبیات معاصر را به خود اختصاص داده است و بررسی شیوه‌های زیبایی‌شناختی در نوشتار آنان می‌تواند دریچه‌ای به شناخت سازوکارهای ذهنی و شناختی حاکم بر فرآیند آفرینش ادبی بگشاید. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با طرح این فرض که زنان نویسنده در ساخت تشبیه از الگوهای شناختی نسبتاً مشابهی بهره می‌گیرند، به بررسی تطبیقی کاربرد تشبیه در دو اثر طعم گس خرمالو نوشتۀ زویا پیرزاد و موت البجعة اثر هیفاء بیطار پرداخته است. سؤال این است که با توجه به شبکه مفهومی تشبیهات چه برآیند مشابهی را از داستان‌های زویا پیرزاد و هیفاء بیطار می‌توان استخراج کرد؟ و چه خوانشی از شباهت‌ها و تفاوت‌های کاربرد تشبیهات این دو نویسنده مستفاد می‌شود؟ در این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر روابط «انسجام» در نظریه تیگارد، به واکاوی شبکه‌های تشبیه بر پایه مؤلفه‌های «حمایتی»، «تقابلی» پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد نویسندگان در شکل‌دهی به الگوهای انسجام، انتخاب نوع نشانگاه‌ها، فشردگی و سطح شبکه‌های تشبیهی زنان نویسنده همسان عمل کرده‌اند. شباهت‌های چشمگیر در الگوهای شناختی تشبیه در آثار دو نویسندۀ زن از دو زبان و فرهنگ متفاوت، حاکی از وجود مدل‌های ذهنی مشترکی است که از تجربه‌های زیسته، ناخودآگاه جنسیتی و شیوه‌های مشابه ادراک و مفهوم‌سازی جهان آنان سرچشمه می‌گیرند.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

مدل پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی زنان سرپرست خانوار بر اساس توانائی‌های شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تاب‌آوری

صفحه 25-34

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2077722.1050

حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم، محمد ناظر

چکیده زمینه، بهزیستی روان‌شناختی به‌طور کلی به احساس رضایت، شادی و فقدان فشارهای روانی در زندگی اشاره دارد و عوامل متعددی در شکل‌گیری آن، به‌ویژه در میان زنان سرپرست خانوار، نقش دارند. در سال‌های اخیر پژوهش‌های متعددی به ارائه مدل‌های پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی بر اساس توانایی‌های شناختی پرداخته‌اند، اما نقش میانجی تاب‌آوری، به‌خصوص در زنان سرپرست خانوار، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل پیش‌بینی بهزیستی روان‌شناختی بر مبنای توانایی‌های شناختی با در نظر گرفتن نقش میانجی تاب‌آوری در زنان سرپرست خانوار انجام شد. این پژوهش از نظر روش‌شناسی توصیفی و از نوع همبستگی بود و داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. جامعه آماری شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان رفسنجان در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنان ۴۲۲ نفر به روش تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه تاب‌آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳)، پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی ریف (۱۹۸۹) و پرسشنامه توانایی‌های شناختی نجاتی (۱۳۹۲) استفاده شد. نتایج تحلیل‌ها نشان داد شاخص‌های برازش مدل در سطح قابل قبول قرار دارند و توانایی‌های شناختی هم به‌صورت مستقیم و هم به‌صورت غیرمستقیم و از طریق تاب‌آوری، تأثیر معناداری بر بهزیستی روان‌شناختی زنان سرپرست خانوار دارند (p<0/05).

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اسلامی

تحلیل فقهی دلالت آیه ۳۴ سوره نساء بر مراتب مواجهه با نشوز زوجه: از حدود اختیارات زوج تا جواز مداخله حاکم

صفحه 35-50

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2090218.1077

سید عباس حسینی، علی اکبر جهانی، محمدمهدی زارعی

چکیده یکی از مهم‌ترین مسائل باب ازدواج،مسئله نشوز زوجه و امتناع غیرموجه وی از ادای وظایف زوجیت است که آیه ۳۴ سوره نساء از مهم‌ترین ادله قرآنی در تبیین شیوه مواجهه با نشوز زوجه به‌شمار می‌رود. علاوه بر تحلیل مفادّ آیه مبارکه، هدف این نوشتار آن است که بررسی کند آیا مراتب سه‌گانه مذکور در آیه، صرفاً در چارچوب روابط خصوصی زوجین و درون نهاد خانواده قابل اعمال است یا دلالتی فراتر از آن داشته و امکان اجرای رسمی و حکومتی برخی از این مراتب از طریق مداخله حاکم را نیز شامل می‌شود؟ این آیه شریفه با تبیین حدود اختیارات زوج در برابر نشوز زوجه، در صدد بیان آن است که زوج می‌تواند از باب اضطرار، نشوز زوجه را از طریق راهکارهای درون خانوادگی مدیریت و حل‌وفصل کند و از تعجیل در انحلال رابطه زوجیت بپرهیزد. این پژوهش با جمع میان جواز این راهکار یعنی ضرب خفیف و رقیق توسط زوج و مشروعیت مداخله حاکم ازجمله تعزیر ناشزه، نشان می‌دهد که آیه یادشده نه‌تنها ناظر به تدبیر خانوادگی در سطح زوجین است، بلکه دلالتی نوعی، بر مشروعیت تأدیب و تعزیر در برابر امتناع از حقوق زوجیت دارد که به‌عنوان ضمانت اجرای شرعی و حکومتی قابل توجیه است. بر این اساس، آیه ۳۴ سوره نساء افزون بر بیان شیوه‌های تدبیر درون خانوادگی، می‌تواند مبنایی برای مشروعیت مداخله حاکم در موارد نشوز و اعمال تعزیر در چارچوب شرع و حفظ نظم خانوادگی و حقوق زوجیت تلقی شود. به بیانی دیگر، این آیه در مقام ارائه یک نظام تدریجی برای مواجهه با نشوز زوجه است؛ نظامی که از موعظه توسط زوج آغاز می‌شود و در آخرین مرحله به رجوع به حاکم جهت احقاق حق منتهی می‌شود. البته به نظر می‌رسد در عصر حاضر مراجعه به مراکز تخصصی مشاوره خانواده و دریافت راهنمایی از پزشک خانواده، به‌مثابه بهترین جایگزینی برای ضرب تلقی می‌شود.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اسلامی

بررسی راهکارهای اسلام از منظر قرآن و روایات در جهت مقابله با رویکرد فمینیسمبر تحولات جمعیتی

صفحه 51-69

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2077250.1049

فاطمه رجائی، مریم منیری، مصطفی مؤمنی

چکیده در طول تاریخ باورهای تبعیض‌آمیز نسبت به زنان منجر به جنبش‌های مختلفی همچون فمینیسم شده است. نگرش فمینیسم با ادعای دفاع از حقوق زنان و برطرف کردن زمینه‌های ستم و نابرابری علیه آنان، جایگاه ویژه‌ای در اندیشه جوامع مختلف پیدا کرده است؛ اما این نظریه با دیدگاه‌های چالش‌برانگیزی که در حوزه‌های مختلف همچون خانواده، بارداری و مادری داشته است، منجر به بروز معضلات متعددی اجتماعی در جوامع شده است. ازجمله این مشکلات تحولات جمعیتی است. این مقاله به بررسی راهکارهای اسلام از منظر قرآن و روایات در جهت مقابله با رویکرد فمینیسم بر تحولات جمعیتی پرداخته است. این پژوهش با مطالعۀ منابع اسنادی و کتابخانه‌ای به روش توصیفی و تحلیلی نوشته شده است. این نظریه با گسترش اندیشه فردگرایانه، ظالمانه شمردن نهاد خانواده، ترویج دیدگاه منفی نسبت به مادری و تولید مثل، ترغیب زنان به کار خارج از خانه، مشروعیت بخشیدن به سقط جنین و تشویق به آزادی جنسی در کاهش جمعیت جوامع تأثیر بسزایی داشته است؛ این در حالی است که اسلام ارزش زیادی برای زنان قائل بوده و در آیات و روایات فراوانی به ازدواج و تشکیل خانواده و فرزند آوری سفارش شده است. از مهم‌ترین راهکارهای اسلام برای افزایش جمعیت می‌توان به ترغیب به ازدواج بخصوص در سنین پایین، یادآوری ارزش‌های مادی و معنوی فرزند، نهی کردن سقط جنین با توجه به عدم مالکیت مطلق زنان بر بدن خود، مذموم شمردن طلاق، مبارزه با روابط جنسی آزاد، ارج نهادن به جایگاه مادری اشاره کرد.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی تربیتی

بررسی رابطه بین میزان مهارت اجتماعی و دلزدگی تحصیلی با نقش واسطه ای همدلی در دانش آموزان دختر متوسط اول شهرستان فسا

صفحه 71-83

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2074231.1042

سعیده فرج اله زاده، یاسر دهقانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین میزان مهارت اجتماعی و دل‌زدگی تحصیلی با نقش واسطه‌ای همدلی در دانش آموزان دختر متوسط اول شهرستان فسا انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان فسا بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از بین آن‌ها با استفاده از جدول مورگان تعداد 150 نفر دانش‌آموز دختر به شیوه خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعیین گردیدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه سنجش مهارت‌های اجتماعی ماتسون (1983)، پرسشنامه دل‌زدگی تحصیلی ریجسگر و همکاران (2020) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار ایموس و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، در سطح اطمینان 95% انجام شد و با توجه به کوچک‌تر بودن سطح معناداری از پنج صدم و ثابت بودن سایر عوامل، ضریب مسیر مهارت اجتماعی بر همدلی 71/0، مهارت اجتماعی بر دل‌زدگی تحصیلی 29/0-، همدلی بر دل‌زدگی تحصیلی 28/0- و مهارت اجتماعی به‌واسطه همدلی نیز به میزان 196/0- بر دل‌زدگی تحصیلی تأثیر دارد.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اسلامی

بررسی میزان تمایل به حجاب در دختران تهرانی

صفحه 85-100

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2078541.1055

سیده صفا موسوی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش دختران تهرانی نسبت به حجاب و تحلیل عوامل اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی مؤثر بر آن انجام شد. حجاب در ایران، به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی، از یک الزام شرعی و قانونی به عرصه‌ای برای بازنمایی هویت فردی و اجتماعی تحول یافته است. روش مطالعه کمی و پیمایشی بود؛ جامعه آماری دختران ساکن تهران (۱۸–۳۵ سال) و نمونه ۵۴۴ نفر به‌صورت در دسترس انتخاب شد؛ داده‌ها با پرسشنامه لیکرت گردآوری و با SPSSتحلیل شد. آزمون‌های مورد استفاده شامل آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه بود. یافته‌ها نشان دادند که تمایل به حجاب در میان دختران تهرانی کاهش یافته و بیش‌تر به‌عنوان انتخابی فردی و هویتی تلقی می‌شود. عوامل روان‌شناختی مانند بحران هویت و خودنمایی اجتماعی بیش‌ترین اثر منفی را بر گرایش به حجاب داشتند، در حالی‌که عوامل اجتماعی–فرهنگی نظیر رسانه‌ها و دوستان نیز اثر منفی اما ضعیف‌تر داشتند. در مقابل، عوامل ارزشی–دینی همچون آگاهی از احکام و فلسفه حجاب اثر مثبت داشتند، اما ناکافی بودند و شکاف میان علاقه به یادگیری و دانش واقعی آشکار شد. این نتایج با پیشینه داخلی (فلاح‌زاده، کریمی، نصراللهی) و بین‌المللی (گُله، محمود، روزنر) هم‌راستاست و نشان می‌دهد که حجاب در بستر مدرن به عرصه‌ای برای بازتعریف هویت و مقاومت فرهنگی تبدیل شده است.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی خانواده

واکاوی ضوابط روایی اِعمال اصل منع اضرار در حوزه خانواده

صفحه 101-114

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728350

زینب سنچولی

چکیده در اسلام، حفظ زندگی خانوادگی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به‌طوری‌که شارع مقدس برای تضمین سلامت خانواده، حقوق و وظایف هر یک از زوجین را به دقت مشخص کرده است؛ و قانون‌گذار نیز، برای حفظ کیان و بقای خانواده، قوانین مختلفی را وضع کرده و بر ایجاد جامعه خانواده محور و تحکیم و تقویت بنیان خانواده مبتنی بر آموزه‌های دینی و محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات تأکید کرده است. بر همین اساس، مبتنی بر شأن صدور روایاتِ مربوط به اِعمال اصل منع اضرار، یکسری ملاک‌هایی از احادیث استخراج می‌گردد که ضابطه اِعمال ضرر در حوزه خانواده قرار می‌گیرد؛ به‌طوری‌که تعدّی از این ملاک‌ها، چالش‌های اساسی در حوزه خانواده را به دنبال دارد. ضرورت انجام تحقیق را می‌توان این چنین بیان کرد که: در فرایند تشکیل خانواده، حیات و انحلال آن، مبتنی بر شأن صدور احادیث و روایات قاعده لاضرر، بروز برخی رفتارها می‌تواند مصداق ضرر در حوزه خانواده باشد که ضرورت دارد با بازنگری در قوانین، به قانون‌گذاری جدید در این زمینه پرداخت و در سایه فقه پویا و تأثیر زمان و مکان در اجتهاد، از دریچه‌ای نو به این مسائل نگریست. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که مبتنی بر شأن صدور روایات، یکسری ضوابط قوی و منطقی از احادیث و روایات، از جمله وجوب حفظ حریم و امنیت خانواده، جلوگیری از خسارت معنوی بر اعضای خانواده، رازداری در محیط خانواده و پرهیز از تضییع مالی حقوق زنان یا تحمیلی مالی به آنان در ازای رضایت به طلاق، رعایت عدالت مالی بین وراث، حمایت مالی و عاطفی پدر و مادر از فرزندان ...، قابل استخراج است که می‌تواند مبنای قانون‌گذاری احکام جدید قرار بگیرد و از بروز رفتارهای ضرری در حوزه خانواده جلوگیری کند.

مقاله پژوهشی

واکاوی چالش های فرزند پروری مادران مطلقه پس از طلاق

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727651

رقیه امامی، سهیلا باستانی، هاجر کهن سال

چکیده هدف از پژوهش حاضر واکاوی چالش های فرزندپروری مادران مطلقه پس از طلاق بود. این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و جامعه آماری آن شامل مادران مطلقه دارای فرزند ساکن شیراز در سال 1403 می‌باشد. 22 نفر شرکت‌کننده به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار یافته تا رسیدن به مرحله اشباع داده‌ها انجام شد. تحلیل تجارب مشارکت‌کنندگان منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل چالش‌های اقتصادی، بحران روابط، عدم همسویی والدین در تربیت، و عدم حمایت اجتماعی می‌باشد..

نتایج بدست آمده نشان‌دهنده ضرورت توجه به مقوله فرزندپروری پس از طلاق و افزایش آگاهی والدین مطلقه دارای فرزند از طریق شرکت در کارگاه های آموزشی فرزند پروری مشترک می باشدو در عین حال افزایش حمایت نهادهای اجتماعی سازمان های مرتبط با خانواده ،نقش بسزایی در کاهش مشکلات اقتصادی مادران مطلقه و گامی در جهت افزایش سلامت روان این گروه و کاهش آسیب های ناشی از طلاق خواهد داشت .هدف از پژوهش حاضر واکاوی چالش های فرزندپروری مادران مطلقه پس از طلاق بود. این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و جامعه آماری آن شامل مادران مطلقه دارای فرزند ساکن شیراز در سال 1403 می‌باشد. 22 نفر شرکت‌کننده به صورت هدفمند انتخاب و مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختار یافته تا رسیدن به مرحله اشباع داده‌ها انجام شد. تحلیل تجارب مشارکت‌کنندگان منجر به شناسایی 4 مضمون اصلی و 36 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل چالش‌های اقتصادی، بحران روابط، عدم همسویی والدین در تربیت، و عدم حمایت اجتماعی می‌باشد.. نتایج بدست آمده نشان‌دهنده ضرورت توجه به مقوله فرزندپروری پس از طلاق و افزایش آگاهی والدین مطلقه دارای فرزند از طریق شرکت در کارگاه های آموزشی فرزند پروری مشترک می باشدو در عین حال افزایش حمایت نهادهای اجتماعی سازمان های مرتبط با خانواده ،نقش بسزایی در کاهش مشکلات اقتصادی مادران مطلقه و گامی در جهت افزایش سلامت روان این گروه و کاهش آسیب های ناشی از طلاق خواهد داشت .

مقاله پژوهشی روان‌شناسی اجتماعی

طراحی مدل آموزش کارآفرینی به زنان به مثابه الگویی برای حکمرانی اجتماعی- اقتصادی (مطالعه موردی: زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) استان فارس)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2069635.1029

سمیه موصلی، اسماعیل کلانتری، مهرداد شفیعی

چکیده حکمرانی اجتماعی- اقتصادی در هر جامعه‌ای نیازمند الگوهایی برای پیاده‌سازی و اِعمال است. هدف این پژوهش طراحی مدلی برای آموزش کارآفرینی به زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) در استان فارس به مثابه الگویی برای حکمرانی اجتماعی- اقتصادی است. بدین منظور از روش نظریه داده بنیاد استفاده شده است. نمونه آماری شامل 13 نفر از زنان سرپرست خانوار است که به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مدل پارادایمی آموزش کارآفرینی در زنان سرپرست خانوار شامل 45 کد باز در قالب 18 کد محوری است. تحلیل یافته‌ها از وجود پنج مضمون اصلی حکایت می‌کند: عوامل اجتماعی؛ عوامل فرهنگی؛ عوامل خانوادگی؛ عوامل فردی- شخصیتی؛ و عوامل شغلی. آموزش کارآفرینی زنان سرپرست خانوار متأثر از تجربه‌ها و رویدادهای محیط زندگی است. از طرفی میل به پیشرفت و کسب جایگاه شغلی مناسب عامل قوی‌ای است که در انگیزه کارآفرین تأثیر دارد. همچنین یک فرد کارآفرین براساس تجارب، امکانات و ویژگی‌ها و شرایط محیطی به خلاقیت می‌پردازد. در این مدل شرایط اقتصادی نامناسب، والدین معلم محور و ارزش قائل شدن برای فرهنگ نقش مهمی در تقویت تفکر کارآفرینی دارد. فارغ از این، موانعی شامل تعامل نادرست با کارکنان و مدیریت زمان نیز بر کارآفرینی اثر مخرب دارد. علاوه بر این راهبردهای اتخاذشده توسط کارآفرین حول ویژگی‌های شخصیتی و فردی او مانند تلاش برای کسب دانش و عملکرد مبتنی بر کنجکاوی، سازگاری و سرسختی و داشتن جهت و هدف است. در نهایت پیامدهای مثبت و منفی شامل سلامت و سودمندی اجتماعی، کشف نگرش های جدید به شغل و خطرات مرتبط با شغل توسط کاآفرینی تجربه می-شود. یافته‌های این پژوهش به منظور حکمرانی در ساحت اجتماعی- اقتصادی می‌تواند مورد اعتنا قرار بگیرد.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

بررسی تجربه زیسته معلمان زن از طرح رتبه‌بندی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2082356.1060

ویدا کرمی، امیر قربان پور لفمجانی

چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته معلمان از طرح رتبه‌بندی انجام شد. این تحقیق، کیفی و از نوع پدیدارشناختی توصیفی است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه معلمان زن شهر رشت بود. مشارکت کننده‌های این پژوهش نیز شامل پانزده معلم بودند که به شیوه هدفمند و متمرکز بر ملاک انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شد. داده‌های به‌دست‌آمده با استفاده از روش 7 مرحله ای کولایزی کدگذاری و تحلیل شد. در نتیجه این تحلیل، به ۳ مضمون اصلی و ۷ مقوله فرعی دست یافتیم. اولین مضمون اصلی، «رتبه‌بندی به مثابه بار مضاعف» با مقوله‌های فرعی «استرس»، «بی‌عدالتی ساختاری» و «بار کاری مضاعف و انحراف از مأموریت» بود. دومین مضمون اصلی، «ارزشمندی تعارض‌آمیز» بود که شامل مقوله‌های فرعی «هویت حرفه‌ای تعارض‌آمیز» و «چالش معیشتی و رفاهی» می‌شد. سومین مضمون اصلی نیز « تحریف انگیزش حرفه‌ای » بود که دو مقوله «انگیزش ابزاری» و «ناکارآمدی فرآیند اجرا» را در بر داشت. . بر اساس یافته‌ها، به نظر می‌رسد تجربه زیسته معلمان زن شهر رشت از رتبه‌بندی عمدتاً تجربه‌ای همراه با تنش، نارضایتی و احساس بی‌عدالتی بوده است. ماهیت مشترک این تجربه، دوگانگی متناقض دیده شدن و تحقیر شدن همزمان است که به تحریف انگیزش حرفه‌ای از درونی به ابزاری و تغییر در هویت و زیست‌جهان معلمان می‌انجامد. نتایج این مطالعه تفسیر می‌کند که طرح رتبه‌بندی در تجربه زیسته معلمان، به جای تقویت انگیزه و عدالت، به عاملی برای افزایش بار کاری، استرس و احساس نابرابری تبدیل شده است. بنابراین، بازنگری اساسی در فرآیندهای اجرایی و توجه به صدای معلمان برای تحقق اهداف اصلی طرح ضروری به نظر می‌رسد. یافته‌های حاضر برای اداره آموزش و پرورش قابل استفاده است.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

نقش مؤلفه‌های فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان در ارتقای سلامت خواب زنان ایرانی: یک مطالعه کیفی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2026.2075786.1044

پیمان حاتمیان، کوروش امرایی، مجتبی احمدی فارسانی

چکیده از آنجای که مؤلفه‌های فرهنگی مرتبط با تنظیم هیجان نقش مهمی در سلامت روانشناختی افراد ایفا می‌کنند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی نقش مؤلفه‌های فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان در ارتقای سلامت خواب زنان ایرانی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کیفی بود که به روش تحلیل محتوا و به شیوه‌ی تحلیل نهفته انجام شد. جامعه هدف شامل ۱۲ نفر از زنان ایرانی در سال ۱۴۰۴ بود که در طول یکسال گذشته حداقل برای مدت یک هفته مشکلات مرتبط با خواب را تجربه کرده بودند که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع با آن ها مصاحبه‌ی نیمه ساختار یافته انجام شد. با اتمام مصاحبه‌ها، بعد از حذف و همسان سازی کدهای مشابه و تکراری، نتایج تحلیل یافته‌ها منجر به کشف ۴ طبقه اصلی و ۸ زیر طبقه شد. طبقات اصلی شامل مواردی از قبیل؛ مؤلفه‌های مرتبط با نگرش معنوی-مذهبی، مؤلفه‌های مرتبط با سبک زندگی هدفمند، مؤلفه‌های مرتبط با صبر و خویشتن داری و مؤلفه‌های مرتبط با آرامش در روابط خانوادگی-اجتماعی بود. نتایج یافته‌ها بیانگر آن است که مفاهیم فرهنگی-اجتماعی مرتبط با تنظیم هیجان می‌تواند نقش مهمی در ارتقای سلامت خواب زنان داشته باشد، از این رو پیشنهاد می‌شود متخصصان سلامت به این مهم توجه ویژه‌ای داشته باشند.از این رو پیشنهاد می‌شود متخصصان سلامت روان به این مهم و ارزشمند توجه ویژه‌ای و مهمی داشته باشند.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی زن و خانواده

بررسی تجربه زیسته دانشجومعلمان زن متاهل در زندگی خوابگاهی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2066835.1017

امیرحسین توانگر، فاطمه کریمی جهرمی، فاطمه موسوی زادگان، سهراب صادقی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته زنان دانشجومعلمان متأهل در زندگی خوابگاهی انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی طراحی شده تا از خلال روایت‌ها، احساسات، دغدغه‌ها و درک عمیق شرکت‌کنندگان، معنای تجربه‌های روزمره آنان در زیست دانشجویی و متأهلی استخراج گردد. زندگی هم‌زمان در دو نقش مهم «دانشجو» و «همسر» آن هم در شرایط خاص خوابگاهی، موقعیتی پیچیده، چندبعدی و گاه تنش‌زا برای این قشر از زنان جوان فراهم کرده که نیازمند مطالعه‌ای دقیق، همدلانه و مبتنی بر تجربه زیسته است.داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختارمند با تعدادی از دانشجومعلمان زن متأهل جمع‌آوری شده است. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و با در نظر گرفتن تنوع تجربه‌ها انجام شد. سپس داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) و به شیوه‌ای مرحله‌ای و نظام‌مند تحلیل گردید تا مضامین اصلی، خُرده‌مضامین و معنای پنهان در پشت روایت‌ها آشکار شود.یافته‌های پژوهش نشان داد که زنان متأهل دانشجومعلم با مجموعه‌ای از چالش‌های درهم‌تنیده مواجه هستند؛ از جمله مدیریت نقش‌های چندگانه شامل نقش هم‌زمان دانشجو، همسر و معلم آینده که سبب ایجاد تعارضات زمانی، انرژی و روانی شده است. فشارهای روانی ناشی از دوری از خانواده و همسر به‌ویژه در سال‌های آغازین زندگی مشترک، احساس تنهایی، ناامنی عاطفی و دوگانگی در تعلق مکانی را برای بسیاری از آنان ایجاد کرده است. همچنین، محدودیت‌های ساختاری و فرهنگی محیط دانشگاه، نظیر کم‌توجهی به نیازهای خاص زنان متأهل، نبود فضای گفت‌وگوی آزاد درباره مسائل زناشویی، و سیطره نگاه تک‌بعدی بر نقش دانشجویی، شرایط را برای این گروه دشوارتر کرده است.در عین حال، یافته‌ها نشان داد که حمایت‌های خانوادگی و دانشگاهی، به‌ویژه در قالب همراهی عاطفی از سوی خانواده‌های مبدأ و همسران، و نیز تسهیل‌گری‌های محدود از سوی مدیریت دانشگاه، نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری، توان سازگاری و حفظ انگیزه تحصیلی دانشجومعلمان زن ایفا کرده‌اند. به علاوه، امکانات محدود خوابگاهی شامل فضای نامناسب برای زندگی متأهلی، نبود حریم خصوصی، فقدان امکانات برای آشپزی و شست‌وشو و شرایط بهداشتی غیراستاندارد، همراه با فشارهای اقتصادی ناشی از هزینه‌های تحصیل و زندگی مشترک، از دیگر موانع تجربه‌شده در این مسیر بودند.نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی علمی و تجربی برای بازنگری و بهبود سیاست‌ها و برنامه‌های رفاهی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان باشد. توجه به نیازهای خاص زنان متأهل، ایجاد امکانات و فضاهای اختصاصی، طراحی نظام‌های حمایتی مؤثر، ارائه مشاوره‌های تخصصی و ارتقای بینش مسئولان نسبت به واقعیت‌های زیسته این گروه، می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی، سلامت روانی و موفقیت تحصیلی آنان منجر شود. در بلندمدت نیز این اقدامات زمینه‌ساز تربیت معلمانی با تجربه، آگاه، متعهد و توانمند در ایفای نقش‌های گوناگون اجتماعی و حرفه‌ای خواهد بود.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی مثبت‌گرا

پیش‌بینی انعطاف‌پذیری روانشناختی براساس خوش‌بینی در بین معلمان زن تربیت‌بدنی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2068414.1026

مریم ستایشگر، کاظم خرم دل، سوده دشتیانه

چکیده افسردگی یکی از شایع‌ترین اختلالات روانی است که تأثیر قابل توجهی بر کیفیت زندگی دارد و از سال 1990 تا 2010 به‌عنوان پرهزینه‌ترین بیماری روانی جهانی شناخته شده است. برآوردها نشان می‌دهند که بیش از 17 درصد از جمعیت آمریکا در طول عمر خود افسردگی را تجربه می‌کنند و هر ساله 19 میلیون نفر به افسردگی اساسی دچار می‌شوند. در سال‌های اخیر، توجه به عوامل روان‌شناختی مؤثر بر سلامت و عملکرد معلمان زن تربیت‌بدنی افزایش یافته است. از جمله این عوامل، خوش‌بینی هستند که می‌توانند نقش مهمی در ارتقاء انعطاف‌پذیری روان‌شناختی ایفا کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش پیش‌بینی‌کنندگی خوش‌بینی بر انعطاف‌پذیری روان‌شناختی در بین معلمان زن تربیت‌بدنی شهر شیراز بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و کاربردی بود. جامعه آماری شامل 300 معلم زن تربیت‌بدنی بود که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، 140 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل سه پرسش‌نامه استاندارد: انعطاف‌پذیری روان‌شناختی دینس و واندروال و خوش‌بینی تحصیلی بیرد و همکاران بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 و آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که میان خوش‌بینی و انعطاف‌پذیری روان‌شناختی رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که این دو متغیر به‌طور همزمان توان پیش‌بینی انعطاف‌پذیری روان‌شناختی را دارند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که خوش‌بینی می‌تواند به افزایش تاب‌آوری روان‌شناختی معلمان زن تربیت‌بدنی کمک کند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای برای ارتقاء این عوامل طراحی و اجرا شوند تا بهبود سلامت روان و عملکرد حرفه‌ای معلمان تسهیل شود.

مقاله پژوهشی روان‌شناسی خانواده

پیش‌بینی رضایت زناشویی براساس باورهای ارتباطی در زوجین شهر شیراز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071804.1037

مهناز قشقایی، سید مهدی حسینی

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی رضایت زناشویی براساس باورهای ارتباطی در میان زوجین شهر شیراز انجام شد. خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، نقش مهمی در سلامت روانی و عاطفی اعضا دارد و رضایت زناشویی یکی از شاخص‌های اصلی پایداری آن محسوب می‌شود. از آنجا که باورهای ارتباطی ناکارآمد می‌توانند به ایجاد تعارض‌های مکرر، سوءتفاهم و کاهش کیفیت روابط بینجامند، بررسی نقش این باورها در پیش‌بینی رضایت زناشویی ضروری به نظر می‌رسد. روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه‌کننده به مراکز درمانی شهر شیراز در سال ۱۴۰۳ بود. از میان آنان ۲۷۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه رضایت زناشویی (فدردی، ۱۳۷۸) و پرسشنامه باورهای ارتباطی (ایدلسون و اپشتاین، ۱۹۸۲) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان در نرم‌افزار SPSS-28 نشان داد بین باورهای ارتباطی ناکارآمد و رضایت زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به ویژه، ابعاد «باور به تغییرناپذیری همسر» و «توقع ذهن‌خوانی» بیشترین نقش را در کاهش رضایت زناشویی ایفا کردند. به طور کلی، نتایج نشان داد که باورهای ارتباطی قادرند حدود ۱۲ درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین کنند. یافته‌های این پژوهش بر ضرورت توجه به اصلاح و تعدیل باورهای ارتباطی زوجین تأکید دارد؛ زیرا می‌تواند زمینه‌ساز افزایش سازگاری، بهبود تعاملات عاطفی و ارتقای کیفیت زندگی مشترک باشد. بر این اساس، مداخلات آموزشی و مشاوره‌ای با محوریت بازنگری در باورهای ارتباطی می‌تواند راهکاری مؤثر برای ارتقای رضایت زناشویی زوجین باشد.

مقاله پژوهشی سایر

بازتاب نگرش‌های معیشتی، فرهنگی و اجتماعی زنان بر شکل‌گیری سازمان فضایی و الگوهای طراحی مسکن در بافت‌های شهری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2071607.1035

امیرحسین شیردل، فائزه اسدپور

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی بازتاب نگرش‌های معیشتی، فرهنگی و اجتماعی زنان بر سازمان فضایی و الگوهای طراحی مسکن در بافت‌های شهری انجام شده است؛ هدفی که با توجه به نقش پررنگ زنان در تجربه و استفاده روزمره از فضاهای سکونتی و تحولات شتابان در الگوهای زیست شهری، اهمیتی مضاعف می‌یابد. ضرورت انجام این مطالعه از آنجا ناشی می‌شود که بخش زیادی از ادبیات موجود یا صرفاً بر شاخص‌های فنی ـ محیطی و ابعاد کالبدی مسکن تمرکز دارد یا به مطالعات اجتماعی ـ فرهنگی محدود می‌شود، در حالی که فقدان یک رویکرد میان‌رشته‌ای مانع از ارائه راهکارهای جامع و قابل اجرا می‌گردد. در همین راستا، این پژوهش با رویکرد علم‌سنجی و استفاده از داده‌های پایگاه Lens و نرم‌افزار VOSviewer (نسخه 1.6.20) تلاش کرده است تا با ترسیم نقشه دانش و بررسی روندهای موجود، خلأهای پژوهشی را شناسایی و راهکارهای مؤثر برای رفع آنها ارائه کند. برای تحلیل ساختار و محتوای ادبیات، مجموعه‌ای از بررسی‌ها شامل تحلیل شبکه هم‌نویسندگی به منظور شناسایی الگوهای همکاری و نویسندگان کلیدی، تحلیل شبکه هم‌رخدادی کلیدواژه‌ها برای ترسیم میدان‌های معنایی و استخراج خوشه‌های شش‌گانه شامل مسکن، کیفیت زندگی، توسعه پایدار، میراث فرهنگی، تاب‌آوری شهری و تغییرات اقلیمی، تحلیل استنادی جهت تعیین مقالات اثرگذار و خوشه‌بندی موضوعی، و تحلیل ارتباطات کتاب‌شناختی برای آشکارسازی ساختار شبکه و فاصله میان خوشه‌های اجتماعی ـ فرهنگی و فنی ـ محیطی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که خوشه‌های مفهومی موجود عمدتاً به‌طور موازی و با ارتباطات محدود فعالیت می‌کنند، در حالی که گره‌های مرکزی همچون خوشه «پایداری» نقش مهمی در برقراری پیوند میان حوزه‌های متفاوت دارند. همچنین کمبود پژوهش‌های بومی و فقدان چارچوب‌های تحلیلی تلفیقی از مهم‌ترین خلأهای موجود به شمار می‌رود. نتایج این مطالعه تأکید دارد که فرصت قابل توجهی برای توسعه مدل‌های میان‌رشته‌ای وجود دارد که نگرش‌های زنان را با تحلیل‌های کمی محیطی ـ اقلیمی ادغام کرده و مسیر همگرایی مطالعات فرهنگی ـ اجتماعی و فنی ـ محیطی را هموار می‌سازد؛ مسیری که می‌تواند به ارتقای مبانی نظری و ارائه راهبردهای عملی برای طراحی مسکن شهری پایدار و انسان‌محور منجر شود.

روان‌شناسی اجتماعی

بررسی رویکردهای جهانی برای معکوس کردن کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج در نسل جدید

دوره 7، شماره 1، بهار 1404

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725760

کاظم خرم دل، مهشید محمدی مهر، زهرا ظفرخواه

چکیده امروزه بسیاری از کشورهای جهان با چالش‌های جمعیت‌شناختی کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج مواجه هستند که می‌تواند منجر به پیری جمعیت و کمبود نیروی کار شود. ایران یکی از کشورهایی است که تحت تأثیر این روندها قرار گرفته است. هدف از این مطالعه شناسایی و بررسی سیاست‌های مؤثری است که باعث ترویج ازدواج و افزایش نرخ تولد در سطح جهانی می‌شود. یافته‌ها و تحلیل‌های به‌دست‌آمده می‌تواند به عنوان منبع ارزشمندی برای تشویق ازدواج در میان نسل جوان و افزایش نرخ زاد و ولد در کشور ما باشد. گردآوری این داده‌ها شامل بررسی سیستماتیک تحقیقات دانشگاهی معتبر، انتشارات دولتی و پایگاه‌های آماری کشورهای موفق در این چالش جهانی است که در دهه گذشته به این موضوع پرداخته‌اند. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده، می‌توان گفت که مشوق‌های مالی مانند افزایش حقوق، تخفیف مالیاتی برای خانواده‌ها، مراقبت از کودکان با والدین شاغل و برنامه‌های حمایت اجتماعی مانند مرخصی سخاوتمندانه برای والدین و اولویت مسکن برای زوج‌ها از جمله سیاست‌های مؤثر هستند. همچنین، ترویج ازدواج با کمک ابتکاراتی مانند کمپین‌های آشنایی اجتماعی و استفاده از رسانه‌ها، آزادسازی رایگان دانش‌نامه برای متأهلین در دانشگاه‌های دولتی نام برد. این پژوهش گزینه‌های سیاست‌گذاری امیدوارکننده‌ای را برای ایران نشان می‌دهد و تطبیق این یافته‌ها با شرایط فرهنگی و مذهبی ایران و اجرای طرح‌های آزمایشی قبل از مقیاس‌بندی ملی، می‌تواند به معکوس کردن روند فعلی کمک کند.

روان‌شناسی بالینی

بررسی رابطه طرح‌واره ناکارآمد اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دل‌زدگی زناشویی زنان خانه‌دار شهر شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 111-119

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725758

زاهده رحمانیان، مهری عبدی

چکیده باتوجه ‌به اهمیت تعاملات زناشویی در اسلام، هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، افکار خودآیند منفی و خشونت خانگی با دل‌زدگی زناشویی زنان خانه‌دار شیراز مبتنی بر دیدگاه اسلامی انجام شد. روش تحقیق توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه‌دار شیراز در سال ۱۴۰۱ بود که 3۸۴ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های طرح‌واره ناکارآمد اولیه (یانگ، 2005)، افکار خودآیند منفی (هالون و کندال، 1980)، خشونت خانگی (حاج یحیی، 1999) و دل‌زدگی زناشویی (پینیز و همکاران، 2016) جمع‌آوری شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که این سه متغیر 22٪ از واریانس دل‌زدگی زناشویی را تبیین می‌کنند. خشونت خانگی (32/0=B، 985/6=t) و طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه (25/0=B، 437/5=t) و افکار خودآیند منفی (09/0=B، 141/2=t) به ترتیب بیشترین سهم را داشتند. همچنین، خشونت خانگی نقش میانجی‌کننده رابطه بین طرح‌واره ناکارآمد اولیه و افکار خودآیند منفی با دل‌زدگی زناشویی دارد (01/0>p). این پژوهش نشان می‌دهد که دل‌زدگی زناشویی ناشی از تجمع تعاملات نامناسب شناختی، هیجانی و رفتاری است و کاهش آن نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل فردی (مانند طرح‌واره‌ها و افکار منفی) و عوامل بین فردی (مانند خشونت) با درنظر گرفتن اصول اسلامی است. خشونت خانگی در این چرخه، هم علت و هم معلول تعاملات شناختی-هیجانی است و یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند. تأکید بر مداخلات چندسطحی (از درمان فردی تا تغییرات ساختاری) این مطالعه را به تحقیقی پیشرو در حوزه سلامت روان خانواده تبدیل کرده است.

روان‌شناسی اجتماعی

داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسل‌ها (یک مطالعه فرا تحلیل)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 71-85

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725755

مرضیه محمدی، یاسر دهقانی

چکیده اضطراب اجتماعی به‌عنوان یکی از رایج‌ترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبک‌های والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. هدف این پژوهش، بررسی نظام‌مند رابطه میان سبک‌های والدگری و انتقال بین‌نسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاه‌های علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربال‌گری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روش‌شناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار سی ام آ صورت گرفت. نتایج نشان داد سبک‌های والدگری تأثیر قابل‌توجهی بر شکل‌گیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبک‌های سخت‌گیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبک‌های مقتدرانه، پاسخگو و گرم، به‌صورت معناداری با کاهش نشانه‌های اضطراب اجتماعی هم‌بسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روان‌شناختی همچون کاهش عزت‌نفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بین‌فردی همراه بود. یافته‌های این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیب‌پذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید می‌ورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم به‌عنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه می‌گذارد.

روان‌شناسی بالینی

تدوین مدل ساختاری تاب‌آوری پرستاران زن متأهل: تأثیر انعطاف‌پذیری شناختی با نقش میانجی‌ سازگاری زناشویی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 97-110

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.725757

محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده

چکیده تاب‌آوری نقش مهمی در مقابله با چالش‌های شغلی و زناشویی دارد، لذا تقویت این ویژگی می‌تواند به بهبود وضعیت روانی و عملکرد شغلی افراد نقش بسزایی داشته یاشد. ازاین‌رو، شناسایی عوامل پیش‌بینی‌کننده تاب‌آوری ضروری به نظر می‌رسد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری شناختی بر تاب‌آوری با نقش میانجی‌گری سازگاری زناشویی در پرستاران زن متأهل است. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل 400 پرستار زن متأهل شاغل در مراکز درمانی و بیمارستان‌های دولتی استان البرز بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تاب‌آوری کانر و دیویدسون، پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندر وال، و مقیاس سازگاری زناشویی لاک-والاس بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 24 تحلیل شدند. این پژوهش با شناسه IR.ABZUMS.REC.1401.297 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی البرز رسید. مشارکت‌کنندگان پس از ارائه رضایت آگاهانه در پژوهش شرکت کردند و محرمانگی داده‌های آنان تضمین شد. نتایج نشان داد که انعطاف‌پذیری شناختی (r=0/762) و سازگاری زناشویی (r=0/796) در سطح اطمینان 01/0 با تاب‌آوری رابطه مثبت و معناداری دارند. همچنین نقش میانجی سازگاری زناشویی در ارتباط بین انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری تأیید شد. برازش مناسب داده‌ها با مدل مفهومی پژوهش تأیید شد. یافته‌ها نشان دادند که برای ارتقای تاب‌آوری پرستاران زن متأهل، توجه به عوامل شناختی، عاطفی و هیجانی ضروری است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و مدیران حوزه سلامت برنامه‌هایی در جهت بهبود این عوامل طراحی و اجرا کنند.

روانشناسی هنر

جایگاه شخصیت منیژه در ظرف سفالی (مجموعه فریر گالری واشنگنتن)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 35-48

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.728183

عاطفه فاضل

چکیده پژوهش حاضر به بررسی سفال نگاره مربوط به داستان بیژن و منیژه، ساخت قرن ششم هجری و متعلق به شهرری، اختصاص یافته است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی شخصیت منیژه در این اثر تصویری و تطابق آن با متن شاهنامه فردوسی است. سؤال کلیدی پژوهش به شرح زیر است: چگونه نقش منیژه در متن شاهنامه و در تصاویر سفال مجموعه فریر واشنگتن بازنمایی شده است و چه تفاوت‌هایی در تفسیر این شخصیت در این دو رسانه وجود دارد؟ روش تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی و تحلیل تصویری است. برای جمع‌آوری داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای، مراجعه به منابع معتبر داخلی و اینترنتی و مطالعه نمونه‌های ظرف سفالی با نقش بیژن و منیژه موجود در مجموعه فریر واشنگتن بهره گرفته شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هنرمند سفالگر با حفظ عناصر نمادین، شخصیت منیژه را در کلیت داستان رعایت کرده است. در عین حال، تمرکز او بیشتر بر وفاداری، عشق‌ورزی و صبر منیژه است و کمتر لایه‌های قهرمانی و فعالانه او در داستان نمایان است. این در حالی است که در متن شاهنامه، فردوسی منیژه را زنی شیردل، شخصیت فعال و درگیر در نجات بیژن و نماد وفاداری و عشقی قوی تصویر می‌کند. در پایان، نقوش ظرف سفالی، با بهره‌گیری از قهرمانی‌های رستم و عناصر حماسی، حساسیت حماسی داستان را حفظ کرده است، هر چند بیشتر بر جنبه‌های عاطفی و نمادین شخصیت منیژه تأکید دارند. این مطالعه نشان می‌دهد که تفاوت‌هایی در تفسیر و بازنمایی شخصیت منیژه در متن و تصویر وجود دارد، اما هر دو رسانه به نحوی مکمل یکدیگر نقش مهمی در تداوم میراث فرهنگی و روایت‌های ملی ایران ایفا می‌کنند. تأکید بر اهمیت وحدت هنرهای تصویری و ادبی در حفظ و انتقال روایت‌های ملی، از دستاوردهای اصلی این پژوهش است و نشان می‌دهد که نقش سفالینه‌ها در ترویج و قرائت داستان‌های کهن ایرانی اهمیت ویژه‌ای دارد.

روان‌شناسی زن و خانواده

مروری سیستماتیک بر تجارب جهانی در پیشگیری از خشونت خانگی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 49-62

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727995

حدیث اکبری مقدم، حکیمه اکبری مقدم

چکیده خشونت خانگی یکی از مشکلات عمده سلامت افراد به شمار میاید. امروزه، پیشگیری از بروز این مشکل و همچنین مدیریت موارد خشونت خانگی در دنیا به‌عنوان یک اولویت مهم سلامت مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی مداخلات انجام شده و تجارب جهانی در زمینه پیشگیری از بروز خشونت خانگی و بررسی اثربخشی آن است. روش: این مطالعه از نوع مطالعات کیفی- توصیفی به روش مروری و با جستجوی نظام‌مند مقالات موجود در بانک‌های اطلاعاتی معتبر و با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط انگلیسی و فارسی، با مرور و تحلیل مداخلات انجام شده در زمینه خشونت خانگی و میزان اثربخشی آن‌ها تحلیل شد. یافته‌ها: بعضی مداخلات در زمینه خشونت خانگی در بسیاری از کشورها شامل مداخلات متمرکز بر افراد آسیب‌دیده خصوصاً زنان و کودکان که شامل راهکارهایی از قبیل آموزش، جلب حمایت و مشاوره‌های روانی و درمانی افراد در معرض خطر است. مداخلات دیگر متمرکز بر کارکنان سیستم خدمات بهداشتی درمانی و سازمان‌های حمایتی به‌منظور آموزش و توانمندسازی آنان در زمینه تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی است. بحث: توانمندسازی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی برای غربالگری، تشخیص و مدیریت موارد خشونت خانگی و نیز آموزش کلیه افراد در زمینه عوامل زمینه‌ساز بروز خشونت، کسب مهارت‌های ارتباطی و سازگاری و انتخاب صحیح رفتارهای جایگزین در مواجهه با موقعیت‌های خشونت زا می‌تواند گام‌هایی مهم در پیشگیری یا کاهش خشونت خانگی باشد که این یافته‌ها با بسیاری از مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف همسو بوده است.

روان‌شناسی زن و خانواده

مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 77-93

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.727715

هادی اکبری نژاد، پریناز نظری ممقانی، نرگس پورطالب

چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه‌ای بود. جامعه آماری را کلیه زنان سرپرست خانوار مراجعه‌کننده به سازمان بهزیستی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان سرپرست خانوار و (50 نفر) زنان غیرسرپرست به‌منظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه‌های شادکامی آکسفورد (1989)، علاقه اجتماعی علیزاده (2020) و بدتنظیمی هیجان گراتس و رومر (2004) مورد آزمون قرار گرفتند. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) و آزمونt  مستقل استفاده شد. آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان دادند که بین زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست از منظر شادکامی و مؤلفه‌های آن (رضایت از زندگی، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی، عزت‌نفس) (001/0>P)، علاقه اجتماعی و مؤلفه‌های آن (اهمیت دادن به دیگران، مسئولیت‌پذیری، شجاعت، پذیرش خود) (001/0>P) و بدتنظیمی هیجان (001/0>P) تفاوت‌ معنی‌دار وجود دارد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده می‌توان گفت که زنان سرپرست خانوار از نظر شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان وضعیت بدتری نسبت‌ به زنان غیرسرپرست دارند.

روان‌شناسی تربیتی

بررسی رابطه بین میزان مهارت اجتماعی و دلزدگی تحصیلی با نقش واسطه ای همدلی در دانش آموزان دختر متوسط اول شهرستان فسا

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 71-83

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2074231.1042

سعیده فرج اله زاده، یاسر دهقانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین میزان مهارت اجتماعی و دل‌زدگی تحصیلی با نقش واسطه‌ای همدلی در دانش آموزان دختر متوسط اول شهرستان فسا انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان فسا بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از بین آن‌ها با استفاده از جدول مورگان تعداد 150 نفر دانش‌آموز دختر به شیوه خوشه‌ای چندمرحله‌ای تعیین گردیدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه سنجش مهارت‌های اجتماعی ماتسون (1983)، پرسشنامه دل‌زدگی تحصیلی ریجسگر و همکاران (2020) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار ایموس و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری، در سطح اطمینان 95% انجام شد و با توجه به کوچک‌تر بودن سطح معناداری از پنج صدم و ثابت بودن سایر عوامل، ضریب مسیر مهارت اجتماعی بر همدلی 71/0، مهارت اجتماعی بر دل‌زدگی تحصیلی 29/0-، همدلی بر دل‌زدگی تحصیلی 28/0- و مهارت اجتماعی به‌واسطه همدلی نیز به میزان 196/0- بر دل‌زدگی تحصیلی تأثیر دارد.

روانشناسی هنر

بازخوانی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در ادبیات سورئال: مطالعه موردی بوف کور و بازتاب آن در زبان معماری

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 105-120

https://doi.org/10.22034/jwir.2025.2067182.1019

فاطمه حسنعلی، مریم ارمغان

چکیده ادبیات سورئال به‌عنوان یکی از جریان‌های تأثیرگذار قرن بیستم، تلاشی برای نفوذ به لایه‌های ناخودآگاه و آشکارسازی منطق پنهان ذهن انسان است. این مکتب با پیوند رؤیا و واقعیت، مرز میان ذهن و عین را درهم می‌ریزد و فضایی خلق می‌کند که در آن تجربه زیسته، خیال و حافظه در هم می‌آمیزند. در چنین بستری، مفهوم فضا از حدود کالبدی فراتر می‌رود و به نمود روان، جنسیت و درونیات انسان بدل می‌شود. این رویکرد، نه‌تنها در ادبیات بلکه در سایر هنرها ازجمله معماری، بستری برای بازاندیشی در تجربه فضایی فراهم می‌سازد. رمان بوف کور صادق هدایت، به‌عنوان نمونه‌ای برجسته از ادبیات سورئال در ایران، با خلق فضاهایی رازآلود و ذهنی، امکان تحلیل مفاهیمی چون زمان، ادراک و جنسیت را مهیا می‌کند. در این اثر، بازنمایی زن نقشی محوری در شکل‌گیری فضاهای روانی و ناخودآگاه دارد و به‌گونه‌ای نمادین ساختار فضایی روایت را سامان می‌دهد. این پژوهش با رویکردی بین‌رشته‌ای و با بهره‌گیری از روش تحلیل نشانه‌شناسی کیفی، به واکاوی فضاهای ذهنی و بازنمایی زن در بوف کور و بازتاب مفاهیم سورئالیستی آن در زبان معماری می‌پردازد. از طریق تحلیل لایه‌های تصویری و نمادین متن، الگوهای فضایی حاصل از پیوند واقعیت و رؤیا استخراج و به مفاهیم طراحی فضایی ترجمه شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌کارگیری مفاهیم سورئالیستی در فرآیند طراحی، می‌تواند زمینه‌ساز خلق فضاهایی چندلایه، درون‌نگر و تجربه‌محور در معماری معاصر باشد؛ فضاهایی که نه صرفاً عملکردی، بلکه بازتابی از جهان ذهنی و روان انسان‌اند.

شاخص آماری مقدار
تعداد دوره‌ها   8  
تعداد شماره‌ها 27
تعداد مقالات 180
تعداد نویسندگان 348
تعداد داوران 60
درصد پذیرش 47
زمان پذیرش (روز)  47
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان

نشریات مرتبط